نخستین 200 خط.
داستان وحشتناک دولورس روچ
: قسمت 8 جلوم رو بگیر
.:: زیـرنـویـس از : سـعـید ::.
من واقعا نمیخواستم مجبور به این کار بشم
لعنت
لعنت" به کدوم کار؟"
چیزهای زیادی وجود داره که به "لعنت" نیاز داره
میدونی، هرگز فکر این یکی رو نمیکردم
لعنتی کمکم کن کمک کن اونو ازاینجا بیارم بیرون
زودباش اما قبلاً طبقه پایین رو تمیز کردم
تو... میخوای اونو تو این فریزر لعنتی ول کنی؟
دیدی آخرین بار چی شد ؟
یه قفل گذاشتم روش اوه
روش قفل گذاشتی
یه قفل لعنتی روش گذاشتی
فقط یه برچسب روش گذاشتی نابغه لعنتی
قرار شد
برچسب رو برداری
بعد اینطوری میشه، باشه؟ نه، نمیشه
من... نذاشتمش اونجا معلومه که گذاشتی، توی احمق
تو...تو حواسمو پرت کردی
اوه، واقعا؟ حواستو پرت کردم؟
من اون کسی نیستم که به خوردن رون من فکر میکنه
دوستت دارم، دی. دوستت دارم اینکارو دوست دارم
فقط تو، نه هیچ کس دیگه ای، جدی میگم
میدونی چیه؟ فقط خفه شو بیا تو این گنداب کمکم کن
میدونی، سعی میکردم رمانتیک باشم، خب؟
اما حالا هر چی، مرد خدای من لطفا کمکم کن که اونو
از این جای کوفتی ببرمش بیرون آره فهمیدم، فهمیدم
اوه خدای من
خیل خب
پشتت رو بپا، مراقب باش
مراقب پشتت باش مراقب پشتت باش
سلام؟ لعنتی ، اوه
لعنتی، گندش بزنن، برگرد
برگرد، برو عقب
اوه، زودباش
لگدش نزن پاشو بلند کن
در رو بکشم بالا یا نه؟
سلام
سلام سلام
جونا کجاست؟
چی؟ دلت براش تنگ شده
حتما دلت براش تنگ شده آره
فکر کردم برای کاری اومده پائین
اینجا کار نمیکنه نه، خوب
حتما الان یه کاری میکنه
احتمالا رفته باشه دفترش
"اوه، ولی گفت میرم "پایین
یعنی طبقه پایین
...دفترش که شمال شهر
نمیدونم، فعلا که رفته
شاید نمیخواسته زیاد بمونه
باشه
...اوه، اوه، میخوای
یه مقدار میخوای؟
اوه، دی هیچی نمیخواد
اون گشنهش نیست آره، من سیرم
خوبم، میخوای در رو باز کنم؟ آره، میخوام
یه لحظه دیگه میام بیرون باشه
میخوای مغازه رو بازکنی؟
آره، چون میخوام اونو برای مدتی بذارمش اینجا
...تا ... بفهمم چکار چی؟
آره
این گوشی جوناست؟
نمیدونم. هست؟
عجیبه
آره، خیلی عجیبه، نه؟
نه، عجیب نیست، مرد من همیشه گوشیمو یه جاهایی جا میذارم
ولی تو که گوشی نداری
حالا فهمیدی چرا گوشی ندارم
اون یه سر زد و به ما... سلامی کرد، آره
... قبل از رفتنش آره
رفت طرف بیرون، آره رفت بیرون
...شاید برای کاری
احتمالاً بخاطر گوشی برمیگرده آره حتما
آره
باشه
هی، سوفیا چطوره؟
خوبه همین امروز صبح باهاش صحبت کردم
صداش واقعا خوب بود میرم موقع ناهار ببینمش
واقعا عالیه، نلی
آره میدونم
باشه، وقتشه در رو باز کنم
جونا بچه خوبی بود لیاقت اینو نداشت
نلی هم همینطور و حالا یه جسد دیگه داریم
چه فروش بره چه فروش نره نمیتونیم اینجا بمونیم
لوئیس؟
با دفتر جونا تماس گرفتم
گفتن کسی اونجا نیومده
دختر، هنوز پنج ثانیه گذشته
دیشب موند خونه ما
من یه آدم وحشتناکیام یه آدم چندش آور
احتمالا گوشیشو فراموش کرده
هیچوقت اینجورکاری نکرده بود
واضحه که فکرش مشغول بوده
احتمالاً داشته فکر میکرده ...احتمالش هست
اوه
لوئیس با کی حرف میزنه؟
نمیدونم، یه پلیس
خدای من، واقعاً متعجبم که کسی بتونه چنین فکری بکنه
آره ما باید بریم
منظورم اینه که، امپانادا لوکا یه کارخونوادگی ـه
ما بیش از 30 سال پایه و اساس جامعه بودیم
در واقع، تنها چیزی هستیم که باقی مونده
هر اتفاقی داخل فروشگاه بیوفته مسئولش منم
واقعا؟
پس چطور از وقتی که مارسی رفته طبقه پائین ندیدیمش
رفته دیدن اون؟
اوه
