ロード・エルメロイⅡ世の事件簿 -魔眼蒐集列車 Grace note-
نخستین 186 خط.
شنیدم که ادارۀ جانورشناسی بابتش .واقعاً عصبانی هستن
فکر نمیکردم که آقای کارادارون .به قتل برسه
به هر حال، خیلیها هستن که .دوست دارن مقام اون رو داشته باشن
تعداد مظنونها تا حدی زیاده .که همه دست به دامن برادرم شدن
راستی، چه خبر از برادرت؟
هنوزم مثل همیشه درگیر خاطرات .مربوط به جنگ جام مقدسـه
جام فویوکی، ها؟
...هفت جادوگر برای رسیدن به جام آرزو
.هفت «خدمتکار» برای جنگ احضار میکنن
خدمتکار یا سِروِنت: روح اسطورههای افسانهای که جادوگرها .برای رسیدن به جام آرزو احضار میکنن
انتقام برای اتفاقی که دهسال پیش افتاد؟
یا دنبال انتقام گرفتن بابت مرگ استادشـه؟
.آدم جالبیـه
چیزی شده؟
.نه. فقط به نظرم یکم عجیبـه
...جنگ جام مقدس
،اگه واقعاً وجود داشته باشه
مردن توی یه مراسم جادویی کوچیک .توی شرق هم بیشتر سر و صدا میکرد
نسبت به اینکه یه لرد توی این .مراسم کشته شده خیلی بی سر و صدا برگذار شد
.دربارۀ ادارۀ احضار شما هم همینطوره
با توجه به اینکه دختر مدیر مرده، درسته؟
کسی داره براتون اطلاعات جمع میکنه؟
.فقط حدس و گمون بود
.اما حالا که این رو گفتین مطمئن شدم
.بگذریم، میذارم برادرم کارهای سختش رو انجام بده
!آخ، آخ، آآخ
...فلات، توی لعنتی
مشکچه اشکالی داره که به جای سنگ آتش از سولفید آهن اسفاده کنم؟
!همهچی
برای ساخت یه محدودۀ ،توی کلاس
چرا باید از موادی استفاده کنی که موجب نابودیِ طلسمت میشه؟
درسته که هم سنگ نمک و هم سنگ آتش ،بلورهای مکعبی شکل دارن
.و نماد زمین هستن
اما سنگ آتش، همونطور که از اسمش پیداست !برای نمادگذاری آتش هم استفاده میشه
!همینه، «پنجۀ آهنی» نامحدود
اگه همینطوری به آمادهسازی جادو ،ادامه میدادی، به یه محدودۀ جادویی نمیرسیدی
!لطفاً من رو بغل کنین، سنسی
فقط باعث به هم زدن .تعادل مانای اطراف بود
فلیتز وُن اریک: یکی از ستارههای کشتیکج .که به زدن فنّ پنجۀ آهنی یا آیرون کلاو معروفـه
.هنوز با «فلیتز وُن اریک» قابل مقایسه هم نیست
اگه همون اول، اشتباهی سنگ آتش !رو با نیتریک اسید قاطی میکردی، یه گاز سمی به وجود میاومد
.اطلاعات زیادی دربارۀ کشتیکج داری
.هر دختری باید دربارۀ کشتیکج اطلاع داشته باشه
...وگرنه
!غلط کردم! غلط کردم، سنسی
!لعنتی
هر بار، با این کارهات استعدادت !رو صرف مسخرهبازی میکنی
،اگه من تو سنِّ تو چنین استعدادی داشتم
...من
استاد؟
!آخ! اوخ
.یه لحظه کنترلم رو از دست دادم
.به ادامۀ جلسه میپردازیم
...دربارۀ تعادل محدوده، در حیطۀ عدالت
چرا لرد ال-ملوی دوم انقدر بدخلقـه؟
.من از طرف ایشون عذر میخوام
این همه راه از فینلند برای !گوش کردن به این سخنرانی اومدم
اما اگه چنین اخلاقاتی رو داشته باشه، فکر نکنم !بتونم به عنوام معلم خودم، یعنی «لویاگلیتا ادلفلت» قبولش کنم
پس اون رفتار بینظیری که توی قلعۀ جدایی نشون داد کجا رفت؟
.بهم جواب بده، گری
...را-راستش
یه چاییخوری تعطیل شده؟
ها؟
بله. چاییخوریِ محبوبشون به دلیل .مشکلات برقی فعلاً بستهـست
میدونم که انگلیسیها علاقۀ خاصی به ...اما این همه ماجرا فقط به خاطر یه چایی خوری
اطراف خونۀ استاد، جای دیگهای .برای غذا خوردن نیست
...برای نوشتن مقالات، و ناهار خوردن
بدون اونجا واقعاً نمیتونه .کارهاش رو انجام بده
دلیلش همینـه؟
این بیارزشترین دلیلی بود که !تو تاریخ برج ساعت آورده شده
اما گفتن که امشب قراره از رئیس مغازه ،دربارۀ شرایط فعلی چاییخونه بپرسن
...پس مطمئنم که
.روت حساب میکنم
!خدایا
!راینس
میتونم یه لحظه وقتت رو بگیرم، ادلفل جوان؟
