نخستین 187 خط.
دنیای انیمه تقدیم میکند
هی، گوش میدی ؟
به چی ؟
... بیانات من، در مورد موسیقی و فیلم
. یا در واقع، خاطراتی که ازشون داریم
اغلب رابطه مون با بقیه یادمون میاد، درسته ؟
. ببین، میشه یکم خفه بشی ؟ نمی تونم تمرکز کنم
. چی ؟ تازه داشتم به جای خوبش می رسیدم
. تو هم باید رو کارت تمرکز کنی
هی، فرمانده، هنوز نپریدی ؟
. ساکت، الان می پرم دیگه
. یه موج خفن داره میاد این سمت. 25 ثانیه تا برخورد
. اوه، آورین، آورین
. هی، اِستونر، وقتشه
. خُب، به عبارت دیگه، خاطرات همینجوری به ذهن آدما نمیان
. یعنی اینکه، محیطی که توش هستی اونا رو به یادت میاره
میدونی این حرفا مال کیه، متیو ؟
. نمی دونم
! واقعا که خنگی، این حرفا مال من هستن
! ایناهاش
! حالا قراره یه چیز خیلی خوب ببینیم
! پسر، امروز چه جوگیر شده
. اگه خیلی بری بالا، باتریهای اِلفو رو تموم میکنی، هولند
! بچه ها، خفه
! خودم می دونم
... ایول
یه کاتبک دراپ ترن، ها ... ؟
. متیو هستم، 606
. تایید عقب نشینی کشتی دشمن
. گکو هستم، دریافت شد
. میره E-62 نیرواش، طبق برنامه به نقطه ی
. ادامه ی ماموریت
. از 606 ، اطاعت میشه
! 909
هولند، جوابت چیه ؟
. نمی خوام برم
چی داری میگی ؟
! خودت یدفعه ای گفتی می خوای بری به بل فورست
. همه به خاطر همین آماده شدن
! باشه ، باشه ، میرم ، میرم
. ای بابا ... چه دوشنبه ای
قسمت 01
دوشنبه ی آبی
. بل فورست غربی، باد جنوبی، قدرت باد 3
شفافیت ذره ی نور : 36 . تا 56 افزایش پیدا می کنه
. بل فورست شمالی، باد جنوب شرقی ، قدرت باد 1
... شفافیت ذره ی نور : 11 هست
! ایناهاش
. چهارده سال از به دنیا اومدن من می گذره
. یعنی 14 سال گذشته
Garage Thurston
. چهارده سال از به دنیا اومدن گذشته و هنوز، هیچ اتفاقی نیفتاده
Garage Thurston
Garage Thurston
Garage Thurston
. اتفاق خاصی هم قرار نیست بیفته
... زندگی من تا این حد مزخرفه
. به همین خاطره که میگم نمیشه
. به یه پسر جوون با یه آینده ی درخشان نباید اینجوری بگی
. قبلا هم هزار بار بهت گفتم
رنتون، تو به موج ها باور نداری، درسته ؟
. بهشون باور نداری، پس نمیتونی درست سوارشون بشی
. اینجوری، اجرای کاتبک دراپ ترن غیر ممکنه
... ولی میگن هولند از 14 سالگی
. میتونسته کاتبک دراپ ترن برونه ! مطمئنم منم می تونم
... ها، هولند
. خودت هم میدونی اون یه نابغه ـست
هولند اون کیه و از کجا اومده ؟
. اون شبیه ماها نیست
. بعلاوه اون تو کرانه ی شمالی به دنیا اومده
. محیطی که توش بزرگ شده خیلی فرق داره
... ولی هولند همیشه میگه
. جایی که به دنیا اومدی، خیلی مهم نیست
. نقطه ای که هر کس دنبالشه، درست جلو چشماشه
. من میخوام یه اسم بزرگ تو اینجا بشم
... یه اسم بزرگ بشم و یه روزی
! یه کاتبک دراپ ترن روی یه اِلفو اجرا کنم، مثل هولند
. بیا
. پول هم نمی خواد
واقعا ، عمو اونو ؟
. آره، هدیه ی خداحافظیه
هدیه ی خداحافظی ؟
. آره، دارم میرم
کـ ... کـ ... کجا ؟
. به یه شهرِ برج با موج های بیشتر
. اینجاها اصلا کار گیرم نمیاد
منطقهی تمرینی
. تو تنها مشتریم هستی و تو هم که فقط نگاه میکنی
. هیچی نمیخری
. مزخرفه
. آره . این شهر کلا مزخرفه
. یه شهر ناامید که تجسم واقعی ـه کلمهی مزخرفه
. واسه بالا رفتن هم، موجهای خوبی نداریم
. واسه یه زندگی خوب، تنها راه، رفتن به ارتشه
. اما بازم، نمیدونم چطوری از این شهر فرار کنم
