نخستین 92 خط.
هماهنگ شده توسط خیزش عدالت
قسمت اول بر بالهای چرمی
.نیروی هوایی گاتهام گزارش میده اوضاع برای یک بارم که شده مرتبه
- دیدیش؟ - چیو؟
یه چیزی تو رادار دیدم یهویی توی رادار ظاهر شد
- .من که هیچی نمی بینم - .همینجا بود
هرچی که هست حتما الان دقیقا زیر ماست
- ایناهاشش - چی ایناهاش؟
شبیه بالهای خفاش بود
بالهای خفاش؟خیلی خب.برای اطمینان ببرمون بالای اون ابرا
شرمنده بچه جون،هیچی اینجا نیست
.قسم میخورم،دیدمش یه چیزی داشت این بالاها پرواز میکرد
امتحان میکنیم 1،2،3
امتحان میکنیم 1،2،3
شما ها هم میتونید رویای اینکه توی رادیو با حقوق بالا کار کنید رو
تو اوقات فراغتتون محقق کنید.درست مثل من
...فقط با
فقط با بنیاد هنرهای رادیویی گاتهام زنگ بزنید
.اره.اینجوری بهتره ...زنگ بزنید به
دور شو
نوشته ی روس روزنامه:پلیس گاتهام به بتمن اعلام جنگ کرد خفاش غول پیکر نگهبان شب را مجروح کرد
من اجازه ی این بیانات رو ندادم،کاراگاه
بیخیال،کمیسر.یه یارویی ازم چندتایی سوال کرد
منم بهشون چندتا جواب دادم
تو بدون اجازه ی من این جوابا رو بهشون دادی
اگه که ساکت میموندی،نمیفهمید که دنبالشیم
من پیداش میکنم
- من به یکم کمک بیشتر احتیاج دارم،عالیجناب - چجور کمکی؟
من جوخه ی خودم رو میخوام فقط برای اینکه
بتونم این خفاشو تو تله بندازم
- کمیسر؟ - من قبلا این خواسته رو رد کردم
هیچکس حق بردن نیروهای اشوبگر رو تو خیابونای من نداره
قربان،احمقی که داره عین خفاشا لباس میپوشه دیر یا زود دردسر درست میکنه
گوش کن،بتمن اینجوری عمل نمیکنه
اوه،جدی؟اینو به اون یارویی بگو که از پنجره پرتش کرده بیرون
من فکر میکنم که ما میتونیم یه چندتا سرباز کمک کنیم،کمیسر
کاراگاه بولاک در نتیجه گرفتن شهرت دارن
.من گروه ضربت رو در اختیارتون قرار میدم چیز دیگه ای میخواید،کاراگاه؟
فقط اطمینان ازینکه دفتر بازپرس به خوبی تواین مورد کمک کنه،قربان
اگه اونو دستگیر کنی،هاروی،من اونو برات میندازم زندان
"پلیس گاتهام به بتمن اعلام جنگ کرد"
من فکر میکنم که بهتر بود درمورد نحوه ی پیدا کردن دوست و تاثیر گذاری در ادما مطالعه میکردید
یکی خودشو جای من زده
...خدای من،منظورتون اینه که این شما نبودید که
دیشب نگهبانا رو از پنجره پایین انداخت؟...
من فقط پیشخدمتا رو پرت میکنم الفرد.ببین دو تا دزدی بی سرو صدای دیگه هم
تو کارخونه های دارو تو این هفته رخ داده
هیچکس مثل دیشب اسیب ندید ولی مواد شیمیایی مشابه ای دزدیده شدن
و شما فکر میکنید به هم مربوطن؟
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
من قرار ملاقات ارباب بروس رو با بامبی کنسل میکنم باشه قربان؟
اره الفرد،کنسلش کن
بیا اینجا ببینم
- اون برگشته؟ - من به پلیس زنگ میزنم
تماس با کاراگاه بولاک
- تماس با کاراگاه بولاک - چیه؟
بتمن وقتی که داشته وارد ازمایشگاه فونیکس میشده دیده شده
گفتم شاید برات جالب باشه
من میخوام گروهم به همراه هلیکوپتر ها
و هرچقدر افسر که میتونی جور کنی همین حالا اونجا باشه
تو چنگ خودمی
...با بنیاد
خیلی خب دلقکا،ساکت باشید
.اون اونجاست هرجور شده برای من بگیرینش
کمیسر،دقیقا وقتی اومدی که ما داریم اون خفاشو شکار میکنیم
مطمئنی اونجاست؟
خلبانای هلیکوپتر اونو تو طبقه ی چهارم موقعیت یابی کردن
خب،اون نمیتونه تو یه لحظه تو دوجا باشه
به یه کارخونه ی داروی دیگه درست اونور شهر دستبرد زده شده
- طرفتو اشتباهی گرفتی - چی؟
اوناهاش
حمله ی گازی،ماسکاتونو بزنید
هی،اوناهاشش
خب،یه نفر که اونجاست،کمیسر
بهشون بگو بس کنن بولاک،یااینکه خودم اینکارو میکنم
خفاشه باید اونجا باشه قربان چی فکر میکنید؟
- گاز اشک آور؟ - با گاز بیرون میاریمش
خیلی خب،اقایون،اماده ی ماسک زدن باشید
سلام،کسی هست؟
دکتر مارچ؟
کیه؟
بروس وین،قرار ملاقات دارم در مورد مشکل خفاشا باهاتون تماس گرفته بودم
- فکر کردی ما کی هستیم،کنترل کننده های افت؟ - ...خب،من فقط
- بله،بله،بیا داخل - خب،متشکرم دکتر
یه چند میلیون کمک کردی،حالا فکر کردی اینجا خونه ی خالته؟
فکر کنم که میخوای یه چیزایی رو برات بررسی کنم
درسته دکتر.ببینید،من همش دارم صدای خفاشها رو تو دودکش خونم میشنوم
.و اینا رو تو شومینه پیدا کردم شبیه موئه
با خودم گفتم شاید شما بتونید بهم بگید که ایا خفاشا برام دردسر میشن
و اگه اونا خفاش باشن چی،اقای وین؟ اونوقت چی؟
اونارو مثل حشره نابود میکنید؟
ما از تحولات تکاملی بعدی نجات پیدا نمیکنیم ولی خفاشا میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.