The Mandalorian - Third Season

The Mandalorian - Third Season

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Mandalorian S03E06 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Mandalorian S03E06 720p WEB h264-EDITH
The Mandalorian S03E06 HDR 2160p WEB h265-DIANA
The Mandalorian S03E06 WEBRip x264-ION10
The Mandalorian S03E06 WEBRip x264-XEN0N
The Mandalorian S03E06 WEBRip XviD-RMX
The Mandalorian S03E06 XviD-AFG
The Mandalorian S03E06 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
The Mandalorian S03E06 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The Mandalorian S03E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر Ali99
🔲⫸ Cardinal علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

برچسب‌ها

webrip
web
x264
720p
720
BRip
HD
XviD
x265
HEVC
2CH
تاریخ انتشار: 2023-04-05
تعداد دانلود: 66
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫نگران نباش، برادر

‫ممنون

‫تو مندلوری نیستی

‫یکی از اونهاست

‫یکی از کی‌ها؟

‫ « ...آنچه گذشت »

‫شمشیر سیاه

‫اگر اون بخواد دوباره شمشیر سیاه ‫رو به دست بگیره،

‫باید تو رو توی مبارزه شکست بده

‫پس نقشه‌هات برای پس گرفتن مندلور چی؟

‫وقتی بدون شمشیر سیاه برگشتم، ‫نیروهام ولم کردن و رفتن

‫ناوگانی که دزدیدیم کجاست؟

‫دارن به‌عنوان مزدور کهکشان رو می‌گردن

‫من میرم مندلور

‫نه!

‫بدون آیین، چی ازمون می‌مونه؟

‫نماد چی هستیم؟

‫مردم‌مون عین ستاره‌های کهکشان پراکنده شدن

‫تو نجاتم دادی؛ ‫من هم تاابد مدیونتم

‫کلاهت رو بردار

‫مردم ما از راه و رسم دور شدن

‫و چند تا پیرو کافی نیست

‫بوکاتان کریز قراره بقیه‌ی ‫مندلوری‌های طرد شده رو بیاره پیش ما

‫تا دوباره دست به دست هم بدیم

‫ولی چهره‌اش رو نپوشونده

‫بوکاتان ساکن هر دو دنیاست

‫اون می‌تونه تمام محافل رو متحد کنه

‫وقتشـه مندلور رو پس بگیریم

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫یه راه واسه دور زدن ‫مسیرهای تجاری به تراسک پیدا کردم

‫عالیـه

‫سنسورها یه سفینه‌ی امپراتوری رو ‫شناسایی کردن، فرمانده

‫امپراتوری؟

‫از پس‌شون برمیایم؟

‫نه. حسابی مجهزن

‫با فرمانده‌شون تماس بگیر

‫درود، دوستان امپراتوری

‫این یه سفینه‌ی باری صلح‌طلب ‫متعلق به کورن‌هاست؛

‫ما برای تجارت عازم حلقه‌ی میانی‌ایم

‫از حضور جنگ‌سالار باج‌بگیر ‫توی این منطقه هم اطلاعی نداشتیم

‫من جنایتکار نیستم

‫صد البته

‫قصد اهانت نداشتم

‫این زبان مادری من نیست

‫منظورم این بود که اطلاعی از

‫حضور ناوگان مجستیک امپراتوری ‫توی این بخش نداشتیم؛

‫با کمال میل ‫هزینه‌ی محافظت‌تون رو پرداخت می‌کنیم

‫ما نیروهای امپراتوری نیستیم

‫ما مندلوری هستیم

‫متأسفانه، برای اجیرکردن ما دیر شده

‫در واقع، ما رو اجیر کردن تا ‫ردِّ شما رو بزنیم، فرمانده شاگث

‫این کار باعث جنگ میشه

‫جنگ؟

‫ما سرباز اجیری هستیم. ‫در ازای پول کار می‌کنیم.