. واسه این کار خیلی بچه ام
. منظورم اینه که، من فقط 14 سال زنده بودم
. به همین خاطره که باید اینجا بمونم، توی مزخرف ترین شهر
آخرش، زیادیِ شفافیتِ ذره ی نور
. یا به اختصار، تراپار، کامپکت درایو رو از کنترل خارج کرد
. ویرانیِ ناشی از این اتفاق دنیا رو بحرانی کرد
. این چیزیه که بهش "تابستان عشق" میگن
تاریخ معاصر تابستان عشق
... و مردی که اون فاجعه رو با فدا کردن جان خودش متوقف کرد
. بنیان گذار افسانه ایِ کشور ما، آدروک سرستون بود
قهرمانی که در جنگ بزرگ ناپدید شد
قهرمانی که در جنگ بزرگ ناپدید شد
... و پسر آدروکِ قهرمان کسی نیست جز
قهرمانی که در جنگ بزرگ ناپدید شد
! یکی از همکلاسی هاتون، رنتون
... همه چیز مزخرفه
! سـ - سالن مطالعه
! ما معلما مراقب اسکاب هستیم
! شماها داخل بمونید
تو واقعا دیدی پدرت دنیا رو نجات بده ؟
خواهرت از خونه فرار کرد که اینو ثابت کنه ؟
. میگفت رو کامپکت درایوش یه پیغام براش اومده
رو دیدی ؟ ray=out شماره ی این ماه
آره دیدم! شماره 17 دیگه ؟
! تالهو سان خیلی خوشگله
ولی اعضای گکوستیت خلافکارن، نه؟
... مامانم گفت نباید بهشون اعتماد کرد
. چون اونا یه مشت آدمکش بی ارزشن
! واقعا ؟ من که باورم نمیشه
. یادت باشه، رنتون
. اگه باور داشته باشی، همدیگه رو می بینیم
واقعا ؟
. واقعا. تا وقتی که بتونی باور داشته باشی
. چون باورها تبدیل به واقعیت میشن
. به همین خاطر مطمئنم تو پرواز میکنی
. برای نجات عزیزانت، و برای دیدن من
. پس، به من باور داشته باش
.. باور داشته باش و پسر خوبی باش
... چشم، خواهر
رنتون، یکم عجیبه، نه ؟
. آره، به کامپکت درایوش نگاه می کنه و می خنده
! راست میگی
... همه چیز مزخرفه
چرا داری برمی گردی ؟
... بابابزرگ
... گفتنش برام سخته، ولی با این نمره های رنتون
... رفتن به دبیرستان سخته، بذارید بره ارتش
! چرت و پرت
... ببینید، به عنوان پسر آدروک، قهرمان ارتش
! چرت و پرت
! من میخوام این پسر شغل خانوادگیمونو ادامه بده
! قصد ندارم کسِ دیگه ای از خونه ام رو سرباز ارتش بکنم
ایول! واقعا اینا رو بخورم ؟
! ایتاداکیماس
چرا اینجوری شد ... ؟
چطور به مادر مرحومت توضیح بدم ؟
... همه چیز مزخرفه
. من تو یه شهر مزخرف، زندگی مزخرفی دارم . ولی تا وقتی موج ها هستن عیبی نداره
. تا وقتی که می تونم بالا برم مشکلی نیست
. به همین خاطر خواهر، من حالم خوبه
! من پرواز رو دارم. هر جا که بتونم بالا برم، بهترین جاست
اتحادیه ی نیروی هوایی ایالت برج
ملک دولتی
استفاده ی شخصی ممنوع
! نه ... منطقهی من
! یه اِلفوی نظامی
! لعنتی
... این ... این ... این شهر
!!! کلا مزخرفه
. شاید درست باشه که هولند مُجرمه
. ولی، من بهش حسودی می کنم
... هولند، کسی که دنیا رو آزادانه به دنبال موج ها می گرده
. منم دلم می خواد آزاد زندگی کنم
... دلم می خواد آزاد باشم و مثل هولند
گکو
اِلفوی هولند
من
. من میخوام یه موج سوار حرفه ای بشم
... بعدش، بعدش یه روزی
. یکی از اعضای گکوستیت میشم
چی، بازم ائورکا ؟
. این سومین باره تو این ماه
یعنی چیه ؟
. فقط واسه من فرستاده شده
. شاید یه کُد نظامی باشه
! شاید یه کد از گکوستیت باشه
.. کاش واقعا بود
... مثلا، کسی که اینو دریافت میکنی
... میتونی عضو گکوستیت بشی
چیکار میکنی ؟
باز چیه ؟
! صد دفعه گفتم یهویی نیا تو
No comments yet. Be the first to leave one.