نخستین 200 خط.
هرکاری که میکنم برای محافظت از توئه
نمیتونم به کسی اعتماد کنم میتونی به من اعتماد کنی
پلیس جیک سیتون رو بازداشت کرده
ولی مطمئنم که اون تنها کسی نیست که دستش تو کاره
پسری که کشته شد، کریگ نوینز
یکی از اعضای خانواده اش حتماً ازم کینه به دل داره
دیگه چه کسی میتونه درگیر این موضوع باشه؟
من دخالتی تو اتفاقی که برای تو افتاده
یا بلیندا یا قاضی استوارت ندارم
فلورا از مارک یه پیام دریافت کرد
بهمون گفت قراره رئیسش رو ببینه
پلیس گوشی هردوشون رو چک کرده و چیزی از پیام اون شب پیدا نکرده
مارک
یه لپتاپ هست که اطلاعات توش
ممکنه بهمون بگه چه کسی پشت این ماجراست
اون کیه؟
اِما سیتونـه
اون زندهاس
میدونستی اِما زندهاس؟
حتی نمیتونم اونو به زبون بیارم خیلی مسخرهاس
اِما تنها کسیه که تموم این چیزها باهاش جور درمیاد
نه، اون اصلا از این کارها نمیکنه
جیک مغز متفکر این ماجرا نیست
پس احتمالا... کیه که
تونسته جیک رو تحت فشار قرار بده؟
قطعاً اِما نیست، چون اون مُرده
نمیتونیم مطمئن باشیم که مُرده
من تو روند تحقیقاتش بودم اونا جسدی پیدا نکردن
چون تو دریا غرق شده بود
توی تشییع جنازه اش بودم
اون اینجور کارهایی نمیکنه
منظورش اینه که با خودش اینجور کارها رو نمیکنه
باهاش همکاری میکردی؟
واقعاً فکر میکنی برای اِما یه ناجی هستی؟
اسمش رو به زبون نیار
ببین... فراموشش کن
نگاش نکن، به من نگاه کن
چند هفته قبل از ناپدیدشدن باهاش بودی، درسته؟
آره
چیز غیرعادی دیدی؟
هر چیزی؟
اینو از آپارتمانم بنداز بیرون باشه، میشه بری؟
بیرون میبینمت
باید درک کنی چرا فکرکردیم تو هم ممکنه درگیر ماجرا باشی
میدونم تو هم مثل من دوست داری اِما رو پیدا کنی
چرا همه اینا رو ازم مخفی کرده؟
من همیشه طرف اونو میگرفتم
باید با جیک صحبت کنیم
اون تنها کسیه که میتونه حقیقت رو بهمون بگه
میتونیم از بازرس وینستنلی بخوایم باهاش مصاحبه کنه؟
نه، چندبار سعی خودشو کرد
جیک حرف نمیزنه
خب، پس تو تنها کسی هستی که میتونه باهاش حرف بزنه
منو تعلیق کردن
وینستنلی نمیذاره نزدیک تحقیقات بشم
میدونم ریسک بزرگیه ولی میتونی ما رو ببری پیشش؟
ظاهراً به قید وثیقه آزاد شده
تگ الکترونیکی روش گذاشتن
اگه بتونیم موقعیتش رو ردیابی کنیم ممکنه خودش هم پیدا کنیم
خیلخب
اون سعی میکنه پیداش کنه
من باهاش میرم ولی تو نمیتونی بیای
میدونی که نمیشه بهش اعتماد کرد
خب، من نگران امنیت جانی توام
چون اگه اِما زنده باشه، یکی از هدفهاشی
و تو نیستی؟
برو یه جای امن تا وقتی خبرت کنم
خب، آپارتمان خالی دارم میتونم برم اونجا، نه؟
باشه، خوبه، همین کارو بکن
من باید برم اینگرید، صبرکن
اگه میخوای باهاش بری
این تپانچه برقی رو با خودت ببر
ممکنه لازمت بشه
.:: زیـرنـویـس از : سـعید پردیـس ::.
آيدی تلگرام جهت ارتباط @Saeed8362
موفق شدی؟ آره
نمیخواستن بهم کمک کنن
ولی میدونم کجاست
تگشو دیدم
باید باهات صحبت کنیم، جیک
اون زندهاس؟
بعنوان یه پلیس اینجا نیومدم بخاطر اِما اومدم
متاسفم که باعث ناراحتیت شدم
گول خوردم
وقتی سعی کردی منو با ماشین زیر بگیری چی؟ اون موقع هم گول خورده بودی؟
تو دادگاه هم خیلی بامزه بودی
حتی وقتی که باعث شدی خواهرم تو دادگاه بزرگترین دروغگو بنظر برسه
جیک
باید در مورد اِما همه چی رو بدونیم اون چی شده؟
زندهاس؟
آره؟
جیک، میدونم که خواهرت رو دوست داری
و تو دادگاه آسیب دیده
و کنار اومدن با نتیجه دادگاه
باید خیلی سخت و دشوار باشه
اگه خواهرم ازم میخواست که کمکش کنم، میکردم
واقعاً میکردم
ولی نمیتونه این ماجرا تا ابد ادامه پیدا کنه
و تنها راهی که میتونی کمکش کنی
گفتن حقیقت به ماست
ایدهی من نبود، هیچ کدومش
خیلخب
بیا
چیکار کردی؟
به پلیس دروغ گفتم
بهشون گفتم روز خودکشی اِما باهام تماس گرفت
که خداحافظی کنه، که میخواد همهچی رو تموم کنه
بعدش اونو از اسکله دور کردم
تو صندوق عقب ماشین قایمش کردم و مطمئن شدم که کسی ندیدش
باید... باید زودتر میگفتم
چرا پیش من نیومدی؟
به تو مربوط نبود
اون کجاست، جیک؟
نمیدونم
شما با مرورگر "تور" باهم در ارتباط بودین
آره، خب
قبلاً زیر پل واترلو همدیگه رو میدیدیم
جایی که هیچ دوربینی نداره
دیگه با کی کار میکنه، جیک؟
ببین، اگه همه چیزو میدونی الان وقتشه که بهمون بگی
چون هم به خودت کمک میکنه
هم اِما رو در امان نگه میداره
مایکل نوینز، برادر بزرگه کریگ
اون...