‫نرخ‌مون بالاست؛ ‫اما توی کارمون استادیم

‫وفادار هم هستیم

‫به همین خاطر مجبوریم ‫پیشنهاد سخاوتمندانه‌تون رو رد کنیم

‫در اصل، یکی از نایب‌السلطنه‌های ‫مون کالاماری، که بنا به دلایلی

‫معتقده شما با پسرش فرار کردید، ‫ما رو اجیر کرده

‫این‌طور نیست

‫کالاماری‌ها بالاخره با ما صلح کردن

‫چرا باید صلح و آسایش‌مون رو به‌خطر بندازم؟

‫آتش جنگ برای همه‌مون خانمان‌سوز بوده

‫من که حرفی از جنگ نزدم

‫می‌دونم از روی عشق بوده

‫ولی کار من قضاوت نیست؛

‫وظیفه‌ام صرفاً انجام مأموریتیـه که ‫کارفرمامون به ما محول کرده

‫نه. من نمیرم. نمیرم

‫ما عاشق همدیگه‌ایم

‫شرمنده. باید برت گردونم خونه ‫پیش مامان و بابات

‫بعدش دیگه آزادی

‫خیلی‌خب، بیاید قال قضیه رو بکَنیم

‫توی پلازیر-۱۵ می‌خوان ‫یه قرارداد جدید باهامون ببندن

‫دیگه تحمل اون کاخ مزخرف رو ندارم

‫وادارمون نکن به سفینه‌ی خوشگلِ ‫دوست‌دخترت شلیک کنیم

‫فرمانده، خواهشاً باهاش صحبت کن

‫باید همراه‌شون بری

‫نه. من دوستت دارم

‫خواهش می‌کنم برو

‫نمی‌تونم سر یه رابطه‌ی بچگونه ‫هر چی که ساختم رو به باد بدم

‫پس عشق‌مون واسه‌ات یه رابطه‌ی بچگونه‌ست؟

‫نه، منظورم این نبود

‫ولی باید بری

‫می‌دونستیم ما قسمَتِ هم نیستیم

‫قسمت چه اهمیتی داره؟ ‫من عاشقتم

‫من هم تاابد عاشقت می‌مونم

‫شاهزاده، باهامون بیا

‫از پسش برمیای. به امید دیدار

‫تا خونه خیلی راهـه

‫فکر می‌کردم مندلوری‌ها باشرفـن

‫هستیم، بچه‌جون. ‫فقط کافیه سر کیسه رو شُل کنی.

‫ « مـنـدلـوری »

‫ « قسمت ۲۲: سربازان اجیری»

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫ایناهاش

‫عجب ناوگانی

خیلی طول کشید قطعاتش رو جمع کنم

‫بیشتر قطعه‌هاشو از امپراتوری گرفتیم

گفتم آشنا می‌زنن

‫واسه پس‌گرفتن مندلور خیلی به کار میان

‫الان اَکس ووز رهبرشونـه

‫به این راحتی‌ها قبول نمی‌کنن ‫که به ما ملحق بشن

‫اینجا چیکار می‌کنن؟

‫این سیاره به عضویت جمهوری جدید درنیومده

‫پس گمونم یه سیاره‌ی مستقلـه که ‫واسه محافظت اجیرشون کرده

‫بعید می‌دونم ووز ‫از دیدنت خوشحال بشه

‫آره

‫خارج از محدوده‌ی ناوگان فرود میام

‫بهتره پیاده بریم پیش‌شون

‫خوش آمدید به پلازیر-۱۵

‫تنها حکومت مردم‌سالارِ باقی‌مانده ‫در حلقه‌ی بیرونی

‫سکوی فرودی رو به سفینه‌تون اختصاص دادیم

‫شما رو به محل مقرر هدایت می‌کنیم

‫فعال‌سازی هدایت خودکار

‫چی شد؟

‫کنترل سفینه رو به‌دست گرفتن

‫گمونم یه مدت تو راهـیم

‫جالبـه

‫به پلازیر-۱۵ خوش آمدید

‫لطفاً وارد محفظه‌ی سریع‌السیر بشید

‫ربات‌های امپراتوری ‫توی دنیای مستقل چیکار می‌کنن؟

‫اینجا حلقه‌ی بیرونیـه

‫من هم نمی‌دونم

‫ما رو توی نزدیک‌ترین ایستگاه ‫به ناوگان مندلوری‌ها پیاده کن

‫بنا بر بند ۹ توافق‌‌نامه‌ی کورسانت،

‫دسترسی به نیروهای تدافعی

‫در منطقه‌ی حافظ‌صلح ‫منوط به اجازه‌ی مجلس سنای عالی‌ست

‫اجازه هست کد زنجیری‌تون رو اسکن کنم؟

‫دین ژارین و بوکاتان کریز

‫رهبر حکومت مردم‌سالار ‫خواهان حضور شما در…

‫متأسفانه کارهای مهم‌تری داریم

‫شاید بعداً

‫لطفاً اقدام به ترک محفظه نکنید

‫این یک درخواست نیست

‫اولین باره میام اینجا. تو چی؟

‫تا حالا اسمش هم به گوشم نخورده بود

‫به‌نظرت باید با درگیری ‫از اینجا خلاص بشیم؟

‫می‌فهمیم

‫بیاید پیش‌مون! بیاید!

