نخستین 195 خط.
اعتماد را قسمت می کنیم
:ادیتور مونلایت
ارزش آینده را خود بیافرینید
کیم هیون سو هستم، دانشجوی سال چهارم حقوق در دانشکده پلیس
...همه چیز
...از مرگ اون
شروع شد
قسمت اول
از بچگی می خواستی چه کاره بشی؟
...همیشه از بچگیم، دلم می خواست افسر پلیسی بشم
که به کشور و مردم خدمت میکنه
،چون همیشه با بی عدالتیا می جنگیدم
مدام بهم می گفتن برم پلیس بشم
پلیس بودن، تنها رؤیای من بوده
خانم کو- بله-
شمام از بچگی دلتون میخواسته پلیس بشین؟
نه
من کلا رؤیا زیاد داشتم
تو دو دو دو دو دو دو
!پاها بالا، انجامش بده بذار دوتایی، خودمون دوتایی
این شبو بگذرونیم
تو دو دو دو دو دو دو
مهتابو روشن کن
!مامان
!مامان
چیه؟- مامان-
من تصمیممو گرفتم
میخوام خواننده بشم. ستاره کیپاپ
مگه نگفته بودی میخوای آتش نشان بشی؟
نه! دیگه نمیخوام
!خوانندگی کار خودمه
استعدادشو دارم- ها؟-
نشونتون میدم
لذت ببرین
ولی دنیا جای بزرگیه
و رویاها تغییر میکنن
آخ خدا، تا آخر عمرم طول میکشه
... هرنفری دوتا
!این که خیلی پوله
مامان- جانم؟-
من میخوام بزرگ که شدم، دونات بفروشم
چی؟
من اومدم خونه
!بیا تو
چی؟
اون کانگ، ببین کی اینجاس
پسر آقای داروساز از داروخونه ساگوری
همون شاگرد اول دبیرستان یانگمون که امسال دانشکده پلیسی رفته
جانگ جوچان
،گفت دو ماه قبل از شروع ترمش وقت داره
منم ازش خواستم خصوصی بهت درس بده
راستی. سوپ پولاک
تو باید اون کانگ باشی
سلام
امیدوارم با هم خوب کنار بیایم
... پس رویای من
... از امروز، رؤیای من
تصمیم گرفتم پلیس بشم
پس تویی. بنگ
بخاطر یه شخص خاص
خانم کو
بله؟- خب اون شخص کیه؟-
گفتین بخاطر شخص خاصی برای این دانشگاه درخواست دادین
...اون شخص
استاد چا یوگونه
...بله، بعد از اینکه ایشونو
،در مستند خوشساخت معماهای حلنشده دیدم
... با خودم گفتم
"میخوام پلیس مهربون و جدی ای مثل ایشون بشم"
...پس
کتابشونم خوندم
،بعد از خوندن کتابشون
بیش از پیش خواستم که دانشجوشون باشم
استاد جا، لطفا بهم فرصت بدین که از الگوی زندگیم درس یاد بگیرم
!من پلیس فوقالعاده ای میشم
دلمو بردی که
پس برنامههای تلویزیونی اینقدر تاثیر عمیقی دارن- که اينطور-
خب مگه چشه؟
مصاحبه پنج درصد از امتیاز نهایی رو تشکیل میده
خب معلومه باید پاچهشو می خاروندم
بهرحال حسابی عاشقش شد
باید از همه اساتید عادلانه تعریف می کردی
باقی اساتید هم اونجا بودن
حتما بقیشون کل امتیازی که از اون استاده گرفتی رو کم کردن
نخیر.. چون از قدیم گفتن "دوتا شکارو با هم هدف بگیری، دست خالی برمیگردی"
بهتره فقط رو یه شکار تمرکز کرد
تو اصلا درک نمیکنی تموم اینا برنامه ریزی شدهس
خیلی خب بابا آفرین. حالا یه راست میای خونه؟
چطور؟ میخوای برام غذای خوشمزه درست کنی؟
آره- خیلی خب-
خداحافظ
خب، نمیشه راحت ازش گذشت
مصاحبهت چطور بود؟- خوب بود-
چرا می پرسی؟ کجایی؟
خیلی خب
به سلامتی
آخ خدا. اینجا رو دیدم یاد پارسال افتادم
حدودا همین موقعا بود
چقدر اون موقع استرس داشتم- چرا؟-
فالگیر آشنای مامانم گفت دانشگاه قبول نمیشم
واسه همین روز کنکور تو لباس زیرت طلسم جاساز کرده بودی؟
چقدر خرافاتپرستی تو
بابا خیلی گرون بود پسر تازه همون باعث شد بتونم برم دانشگاه دیگه
