نخستین 180 خط.
بس کن دیگه
دقیقا که مثل نوه گداتی
الان چی گفتی دختره خراب؟
به چه جراتی وقتی زندگی بچه منو خراب کردی اینو میگی
فکرکردی میتونی با دزدیدن مرد مردم خوشبخت شی؟
مادر بزرگ - عجب پیرزنی احمقی -
مادر بزرگ غذاشو خورده؟
وای خدا
مادر بزرگ
مادر بزرگ بهوش بیا
نباید اینجوری بمیره گند میزنه به زندگی من
حالا چیکار کنم؟
چیزی شده یعنی ؟ چرا باز جواب نمیده؟
اگه گزارش بدی پدر در موردش می شنوه
...پس اینکارو نکن
هیچ کس ندیده
شجاع باش
هیچ اتفاقی برامون نیفتاده
حالا چیکار کنیم؟
...اگه
چیزش بشه
ما باید یک دلیل جور کنیم
نباید کار هم بمونیم
من یک جلسه بیرون دفتر دارم
تو برو همونجا
منم میرم دفتر
خیلی خب
اگه اتفاقی افتاد بهم خبر بده
چیزی نیست نگران نباش
خانم بزرگ
خانم بزرگ
الو یه پیرزن اینجا بیهوش شده
خانم بزرگ
ای جان نوه نازم
چقدر بزرگ شدی
دگ دگ
مامان بزرگ ببین
ای جان میخندی
اگه قرار باشه بهش وابسته نشم نباید اینکارارو بکنم
چرا برنگشت ، هنوز دنبال اوناس؟
خدا کنه جه گیونگ کاریش نکره باشه
چه خبره؟
بیرون آمبولانس اومده
حتما تصادف شده - تصادف؟ -
سبیوک جونم
احتمالا مادر بزرگ سون هوا رو ندیدی؟ - نه ندیدم -
مادر بزرگ سبیوک گذاشت اینجا رفت؟ - نمی دونم -
کجا گذاشت رفت؟
سلام سانگ می
سبیوک پیش شماس؟
مادر بزرگ؟
نه هنوز ندیدمش
الان میام دنبالش
الو
چی ...بیمارستان؟
سلام مامان - سلام -
احتمالا اتفاقی بین شما و مادربزرگ سون هوا که نیفتاده؟
چطور مگه؟
بعد از اینکه اومد دنبال شما دوتا هنوز برنگشته
بعدش صدای آمبولاس محل برداشته بود
...احتمالا - من چیکار کردم؟ -
ما فقط سوار ماشین شدیم و رفتیم نمی دونم چه اتفاقی براش افتاده
خب ...آره درست میگی
اگه چیزی نشده که هیچی
کار دارم باید برم
در ضمن مامان در این مورد به کسی چیزی نگو
باشه؟ - خیلی خب باشه -
خانم هان تا حالا باید میومد
دیر کرده - آره میدونم -
شاید هنوز حالش زیاد خوب نشده
می بخشید - ما تعطیلیم -
لطفا فردا برگردین
میخواین صحبتی کنین؟
من مون سانگ هیوک از شیرینی پزی دائکوک هستم
در مورد چی میخوان صحبت کنین؟
نظرتون در مورد شمارکت و دستورهای پخت بیشتر چیه؟
ما نیازی به این کار نداریم
چی؟
همونطور که می بینی مابه کیفیت بالا اهمیت میدیم نه کمیت و مقدار
شیرینی رو نمیشه با تولید انبوه درست کرد - بله متوجهیم -
ما به خوبی از اعتقادات و شهرت شما مطلعیم
پس اینم میدونید که امکان نداره من نظرم عوض بشه
شرکتهای دیگه ای هم تقاضای همکاری داشتن ،اما اونهام دست برداشتن
بله اینم میدونم
اما شما معتقدین که نون باید سالم و خوشمزه به دست مردم برسه
کافیه دیگه
شیرینهای تولید انبوه لزوما طعم بدی ندارن
ما مطمئن هستیم که میتونیم طعم یکسان تولید کنیم
