Memorist (Memoriseuteu / 메모리스트)

Memorist (Memoriseuteu / 메모리스트)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

메모리스트 Memorist E16❤️(Barcode)❤️
ناشر Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-05-01
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 188 خط.

کشته شدن

دکتر و روانپزشک مخصوص یو آه یونگ

خب که چی؟

یه نگاهی به این بندازید

به نظر میرسه یو آه یونگ قبل از مرگش برای دوستش یه بسته فرستاده

..اگه کسی از این ماجرا بود برده باشه

مرگ یهویی پزشک و روانپزشکش با عقل جور در میاد

از شرشون خلاص شو

هرکسی که در اینباره حرفی بزنه ..چه پیر چه جوون

باید بمیره

چشم

برنامه های خارج رفتن جون سوک چی؟

داریم آمادگی های لازم رو انجام میدیم

سرپرست

این چیه؟ - گزارش یک ذهن خوان -

یه نفر دیگه هم به جز کاراگاه دونگ بک قدرت های ماوراطبیعی داره

..ما فکر میکنیم که

یه لحظه ببخشید

الو؟ - کاراگاه دونگ بک غیبش زده -

منظورت چیه؟

موقعیت کاراگاه دونگ بک رو ردیابی کنین بجنبین

تمام این مدت میدونستین؟

نه ما هنوز همه تیکه های این پازل رو نداریم

پس اون شخص حافظه پاک کنه؟

ما اینطور فکر میکنیم

پس هرچی که میدونین رو بهم بگین

سو هی سو

حالا وقتشه که حقیقت رو بدونی

داداش کوچیکه

فکرشو میکردم عقلت سرجاش نباشه ولی نمیدونستم وضعت تا این حد خرابه

..وقتی که بچه بودی

زیاد این طرفا میومدیم

اون موقعا خیلی بانمک بودی

این چه مزخرفاتیه

..ولی خب آخرین خاطره ای که از اینجا یادته

احتمالا خیلی دردناکه

سو هی سو

..درک میکنم چرا باورت نمیشه

اما به زودی تو هم به حرفم میرسی

دونگ بک ..نه

سونگ جوهو

اگه دلت میخواد ذهنم رو بخون

از کجا باید بهت اعتماد کنم؟

من فرصت های زیادی داشتم که بهت آسیب بزنم

..خاطراتی که میخوای پسشون بگیری

..مامان

خاطراتی رو که از دست دادی

همشو بهت برمیگردونم

بیا

افسر پلیس؟ - ایول نونا از کجا فهمیدی؟ -

من همه چیزو میدونم

مامان - عه اومدین -

مامان باورت نمیشه - ها؟ -

نونا قبل از اینکه چیزی بهش بگم از همه چي خبر داشت

من هیچوقت بهش نگفته بودم ..که دلم میخواد افسر پلیس بشم

اما نونا میدونست

..سونگ جوران

باشه فهميدم حالا برو دست و صورتو بشور و برای شام آماده شو

باشه

از اینم بخور

این گوشته رو هم بخور

آره انقدر گیر نده به غذا

من گیر نمیدم که - نمیدی؟ -

آره نونا الکی از خودش حرف در میاره

آخه چش شده؟

..جوران - یو آه یونگ؟ -

خودتی؟

کمکم کن

الو سلام

آره آره

آه یونگ

چیشده؟

نزدیک نیا

از همون جا حرفتو بزن

چت شده؟

چیزی که خواسته بودمو آوردی؟

بذارش اینجا و برو

زود باش

..اتفاق

بدی افتاده آره؟

اگه خیلی سختته میخوای خاطراتتو پاک کنم؟

..خاطرات بد نبودشون بهتره - ..سونگ جوران -

..پاک کردن خاطراتم

باعث پاک شدن اون اتفاق نمیشه

اون موقع بود که بالاخره فهمیدم

..من باید با استفاده از قدرتم آدما رو حذف کنم

نه فقط خاطراتشون رو

منو ببخش

..و همینطور

ازت ممنونم جوران

تو مون یونگ ده رو میشناسی نه؟ اون مرده خودکشی کرده

جایی که با اون پسرا خوش گذروندی رو یادت میاد؟

به گمونم اونجا یه چیزایی دیده

