The Fresh Prince of Bel-Air

The Fresh Prince of Bel-Air

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Fresh Prince of Bel-Air S01E04 DVDRip XviD-TVEP-Tvcenter FA
ناشر Tombless
TV Center كاري از گروه ترجمه | Tombless :مترجم

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
تاریخ انتشار: 2013-09-15
تعداد دانلود: 68
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 160 خط.

هنوزم ميخوايد شام رو به تأخير بندازم، بانو؟

بله "جفري"، نميدونم كجا مونده هروقت دير ميكرد قبلش زنگ ميزد

ـ يعني اتفاقي برا بابائي افتاده ؟ ـ خيلي دير كرده، مادر

خيله خب، نميخواد نفوس بد بزنيد ... ميدونم همه مون نگرانيم

فرزاد حسني" امشب ميخواد يه قاتل رو" دعوت كنه تو برنامه اش

بايد جالب باشه

ـ من اومدم ـ بابائي

ـ "فيليپ"، كجا بودي ؟ ـ تو دفتر

متأسفم كه زنگ نزدم، اما با عجله اومدم خونه تا يه خبر خوب بدم

...بالاترين دست آوردي كه

يك سياه پوست خودساخته ميتونه كسب كنه، چيـه ؟

! اضافه حقوق

نه عزيزم، اضافه حقوق نيست

قراره جايزه "شهروند نمونه" رو بگيرم

"ـ هممون بهت افتخار ميكنيم، "فيليپ ـ جايزش پول نقديـه ؟

هيلاري"، اينقدر كوته فكر نباش"

اين يك جايزه افتخاريـه، كه ...باعث كسب اعتبار ميشه

كه يعني همون پول نقد

...مسئولان انجمن منو بخاطر كمك رساني

،به سياه پوستان بي خانمان واجد شرايط براي دريافت اين جايزه دونستن

... تنها باري كه من شمارو تو خيابون ديدم

وقتي بوده كه منتظر بودي يه خدمتكار سياه پوست ماشينتو برات پارك كنه

راست ميگي پسرم ؟ .پس بزار يه چيزي بهت بگم

راهپيمايي 1963 تو "واشنگتن" ؟ من اونجا بودم

تظاهرات‌ 1965 تو "سِلما/آلاباما" ؟ من اونجا بودم

اعتراضات 1965 "واتس/لوس آنجلس" ‌؟ اونجا هم بودم

با اين حساب هرجا كه رفتي دردسر بوجود اومده

عموت مستحق اين جايزه اس. اون توي كـُلي پروندهاي تبعـيض نژادي مبارزه كرده

،زمين خوارهارو محكوم كرده .کمک هزينه دانشجوئي فراهم كرده

با همه اينا، بازم رفته به رفسنجاني" رأي داده. اونم دوبار"

ممنون عزيزم

اگه بشه اين چيزارو وقتي خبرنگارا هم ميان اينجا يادتون باشه، بد نميشه

خبرنگار ؟ ـ عكاس ؟ لباس جديد

.باشه عزيزم، ميتوني يه لباس جديد بخري ...ميخوام همتون براي

،مصاحبه و مراسم دريافت جايزه مرتب و آراسته باشيد

.واي بابا، اين فوق العادس دوتا لباس جديد

به پدر-مادرت زنگ زدي ؟

پس چي. با پرواز بعدي دارن ميان

عالـيه. مامان بزرگ و بابا بزرگ ميخوان بيان

اسباب بازي

:::::... پــِرنــــس جــــديــــد بــِل اِيــر :::::... ... فصـل 1، قسـمت 4 ... ... Not with My Pig, You Don't ...

