نخستین 200 خط.
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
...عشق ... عشقم
باشه، آره، خوبه آروم تر ، عشق
عشق ... این همون راز ـه
همش همینه
چون همه ميخوان يکي از شون رو پيدا کنن "لوسی ـشون توی آسمون با الماس"
چون هر کسي ميخواد يکي شون رو پيدا کنه
"لوسی ـشون توی آسمون با الماس" با درخت های نارنجی و آسمان های مارمالاد
چون اين یه روياست ، درسته؟
... بي مصرف، رقت انگيز
به حرفش گوش نکن بچه جون تو ستاره درخشاني هستي
عشق ، عشق ، عشق جون
سوال اینه و این جواب کیری ـش ـه اوه، لعنتي
متاسفم
ميخوام ببينم که اونا رو قورت دادي
نيکي، بيخيال واقعاً؟ ... جدي نميگی که
ما يه معامله داشتيم بدون مشروب خوردن
جيپرز، تو امشب مثل برادر ناتور هستي دوستش دارم
عزيزم، الان ميتونيم برگردونيمش
پدرت همونطور که انتظار بود خسته شده
عمو ايوان گفت که ميتونه اونو ببره
بچه ها، بچه ها من هستم
ايوان نميتونه، اون پودل ها رو داره - خانواده، چیلاکس -
لطفاً ، من الان برای واقعیت ها آروم هستم ! و گروه ام آماده پخش آهنگ ـه، هدیه من به شما
بايد هديه ام رو بهتون بدم، درسته؟
باشه
سلام، دوباره من
... ما اونایی هستيم که گفتن اين آخرش نیست
که هیچ ارتباطی با اتفاقات امروز نداره
و اين براي برادرم نيک ـه
!عجب؟
این درست نیست اصلاً درست نيست
اون ... اون ... اون فقط يه لحظه بود
شگفت انگيز بود، اينو حس کردين؟
رفيقا، توي اين ... چادر خيلي گرمه شما ها گرما رو حس ميکنين
کس دیگه ای توي اين چادر ... گرما رو حس ميکنه، چون
احساس کردين؟ نه ، نه ، وایسا وايسا، بس کن ، وایسا ، وایسا
بياین فقط توي اين لحظه، زندگي کنيم
ما نیاز به موسیقی و یا صدا ... برای رابطه، احساس عشق نیاز نداریم
هي، رفيق، بيا فقط 5 تا - نه، نه -
عاشقتـم نيکي
و این فقط یه چیز یادبود ـه ... می دونین، این یک جهش بزرگ شجاعت ـه
... و ... و اگه اجازه بدين، من فقط
... من واقعا ميخوام باهاتون در ميونش بذارم
تمام ... تمام عشقی رو که درونم دارم
! دوون - ... نه، نه، اوکیه، اوکیه، چون -
! دوون
من عاشقم
! نه ! دووِن
همان طور که جان لنون یک بار گفت "واقعیت چیزای زیادی رو به تصورات واگذار می کنه"
و برای من، این حقیقت ـه
اما شايد من خوش شانس باشم چون بعضي وقتا واقعيت ميتونه خيلي خيلي مزخرف باشه
! نه، نه ! خون - جون من مقدسه
خواهش ميکنم ، مقدس ـه ، شماها شيطان ـین - ... کثیف ... نفرت انگیز -
من پاک ام ، پاک مثل یه فرشته ، نکن، نکن - شیطان ... کثیف ... نفرت انگیز -
من مقدسم
فکر نکنم اين ايده خيلي خوبي باشه
ميخوام برم، حالا، باشه؟
برادرم کجاست؟ نيکي کجاست؟
رنگ شفا بخش ـه
رنگ ، احساس
احساس طبیعی بودن داره
من 12 ساله بودم که براي اولين بار صداها رو شنيدم
یه دوست بود
اون آقاي راکت بود محافظ من، قهرمان من
دیگری ، خانم نيلز ، نبود
به همین دلیله که اونا میخوان بهم دائماً دارو بدن تا بدی ها را قفل کنن
مشکل اينه که بعضي وقتا ميتونه همه چيز رو قفل کنه
اوه
دوون؟
نه من خوابم برو
بلند شو - نه، هنوز صبح نشده -
رفيق، اينجا چه اتفاقي افتاد؟
اوه ، یک شاخه نور بود مثل اینکه من توی یک کشتی گیر افتاده باشم
بدون کافئین؟
هیچ کافئینی توی خونه نیست، یادته که؟
آره
آره، اما اگه لیو، نه عمدا، اما سهوا
... یه کم از مدرسه آورده باشه، چون که بوی کافئین
صبح بخير دِو؟
سلام، خواهر جون، جنين در حال رشد چطوره؟
آره، خوبه، خودت که ميدوني
هی ، شنیدم دوباره بالا آوردی، حالت خوبه؟
اوه، آره، اين بار موفق شدم سه تا کراکر کامل رو بیرون بریزم
همه ما اينجا خوبيم؟ - آره آره، همه چي خوبه -
خوبه ، باشه
خب، اون چي بود؟ - هيچي -
بيخيال، ما ساعت 15 ميريم
دلقک مسخره
آهای پرنده هاي بدبخت تکون بخورین
مُردين؟ ها؟ - ! هي
! يه کاري بکن - گورت رو گمن ، همین الان -
اشکالي نداره بچه ها بیخیالش
پرنده هاي بدبخت - ! اينکارو نکن -
همه چي مرتبه؟
نه، واقعاً، اين با شماست؟ - دوون -
ميتوني آشغال ها رو تميز کني؟
... آره، ولي اين لاک پشت کوچولو
