نخستین 200 خط.
آقاي "اسکات" ، اين گروگان گيري . درست جلوي شما صورت گرفت
چه اطلاعاتي درموردِ زنِ داريم ؟
اسمش "ريچل دالتون"ـه
قربان ، اون از خودمونه
امشب از گلوله هاي حقيقي استفاده ميکنيد
! "جيک"
احتمالاً بازداشتت ميکنن
درمورد "ديمين"ـه تو دردسر افتاده
چي تو کيفِ ؟ - . ماشه هاي هسته اي -
نميخوام ماشه هارو از دست بدم
بخش 20 نيازمند يک رهبر جديده
برخيتون فرمانده "دالتون" رو ميشناسين
بهم دروغ گفتي
ميشه دوباره شروع کنيم ؟ - آره که ميشه -
! "کري" ، "کري"
کريگ هنسون" رو به عنوان"
قاتل همسرت شناسايي کردن
چه احساسي داري ؟
وقتي شنيدم ، ميخواستم بکشمش
حالا چي ؟
اون بيماره
بايد بازداشت بشه
در اين وهله عصبانيت و خشم مانع فکر کردن ميشه ، گروهبان
، به عنوان مثال اگه ميخواستي انتقام بگيري
غير معمول نبود
نظام "هنسون" رو تحت نظر قرار ميده
به نظام اعتقاد داري ؟
من يه سربازم
مايکل استون-بريج" درخواست انتقال به"
. اين بخش رو داره
و موافقت ميکني ؟
اگه پزشک تاييدش کنه ، موافقت ميکنم
اينجا که بخش توان بخشي نيس
، اگه بذاري دوباره وارد ميدون بشه
جون هرکي که توي عمليات باهاش هست رو
در خطر قرار ميدي
، پس باس اينو بپرسم که چرا اصلاً بايد اينکارو بکني ؟
ما بهترين رو ميخوايم
اگه بتونه توي سنجش پزشکي قبول بشه همين براي من کافيه
هنسون" هم يه سرباز بود"
ولي همسرت رو کشت
اسلحه و يونيفرم ازت سرباز نميسازه
سربازان واقعاي کاراي بد نميکنن
ما طابع دستوراتيم
پس قضيه آدم کشي شخصي نيست
استون-بريج" رو برگردوني"
. مديونت ميشه
منظورت چيه ؟
شما اطلاعاتي ها اينجوري کار ميکنين ؟
، اون بهت مديون ميشه . تو مالکش ميشي
، ميدوني اگه ثابت بشه انگيزه انتقام رو داري
اين ارزيابي رو رد رميشي ؟
بله
شايد شما ازش خوشتون نياد ، "سرگرد "سينکلر
، ولي از اونجايي که اينجا وايسادم ، من اين بخش رو اداره ميکنم
پس بياين بي پرده صحبت کنيم، نظرتون چيه ؟ به همتون مديونم
، اسکات" ، اگه "استون-بريج" برگرده"
. تو باهاش به ميدون ميري
. اين وظيفته
گروهبان "استون-بريج" ، چرا ميخواي
به بخش 20 برگردي ؟
همسرم رو از دست دادم
، بايد باهاش کنار بيام
ولي ميخوام "هنسون" و
... همه چيزو پشت سرم بذارم
و به عنوان يک سرباز بهترين کارو
. انجام بدم
فصل سوم - قسمت سوم
ترجمه و زيرنويس از « AliRezA P. »
"اکسمالي" "روحاني "الشباب
اطلاعات جديد تاييد ميکنن که
ماشه هايي که ما از دست داديم به دست "اکسمالي" افتاده
و قصد داره اونارو به فردي با خدا بفروشه
و الانم در منطقه اي درون
. نيجريه مستقر شده
، ديروز . سروکله اين فرد پيدا شد
يه فرد ديگه اي غير از "اسکمالي" اونجاست
به مدت چند ساعت توي محوطه منتظر شده بودن
باهم سر ماشه ها مذاکره ميکردن ؟
معلوم نيست ماهم همين فکرو ميکنيم
يا بايد همين الان اقدام کنيم يا ماشه هارو به کسي که بخواد گسترشون بده دو دستي تحويل ميديم
مايک" ، حتي نميخوام وانمود کنم"
... که ميدونم چي داري ميکشي ، ولي
. ولي اگه خواستي صحبت کني، من همينجام
ممنون
... بعلاوه ، حتي اگه خواستي بري و خواهر يکي رو بگا بدي
رو من حساب کن
! تا وقتي که پولشو تو ميديا
آره، يادم ميمونه
"اسکات"
من خوبم
زيرو" ، براوُ يک" صحبت ميکنه" در محل قرار گرفتيم
بريم
"براوُ دو"
