Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

빨강 구두Red Shoes E29-HDTV KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2021-09-01
تعداد دانلود: 8
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

چرا اینجوری میکنی ...مگه چیه؟

واا

دایی

چرا اینجوری میکنی؟

خودتو بگو اینجا چیکار میکنی؟

چرا کیف من می گشتی؟

...خب لباسهای کثیف تو ساک بود

کثیف باشه یا نه

نباید به وسایل دیگران دست بزنی

برو بیرون ، زود باش برو

بیرون بیرون - دایی دایی -

...وایسا - زود باش بیرون -

چقدرشو دیده؟

...21ژوئن

سال 1999؟

لعنتی

بدش به من

خیلی طول کشید تا به اینجا رسید

امضاش کن

این دیگه آخرشه

دیگه نبینمت

مجبورم کرد قسم نامه رو امضا کنم اونوقت جاش گذاشت؟

ای خاک تو اون سرت

باید مینداختیش دور واسه چی نگهش داشتی

دایی باید ازت یه سوالی بکنم

اون قسم نامه

قسم نامه کدومه؟

اون قسم نامه نبود

رو پاکت نوشته بود قسم نامه

گفتم نیست - خودم دیدم -

دیدی؟

چرا همچین چیزی روش نوشته؟

ژوئن21, 1999

این قسم نامه در مورد بابای منه؟

نه بابا ، چی داری میگی؟

آخه این چه ربطی به بابای تو داره؟

...پس واسه چی اونجوری داشتی قورت میدادی

یه جور مزه ریختن بود

مگه ندیدی تو فیلم ها کاغذ میجون

منم میخواستم مزه بریزم

خنده داره

...جما فکر کنم

واقعا برات سوء تفاهم شده

دایی راستشو بهم بگو

چی رو؟

من هیچی نمی دونم چی رو بهت بگم؟

...تو یه چیزایی در مورد

تصادف بابای من میدونی؟

...چرا

داری تهمت میزنی

من بهت گفتم که نمی دونم آخه از کجا بدونم

من هیچی نمیدونم هیچی

اه لعنت

جای خوبی اومدی

این مکمل های ما حرف نداره

بفرما روزتون خوش - خدا نکهدار -

ایوای فکر کنم غذا بهم نساخته

دلم همش درد میکنه

اوک کیونگ من میرم دستشویی

ای بابا بخاطر همین میگم جلوی خودتو بگیر

کاه از خودت نیست کاه دون که از خودته

الو؟

نونا احتمالا جما اومده اونجا؟

نه ...واسه چی بیاد اینجا؟

بدبخت شدیم

حالا چیکار کنم؟

فکر کردم تو خونه داری رخت میشوری

به همین زودی تموم شد؟

اومدم مامان ببینم

الان اینجا بود ، کجا رفت؟

نمیشه

چی میگی تو ...ساکت باش

ای عوضی اون قسم نامه رو برا چی پیش خودت نگه داشتی

باید مینداختمش دور

فکر کردم انداختمش دور

وای خدا

حالا که جما فهمیده میخوای چیکارکنی؟

اینقدر بزرگش نکن جما هنوز نمیدونه

بزرگش نکنم؟

هی عوضی به این میگی بزرگ کردن؟

الان شوخیت گرفته؟

خوب فکر کن

جما خنگ نیست

به نظرت تو سال 1999 چه اتفاق مهم دیگه ای افتاده؟

کاملا مشخصه موضوع در مورد باباشه

به هر حال هیچ مدرکی وجود نداره

اگه پرسید بزن زیرش

بهش بگو هیچی نمیدونی

ته گیل بیا اینکارو نکنیم

چرا همه چی رو به جما نگیم؟

دیوونه شدی؟

گفتم همه چی فراموش شده

...اما راستش هنوزم - خداوندا -

اینقدر احمق نباش

دست از خودخواهی بردار

گوون ووک چی؟

اگه اون بفهمه با پول خون بابای جما عمل کرده

داغون میشه

جما هم همینطور

در عرض یک لحظه عقلش از دست میده

...مادرش ولش کرده

...و کسی که تمام این سالها مادر صداش میکرد

معلوم میشه شاهدی مرگ باباش بوده

...فکرشو بکن چطوری شوکه میشه

و اینکه بخاطر این سکوت پولم گرفتی

دیگه هیچ کاری ازش برنمیاد و کاملا فلج میشه