متاسفم ، اما لطفا تشریف ببرید
ما میخوایم بذاریم آدمهای بیشتری از طعم شیرینی شما لذت ببرن
پس ، دوباره خدمت میرسم
عجب مرد جسوری
بله سون هو
چی؟
مادر بزرگ بهوش بیا ، منم سون هوا
صدامو میشنوی مادر بزرگ؟
بیدار شو مادر بزرگ
تو رو خدا نجاتش بدید نذارین بمیره
مراقب باش - لطفا نجاتش بدید -
بیرون باش لطفا
لطفا بهوش بیا خواهش میکنم
مادربزرگ تحمل کن
خانم یون
..چی میشه
اگه بمیره؟
عجب پیرزنیه ها
نه این اتفاق نمیفته
حتی اگه اتفاقی براش بیفته تقصیر من نیست تقصیر خودش بود
به هر حال نه مدرکی هست
نه شاهدی
چیزی نیست جه گیونگ
همه چی درست میشه - چی درست میشه؟ -
چرا اینقدر جا خوردی؟ - کی اومدی؟ -
اینطوری بی صدا نیا تو می ترسونی منو
چیزی شده؟
دلت میخواد چیزی شده باشه - وقتی صدات زدم صدامو نشنیدی -
بگو ببینم چی شده؟
بهت گفتم چیزی نشده
چرا هی می پرسی؟
...برو بیرون
اگه حرفی نداری میخوام تنها باشم
باشه - در ضمن بهت هشدار دادم -
هی وقت و بی وقت سرت ننداز بیا اینجا
فکر میکنی اینجام خونه است؟ بفهم محل کار با خونه فرق داره
...شنیدی
آمبولانس اومده - از کجا فهمیدی؟ -
مامانم زنگ زد پرسیید اتفاقی برای مادر بزرگ افتاده؟
بعدش؟
چون هیچکی اونجا نبود کسی خبردار نشده
هیچ اتفاقی برای ما نیفتاده
هیچ اتفاقی نیفتاده
...اون پیرزن
چه اتفاقی براش میفته؟
از مادر بزرگت چه خبر؟
چرا نیومد سبیوک با خودش ببره؟
چرا جواب نمیده؟
نکنه فکر کردن سبیوک بذارن ما بزرگش کنیم؟
اون پیرزن کجا گذاشت رفت؟
ایوای
مادر بزرگم غش کرده الان دارن عملش میکنن
ایوای می دونستم با اون شلوغ کاری یه چیزیش میشه
اگه بخاطر عصبانیتش اینجا فشارش رفته باشه بالا چی؟
دیگه مگه ولکن ما میشه
وای خدا جون
سلام سانگ هیوک
چی گفتی؟ مادر بزرگ سون هوا؟
باشه
باشه متوجه شدم
مادرت چی گفت؟
بخاطر سبیوک با سون هوا حرف زده
گفت مادربزرگ دارن عملش میکنن - گفت دارن عمل میکنن؟ -
وای خدارو شکر
پس یعنی نمرده
...اگه
...بعد از عمل بهوش بیاد
...درست میگی اگه بهوش بیاد و در مورد ما بگه
حتی اگه این کارو بکنه کی حرف یه پیرزن باور میکنه؟
همینکه نمرده کافیه
...با اینحال
چی شدی؟ معدت درد میکنه؟
بریم بیمارستان
نه خوبم
فردا قراره برم
!سون هوا
مادر
چطوری اینجوری شد؟ حالش چطوره؟
هنوز داره عمل میشه
حالش خیلی بده؟
وضعیتش چطوره؟
دکتر ، مادر بزرگم چطوره؟
حالش خوبه مگه نه؟
بخاطر خونریزی مغزی سقوط کرده و سرش به شدت کوبیده شده
در ضمن علائم ضربه مغزی رو نشون میده
خیلی خونریزی کرده
بخاطر همین درمانش سخت میشه
سون هوا
باید منتظر بود و دید
تا فردا شب باید بهوش بیاد
مار بزرگم باید زندگی کنه
لطفاً مادر بزرگم نجات بده دکتر
No comments yet. Be the first to leave one.