ببخشید؟ - حالا، باشه؟ ممنون -
! پشکل
بابت اون متاسفم، اون جديده - باشه، خب -
بذار اينو بهت برسونم
ميتونيم با محوطه بزرگ توي رفيق پرت کنيم
! خداي من - چه حسي داره؟ -
!سریع ! برین ، برین
آزاد بشین - ! دوون ! نه -
اون یه ضعیف کش بود
و نباید پولی باشن اونا که کالا نیستن
... حتي با اينکه اون فقط ميخواست - فقط يه مغازه حيوون خونگيه -
يه مغازه
و این شغلی ـه که احتمالا بعد از اینکه یه خونه دیگه رو بپیچونم
خودم بهش نیاز دارم
پس بايد روحم رو بفروشم؟ بی رحمی آشکار حیوانات رو نادیده بگیرم؟
یا عيسي مسيح
کجاییم؟ اين يه زندانه؟
زندان نيست - به نظر زندان مياد -
دوون، بيخيال
فکر ميکردم خونه ها رو فروختي چون اين مثل يه سوله مياد، و توي يه منطقه ي سوال برانگیزه
این یک آپارتمان خوب، امن با لوازم بزرگ ـه
... و
خب، اينو ببين
ببین؟ این تاريکي کامله
آره، داریم میایم اینجا؟ با بچه؟
... چون اين
اوه، "ما" نه
فقط ... آره نه
هی - نه -
دوون هي، بس کن، باشه شما تو ميتوني اينکارو بکني
من خيلي بابتش اجاره دارم تنها چيزي که بايد نگرانش باشي اينه
که وقتي يه کار ديگه گرفتي بهم پسش بدي
من نميتونم تنها باشم، اينجا با این وضعيتم ، تو دیوونه ای؟
خب، ببين، من دقيقاً ده دقيقه با اینجا فاصله دارم
... اگه فقط برنامه داشته باشي، ميتوني
تو نميخواي من دور و بر بچه باشم، درسته؟
درسته؟ تو فکر ميکني که من بهش صدمه میزنم؟
نه، البته، من این فکر نمیکنم
البته که اینطور فکر نمی کنم
... دوون، من
هي، هي، هي نگاش کن
لباس عروسکیش رو ، تر و تمیز جذاب ـه
آه ، دوون
اينجا چيکار ميکني؟ - بودم AWOL میدونم ، من -
... اما حالا، با يه انتقام موسيقي برگشتم و
متاسفم ، متاسفم ، دوون سلام
اوه، خواهش ميکنم - تو خیلی پر آه و اوه هستی ، متاسفم -
خيلي خيلي دوست داشتنيه که ميبينمتون
... آره، این اين کيت ـه
وقتي توي کلينيک بودي دو بار دیدیش
کیت، کت کیت کت ، کت
ما راستش داشتيم ميرفتيم
... من يه قرار کاري دارم ، و - آره ، نه ، باحاله -
چندش آورم دارم روی چند تا آهنگ جدید کار میکنم
رفيق، من يه سري آهنگ هاي جديد دارم که دارن از بين ميرن
نه، مرد، من من ديگه نیستم
چی؟ داری در مورد چی حرف می زنی؟
گروه مُرده، رفيق، تموم شده
وقتشه که بزرگ بشي
مزخرفه، مزخرفه
به هر حال، اميدوارم بتونم ... يکي دو روز توي کاناپه ات آشيونه کنم
تو حتي نميدونستي من اونجا بودم - ... نه ، من -
آره، آه آره، ببخشيد، نميشه
فقط مراقب خودت باش، باشه؟
باشه
... هيچ کس تو رو نميخواد
... تو زندگي همه رو می بلعی
... تو همه رو خسته کردی
... هيچ کس نميخواد تو اين اطراف باشي تو يه باري
همشون آرزو ميکنن که تو مُرده باشي
انجامش بده
لعنت بهش
هي، بچه، عجله ات واس چيه؟
تو اين حالتي که هستي رو دوست نداری با دقت گوش کن
اوليويا ازت متنفره
ميدوني بايد چيکار کني
هيچ کس نميخواد تو اين اطراف باشي هيچ تو رو دوست نداره
فقط یک راه حل وجود داره تو لياقت مرگ رو داري
پدر و مادرت بالاخره آزاد ميشن
ميخواي به بچه صدمه بزني بچه از بيماريت نجات پيدا کرده
هي، برگرد عقب، کافيه
دست بردار ما بايد بيشتر با هم بمونيم ببين، مشکل اينه
یه قدم برو عقب ، يه دم کوچيک
من بي ارزشم خوب نيستم
اين چرت و پرت ـه، تو يه قهرماني يه ابرقهرمان لعنتي هستي
فقط انجامش بده، تو بي ارزشي
هي ، هي ، هي با من بمون تو يه هاله ي فوق العاده اي
! تو يه افسانه ای ، مرد
بپر ، انجامش بده هيچ کس دلش برات تنگ نميشه
تو يه ستاره راک مطلقي
ها؟
لعنتی
خيلي زيبا بود
اوه خدايا - ببخشيد -
... ببخشيد، منظورم اين نبود که اوه، خداي من
حالت خوبه؟
اه، مطمئن نيستم
آره ، من فکر نميکردم بيدار بشي منظورم اينه که، نه بلافاصله
نه اينکه فکر ميکردم تو مُردي يا هرچيزي
تو قطعا نفس ميکشيدي نبض قوي اي داشتي، پس به نظر خوب ميومدي
به غیر از اون خونریزی خفیف
که واسه همين فکر ميکردم وان حموم بهترين جا براي تو باشه
No comments yet. Be the first to leave one.