نخستین 200 خط.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
از زمانهای قدیم،
جنگلهای کهن اوکراین،
رازها و اسرار فوقالعادهای رو در خودش داشته
پشت کوه تاریک،
در قلب جنگل،
منبع حیات پنهانه
این منبع به جنگل و ساکنانش قدرت میده،
و به اونها جرقهشون رو داده
ولی یک زمستان،
زمانی که جنگل تو خواب ناز بود،
و نگهبان تنها داشت ازش مراقبت میکرد،
یک انسان از راه کوه تاریک،
وارد جنگل شد
اون صاحب یک چوببری بود
اون حداقل یک قطره از منبع زندگی میخواست،
که دختر کوچولوی مریضشو نجات بده
ولی بعد از اون، اون برگشت و با خودش یک ارتش آورد،
و میخواست که کل منبع رو برای خودش برداره
و برای همین یک جنگ وحشتناک شروع شد
که آخرش هیچ برندهای نداشت،
همه تو این جنگ شکست خوردند
تمام آدمهایی که به پشت کوه آمده بودن از بین رفتند
نگهبان جنگل فقط ذرهای از قدرت کهنش در وجودش مونده بود
و وقتی موجودات جنگل تو بهار بیدار شدند،
با عواقب وحشتناک خیانت انسانها روبرو شدند
نگاه کنید دشمنهامون چیکار کردند
برای همین،
هیچ انسانی دیگه اجازه نداره
پاش رو پشت کوه تاریک بذاره!
این قانون جدید جنگله
از اون روز سالهای زیادی گذشته
یه زمستون دیگه هم تموم شد
اوه، چقدر خوابیدم
چه خواب خوبی داشتم میدیدم
ولی این از هر خوابی بهتره
بلاخره بهار شد
باتلاقی جون!
الان بهترین بخش بهترین روز ساله
وقت بیدار کردن جنگله
«ماوکا» «آهنگ جنگل»
هارک! «هاش»، ارباب صداها نزدیک میشود
بهارت مبارک ماوکا!
هاش! یاد گرفتی پرواز کنی؟!
چه خبر بزرگی
قراره صدام بزنن هاش، کسی که آسمان رو فتح کرد
فقط به «لِش» نگو
اگه بگی فکر میکنه دیوونه شدم
وای!
آره! یکی دیگه، بازم بزن!
و هوادارا دیوونه شدن!
دیگه آمادهایم دنیا رو فتح کنیم
آروم بگیر بچه جون، اهالی روستای خودمونن
همه اینجا مارو میشناسن
وای، من خیلی استرس دارم
اگه تو شهر موفق نشیم چی؟
اونجا کلی نوازنده دیگه هم هستن
باید خودت رو باور داشته باشی نینا
و بذاری موسیقی راه رو نشونمون بده
بازم این خزعبلاتش رو شروع کرد
اون چی بود؟
«پول زیاد برای کار مهم»؟
منی که قراره بهزودی اسطوره موسقی شم لازم ندارم
ولی شاید بدرد عمو لیو بخوره
لوکاس، عموت،
حالش خوب نیست
حتی به طبیب هم خبر دادن
برو خونه، بدو
امیدوارم بعدا تو جشنواره ببینیمت
- هی اونجارو ببین! - این چیه دیگه؟
درود،
چقدر وقت بود ندیدمتون همروستاییهای من
منم، کیلینا،
دختر و تنها وارث صاحب مرحوم چوببری
اونی که توسط اهریمنهای جنگل سوخت؟
بله، پدرم به شکل غمانگیزی،
توی آتشسوزی جنگل فوت شد
ولی اصلا مرگش ربطی به خرافات قدیمیتون نداره
بعد از مرگ پدر عزیزم، من و مادرم از اینجا رفتیم
ولی مدتی بعد، دوباره یتیم شدم
- آخی، دختر بیچاره، - چه غمانگیز
واقعا خیلی غمانگیزه
ولی الان برگشتم که روستامون رو دوباره سر و سامون بدیم
براتون پیشنهاد یه کار دارم
اینقدر قراره پول دربیارید،
که هیچوقت دیگه نیاز به کار نخواهید داشت
کار نکردن، کار رویایی منه
من چوببری رو دوباره میسازم
فروختن چوب و الوار رو به کل جهان شروع میکنیم
آمادۀ این نیستید که خوشبخت و پولدار بشید؟
- آره! - قطعا
- آره! - ازمون میخوای چیکار کنیم؟
فقط لازمه که برید پشت کوه تاریک...
