Mavka. The Forest Song (Mavka. Lisova pisnya)

Mavka. The Forest Song (Mavka. Lisova pisnya)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Mavka The Forest Song 2023 480p WEB-DL x264 400MB-Pahe
Mavka The Forest Song 2023 1080p WEB-DL x264 6CH-Pahe
Mavka The Forest Song 2023 720p WEB-DL x264-Pahe
Mavka The Forest Song 2023 480p WEB-DL x264-RMTeam
Mavka The Forest Song 2023 720p WEB-DL x264-YIFY
Mavka The Forest Song 2023 1080p WEB-DL x264-YIFY
ناشر Amirali_Pm
█⫸ امیرعلی_پی‌ام ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
480p
480
1080
720p
720
تاریخ انتشار: 2023-07-06
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫از زمان‌های قدیم،

‫جنگل‌های کهن اوکراین،

‫رازها و اسرار فوق‌العاده‌ای رو در خودش داشته

‫پشت کوه تاریک،

‫در قلب جنگل،

‫منبع حیات پنهانه

‫این منبع به جنگل و ساکنانش قدرت میده،

‫و به اون‌ها جرقه‌شون رو داده

‫ولی یک زمستان،

‫زمانی که جنگل تو خواب ناز بود،

‫و نگهبان تنها داشت ازش مراقبت می‌کرد،

‫یک انسان از راه کوه تاریک،

‫وارد جنگل شد

‫اون صاحب یک چوب‌بری بود

‫اون حداقل یک قطره از منبع زندگی می‌خواست،

‫که دختر کوچولوی مریضشو نجات بده

‫ولی بعد از اون، اون برگشت و ‫با خودش یک ارتش آورد،

‫و می‌خواست که کل منبع رو برای خودش برداره

‫و برای همین یک جنگ وحشتناک شروع شد

‫که آخرش هیچ برنده‌ای نداشت،

‫همه تو این جنگ شکست خوردند

‫تمام آدم‌هایی که ‫ به پشت کوه آمده بودن از بین رفتند

‫نگهبان جنگل فقط ذره‌ای از ‫قدرت کهن‌ش در وجودش مونده بود

‫و وقتی موجودات جنگل تو بهار بیدار شدند،

‫با عواقب وحشتناک خیانت انسا‌ن‌ها روبرو شدند

‫نگاه کنید دشمن‌هامون چیکار کردند

‫برای همین،

‫هیچ انسانی دیگه اجازه نداره

‫پاش رو پشت کوه تاریک بذاره!

‫این قانون جدید جنگله

‫از اون روز سال‌های زیادی گذشته

‫یه زمستون دیگه‌ هم تموم شد

‫اوه، چقدر خوابیدم

‫چه خواب خوبی داشتم می‌دیدم

‫ولی این از هر خوابی بهتره

‫بلاخره بهار شد

‫باتلاقی جون!

‫الان بهترین بخش بهترین روز ساله

‫وقت بیدار کردن جنگله

‫«ماوکا» ‫«آهنگ جنگل»

‫هارک! «هاش»، ارباب صداها نزدیک می‌شود

‫بهارت مبارک ماوکا!

‫هاش! یاد گرفتی پرواز کنی؟!

‫چه خبر بزرگی

‫قراره صدام بزنن هاش، کسی که آسمان رو فتح کرد

‫فقط به «لِش» نگو

‫اگه بگی فکر می‌کنه دیوونه شدم

‫وای!

‫آره! یکی دیگه، بازم بزن!

‫و هوادارا دیوونه شدن!

‫دیگه آماده‌ایم دنیا رو فتح کنیم

‫آروم بگیر بچه جون، اهالی روستای خودمونن

‫همه اینجا مارو می‌شناسن

‫وای، من خیلی استرس دارم

‫اگه تو شهر موفق نشیم چی؟

‫اونجا کلی نوازنده‌ دیگه هم هستن

‫باید خودت رو باور داشته باشی نینا

‫و بذاری موسیقی راه رو نشونمون بده

‫بازم این خزعبلاتش رو شروع کرد

‫اون چی بود؟

‫«پول زیاد برای کار مهم»؟

‫منی که قراره به‌زودی اسطوره موسقی شم لازم ندارم

‫ولی شاید بدرد عمو لیو بخوره

‫لوکاس، عموت،

‫حالش خوب نیست

‫حتی به طبیب هم خبر دادن

‫برو خونه، بدو

‫امیدوارم بعدا تو جشنواره ببینیمت

‫- هی اونجارو ببین! ‫- این چیه دیگه؟

‫درود،

‫چقدر وقت بود ندیدمتون هم‌روستایی‌های من

‫منم، کیلینا،

‫دختر و تنها وارث صاحب مرحوم چوب‌بری

‫اونی که توسط اهریمن‌های جنگل سوخت؟

‫بله، پدرم به شکل غم‌انگیزی،

‫توی آتش‌سوزی جنگل فوت شد

‫ولی اصلا مرگش ربطی به خرافات قدیمی‌تون نداره

‫بعد از مرگ پدر عزیزم، ‫ من و مادرم از اینجا رفتیم

‫ولی مدتی بعد، دوباره یتیم شدم

‫- آخی، دختر بیچاره، ‫- چه غم‌انگیز

‫واقعا خیلی غم‌انگیزه

‫ولی الان برگشتم که ‫روستامون رو دوباره سر و سامون بدیم

‫براتون پیشنهاد یه کار دارم

‫اینقدر قراره پول دربیارید،

‫که هیچوقت دیگه نیاز به کار نخواهید داشت

‫کار نکردن، کار رویایی منه

‫من چوب‌بری رو دوباره می‌سازم

‫فروختن چوب و الوار رو به ‫کل جهان شروع می‌کنیم

‫آمادۀ این نیستید که خوش‌بخت و پولدار بشید؟

‫- آره! ‫- قطعا

‫- آره! ‫- ازمون می‌خوای چیکار کنیم؟

‫فقط لازمه که برید پشت کوه تاریک...