"آها، آره، خودشـه "عش مجلسو گرم كن

"زودباش "عش"، مثل "ممد خرداديان ! فقط يه ذره مردونه تر

همينه عزيزم، فقط يه كم بايد كونتو بيشتر قـِر بدي

خودشه، آره

،ببخشيد ولي مامان بزرگ و بابا بزرگ اومدن

همين الان تاكسيشون دم در وايساد

ـ بابابزرگ ـ حلوا شكري من

ـ بابابزرگ عشلي"، عسلم، چه قد بزرگ شدي"

هيلاري"، تو هم چه بزرگ شدي"

كارلتون"، عزيز دلم، سلام"

مامان بزرگ، بابا بزرگ، اين پسرخاله ام، "ويل" ـه

سلام "ويل"، از عموت كلي درباره تو شنيديم

"من كه مطمئن نيستم، "هـَتي بهش اصلاْ نميخوره نماد شيطان باشه

ممنون. خب پروازتون از "بالتيمور" چطور بود ؟

ـ "بالتيمور" ؟ "ـ آره ديگه، همون محل قديميه عمو "فيل

.آها، وقتي 16 ساله بود اومد اونجا .اما زاده و بزرگ شده "ياماكرا" اس

ـ "ياماكرا" ؟ "ـ "كاروليناي شمالي

باورم نميشه كه "زيــك" درباره زادگاهش چيزي نگفته

زيــك" ؟"

مامان، بابا

"سلام عمو "زيــك

ـ بيا بغل آقاجون ـ باشه بابا

بنظرتون اين صحنه شمارو ياده قسمت آخر سريال "خانه سبز" نميندازه ؟

بابا، مگه من برات پول نفرستادم تا يه كت شلوار جديد بخري ؟

.داري نگاش ميكني ... وقتي پولو برام فرستادي

"من با رفيقم، "تقي ...رفتيم فروشگاه

و هركدوممون يه دست لباس، چوب ماهيگيرى و يه جفت لاستيك راديال گرفتيم

خب فك كنم بهتره من برم "تداركات شام رو مهيا كنم، "جفري

اين چيزارو نياز دارم

دو كيلو گوشت گوسفندي

...چهار كف دست سبزي خوردن

.و يه تيكه راسته گنده چربي

حالا اينا اگه قيمتش از 1 تومن بيشتر شه يعني دارن سرت كلاه ميزارن

امشب شام قراره آبگوشت ... با خورشت سبزيجات

لازانيا، و كيك سيب بخوريم

! خدا خيرت بده

،مامان-بابابزرگ ميخواين استخرمون رو ببينيد ؟

فكر خوبيه

زِيــك" گنده من، هميشه عاشق" آب بازي تو حوض خونمون بود

عادت داشت لباساشو يهو دربياره و لُخت شيرجه بزنـه تو آب

.مامان جون، خواهش ميكنم ! ميخوايم شام بخوريـما

.عاشق لُخت شناكردن بود "اون و "ملوين

مــلوين" ؟"

...فك نكنم ديگه كسي دلش بخواد بيشتر بشنوه

.برعـكس، پدر داستانهاي شما و "ملوين" خيلي شنيدني ان

ـ يعني "ملوين" بهترين دوستش بوده ؟ ـ "ملوين" خوكــش بود

من كلي داستانهاي اينجوري درباره "زيـك" دارم

ـ توشون تحقيرآميزم وجود داره ؟ ـ بهتريناش همونان

پس بزار اول با اونا شروع كنيم

"ساعت 3 صبحـه "ويل

ـ چطور منو ديدي ؟ ـ مامان جون اينكارس

مامان جون، ميشه به عمو "فيل" چيزي نگي ؟ فقط يه ذره از وقت خوابم گذشته

يه ذره يعني چه قدر ؟

بزار بگيم، همون موقع اي كه قرار بوده بيام تو، رفتم بيرون

ـ ديگه تكرار نشه ـ باشه. راستي اينوقت صبح داري چيكار ميكني ؟

بچه جون، بايد بلند ميشدم صبحونه رو آماده ميكردم

اصلاْ نميدونم اون "جفري" رو براي چي استخدام كرديد

ـ چهاربرگ بزنيم ؟ ـ باشه هستم

واقعاْ ازت خوشم مياد مامان بزرگ شما و بابابزرگ همش ميگين، ميخندين

ـ بدجوري كـِيف ميكنم ـ ممنون پسرم

،ببين مامان بزرگ، الان ديروقته همه ام خوابيدن

.بين خودمون ميمونه عمو "فيل" سر راهيـه، نه ؟

نه، ما به "زيــك" خيلي افتخار ميكنيم

ميدونستي جايزه "كشاورزه جوان" رو براي مسابقه پرورش خوك" برنده شده ؟"

