نخستین 139 خط.
چقدر ظالمانه
کاري از دست اون بر نمياد
اين خيلي بيشتر از اوني که بتونه تنهايي از پسِش بر بياد
!اين خيلي ظالمانه اس! نبايد اينجوري باشه
اگر بي خيال بشي، همه چيز نابود ميشه
ولي تو توانايي تغيير سرنوشت رو داري
اين خرابي جبران ناپذير، اين مصيبت... تو مي توني همه اينها رو تغيير بدي. تو قدرتِ اينجامِش رو داري
داري حقيقت رو ميگي؟
واقعاً کسي مثل من مي تونه جلوي اينو بگيره؟
واقعاً من توانايي اينو دارم از نابودي همه چيز جلوگيري کنم؟
!البته که مي توني! با من قرارداد ببند و تبديل به دختر جادويي شو
يه رويا بود؟
...قسمت اول انگار او را در رويا ديده بودم
صبح بخير، بابا
صبح بخير، مادوکا
مامان کجاست؟
تاتسويا رفته که بيدارش کنه. تو هم برو بهِش کمک کن
باشه
!مامان
!صبح شده
!بلندشو، مامان
!بلـــــــــند شو
ها؟
مامان، بيدار شد
تازگي چي شده؟
هيتومي-چان يه نامه عاشقانه ديگه گرفته
اين ماه دوميه
پيف. آدم هايي که انقدر جيگر ندارن که به دختري که دوستِش دارن از روبرو حرف بزنن مفت نمي ارزن
کازوکو چطوره؟
معلم ما هنوزم مشغول همونه
هميشه توي کلاس در مورد اون پسره صحبت مي کنه
اين هفته سالگردِ سومين ماهه، براي خودش رکوردي زده
فکر نمي کنم به جايي برسن. اين زمان حساسي براي هر دوي اونهاست
واقعاً؟
اگر با اين چيزها جدّي برخورد نکنه، ممکنه با مشکلاتي جدّي روبرو بشه
فکر کنم اگر بتونن اين مقطع رو کنن، اون وقت مي تونن تو سال اول همه چي رو حل کنن
که اينطور
کار تمام شد
کدوم روبان رو بايد بردارم؟
يه ذره زننده به نظر نمياد؟
دقيقاً بايد زننده باشه. ما دخترها هميشه بايد توي چشم باشيم
خيلي ناز شدي. حالا ديگه عشاق موموز تو نمي تونن طاقت بيارن
اذيت نکن
بايد فکر کني که اينطور هستي. اين راز زيبا موندنه
!به خير گذشت
حالا، بخورش
!بلـــــــــه
يه فنجان ديگه مي خواي؟
ديگه کافيه
خيله خب! بعدا مي بينمتون
!به سلامت
مادوکا، تو هم بايد عجله کني
ها؟ باشه
!من رفتم
!به سلامت
!به سلافت
!صبح بخير
!صبح بخير
مادوکا، دير کردي
اوه، عجب روبان خوشملي
واقعا؟ يه ذره زياده روي نيست؟
فوق العاده شدي
پس گفت کسي که نامه عاشقانه به جاي اقرار کردن ميده، خوب نيست
مامانيت خيلي باحاله. خوشگل و خانمِ کاره
اگر اين درست باشه، پس همه چي مرتبه
اوه، من فکر کنم يه کسي داره حسادت مي کنه
عالي نيست؟ من آرزو دارم يه نفر هم به من نامه عاشقانه بده
چي شد؟ مادوکا مي خواد با هيتومي سر رتبه نخست زيبايي رقابت کنه؟ نکنه مي خواستي از اون روبان جيگر شروع کني؟
...نه! مامانم
پس مي خواي بگي تو همه اسرارِت رو از مادرِت داري ياد مي گيري؟
!عجب دختر شيطوني هستي! بايد با امثال تو همچين کاري کرد، اينجوري
!نکن
تو توي بانمکي تکي، ولي امکان نداره بزارم پيش همه مجبوب بشي
بايد زن خودم بشي
امروز يه سوال خيلي مهم از همه شما دارم. لطفا با دقت گوش کنيد
آيا بهتره که تخم مرغ دو رو سرخ بشه، يه همون يه رو بي خيال بشين؟
ناکازاوا، جواب بده
خب...من فکر نمي کنم در هر صورت فرقي کنه
درسته! در هر صورت خوبه
چطور ممکنه مردي زني رو با اون نوع تخم مرغ !پختنِش با کسي مثل من يکي بکنه
با همه شما دخترها: با مردي که تخم مرغ خودش رو يک طرفه ول مي کنه ميره به امان خدا، قرار نزارين
فکر کنم باز هم تيرِش به سنگ خورده
آره انگار
و با هم شما پسرا، شما هم بايد همه تلاش خودتون رو بکنيد تا از زني که به تخم مرغ ها گير ميده، دوري کنيد
و با اين...من اجازه مي خوام که دانش آموز جديدي رو به شما معرفي کنم
چطور اين کمتر مهم بود؟
بسيار خب، آکِمي سان. بيا داخل
اوه پسر، چقدر نازه
خوشگله
....امکان نداره... نمي تونه خودش باشه
حالا خودت رو معرفي کن
من آکمي هُمورا هستم. از ديدن همه شما خوشبختم
آکمي هو
آکِمي هُمورا
آکِمي سان؟....
قبل از اينکه بياي اينجا تو کدوم مدرسه بودي؟
من توي يک مدرسه مذهبي توي توکيو بودم
توي کدام کلوپ هستي؟
ورزش؟ هنر؟
من عضو هيچ کدام نشدم
موهات خيلي قشنگه. چه مارک شامپويي رو مصرف مي کني؟
اون دختره آکمي، يه جورايي عجيب مي زنه
هي مادوکا، ميشناسيش؟
اون به طرف تو نگاه نکرد؟
...والا
ببخشيد... فکر مي کنم يه ذره فشار روي من اومده
حالم زياد خوب نيست
اگر من رو معاف کنيد، بايد به دفتر پرستاري برم
بزار نشانِت بدم کجا بايد بري
!من هم ميام
نه، نگرانِ من نباشيد
من از کسي مي خوام که متصّدي اين کاره
کانامه مادوکا، شما نماينده بهداشت کلاس هستي، مگه نه؟
...خب
مي توني من رو تا دفتر پرستاري ببري؟
چقدر نازه
از کجا فهميدي من نماينده بهداشت کلاس هستم؟
معلّم به من گفت
...اوه، که اينطور، دفتر پرستار
از اين طرف، درسته؟
...ها؟ بله
شما... انگار راه رو بلدي
آکمي-سان....؟
همورا کافيه
همورا...چان؟
چيه؟
!اسم-اسم منحصر به فردي داري
...منظورم اين نيست که عجيبه
من...من فکر مي کنم خيلي باحاله
کانامه مادوکا، تو به راه زندگيِ خودت ارزشي قائل هستي؟
خانواده، دوستانِت... اونها برايِ تو عزيز هستند؟
من، خب... دارم
خانواده و دوستانم... من دوستشون دارم. اونها خيلي براي من ارزش دارند
واقعاً؟
همينطوره. چرا نبايد داشته باشند
که اينطور
اگر اين درست باشه، تو نبايد هرگز به اين فکر کني که کس ديگه اي بشي
اگر اين کارو بکني، همه رو از دست ميدي
فقط بايد کانامه مادوکا باقي بموني، براي هميشه هميني که هستي
No comments yet. Be the first to leave one.