اون بیشتر از اِما ازت متنفره
اون با خواهرم تماس گرفت کِی؟
بعد از اینکه قاتل برادرشو، تبرئه کردی
مایکل رفت تو سرِ اِما و در مورد تو
وسوسهش کرد که کارهایی بکنه
میخواستن مجازات تو رو ببینن یعد این نقشه ها رو کشیدن
فکر کی بود که مرگ اِما رو جعل کنن؟
نوینز، اون...
بهش گفت اینجوری آزادتره که هرکاری بخواد بکنه
و باعث بشه که مثل اون رنج بکشی
مخصوصاً که اونجا هم بودی
قول میدی که نمیدونی اِما کجاست
من همه چی رو... بهتون گفتم
باید با بازرس وینستنلی صحبت کنیم
اِما باید پیدا بشه
اون میگفت تو دلیل این کارها رو درک نمیکنی
تو میری زندان ، جیک
برای کارهایی که کردی
و نمیتونم بهت کمک کنم
من کسی رو نکشتم
جیک، تو به خواهرت کمک نکردی
تو زندگی هردوتون رو خراب کردی
بذار بره
مگه تعلیق نشدی
این کارِت سوء استفاده از قانونه
جیک به پلیس حرفی نمیزد
خب گفتم شاید بخاطر رابطهی من با اِما
حقیقت رو بهم بگه
اوه، پس خودت تصمیم گرفتی؟
مرگش رو چطور توجیه میکنی؟
همه اون کارها تقصیر من بوده و عواقبش هم بعهده میگیرم
باید اِما رو پیدا کنیم
درستش این بود که از اولش نباید
ارتباطی بین تو و اِما سیتون وجود میداشت
اگه نظر منو میخوای کار تو تموم شده اس
اِما رو برای انجام این کارها گول زدن
مایکل نوینز بود که تماس رو شروع کرد
همین الان این ساختمون رو ترک کن
خب، میشه یه بار دیگه یه توصیه بهت بکنم
به هر نحوی شده برای محافظت از جونت
خودت رو به یه جای امن برسون
قبل از اینکه از مرکز پلیس بری به افسران ما اطلاع بده
...میشه ما تو نباید اینجا باشی
من سرم شلوغه. باید دنبال چند تا مظنون باشم
جان وبستر هم نیاز به محافظت داره
هردومون هدفهای اصلی اِما هستیم
وقتی در حین تحقیقات پلیس
صحبت از امنیت شخصی به میون بیاد همین توصیهها رو هم به جان وبستر میکنم
این کافی نیست
بدون تعارف میتونی بری دفتر مرکزی
و در مورد کمبود منابع ما شکایت خودتو تنظیم کنی
به چیزی مشکوک نشدی؟
چی؟ اینکه دوست دختر سابق آشفته من
برای جداییش منو بکشونه دادگاه
و به قدری دچار مشکل روانی بشه که وانمود کنه خودکشی کرده؟
نه، اینگرید، بهش شک هم نکردم
باید همینجا بمونیم تا پلیس پیداش کنه
من یه عذرخواهی بهت بدهکارم
نیازی نیست ولی حق با تو بود
از اولین تماس تلفنی حق با تو بود
باید خودت نتیجه گیری میکردی
تو ذهن خودتو میشناسی
و این چیزیه که همیشه برام جذاب بوده
خب، چی، همینجوری صبر کنیم تا
بازرس وینستنلی بهمون خبر بده؟
همش به اِما و جیک فکر میکنم
و احساس وحشت نسبت بهشون دارم، میدونی؟
و راستش، فکر میکنم
که تا حدودی تقصیر منم بوده
از وقتی که اولین بار همدیگه رو دیدیم
دیدم چقدر آسیب دیده و شکننده شده
باید با احتیاط بیشتری قدم برمیداشتم
احتمالاً حرفی که دیشب زدی درست باشه
حدس و گمان هیچ فایده ای نداره
خب، نمیتونم کمکی بهش بکنم
یه جدایی، رو زندگیِ خیلی ها تأثیر میذاره
No comments yet. Be the first to leave one.