.دربارۀ جنگ جام مقدسـه
.وضعش خیلی خرابـه
.فکر کنم کارِ موشها باشه
.ظاهراً، یه نشت الکتریکی اتفاق افتاده
قبض برقی که برامون .اومده خیلی زیاده
یه جونده؟
فکر نکنم. ادارۀ برق چی گفته؟
،باهاشون حرف زدیم. اما خب .نمیدونن که کی درست میشه
...پس، به کنترل حیوانات زنگ زدیم، اما
چی شد؟
.یک نفرشون گم شد
اون یکیِ دیگه گفت که .یه موجود وحشتناک دیده
و گفت که حاضر نیست .ادامه بده
.که اینطور
میشه منم یه چِک کوچیک بکنم؟
.این جادوی جانوریـه
.برق از اینجا نشت کرده
.نه، داره جذب میشه
.یه موجود با بدن خزدار
.برق
.آبی
.پس که اینطور
چیزی فهمیدین؟
.آره. عامل اصلیِ مشکل رو پیدا کردم
.بزودی میرم پایین
استاد دانشگاهها تا این حد پیش میرن؟
...و اگه اتفاقی برای شما بیفته
،اگه این مغازه تعطیل بشه .ممکنه یه بلایی سرِ یکی بیارم
.سیستم فاضلاب قرن نوزدهم
.بزرگتر از اونیـه که انتظار داشتم
نه. داره رشد میکنه؟
یه محوطۀ جادویی برقی، ها؟
پس، یه جادوگر اینجا رو .محل کار خودش کرده
.فاضلاب، یه گارگاه جادویی و برق
.یه سری خاطرات رو بر میگردونه
...استاد
بله؟
...استاد
!فوقالعادهای! تو فوقالعادهای، سال اولی
!پس به این میگن اینترنت
!اسمت کالِس بود، درسته؟ تو بهترینی
.چیز خیلی عجیبی نیست ها
خب، ما جرئت نمیکردیم .که به کامپیوتر فلات دست بزنیم
چی، چی؟
!آه، یه کامپیوتر جدید
خوبـه؟
!و چندتا مانیتور داره
!سیستم تمیزیـه خودت ساختیش؟
.آ-آره
.برای سرچ کردن و مدیریت اطلاعات ساخته شده
.مانیتورها رو با کابل لن به هم وصل کردم
!ایول! حسودیم میشه کارت گرافیکت چیه؟
.آه
.سلام، فلاتم
آه، گری-چان؟
.آره، آره
.الان اسم «گری-تان» رو گفت
استاد هنوز برنگشته؟
.اییخونه بهم زنگ زد
بهم گفتن که استاد رفته تو فاضلاب .و هنوز برنگشته
!باشه، دارمش
.نگران نباش. بقیش رو بسپر به من .سریع میام اونجا
!میبینمت
چرا؟
چرا به من زنگ نزد؟ چرا تو کسی هستی که گری-تان بهش زنگ میزنه؟
!دِ بگو لعنتی
شنیدن صدای گری-تان از ...اون فاصلۀ نزدیک
!آهای، بس کنین !کامپیوترم رو خراب میکنین
!گوشت رو بهم بده! حسودیم میشه
!بس کنین دیگه
چی بین تو و اون گری-تانِ ناز و خوشگل و خوشبو میگذره؟
...دلیلش اینه که
دلیلش؟
تو گوشی نداری، لی شیون؟
...که اینطور. گوشی
..اگه گوشی بخرم .میتونم به گری-تان زنگ بزنم
همینالان میرم و برای !خرید ثبتنام میکنم
.نه، نه، نه
.گوشی فروشی تا الان تعطیل شده .باید بریم یه جای دیگه
!گری-تان... گری-تان... گری-تان
!گری-تان
خواهر، احساس میکنم که .تو یه دیوونهخونه گیر افتادم
خب، میتونی بوش رو حس کنی؟
!آره. بوی گری-تان واقعاً فوقالعادهـست
!خیلی نرم و پشمالوـه
.پیاده شو با هم بریم، اسوین-کون
سنسی بهت تذکر داد که تا میتونی از گری-چان دور بمون، یادت نیست؟
.بـ-ببخشید، گری-سان
.ا-اشکالی نداره
!بوی استاد رو حس میکنم
!استاد
توانایی این رو داره که .با تغذیه از برق رشد بکنه
...سعی کردم طلسمش رو باطل کنم، اما
،اگه بخواییم از نظر قدرت بررسی کنیم .نمیتونم حریفش بشم
این موجود الان کجاست؟
.عقبنشینی کرد
،تقریباً مساوی شدیم
.اما مدتی طول نمیکشه که دوباره برگرده
...اون موجود
...فلات
...از مانای اطرافش تغذیه میکنه
...و تعادلش رو به هم میزنه
!استاد
.طوری نیست. احتمالاً فقط بیهوش شده
پس، گمون کنم بقیۀ کارها .به عهدۀ ماست
.درسته
،پس، لیشیون-کون .سنسی رو برسون به بیمارستان
چرا من باید اینکار رو کنم؟
!«و به من نگو «لیشیون
،اگه با یه موجود جادویی طرفیم .قدرت گری-چان خیلی به کارمون میاد
No comments yet. Be the first to leave one.