نخستین 199 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(غمـت نبـاشــــه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بدو ههیی
حالت خوبه؟
منو نگاه کن
نه، جونگ وو
نه
نه
نه
نه
بیدار شو
بیدارشو
کیم جین ایل
نه
جونگ وو
توی عوضی - وای نه، چکار کنیم؟-
لطفا کمک کن
لطفاً کمک کن، نه
به اورژانس زنگ بزن- بله خانوم-
یونگ ایل
دیوونه روانی
هی
ههیی
سون هو خوبی؟
چی شده؟ کاپیتان
بلند شو، لطفا
هی پارک جونگ وو بیدار بمون
نه
اون خوب میشه خانوم
حالش چطوره؟- حالش چطوره؟-
خداروشکر چاقو توی اعضای داخلیش نرفته
خونریزی میکنه، ولی مشکل دیگهای نداره
حالش خوب میشه
اوه خدایا، ممنون
دکتر، خیلی ممنون
ممنون- ممنون -
دیگه مشکلی نیست
متاسفم خانوم
::::::::: آيــــ(غمـت نبـاشــــه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
همه شوکه شدن
...دانشگاه موافقت کرده که مواظب باشه
تا بچه ها تحت تاثیر خبرنگاران و اینها قرار نگیرن
خوبه
جونگ وو چکار میکنه؟
اینطوری کار نمیکنه
اوه، درد داره
چجور میتونی الان بخندی؟
سلام
خیلی خنده داره
اگر داری میخندی پس حتما بهتر شدی
من
واقعا فکر میکردم قلبم داره میترکه
باحال نبودم؟ مثل نقش اصلی یه فیلم؟
تو اصلا باحال نبودی
اگر اتفاقی برات میافتاد چی؟
خوشحالم حالت خوبه
من اصلا نترسیدم
باید بمیری تا تموم شه
...تمام چیزی که فکر کردم
این بود که باید جلوش رو بگیرم
هربار که آسیب دیدی
ناراحت بودم که نتونستم ازت محافظت کنم
...خوشحالم
که این من بودم که چاقو خورم نه تو
ایندفعه ازت محافظت کردم
ولی به هرحال، خطرناک بود
سوزن- آخ ببخشید-
خدایا، روزای طلایی جوونن دیگه
ماماناشون از این حرف عصبانی میشن
ولی
حرف منم همینه
سلام
خوابیدی؟
مامانت اینجاست بیدار شد
خوابیدی؟ پاشو
سلام
سلام- سلام، خانوم-
سلام بچهها
چرا اینقدر از دیدنمون خوشحاله؟
چون خیلی از دیدنت خوشحالم دوستم
اوه من ندیدمت مامان
اوه، درد داشت
خداحافظ
چند روز دیگه میام
شاید تنهایی مسافرت رفته
اون چیز بزرگی رو پشت سر گذاشته
اون واقعا تنها به جزیره ججو رفته یا چی؟
چرا جواب نمیده؟
خدایا، اون منو خیلی نگران میکنه
مطمئنم وقتی ببینه زنگش زدی زنگ میزنه
خیلی نگران نباش
باشه
سخت نیست هرروز بیای اینجا؟
من سختم نیست. جونگ وو داره زمان سختی رو میگزرونه
ازت ممنونم
ببخشید؟
...قبل از اینکه جونگ وو بیدار بشه
بعد از عمل جراحیش
...تو هرروز میای اینجا
تا مراقبش باشی و دستشو بگیری
وقتی اینو دیدم
فکر کردم
اون واقعا به جونگ وو اهمیت میده
اون تنها بزرگ شده
...خوشحالم که
میبینم اون کسی مثل تو رو داره
ممنون
حالت خوبه؟
ممنونم- خدایا-
زودتر خوب شو
ممنون که بهم اهمیت میدی
...یه بار ههیی ازم پرسید
هیچوقت دختری مثل اون رو ندیدم
درست میگفت
من هیچوقت هیچ دختری مثل ههیی ندیدم
چی میگی؟
من خودمو توی اولویت قرار میدم من خودخواهم
ولی برای اولین بار به یکی بیشتر از خودم اهمیت میدم
و اون ههییـه
...من میخوام
اون خوشحال باشه
و برای این باید حالت زود خوب بشه
درسته
پسر خوب
مامان
مامان؟
مامان
در رو باز کن
مامان
مامان
یه راهی پیدا میکنم
من سربار شما بچهها نمیشم
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است پیغام بگذارید
...هزینه اضافی داره
مامان
تویی مامان چیشد؟
اون گفت برای چند روز میره
فقط اون کجاست؟
حتما دیوونه شده- هی-
شاید یکم وقت نیاز داره تنها فکر کنه
بچه کوچولو نیست
اینقدر نگرانش نباش و برو تو تختت
اصلا نگرانش هستی؟
بی احساس عوضی
هی ، این ساعت کجا میری؟
تلفن خاموش است به پیغام گیر منتقل شدید
...بعد از صدای بوق
الو؟ میخوام گزارش آدم ربایی بدم
کجا داری میری این ساعت؟
...مامان، کجا
کجا بودی؟
تلفنتم جواب نمیدی آخه
شارژر نداشتم خب
تلفنم خاموش شد، حس بدی بود
داری گریه میکنی؟
ههیی
چی شده؟
ههیی
وای خدا، ههیی
چرا داری گریه میکنی؟- ...خدایی-
...مامان تو
گفتی یه راهی پیدا میکنی
ولی حتی تلفنتم جواب نمیدی
وای خدای من
هی
گریه نکن دیگه- ...مامان-
مامان
...تو- بچه ای مگه تو-
...مثل وقتی که بابا فوت کرد
،گفتم فکرای احمقانه نزن به سرت
به خاطر همین خیلی نگرانت بودم
میدونم چیکار کردی
چی؟
یادمه
...سعی کردی من و
جهیی رو ول کنی
همشو یادمه
مامان برام دوکبوکی بخر
دوکبوکی؟ حتما میخرم
بریم
!مامان
!مامان
!مامان- ههیی-
مامان کجایی؟
...مامان
چیزی نیست
کجا بودی؟
چیزی نیست، همه چی خوب میشه
معذرت میخوام
واقعا معذرت میخوام
ببخشید
ببخشید
منو ول نکن
مارو ول نکن
ببخشید
هرگز ولتون نمیکنم
نگران نباش، جایی نمیرم
بدون شما دوتا جایی نمیرم
ههیی، گریه نکن
No comments yet. Be the first to leave one.