نخستین 200 خط.
.جاش بهم پیام داد اون نگران توئه
پس اینکه به آلیسون فکر میکنی به چه معناست؟
داری درموردش تحقیق میکنی؟
بهت میگم. فقط الان نمیتونم
میخوای تا خونه برسونمـت؟ - آره -
قبلا یه دوستی داشتم
بهم خیانت کرد. ما با هم حرف نمیزنیم
ادوینـه. من با ادوین ازدواج کردم
اون الان شوهرمـه
!آلیسون
آلیسون، کجایی؟
!آلیسون
!آلیسون! آلیسون
ما هم باید اون پایین باشیم
اگه میخوای برو
...وِس
فکر میکنم مرتکب یه اشتباه بزرگ شدم
.خدایا، متاسفم لطفا، خیلی متاسفم
ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد
این درمورد آینده توئه، درستـه؟
درستـه؟ درمورد زندگیـته
و قرار نیست اون رو به خاطر یه دختر خراب کنی
حالا چیزی که بهت گفتم رو به پلیسها گفتی؟
خوبـه
باشه
،اراده تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود
...و گناهان ما را ببخش - !گوگو -
چنانکه ما نیز
آنانکه بر ما گناه کردند را میبخشیم - گوگو، به من نگاه کن-
گوگو، منم. مشکلی نیست
...نگاه کن
پلیس دنبال ما میگرده، خیلیخب؟
،پس وقتی درمورد دختر ازت پرسیدن
ما اون رو جلوی هتل پیاده کردیم
.و ما دیگه اصلا اون رو ندیدیم میفهمی چی میگم؟
گوگو، میفهمی چی میگم؟
دیگه هیچوقت نمیخوام ببینمـت
ما سزاوار هر چیزی هستیم که به سرمون بیاد
ما سزاوارشـیم
!برو
،حتی توی کودکی
ادوین هستینگز و کلایو ریچاردسون
دردسرساز بودن
کلایو همیشه عصبانی بود، دعوا میکرد
،و ادوین، حتی توی سنین پایین
مردم میگن که اون بقیه مردم رو ناپدید میکرده
...میبینید، توی تور من
من جاهایی که آلیسون توماس در شب آخرش رفته رو بهتون نشون میدم
به عنوان کسی که با این مردا از دبستان تا الان بزرگ شده
و بعدش، خب، میتونید خودتون نتیجهگیری کنید
ما غذای دوست داشتنی داریم
،و نوشیدنیهای موجود در تور
فقط با ۷۲ دلار آمریکا
و ما سفر غواصی داریم
اوضاع رو جالب نگه دارید
همه میدونیم که آلیسون جالب بود
سلام
.من، آم... قهوه درست کردم یه کم میخوایی؟
آم، داشتم فکر میکردم میتونیم برای صبحونه بریم بیرون
به دفتر اطلاع دادم که دیرتر میرم
اوه، امروز تولد آلیسونـه
آره، فراموش کردی؟
...اوه، من اخیرا
من اخیراً خیلی حواس پرت بودم
آره، بودی
ممنون که یادت مونده
نیازی نیست امروز کاری بکنم
حدود بیست تا از اینا رو رد کردم تا الان
خب، میدونم که خواهرت اخیراً خیلی توی ذهنـت بوده
واقعا میگم، حالـم خوبـه
هی، ببین - اونجا رو نگاه -
.این برای توئه کاندوم فوقالعاده نازک
با مامانـت ازش استفاده میکنم
خفه شو، احمق
بیا از اینجا بریم
هی
اون رو از کیفـش بیرون میاری و بهش میگی که چیکار کردی
دوستها این کار رو باهم نمیکنن
برو
برین خونه
با صدای بوق، لطفا پیغام خود را ضبط کنید
سلام. سلام
سلام. منم کلایو
گوگو
میدونم که سعی میکردی باهام صحبت کنی
هنوز توی نیویورک هستی؟
خبرم کن
بالاخره اومدی
حالـت خوبـه؟ - چی؟ آره -
من... پست فیسبوک مامانـت رو دیدم
آره، نه. بهترین راه برای بزرگداشت آلیسون
دقیقاً همین کاریـه که داریم انجام میدیم
من خیلی نزدیک شدم، سونیتا
،مثلا، اون شب کنار آب
اون باهام درد و دل کرد
تقریباً داشت همهچیز رو بهم میگفت
از اینکه به تماسهام توجه نکردی متنفرم