نه نميدونستم، اما خيلي مشتاقم تا جزيياتـشو بدونم

.تو يه دوره چهارساله برنده شد مجبور شدن سطل غذاشو بندازن دور

سطل غذا ؟ نميتونم صب كنم تا بيدار شه

به بزرگترات احترام بزار پسرم

ديدي، بُردمت

اون اولين مديره سياه پوست انجمن "كشاورزان جوان" بود

ـ يعني يه منصب مهم بوده ؟ ! ـ اوه پس چي

بازم بُردمت

اونوقتها دستشوئي سفيد پوستا جدا بود

آره

... يادمه يبار تو مركز شهر بوديم

... و "زيــك" يه عالمه ليموناد خورده بود

... و يهو از بغل من غيبش زد

.و رفت تو يدونـه از اونا

بهش گفتن كه بره بيرون اما "زيــك" كوچولو همونجا سرجاش محكم وايساد

عمو "فيل" اينكارو كرد ؟

اينجارو نگاه، دوباره بُردمت

خيله خب. خبرنگاره ممكنه هرلحظه سر برسه

همه يادشونـه قراره چي بگن ؟

ـ "هيلاري" ؟ ـ بله پدر

ـ "عشلي" ؟ ـ بله پدر

ويويان" ؟"

اينكارا چيه ؟ مگه سريال "خانواده رابينسون" ــه ؟

من دوس ندارم تو با اينكارا دست مايه يه مشت خبرنگار بشي

"اينقدر ساده لوح نباش، "ويويان من قبلن هم با مطبوعات سرو كار داشتم

اگه از قبل چيزي كه قراره بگي رو تمرين نكرده باشي، زنده زنده مي خورنت

كارلتون" ؟"

پيشرو در صف اول .جنبش دفاع از حقوق بشر

خوابت برده بود پسرم

... متأسفم، همش تقصير اون كيكهاي ديشب

و كلوچه هاي امروز صبح مامان بزرگ بود

يكهو فشارم افتاد. قند خونم رو به كاهش گذاشت و همش اينقدر مونده بود تا به ايزد پناهي بپيوندم

"خانـم "كُـلسوم شريعتمداري

"از روزنامه "كيـــهان تايمز

.ازتون ميخوام با خانوادم آشنا بشيد ..."همسرم، "ويويان

"پسرم، "كارلتون "دخترام، "هيلاري" و "عشلي

.خوشوقتم از ديدنتون خب عكاس كجاست ؟

ـ پدرتون از قبل عكس هارو فرستادن ـ منم توشون هستم ؟

ـ بله ـ خوشگل افتادم ؟

بزاريد مصاحبه رو شروع كنيم. ممكنه ؟

شُهـرت شما به عنوان يك وكيل ... با برنده شدن

در پرونده اختلاص 3 هزار ميليون تومني ... بين دو دعوي

يعني "ملّـت" و "دولـت" فراگير شد

اما خواننده هاي ما دوس دارن در مورده "فيليپ بنكس" حقيقي بدونن

خب راستش، من دوس ندارم از خودم تعريف كنم

بزرگ شده در كوچه پس كوچه هاي ... "خطرناك "بالتيمور

فيليپ بنكس" توانست" ... برتمام مشكلات غلبه كند

و در سال 1963 با بورسيه تحصيلي وارد .دانشگاه "صنعتي شريف" شود

هيلاري" بايد بگم كه "صنعتي شريف" سكوي پرتاپ" فيليپ بنكس" بوده است "

... از اونجا بود كه علاقه او به حقوق شكل گرفت

و به عنوان يك شاگرد ممتاز ... توانست با شايستگيه هرچه تمام تر

راه خودشو به دانشكده حقوق "هاروارد" باز كنه

"درسته "كارلتون

"اما ميدونستي كه "فيليپ بنكس ... علاوه بر همكاري اش در

... "در دفتر وكالت پر اعتبار "لافرم وين ان ماير

More Farsi Persian subtitles for The Fresh Prince of Bel-Air

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left