نخستین 198 خط.
ترجمه و هماهنگی از
میتونیم صحبت کنیم
ببخشید،موسیقی باعث سردردم میشه
آقا؟ببخشید
ببخشید،میشه؟
آره،آره موسیقی،آره
لطفا میشه،فقط بیشتر کمش کنین.بیشتر.بیشتر
بیشتر،بیشتر،آره
ممنون
مجبور نیستیم اینکارو بکنیم،خودتم میدونی که؟
- فکر کردم اینو میخواستی - میخواستم
میخوام.تو الانشم همه چیو آماده کردی
فکر میکنم ازش خوشت بیاد
میدونی،نوشیدن چایی الان تبدیل به یه سبک هنری شده
باور نکردنیه،خیلی،میدونی،
همه جزییات کوچیک داخلش...باور نکردنین.
و افسانه ها میگن
که یه راهب بود به اسم داروما،
که تونست هفت سال بیدار بمونه،
و یه روز خوابش برد،
پس عصبانی شد و پلک هاشو کند
و انداختشون تو بیابون
و یه گیاه چایی ازش رشد کرد
میتونیم درباره چیزای دیگه حرف بزنیم
باشه.
بهم نگفتی دیشب داشتی چیکار میکردی
آره
فکر کنم کلی حرف داریم که باهم بزنیم
میسترو دسوزا من خانم آکی ام ،مترجمتون
از این طرف،همه چی برای شما
و مهمونتون آمادست.
همه ی جزییات یه باغ ژاپنی به دقت برنامه ریزی شدن
از رنگ خزه ها تا شکل تالاب،
تا نوشته های سنگ ها.
و دیدن منظره ی مینیاتوریش کمک میکنه که بازتابی
از زندگیه زودگذرتون... تا پرورش یک حالت
از فهم و آگاهی از زیبایی رو
که مرکز یه زندگی خوب هست رو ببینین.
ببخشید،من تاحالا این کارو نکردم
چیزی هست که باید
درمورد مراسم چای بدونم
آب رو بجوش،چای درست کن و بنوشش
این ماهیت مراسمه
گفتم خیلی جنگلیه
ایشون خانم کیمورا،تیشوی ما هستن
خانوادش این مراسمو
برای چندینو چند نسل انجام دادن
سلام
سلام
اینجا دستو دهنمونو میشوریم تا
روح و زهنمونو تقدیس کنیم.
لطفا.
هر اصل مراسم چای برای ترویج دادن
هارمونی،احترام،پاکی و آرامش طراحی شدن.
خواهید دید که هنر چای خیلی سادست.
گذاشتن ذغال برای اینکه آب رو گرم کنه،
چیدن گلها همون جوری که رو زمین چیده میشن،
و بدینش به کسی که
همه جنبه هاشو درنظر گرفتین.
بعد یه ظرف خوشمزه چای رو به اشتراک بزارین
این یه ارتباط قلب به قلب ایجاد میکنه،
تا مرز بینمون از بین بره
بودایی ها میگن این دلیل اصلی رنج کشیدنمونه
قراره از اون در گربه ای رد بشیم؟
در کوچیکه ،پس همه با هم برابراند
وقتی که میان چایشون رو بگیرن.
ولی مواظب باشین دستتون به خط های سیاه نخوره
چرا؟
فقط محض اطمینان یه نینجا زیر خونه
میتونه باشه،که میتونه شمشیرشو
به بالای حصیر پرتاب کنه.
همیشه یه آلاچیق در اتاق چای
با خطاطی و گل های تازه
برای بازتاب دادن فصل وجود داره
لطفا،بشینین
خب،این طومار توسط خانم کیمورا
برای رویداد های خاص نوشته شده،که میگه:
"Ichi go ichi e."
معنیش:یک زندگی،یک موقعیت
که برای همدیگه ارايه بشن
و تا به این زمان مشخص
و تجربه ،توجه کامل نشون بدن
لطفا هرگونه جواهریو در بیارین
به این میگن توجه بی مورد به دیگری نداشتن
صدای گرم شدن آب رو میشنوین؟
بهش میگن ماتسوکازه یا باد کاج.
ما در مراسم از دماسنج استفاده نمیکنیم،
ولی موقعی میفهمیم آب آمادست که
صدای باد در درخت کاج از خودش ایجاد کنه.
ممنونم
Ippuku sashi agemasu.
این یه سنت خوش آمدگوییه که معنیش میشه
"من میخوام براتون یه کاسه چای آماده کنم"
Okashi wo dozo.
خانم کیمورا این رو براتون شیرین کرده،لطفا.
بشقاب رو تو دست چپتون بگیرین...
و میتونین با خلال چوبی ببرینش،اگه دوست داشتین.