میدونم، اما تماسهات داشتن لحظه بینـمون رو خراب میکردن
...و اتفاقی که داشت میُفتاد، میشه گفت
صمیمیت بود
ام، لطفا بهم بگو که شروع نکردی
به علاقهمند شدن به این مرد
نه
اما در مورد مسائل واقعی صحبت کردیم
اون گفت دوستی داشته که ،بهش خیانت کرده
،که باید ادوین باشه که باید منظورش همون اتفاق باشه
منظورم اینـه که من به معنای واقعی کلمه نزدیک به واقعیت هستم
من امروز به صورت آنلاین دنبال ادوین میگردم
تا الان جز مقالههای
در مورد خواهرم چیزی پیدا نکردم
اما باید بفهمم اون کجاست
منظورم اینـه که شاید اون شخص دیگهای رو به قتل رسونده باشه
...عزیزم - شاید توی نیویورک باشه -
...فکر کنم - امروز -
چیزی خوردی؟
چی؟ نمیدونم
باشه، اِم؟
شاید باید توی مورد کلایو یه وقفهای بندازیم
من در واقع میتونم از یه شب برای کار روی فیلمـم استفاده کنم
و تو رابطه و شغل خودت رو داری
که باید روش تمرکز کنی
شریر این چند وقت
برش نهایی کلیپ رو میخواسته
آمادش کردی؟
فوقش چند ساعت دیگه کار داره
تقریبا آخراشـه
جستجوی اسم ادوین هستینگز رو تموم کن و کار رو تموم کن
این مهمـه
باشه. تا فردا تمومـش میکنم
خوبـه
نمیخوای جوابـش رو بدی؟
بعدا بهش زنگ میزنم
امیلی رو داری میگیری؟
آره، جواب نمیده
خب، سرش شلوغـه
،با یه شغل
یه دوستپسر، یه زندگی
هر چیزی که ما براش میخواستیم
میدونم. میدونم. درست میگی
میدونم
میدونی امروز چه روزیـه، درستـه؟
البته
میخوام یه کار خاصی انجام بدم
یه جشنی بگیریم
خب، شام و فیلم؟
اون فیلم کمدی-عاشقانه سوئدی
توی لارک رو میتونیم ببینیم
دخترمون عاشق فیلم کمدی-عاشقانه بود
برای ساعت ۶ ناتاشا رو رزرو کنم؟
آره - هوم؟ -
عالیـه
من اینو میدزدم
!لبخند بزن
.کلری، بیخیال یه لبخند بزن
توی تعطیلات هستی
ظهربخیر، خانواده توماس
اوه. سلام، ادوین
سلام، خانم
،گوش کن، بانو کلری
معتقدم که از این فیلههای مرغ سوخاری
خیلی خوشت میاد
اونا خیلی، خیلی خوبن
من خودم خیلی خوردم
خیلی ممنونـم
از روزتون لذت ببرین، خانواده توماس
!یکی دیگه. هی
الان برمیگردم
میرم یه نوشیدنی بگیرم
اوم، باید برم. وقت ناهاره
مردم میتونن منتظر سالاد سزارشون بمونن
اوهوم - اوهوم -
متأسفانه، نمیتونن
میخوام چیز بیشتری ازت ببینم
دارم کار میکنم - بعدش چی؟ -
بعدش میرم، با دوستام وقت میگذرونم
و تو میری مدتی با اون پسر دانشگاهی وقت میگذرونی
در مورد اون میدونی؟
این تعطیلات توئه
خوش بگذرون، بانو
گوگو
آه
از سارا خواستم که بعداً برای نگهداری از بچههای دارین به کمکـم بیاد
سارا میاد اینجا؟
اما کسی به من نگفت
پس چی؟ اون هنوز با کیتلیـه
امروز روز خوش شانسی توئه، داداش بزرگـم
یه سورپرایز بزرگ برات دارم
پسر خالـم جانی یه محموله جدید توی اسکله دریافت کرده
.لاستیک ماشین پس دو تا برات برداشتم
آه، سارا به لاستیک نیاز داره
آره، خب، چرا فکر میکنی میخوام اونا رو برداشتم، احمق؟
نه. اما تو از سارا متنفری
چرا اون کار رو براش میکنی؟
این کار رو برای تو کردم
به خاطر اون لطفـت توی قضیه مایک یک چشم. آره
و چون من بهترین دوست دنیا هستم
...میدونی که حقیقتـه، میدونی که
...چی؟ گوگو، داداش
و استادش
یه زن همجنسگرای فوقالعاده جوان، باحال و افراطیـه
No comments yet. Be the first to leave one.