‫مهمونی گرفتیم

‫بیاید! دوستان، مهمون ویژه داریم

‫مندلوری‌ها

‫امیدوارم ترشحاتش باب‌میل‌تون باشه. ‫یه قلپ بخورید.

‫بیاید، خواهش می‌کنم

‫عزیزم

‫دوستم داری؟

‫- یا خدا ‫- بله، دارم

‫بریم سر اصل مطلب

‫من قبلاً توی جنگ افسر تدارکات بودم

‫به لطف برنامه‌ی عفو جمهوری جدید،

‫تونستم نقش به‌سزایی ‫در بازسازی پلازیر-۱۵ داشته باشم

‫از نیروهای امپراتوری بودی؟

‫بود

‫پلازیر تحت سلطه‌ی امپراتوری ‫چه لطمه‌ها که نخورد

‫شوهر من در جریان فرآیند اصلاحش ‫به اینجا اعزام شد

‫از زمان شکل‌گیری تمدن توی پلازیر، ‫خانواده‌ی من از طبقه‌ی اشرافش بودن؛

‫شوهرم ناظر بازسازی این سیاره بود؛ ‫همون موقع بود که عاشق هم شدیم

‫ما عاشق هم شدیم. عاشق شدیم

‫میشه بچه رو بغل کنم؟ خواهشاً؟

‫اون به غریبه‌ها روی خوش نشون نمیده

‫عجب سرعتی! ایول

‫عرضم به حضورتون، سیاره‌مون باید ‫دوران جدیدی رو شروع می‌کرد

‫برای اولین بار توی تاریخ‌مون، ‫انتخابات دموکراتیک برگزار کردیم

‫ما هم از خاندان سلطنتی هستیم، ‫هم منتخبِ مردم

‫اون‌وقت سفینه‌ی جنگیِ مندلوری‌های مزدبگیر ‫توی سیاره‌تون چیکار می‌کنه؟

‫بهشون پول میدیم تا ازمون حفاظت کنن

‫طبق منشور چون شوهرم قبلاً ‫به امپراتوری خدمت می‌کرده،

‫حق تشکیل ارتش نداریم

‫اما به همین خاطر، تمام منابع‌مون

‫صرف پیشرفت سیاره و مردم‌مون میشه

‫می‌خوام با این مزدبگیرها صحبت کنم

‫می‌تونیم ترتیبـش رو بدیم

‫فقط یه شرط داریم

‫چی؟

‫حیفـه این منظره‌ی قشنگ رو نبینید

‫از این طرف

‫الان برمی‌گردیم. ‫از غذاتون لذت ببرید، بلند نشید.

‫بریم چشم‌انداز رو به مهمون‌هامون نشون بدیم

‫یه مشکلی هست

‫- بله ‫- در رابطه با ربات‌ها

‫چه مشکلی در رابطه با ربات‌ها؟

‫- نقص فنی ‫- یه نقص سازمان‌یافته

‫این‌طور فکر می‌کنیم

‫به چه دلیل؟

‫ربات‌های امپراتوری‌مون برای ‫مقاصد صلح‌جویانه بازبرنامه‌نویسی شدن

شخصاً روش نظارت داشتم

‫مطمئن باشید که اصلاح‌شون منحصراً ‫در راستای اهداف صلح‌طلبانه

‫- صورت گرفته ‫- این‌طور فکر می‌کردیم

‫عشقم، خودم شخصاً ناظر فرآیند بودم

‫چه‌جور نقصی پیدا کردن؟

‫اولش قضیه جدی نبود

‫یهو خاموش می‌شدن؛ ‫شرح وظایف‌شون پاک می‌شد

‫بعدش اوضاع وخیم شد

‫سوانح ترافیکی. خرابی تجهیزات سنگین ‫که منجر به صدمه شده

‫- ضرب و شتم ‫- ضرب و شتم؟

‫جسارتاً، این چه ربطی به ما داره؟

‫افسرهامون تسلیحات لازم ‫برای مقابله با ربات‌های جنگی رو ندارن

‫ربات‌های جنگی؟

‫نه، نه، ربات‌های جنگی سابق. بعد از اصلاح وظایف مدنی بهشون محول شده

‫- این‌طور فکر می‌کردیم ‫- آخه همین‌طور هم بوده

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left