فکر کن اگه بابات بفهمه چقدر ناراحت میشه

یو آه یونگ خودکشی کرده

..این پرونده رو جوری جمعش کن

که کسی در مورد تجاوز چیزی نفهمه

نگران نباشین - مون یونگ ده چی؟ -

حواسمون بهش هست

اینجوری بود که فهمیدم کی رو باید بکشم

دلیل اینکه شروع کردی آدما رو بکشی و ازشون انتقام بگیری این بود؟

انتقام؟

مسئله انتقام نیست

دارم هرکاری که باید با توانایی هام بکنم ، میکنم

یه جورایی مثل بوجود آوردن عدالته

و این عدالت تو چیزی جز دیوونگی هم برات داشته؟

عدالت همیشه همراه با درده

..خودتم خوب میدونی

..که هر بار که از قدرتت برای یه کار خوب استفاده میکنی

آسیب میبینی

جین جه گیو چی؟

اون که هیچ ربطی به این قضایا نداشت

جین جه گیو از قبل داشت کار خودشو به عنوان جلاد انجام میداد

..برای محافظت از دخترش شدیدا حواسش

به کارهای شیطانی بانگ جون سوک بود

هزار و یک دلیل برای کار کردن باهاش وجود داشت

ولی دردی که همراهش بود فقط یه دلیل داشت

عه نونا برگشتی

همون دلیلی که من و تو داشتیم همون دلیلی که من و تو بخاطرش عذاب کشیدیم

..عه راستی

نونا

یه بسته برات اومده من بازش کردم ولی توشو نگاه نکردم

برو بیرون

اگه میخوای دخترتو نجات بدی ، لی شین وونگ رو برام بیار

جرات میکنی یه افسر پلیس بالا

هیس

چرا گفتی بیایم اینجا؟

چیشده؟

بانگ جون سوک چی؟

چیه؟ دوسش داری؟

کجاست؟ - خارج درس میخونه -

واقعا؟

حیف شد

بهمون گفتی قراره خوش بگذرونیم

اگه خوش نگذره خودم میکشمت

قراره خوش بگذره

خدای من

مامان! نونا اینجا نیست

واقعا؟ نگفته بود که داره میره بیرون

سونگ جو در رو ببند

عه جعبه

..من یو آه یونگ هستم

..این شهادت و

سونگ جو بهت گفتم نرو توی اتاق - نامه خودکشی منه -

..توی نهم فوریه سال 2000

..روی یکی از تپه های اطراف شیمبه

..بانگ جون سوک ، سو فیلیپ و شش نفر دیگه

به طرز وحشیانه ای به من تجاوز کردن

..افسر پلیس چون کی سو

منو مورد اذیت و ازار قرار داد

تو کی هستی؟

مامان

مامان

اینجا دیگه چه جاییه؟ چرا انقدر کثیفه؟

خدای من - هی -

اینجا آخه چی داره؟ - ..من حافظه همشون رو کاملا پاک کردم -

و تنها چیزی که گذاشتم براشون بمونه ترس بود - بیاین بریم بابا -

..مامان

مامان

مامان

..چرا مامان

ولش کن بذار بره

جوهو

نونا

اینجا چیکار میکنی؟

..نونا مامان

جوهو

..برو

برو خونه آجوشی یون گون

من میام اونجا دنبالت باشه؟

..کسی که خاطرات اون شب رو از ذهنت پاک کرد

خودت بودی

تو هم همون توانایی های منو داری

تو هم میتونی ذهن آدما رو بخونی ..خاطرات مردم رو پاک کنی

یا هرجور دوس داشتی دستکاریشون کنی

این یه توانایی باور نکردنیه

ما سونگ جوران رو پیدا کردیم

پس از اون حالا تا الان زندانیش کرده بودین؟

منظورتون چیه؟

این کار بیشتر شبیه یه همکاری بود

..جونگ سو ران میدونست

..که کشتن اونا برای انتقام

کافی نیست

..ما بخاطر قدرت هامون

چیزایی رو از سر گذروندیم که نیازی نبود تجربشون کنیم

..داشتن قدرت های ماوراطبیعی به چه دردی میخوره

اگه نتونیم ازشون برای رسیدن به عدالت استفاده کنیم؟

..اگه نتونیم آدم بدا رو مجازات کنیم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left