میخوای ببینیش؟ هنوزم دارمش- اه حالمو به هم زدی-
ای بابا بچه ها. حتما قبول میشه
همه اینو یه جا بخور، بعدش قبول میشی
چه مزخرف
چی؟ دیوونه شدی؟- چی شده؟-
حساب پس اندازشو بسته
کل پولی که واسه سفرمون جمع کرده بودیمو برداشته
چی؟
مال خودمو فقط درآوردم دفعه بعد میام
چرا؟ - چی شده؟ -
واسه اینکه برای دوست دخترش کیف لاکچری بخره، پول لازمه
کیف لاکچری؟ دیوونه ای - ...چی -
عشق کورت کرده - لعنتی -
ببخشید. نوشیدنیا امشب مهمون من - لازم نکرده. زنگ بزن دوست دخترت -
چرا؟ - ،کیف گرون براش خریدی -
پس حداقل باید بیاد یه چیزی مهمونت کنه
آره. زنگ بزن بیاد سونگ هیون ندیده دوست دخترتو
بیاد یه سلامی بده
...ولی
من راجع به دوست دختر بقیه کنجکاو نیستم
...خدایا، ولی بازم - باز شروع کرد -
باور نکردنیه - ،ولی خب -
دوست دارم ببینم کی برادریمون رو خراب کرده
آخه این روزا خیلی سرش شلوغه
ای بابا. زنگ بزن دیگه - خدایا -
میدونیم خوشگله. زنگ بزن بهش - زودباش -
خوشگله؟ - خوشگله؟ ببینم -
چندسالشه؟
قایمش نکن. بذار ببینم - چند سالشه؟ -
اینه؟ بذار ببینم
راس میگی
خدایا. واقعا حسابی سرش شلوغه
اونجا؟
...اون
...اون دختره
وای، می دونستم واسه همین گفتی زود بیام
!بله، دارم میام
خب چیکار کنم؟ این کارگر پاره وقتمون نیومده
ولی بازم باید منِ کنکوری رو بفرستی غذا تحویل بدم؟
مامان، من کنکوری ام. هر دقیقه و ثانیه ام ارزشمنده
استرس نداری؟ اگه قبول نشم چی؟
استرس دارم. خیلی هم دارم زودباش برو. قبول میشی. نگران نباش
...ولی - زودباش برو. بجنب -
!ای بابا - !بدو ببینم -
ببخشید! یه بطری آبجو لطفا - !چشم -
وقتی می کانگ بیکار و بی عاره، چرا منو مجبور میکنی؟
...خدایا. فکر میکنی کنکوری بودن
الکیه، مگه نه؟
خوش گذشت، مگه نه؟
گشنمه. بریم یه چیزی بخوریم - باشه -
چقدر شد؟
سلام
پیک پیتزایی نیستین؟
دنبال یه نفر می گردیم
آها
عجیبه - صبر کنین -
!صبر کنین، یه لحظه
اوپا، چیکار میکنی؟
بیرون دوتا خل و چل ایستادن. وایسا یه لحظه
...چته
!ولم کن
!می کانگ
چیه؟
!ولم کن
ما هفته پیش بهم زدیم - من فکر کردم شوخی میکنی -
...چطور تونستی بعد یه هفته
نگو که همزمان با دو نفر قرار میذاشتی؟
چی؟
بیا بعدا حرف بزنیم
نخیر. اگه با دو نفر همزمان قرار میذاشتین همین الان عذرخواهی کنین
برو کنار. شما لازم نیس دخالت کنی
تا وقتی عذرخواهی نکنین، نمیرم کنار
پس زنگ میزنم پلیس - چی؟ -
چون دارین تهدیدم میکنین
فکر کنم دارین از مقامات دولتی مایه میذارین
ولی اونا واسه مردمی کار میکنن که با اخلاق و وجدانن
اما واسه آدم بی شرم و حیایی مثل شما، حیف مالیات که خرجتون بشه
پس الکی پاشون رو وسط نکشین
هی، بس کن
چیو بس کنم؟ احمق
این دختره فقط داشته ازت پول می چاپیده
این زنیکه تیغ زن فقط داشته بازیت میداده
!به خودت بیا
چه خبره؟ - !هی -
اون کانگ
الان چی گفتی؟
الان به خواهر من چی گفتی؟ - گفتم تیغ زن -
!چقدر بی ادبی
پس چی باید بگم بهش؟
سه روز بعد از اینکه دوستم براش کیف پنج میلیونی خریده، باهاش بهم زده
تازه همزمان با دو نفر قرار میگذاشته مگه دوست من هالوئه؟
حداقل باید ادب رو رعایت میکردین دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.