چی؟
اه، دختره دیوونست
اه، درست مثل پدرش
ولی دارم درباره پول خیلی زیاد صحبت میکنم
با پول یه زندگی دیگه نمیشه خرید که
به روحهای خبیث سلاممو برسون
صدای چیه؟
آروم باش، آروم،
چیشده؟
یه تله!
احتمالا از زمانهای قدیم مونده
ها؟
چیشد؟
نگهبان داره صدامون میکنه
حالش چطوره؟
دووم میاره، ولی گیاههای من خیلی نمیتونن کمک کنن
لیو نیاز به داروی واقعی از شهر داره
ولی... قرار نیست ارزون تموم شه
آه...
"پر دو کابری کو کاروم»؟
اینو بده به داروخونه تو شهر
خودش میفهمه
مرسی، واقعا ممنونم
خبر خوب عمو
یکم پردی کاکا یچیزی اوم بخوری،
زود خوب خوب میشی
لوکاس، داری چیکار میکنی؟
نمیتونی پولت رو برای من خرج کنی
من پیر شدم و خیلی هم عمر کردم
خرج یه دختر خوب بکن، زندگیت رو شروع کن...
که عموی پیرت بتونه با خیال راحت بمیره
هیچکس قرار نیست... همونی که تو گفتی بشه
پولشو از... یجایی پیدا میکنم
عمو جون، هیچ مشکلی پیش نمیاد، خودم هواتو دارم
هواتو دارم!
اوه خانم، خونه خانوادگیتونه
چقدر... زنگزده شده
اه، فقط یجاییه که یکم استراحت کنیم
یه مشت ترسوی حال بهم زن
تموم نقشههام در خطرن
فقط چون این عقبموندهها از جنگل میترسن
زود باش فرول
اوه، خانم، الان میام، یه لحظه
یه لطفی بکن و این لباسهای رعیتی رو ازم دور کن
چطور این چیزای زشت رو میپوشن؟
ازش متنفرم، زود از دستشون خلاص شو
چقدر آشغال و بیسلیقه میتونن باشن
خاکبرسرهای احمق و بیسوادِ خرافاتی
- فرول! - خدای من!
چقدر قدیمیه این
منو ناراحت نکن فرول
واسه پوستم ضرر داره
قطعا خانم
اوه
احمقهای دست پا چلفتی!
توی این جعبه...
فقط بیشتر مراقبش باشید
هم؟
چیه؟
برای این پیشنهاد کاری اومدم...
فراموشش کن
کی بود؟
فرول!
آها واسه اون پیشنهاد کاری؟
خواهش میکنم بفرمایید
سلام، اسم من لوکاس هست
نوشته پول خوبی میدید
همم
همم
بله که میدم
اگه مرد کار کردن باشی
بله هستم
من هرکاری میتونم بکنم
خوبه
اریک و دریک، باهاش برید
خب... باید چیکار کنم؟
درختی که برگهاش این شکلیه رو پیدا کن
ام... ها!
توی جنگل پشت کوه تاریک
همم
چیشده؟
نگهبان داره همرو صدا میزنه؟
همچین چیزی از وقتی که یه شاخه کوچولو بودم، اتفاق نیوفتاده بود
- من ترجیح میدم یه چرت بزنم - نگهبان؟
درود به شما در این بهار تازهرسیده
همجنگلیهای عزیز من
همه اینجان؟
ماوکا، همرو بیدار کردی؟
احتمالا دوباره داره با باتلاقی،
تو گلهای زعفرون بازیگوشی میکنه
ببخشید دیر کردم نگهبان
داشتم به یه بچه گربه وحشی کمک میکردم که از یه تله قدیمی در بیاد
- چقدر بد - یه تله قدیمی
فکر میکردم همشون بعد جنگ برداشته شده بودن
فرشتهها!
شما نیروهای مسلح جنگل هستید
کدومتون اینو جا انداخته بود؟
کارت خوب بود ماوکا
جلوی نگهبان آبرومون رو بردی
خب حالا،
گوش کنید ساکنان جنگل
ارواح بزرگ جنگل
میگن که زمانهای خطرناک نزدیکن
برای همین، در نیمهشب امشب،
در قلب جنگل،
ارواح قراره نگهبان جدیدی انتخاب کنند
No comments yet. Be the first to leave one.