‫چی؟

‫اه، دختره دیوونست

‫اه، درست مثل پدرش

‫ولی دارم درباره پول خیلی زیاد صحبت می‌کنم

‫با پول یه زندگی دیگه نمیشه خرید که

‫به روح‌های خبیث سلاممو برسون

‫صدای چیه؟

‫آروم باش، آروم،

‫چیشده؟

‫یه تله!

‫احتمالا از زمان‌های قدیم مونده

‫ها؟

‫چیشد؟

‫نگهبان داره صدامون می‌کنه

‫حالش چطوره؟

‫دووم میاره، ‫ولی گیاه‌های من خیلی نمی‌تونن کمک کنن

‫لیو نیاز به داروی واقعی از شهر داره

‫ولی... قرار نیست ارزون تموم شه

‫آه...

‫"پر دو کابری کو کاروم»؟

‫اینو بده به داروخونه تو شهر

‫خودش می‌فهمه

‫مرسی، واقعا ممنونم

‫خبر خوب عمو

‫یکم پردی کاکا یچیزی اوم بخوری،

‫زود خوب خوب میشی

‫لوکاس، داری چیکار می‌کنی؟

‫نمی‌تونی پولت رو برای من خرج کنی

‫من پیر شدم و خیلی هم عمر کردم

‫خرج یه دختر خوب بکن، زندگیت رو شروع کن...

‫که عموی پیرت بتونه با خیال راحت بمیره

‫هیچکس قرار نیست... همونی که تو گفتی بشه

‫پولشو از... یجایی پیدا می‌کنم

‫عمو جون، هیچ مشکلی پیش نمیاد، ‫خودم هواتو دارم

‫هواتو دارم!

‫اوه خانم، خونه خانوادگیتونه

‫چقدر... زنگ‌زده شده

‫اه، فقط یجاییه که یکم استراحت کنیم

‫یه مشت ترسوی حال بهم زن

‫تموم نقشه‌هام در خطرن

‫فقط چون این عقب‌مونده‌ها از جنگل می‌ترسن

‫زود باش فرول

‫اوه، خانم، الان میام، یه لحظه

‫یه لطفی بکن و این لباس‌های رعیتی رو ازم دور کن

‫چطور این چیزای زشت رو می‌پوشن؟

‫ازش متنفرم، زود از دستشون خلاص شو

‫چقدر آشغال و بی‌سلیقه می‌تونن باشن

‫خاک‌بر‌سر‌های احمق و بی‌سوادِ خرافاتی

‫- فرول! ‫- خدای من!

‫چقدر قدیمیه این

‫منو ناراحت نکن فرول

‫واسه پوستم ضرر داره

‫قطعا خانم

‫اوه

‫احمق‌های دست پا چلفتی!

‫توی این جعبه...

‫فقط بیشتر مراقبش باشید

‫هم؟

‫چیه؟

‫برای این پیشنهاد کاری اومدم...

‫فراموشش کن

‫کی بود؟

‫فرول!

‫آها واسه اون پیشنهاد کاری؟

‫خواهش می‌کنم بفرمایید

‫سلام، اسم من لوکاس هست

‫نوشته پول خوبی میدید

‫همم

‫همم

‫بله که میدم

‫اگه مرد کار کردن باشی

‫بله هستم

‫من هرکاری می‌‌تونم بکنم

‫خوبه

‫اریک و دریک، باهاش برید

‫خب... باید چیکار کنم؟

‫درختی که برگ‌هاش این شکلیه رو پیدا کن

‫ام... ها!

‫توی جنگل پشت کوه تاریک

‫همم

‫چیشده؟

‫نگهبان داره همرو صدا می‌زنه؟

‫همچین چیزی از وقتی که ‫ یه شاخه کوچولو بودم، اتفاق نیوفتاده بود

‫- من ترجیح میدم یه چرت بزنم ‫- نگهبان؟

‫درود به شما در این بهار تازه‌رسیده

‫هم‌جنگلی‌های عزیز من

‫همه اینجان؟

‫ماوکا، همرو بیدار کردی؟

‫احتمالا دوباره داره با باتلاقی،

‫تو گل‌های زعفرون بازی‌گوشی می‌کنه

‫ببخشید دیر کردم نگهبان

‫داشتم به یه بچه گربه وحشی کمک می‌کردم ‫که از یه تله قدیمی در بیاد

‫- چقدر بد ‫- یه تله قدیمی

‫فکر می‌کردم همشون بعد جنگ ‫برداشته شده بودن

‫فرشته‌ها!

‫شما نیرو‌های مسلح جنگل هستید

‫کدومتون اینو جا انداخته بود؟

‫کارت خوب بود ماوکا

‫جلوی نگهبان آبرومون رو بردی

‫خب حالا،

‫گوش کنید ساکنان جنگل

‫ارواح بزرگ جنگل

‫میگن که زمان‌های خطرناک نزدیکن

‫برای همین، در نیمه‌شب امشب،

‫در قلب جنگل،

‫ارواح قراره نگهبان جدیدی انتخاب کنند

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left