نخستین 154 خط.
...آنچه گذشت
.سمیرا نوری
...فقط چند ماه از ازدواجش میگذشت
.که غلام شوهرش رو کشت
.برمیگرده به روستای خودش؟ نه
،با وجود خطر، اینجا موند
.یک زن تنها در کابل
.اینو توی خونهت پیدا کردم
چی میخوای؟
دولت تو و من، در تلاش هستن
.تا با طالبان صلح کنن
.ژنرال غلام مانع این کاره
.با این، مجبوره که عقب بشینه
پس توافق کردیم؟
.توافق کردیم
،و همونجور که حرف زدیم
بلافاصله اعلام آتشبس میکنی؟
.از فردا صبح
.شبیه برشتوک هستی، پسر
متوجه نشدین؟ .یارو یک هفتهست اینجاست
،نه حملهای کردن، نه آرپیجی زدن
!نه موشک، نه تکتیرانداز، هیچی
،تو رفتی تا میان تفرقه احزاب، یک پل بسازی
.ولی این گسلها خیلی عمیق هستن
و بن هیز، در بهترین موقعیت ممکنه تا .اون گسلها رو به کار بندازه
هیچ معاون رییسجمهوری تا حالا .رییسجمهور وقت رو به چالش نکشیده
.هیچ معاونی تاحالا از حزب مخالف نبوده
خانم متیسون شمایین؟
.بله قربان
اگه فکر میکنیم که برای روسیه کار میکنه
پس چرا اجازه دادیم با یک روس دیدار کنه؟
تا خودش علیه خودش مدرک تهیه کنه، نه؟
.تمام مدت باید ببینیم و بشنویم که چی میگن
کجا میریم؟ - .کنار چشمه حرف میزنیم -
.میخوام مطمئن بشم که صدامونو نمیشنون
میگیریش؟ .نمیتونم یه کلمه از حرفاشونو بفهمم
واقعا یادت نمیاد؟
چیو یادم نمیاد؟
...زندگیت رو نجات دادم
.در ازای یک چیز
...چقدر از حرفاشونو
میتونیم بازیابی کنیم؟
وقتی برگشتیم میدم
.به متخصص روش کار کنه
گفتی قابل استخدامه. هست؟
.احساس میکنه قدرش دونسته نشده
خودش گفت؟
.اگه همه اینا یک فریب بزرگ نباشه
...کری - .میدونم -
.بیرون امن نیست - .مراقبم -
.اگه مراقب بودی، بیرون نمیرفتی
.صبرکن، بذار یکبار دیگه امتحان کنم
.لعنتی
.مشکل اینه که فرکانسش همش عوض میشه
.باید بخش به بخش پیش بریم
...خب، هرچی به چشمه نزدیکتر میشن
.کار سختتر میشه... - .غیب میگی -
میخوای به مایک چی بگم؟
...بگو خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکردیم
.طول میکشه
.پنج روز] [.پنج
،بدون هیچ تیراندازی] [بدون بمبگذار انتحاری
...سمیرا
خانم متیسون؟ - .بله -
.لطفا همراه من بیاین
تو کی هستی؟
.پلیس نظامی، خانم
.لطفا
خیلهخب، میخواین بگی داستان چیه؟
.از این طرف
کجا داریم میریم؟ - .ببخشید خانم -
ببین، هیچی نمیتونی بهم بگی؟
.میخوام اینکارو کنی
،به ساول برنسون زنگ بزن
،مشاور امنیت ملی ایالات متحده
...و بهش بگو - ...خانم -
!خانم خانم نکن برای من
.آقای برنسون در جریان هستن
بگرام؟
اونجا میریم؟
.بله
میخوای بگی دارن کجا میفرستنم؟
.عجب روزیه - .آره -
...ساول
،داره میاد اینجا ...رییسجمهور تا
.خدایا، چهار ساعت دیگه
.تا چهارچوب صلح رو اعلام کنه
.رییسجمهور افغانستان اینجا به دیدنش میاد
،در کاخ ریاست جمهوری مراسمی برگزار میشه
.همونجایی که صلح رو اعلام میکنن
.پس جلسه برای اینه
کدوم جلسه؟
...توی مقر، همه برای اومدن رییسجمهور
.آماده میشدن
.آه، آره، ببخشید برای پنهانکاری
.برگردونن دسترسیت داستان داره
کری، رییسجمهور خواسته موقع فرودش ،تو اینجا باشی
.میخواد باهات حرف بزنه
درباره چی؟ - .معلوم نیست -
.به زودی میفهمی
،باید برم به مراسم
.مطمئن بشم همهچیز مرتبه
.بعدا با کاروان میای اونجا
.انجامش دادیم
.حداقل قدم اول رو
.باید برم
.ممنون
.طالبان به تمدن باور ندارن -] [.تو بهشون باور نداری -
.نه -] [دارن دنبالمون میکنن تا خونهمون رو پیدا کنن؟ -
.امیدوارم که نه -] [!نه-
.خاتم، تلفن لطفا
.ممنونم
.ژنرال
.مدیر
چه خبره؟
...یک اعلان ویژه
.بر وضعیت مذاکرات صلح
به توافق رسیدن، مگه نه؟ آمریکاییها؟
،بدون نظر خواستن از تو یا من
...ولی انتظار دارن اینجا براشون وایسیم
.و دست بزنیم
کی توافق رو به سرانجام رسوند؟
.تا الان، تصور میکردم کار تو بوده
نخست وزیر من دیشب تماسی داشته
،از طرف شخص رییسجمهور آمریکا
تهدید به تحریم اقتصادی و مسافرتی کرده
.اگه که پاکستان همراهی نکنه
دقیقا همراه چه چیزی بشیم؟
.آره، نگفتش
رییسجمهور من همین الان ...رفت به سمت فرودگاه بگرام
.تا از یک شخص مهم استقبال کنه
...فکر میکنم باید
.وزیر امور خارجه باشه
فکر میکنی خودِ وارنر شخصا اومده اینجا؟
.فکر میکنم نمیخوان ما بدونیم
.ببخشید. ببخشید
.تلفنم رو میخوام
.دارم میرم - .نخیر -
.نه، برای مراسم میمونه
.نمیتونی اینکارو بکنی - .چرا میتونم -
،زودباش، داد بزن، جیغ بکش .برام مهم نیست
بذار همه بفهمن که چقدر زور زدی
.تا جلوی این اتفاق رو بگیری
،پس مذاکرات توی دوحه همش بازی بود؟
.تو تبدیلش کردی به یه بازی
.تو منو دور زدی
.نه - .رفتی سراغ حقانی -
.کسی که سعی کردی بکشیش
،متحد خودت بود ولی یه نارنجک انداختی براش
،که راستشو بخوای .تنها کار مفیدی بود که کردی
.بنبست رو باز کردی
،نمیدونم چرا] [ولی بقیه هم همین چیزا رو میریزن
.تنها نیستم] [.دوستام هستن
،درباره کل خانواده میگن] [.فقط تو که نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.