بخاطر همین باید خودت بزنی به اون راه

تا آخرش باید انکار کنی

ته گیل چیکار کنم جماس

نونا باید قوی باشی

نجات گون ووک و من و جما

همش بستگی به تو داره

فهمیدی؟

نمیخوام الان جواب بدم

دستم داره میلرزه

...مشترک مورد نظر

درسته ، اون زمان ته گیل رفتارش عجیب بود

از یه جایی یه خروار پول گیرش اومده بود

راه میرفت پول خرج میکرد

برای خواهرش گوشی خرید

منم برد پیتزا داد خوردم

چرا یهویی دایی از خونه رفت؟

...اونجور که اوک کیونگ میگه

...پول جراحی گوون وو رو گذاشته بود

بقیه پولهارو که برنده شده بود باخودش برد

اما کی میدونه

فکر کنم تمام اینهام دروغ باشه

من ندیده بودم اوک کیونگ جایی پول ریخته باشه

یهویی مبلغ زیادی پول گیرش اومده

پول جراحی گون ووک و گذاشته و فرار کرده

گفتم بیا مغازه

چرا بهم گفتی بیام خونه؟

ببخشید که باعث شدم تا اینجا بیای

باید یه چیزی ازت می پرسیدم

چیه؟

نکنه میخوای بگی قراره ازدواج کنی؟

مامان گون ووک وقتی عمل شد

سال 1999 بود آره؟

...تا اونجایی که یادم یاد جراحی قلبش

خیلی بعد از مرگ بابام نبود مگه نه؟

اینجوره ...راستش یادم نمیاد

خب مگه چیه؟

احتمالا پول عمل گون وو رو دایی داده بود؟

نه بابا منظورت چیه؟

هزینه جراحی رو با پول حساب پس اندازم ده ساله ام دادم

...مامان وقتی داشتم لباسهای دایی رو

در میاوردم بشورم یه قسم نامه پیدا کردم

...توش نوشته بود دایی سی هزار دلار گرفته

تا در مقابلی چیزی سکوت کنه

مامان احتمالا میدونی اون موضوع چیه؟

نه ...نمی دونم

از کجا باید بدونم؟

چی ، گفتی سی هزار دلار؟

یعنی 20 سال پیش این پول خیلی هنگفت بوده

این همه پول در ازای چی گرفته؟

...نکنه دایی یه جورایی به مرگ بابام

تو تصادف مربوطه؟

چطوری ممکنه اون احمق مربوط باشه؟

به عنوان شاهد

کسی که دیده کی زده و در رفته

حس میکنم واقعاً یه چیزایی هست

چی داری میگی؟

نه اینطور نیست

ته گیل موقع تصادف بابات با من تو بیمارستان بود

گون ووک خیلی مریض بود

اگه خیلی کنجکاوی برو از ته گیل بپرس

حالا فکر کردم چی شده

من باید برگردم مغازه سرم شلوغ بود

خاله تنهایی براش سخته

چرا جما ازت خواست بری خونه؟

بعد از کار می تونست باهات حرف بزنه

اینقدر فوری بوده؟

من یه گناهکارم

هیونگ نیم حرف قدیمی هارو باید با طلا نوشت

آدم نمی تونه با وجدان گناهکار زندگی کنه

چیه چی شده؟ کار بدی کردی؟

خودم میدونستم

...خیلی وقته میدونم به بابای

گون ووک خیانت کردی مگه نه؟

آیگو ، اگه این باشه

من خیلی حسودیم میشه

چرا به خودم زحمت میدم

سلام ته گیل ، منم

هیون سوک کی میخوای عروسی بگیری؟

ای بابا مادر بزرگ تازه نامزد کردیم

وقتی نامزد میکنی بعدش باید عروسی بگیری

فکرش بکنی ، بالاخره قصد ازدواج داری دیگه

چرا بیخودی زحمت نامزدی رو کشیدی؟

باید صاف میرفتی سر عروسی

ای بابا مادر بزرگ یه سری فریند هست

مراسم نامزدی که خوب بود مادر بزرگ

نه خیلی آنچنانی نه شلوغ پلوغ

تو یک محیط ساده و خوب

درسته

مادر بزرگ میدونم نوبت منه

اما نمی خوای یه فکری برای هیونگ بکنی؟

حق با توئه نوه بزرگمم باید ازدواج کنه

اینقدر ازش فرار نکن و بهش فکر کن

دوست دارم همه چی رو فراموش کنم

اما فکر نمیکنم زیاد وقتی برام مونده باشه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left