و بعد لذت ببرین
مم،مثله یه تیکه بالشه،میدونی،از یه خونه عروسکی.
خیلی خوشاینده
ممنون.
از اونجایی که تو اولین مهمانی
تو باید کاسه رو بگیری و بزاری کنارت
و بعد به مهمانت میگی"اوساکینی"
"لطفا منو ببخشید برای اینکه جلوتر از شما میرم"
اوساکینی.
منو ببخشید برای اینکه جلوتر از شما میرم
و بعد،شما میگین
"Otemae chodai itashimasu,"
یا"ممنون،من الان میخوام چای شما رو بنوشم"
Otemae chodai itashimasu. ممنون
من الان میخوام چای شمارو بنوشم
لطفا ظرف رو در دست چپت قرار بده
کمی بچرخونش،مثلا اینکه با تواضع
از بهترین قسمتش نمیخورین
و بعد در قلبت تشکر میکنی و یه جرعه مینونشی.
و بعد،بقیشو مینوشی.
و آخرین ذرش رو میتونی هورت بکشی.
هیلی!
این چایی یه جوریایی فوق العادست نه؟
بالاخره میتونیم صحبت کنیم.
ترجیح میدم درباره دیشب حرف نزنم.
آره،منم نمیخوام درباره دیشب حرف بزنم،نه،نه.
میخوام درباره فرداشب حرف بزنم.
میخوام درباره پس فردا شب حرف بزنم
میخوام درباره دوهفته دیگه با شبش حرف بزنم.
میدونی،برای هر چیزی که الان تو زندگیم داره اتفاق میافته،
باید بهت بگم که چقدر خرسندی پیدا کردم،
میدونی،از دوست پسر تو بودن.
هیچی نمیتونه منو شادتر کنه
چیزه دیگه ای احتیاج ندارم
به اون دیوونگی که"از پنجره خودتو پرت کن پایین"که مهربونی عشقه
- نیاز نداریم. - درسته
چون ما همینطوریشم مهربونی عشقو داریم
و...نمیدونم..
من یه جورایی بیشتر نرم و راحت شدم
از نوع رابطه های"من میتونم دوست پسرت باشم"
این تنها چیزیه که من میخوام
واقعا؟این که خیلی خوبه
بنظر سوپرایز شدی
آره،فقط یه ذره،آره
چرا؟
نمیدونم.
احساس کردم که شاید تو،منو بخاطر
باختن تو اون مسابقه احمقانه سرزنش میکنی.
چی؟نه،نه،نه،نه
تو چیزی بیشتر از یه همایتگر نبودی.
واقعا؟
این عالیه،چون،میدونی،
فکر کردم چیزی ازم میخوای
که نتونستم بهت بدم
این باور نکردنیه که اینجوری فکر کردی
کی؟
تو
وایستا نه
هیلی،اینکارو نکن،
چون این به اندازه کافی عجیب هست
من هیلی واقعی نیستم.
هیلی واقعی تو اتاق چای هست
من فقط هیلی ایم که تو ذهنته
پس هر چیزی که تو بخوای من میگم
پس این همش الکیه؟
باهاش روراست باش
من همیشه باهاش روراستم.
درباره نیازهای زیستیت بهش بگو
که نمیتونی تنهایی بخوابی
اون میدونه که نمیتونم تنها بخوابم
باهاش کنار اومدیم،بهش خندیدیم،
ما دوست داریم باهم زیاد بخوابیم
هیلی،نه؟
آره
من فقط چیز بیشتری میخوام
چی؟
باشه،فقط بیا باهم باشیم منو تو،میدونی؟
بدون مشکلی،بدون ماجرایی
تو همه ی این ماجرای دوست پسر دوست دختر بودن رو دوست داری مگه نه؟
هیلی؟هیلی؟
اوه،رفیق،پروندیش،پروندیش
نمیتونی به یه دختر بگی
- دیوانه وار و عمیقا دوسش داری.من... - اشکالی نداره
با دوس پسر و دوس دختر واقعی بودن
میتونی همه چیز رو. بگی،کل ماجرا هم همینه
نه،نه،اون گفت
تو گوش نکردی
اون چیز دیگه ای میخواد
من احساس کردم داره محو میشه
آره،داشت محو میشد چون تو اومدی اینجا
و اون باید تو یه مکان دیگه باشه
خب شما دوتا باید باهم درگیر بشین
نمیخوام درگیر بشم،نه
نه میخوام الان از
از این بحران هملتی لذت ببرم
ازش خوشم میاد.
احساس راحتی ای که اون بهم میده رو دوست دارم
مشکلش چیه؟
راحت؟
این بدترین کلمه ایه که یه هنرمند تا جایی که میتونم بگم میتونه بگه
میدونی،رفیق تو باید بزرگ شی
No comments yet. Be the first to leave one.