زيرو" ، وارد محل شديم"
در زير سايه خدا . و به لطف من برو
! سريع باش ، يالا ! از اين طرف
فکر ميکردم من بايد تاييد کنم
آمريکايي ها دو هواپيما اف-16
در مسير اون منطقه دارن
چرا ؟ بهشون بگو .. ما خودمون يه تيم داريم
. خودشون ميدونن ، ولي خيلي دير شده چيزي به حملشون نمونده
دارمشون زمان فرودشون 60 ثانيه ديگست
! اه
ماشه ها کجاس ؟
توي دستاي "الله"ـست
، براوُ" ، عمليات در هر مرحله اي که هست"
. همين الان خارج بشين
از اونجا خارج بشين
چندتا اف-16 داره بسمتتون مياد که آماده شليک هستن
دريافت شد
بياين بريم بياين از اينجا بريم
يالا يالا
براوُ" ، کمتر از 30 ثانيه فرصت دارين"
ميدونستيم سريعتر
! داريم ميريم ! بجنبين
! زود باشين - خيلي خب -
محض اطلاع بالاي سرتون هستن
! بخوابين ، خوابين ، خوابين
! اه
! بخوابين
اوه، لعنت
لعنت
! اه
براوُ" ، حالتون خوبه ؟"
ما خوبيم، ولي "اکسمالي" مُرده
و بسته چي ؟
جواب منفيه
لعنت، تيم "براوُ" ، با شمارش من از اينجا خارج ميشيم يک
دو
سه چهار
براوُ" ، خريدار رو ديدم"
. داره به سمت خروجي جنوبي ميره
دريافت شد
براوُ يک" ، تصوير تورو نداريم"
لعنت
بکستر" ، اينو به عهده ما بذار"
به سمت ماشين برگرد و اون اطلاعات رو بردار
شنيدي چي گفت ! حرکت کن
دوتا چپ، دوتا چپ
يکي ، راست
! اه
! اه
زيرو" ، يه گروه غيرنظامي اينجان" و به شدت هم عصبانين
خوديم، خوديم، خوديم
! راه رو باز کنين، خوديم
چيزي نيست
چه گها ؟
! اسلحتو بنداز
اونا کي هستن ؟
براوُ دو" ، مطلع باش" براوُ يک" توي مخمصه گير کرده"
شماها اينو ميبينين ؟ ! لعنت
... با "بکستر" و بقيه افراد صحبت کن
نه ، "براوُ" ، من درگيري نميخوام
براوُ دو" ، مفهوم شد ؟"
! ولش کنين
! مايک" ، "مايک" ، الان نه"
! ولش کنين
براوُ" ، تکرار ميکنم" من درگيري نميخوام
! کيرخر
براوُ دو" ، روشنه ؟"
! دريافت شد ، دريافت شد
تنها منبعمون بود
احتمالاً آمريکايي ها درمورد "اکسمالي" يا ماشه ها اطلاعي نداشتن
ربطي به ماموريت ما نداره
شش ساعت پيش هواپيماي "سيا" نزديکِ
خاک "مالي" سقوط کرد
اداره امنيت ملي دستور حمله به اون مقر صادر کرده بود
بمباران پادگان يکي براي تلافي
سقوط هواپيمايي بود که از دست دادن
اين هواپيما که داشت مامورين "سيا" رو حمل ميکرد
به دستور من نابود شد
اينکارو کردن چون خدا بهم دستور ميده
من وسيلشم
اون "السولدات"ـه
قبلاً توي نيروي ويژه الجزيره بوده، نه ؟
آره
اوضاع توي مغرب پيچيده شده
چه بلايي سر "هيچکس جا نمونه" اومد ها ؟
هر اطلاعي که از پايگاه بدست آوردين رو ميخوام
پس "اسکات" چي ؟
دقيقاً ميدونم کجا باس باشه
. شانس تخمي رو ببين
"کريستي براينت"
بدون اينکه خدافظي کني "مانيلا" رو ترک کردي
آره
، سه سال بعد از "موگاديشو" باهام تماس گرفته شد
. آره، همون خونه امنِ نا امن
بابتش ازت ممنونم
خب دوستاي جديدت کي ان ؟
"نيروي وِيژه "نيجريه ما آموزششون ميديم
توي پايگاه چيکار ميکردي ، "ديمين" ؟
دنبال يه خونه واسه تعطيلات ميگشتم
چرا اونجارو بمب بارون کردين ؟
اونا حمله رو شروع کردن و پنج تا مامور "سيا" رو کشتن
من با بخش 20 بودم ، ولي اينو ميدونستي
ميخواستم ببينم که کلاً دست ازت ميکشن
خبر دارن
از همه چي ؟
فک نميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.