نمیدونم مارسی که برای ماساژ اومده چه ربطی داره که فکر کنی
داریم ماریجوانا میفروشیم
خوب، اومده اینجا تا رقابت کاریش رو بررسی کنه
بعدش هم ناپدید شده
رقابت؟ مارسی هنوز تو خرید و فروش مواده؟
لعنتی، فکر میکردم تو 30سالگی دیگه گذاشته کنار
خوب، وقتشه که حرفشو نزنیم، داداش دفعه بعد قراره
با دوستام تو اداره مبارزه با مواد مخدر بیایم
حالا میخوای پول بدی یا چی؟
بهش پول بدم؟
من به هیشکی پول نمیدم
خب، شاید مجبور بشی
اوه... فهمیدم چی میگی
فهمیدم، داداش، آره این یه جور باجگیری ـه، درسته؟
تو از مارسی رشوه نمیگیری میای اینجا که از من بگیری
خوب، ادامه بده، همه دوستای مبارزه با مواد رو بیار اینجا
اونا میتونن کل اینجا رو بگردن
منم بهشون چندتا امپانادا میدم لوئیس هم اونا رو ماساژ میده
لوئیس، بیا ازقبل خیلی حالشون بهتر میشه
میدونی، بهش فکر کن شاید، اوه، شاید
تو هم یه ماساژ خوب میخوای نه؟
بنظر میرسه بدنت کمی تنش داره، داداش جسارت نباشه
نه ممنون
هر جور راحتی
یه چیزی اینجا درست نیست ها؟
نمیدونم اون چیه
میخوای خودی نشون بدی؟
باشه مرد به کارت برس
آره، بفرما، برو
اون یارو رو چک میکنی؟ بیا لوئیس
بیا، بس کن
امروز نه، جرمیا
بیا دیگه، بیا بریم پایین
نلی، ما زود برمیگردیم، باشه؟ باشه
گم شو پایین، باشه؟ آه
خفه شو
باید بریم باید بریم ، زودباش
صبر کن چی؟ باید بریم، باید همه چی رو جمع کنیم
بیا بریم بیا بریم صبر کن، چرا؟
چرا؟ این سوال توئه؟
بخاطر پسر مرده صاحبخونه تو فریزر
و بخاطر اون پلیس کثیف که بیرونه و سعی میکنه ازت باج بگیره
وضعیت رو ببین، مرد باید بریم، باید برویم
خوب، اون داره حرف مفت میزنه
هنوز قرار نیست کاری بکنه
چی؟ خب، تو چی هستی میخوای چیکار کنی؟
میخوای صبر کنی تا در مورد فروشگاه پیشنهاد دیگهای بهت بشه؟
و بعدش میخوای به درست کردن امپاناداهای لعنتیت ادامه بدی؟
نه یعنی ببین ما تو دید عموم مخفی شدیم
دیگه خبری از امپانادای انسانی نیست
ما پول کافی داریم اون 15 هزارتای تو رو داریم
این برای خرید خانه تو کلرادو کافی نیست
مامی این فقط 15 هزارتاست لوئیس
من نمیخوام تو کلرادو خونه بخرم
فقط سعی میکنم بقیه زندگی لعنتیام رو تو زندان نگذرونم
اما الان کجا بریم؟ لعنتی نمیدونم، مرد
...میتونستیم بریم تونل مترو
نمیدونم، یه کاریش میکنیم میخوای اینطوری زندگی کنی؟
نه، نه. نمیخوام اینطوری زندگی کنم
اما این وضعیت گند پایدار نیست
ببین، ببین به هر حال داشتیم می رفتیم، درسته؟
فقط موضوع پول ـه این تنها چیزیه که تغییر کرده
داشتیم میرفتیم ببین
همه چی تغییر کرده
همه چی عوض شده منظورم اینه که
میدونم مجبور بودی جونا رو بکشی
ولی عصبانی نیستم
ولی... قرار بود بریم چون قرار بود امپانادا لوکا رو بخره
قرار بود اگه الان بریم
همینه موضوع سر "قرار بود" ـه
همه چی از بین میره، باشه؟
هر چی که داشتم کل میراثم
هر چی که دارم من اینجا متولد شدم
به معنای واقعی تو این طبقه لعنتی بدنیا اومدم
اینجا بهمون خوش می گذره، خب؟
به تو خوش می گذره، درسته؟
...یه جورایی عالیه
اه لعنتی
اوه، اینو امتحان کردی؟
"جدیده، اسمش هست "ترینرک
واو لوئیس
"این یعنی "قطارشکسته
همشون یه قطار شکسته لعنتی ـه
...من تسلیم نمیشم داریم مرم
هر غلطی که میخوای بکن
صبر کن. صبر کن صبر کن صبر کن صبر کن صبر کن باشه؟
لطفا، خواهش میکنم صبر کن، باشه
تو بردی، تو بردی
باشه؟ اما گوش کن
اگه بخوایم همین الان از اینجا بریم
No comments yet. Be the first to leave one.