Dancing in the Rain (Ples v dezju)

Dancing in the Rain (Ples v dezju) (Ples v dežju)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Dance in the Rain 1961 DVDRip XviD-REACTOR Persian
ناشر piebaldcrow
مدت‌ها پیش ترجمه کرده بودم و خیلی عجیبه که آپلود نکرده بودم تا الان‫. به هیچ عنوان دیدنِ این فیلمِ شاهکار از سینمای یوگسلاوی رو از دست ندین:‌ همپای بهترین‌های جهان.

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
تاریخ انتشار: 2018-08-25
تعداد دانلود: 56
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

با نقش آفرینی

رقص در باران

بر اساسِ رمانی از دومنیک اسمول ‫‫

با حضورِ‫...

مدیر فیلم‌برداری

کارگردان هنری

طراحی لباس

موسیقی

مدیر تولید

کارگردان

‫ـ مرخصی ماگدا‫. ‫- اگه بخوام این‌جا بخوابم چی؟

وسایلت رو جمع کن و بزن به چاک ممکنه هر لحظه یکی سر برسه‫.

‫- و اگه سر برسه ‫ می‌ترسی؟ ‫- لباساتو بپوش بابا‫.

‫- دیگه پامو این‌جا نمی‌ذارم! گفته باشم‫ . ‫- دهنتو ببند بینیم‫.

حیوون‫! ‫[مترجم انگلیسی Anima نوشته. بعید می‌دونم دختره با این لحن بخواد فحش سنگین روان‌شناسی بده‫.]

هیچکی نیست‫.

هیچ زنی واسه من نیست‫. یعنی بالاخره می‌تونم یکی رو پیدا کنم؟

کابوس‫! ‌همیشه همون کابوسا‫.

این صاب‌خونه‌ی عوضی هم که فقط قیمتِ خوکدونیش رو گرون می‌کنه‫.

‫- بیداری؟ می‌شه بیام داخل؟ ‌‫- آره که بیدارم. بیا داخل‫.

همیشه تو رو واس‌خاطرِ آ ب به زحمت میندازم. باس ذله شده باشی‫.

اختیار داری‫. خودت به زحمت می افتی‫. آب باریکه‌ی بیمه که جواب نمی‌ده‫. این روزا دیگه هر بازنشسته‌ای‫...

باس یه شغلِ کوچولویی‌ هم داشته باشه‫. به عنوانِ یدکِ ‫ ‫. از من بشنو‫.

کجا گذاشته بودمش؟

می‌بینی؟ دستگیره‌اش شکسته‫.

اما فک کنم که خیلی راحت می‌تونن چسبش بزنن‫.

بعدی عینهو اولش می‌شه‫. یه چیزِ ناز‫.

‫ - خودت خریدیش؟ ‫- عمرن‫. ‌‫- هدیه است؟

از یه زن؟

تبریک می‌گم‫! چه قایمکی‫.

‫- پس بانو اومده تو زندگیت‫. ای جلب‫. ‫- راستش می‌خواستم بپرسم که تصمیمت در موردِ ماروشا چی شد؟

‫ - یه مدتی هست که این‌طرفا پیداش نـــ‫.... ‫- بی‌خیالِ اون قضیه شو‫.

بذار بهت اعتراف کنم ‌که بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم‫....

‫- ‫... اگر قصدِ جدی داشته باشم‫... ‫- عالیه که‫! چرا که نه؟

‫- الان دیگه سنِ چهل‌چلیته‫. می‌شناسم دختره رو؟ ‫- بله. می‌شناسی‫. ماگداست‫.

در موردِ تو بهم گفته بود‫. علی‌الظاهر همدیگه رو خوب می‌شناختین‫.

ماگدا‫...

ماگدا؟ آنتون! ماگدا؟ اما غیرِ ممکنه این‫!

چرا که نه؟

‫ - واقعن خانمِ متشخصیه‫. ‫- دیوونه شدی آنتون؟

‫- دختره مشهوره به‫... ‫- به چی؟

یه جنده‫! یه جنده‌ی مشهور‫.

‫- اگه جای تو بودم... دوستِ جوونم‫! ‫- راس می‌گم‫. همه می‌دونن اینو‫.

من این زنا رو می‌شناسم‫. همه‌شون عینِ همن‫.

قبلن کاراشون رو به چشمِ خودم دیدم‫. انگاری که همین دیروز اتفاق افتاد‫.

توی روستا یه خونه بود‫...

پسر‌بچه‌ای بودم و کنجکاوی پسربچه‌ها رو هم داشتم‫...

کنارِ اون خونه یه درخت بود‫.

یه بار‫. وقتی که کسی منو نمی‌دید‫...

عجب شیطونی بودی تو‫.

فضولی‌های پیش از بلوغه‫. همه‌ی پسربچه‌ها دارن‫.

خب من دارم می‌رم‫.

البته بعضی‌ها هنوز بدهیشون رو بهم ندادن‌ها‫!

آنتون‫! گوش بده ببینم‫! شاید اشتباه فک می‌کردم‫.

داد نزن بابا‫! ممکنه یکی بشنوه‫....

صب بده بیام بالا‫!

همه‌ی مستاجرا گوش‌ وای میستن‫. می‌دونی‫... همه می‌دونن‫...

برای همه ماگدا یه زنِ بد محسوب می‌شه‫.

یه زنِ خطرناک‫.

فک می‌کنی زندگیمو نابود می‌کنه؟

یه حسی دارم‫. اگه فقط منو‫...

اگه فقط یه چیزِ جدید رو تجربه کنم‫....

حتی نابود‌شدنِ زندگیم توسطِ ماگدا هم یه چیزِ فوق‌العاده و بی‌نظیر نمی‌شه؟

اگه زندگیمو نابود کنه‫....

‫- چطوری آنتون؟ ‫- اوه‫. تویی ماروشا‫.

دیشب خیلی بد خوابیدم ‌و الان اصن حالِ خوبی ندارم‫.

‫- حالا کجا با این عجله؟ ‫- دارم می‌رم سرِ تمرین توی یه سالنِ تئاتر‫.

بینِ خودمون باشه‌ها‫: نمایشی که داریم تمرین می‌کنیم‫...

یه چیزِ قدیمی و حوصله‌سربره‫. نمی‌دونی حتی حوصله‌ی خودمونو چقدر سر برده‫.

‫- اما چه می‌شه کرد دیگه‫. ‫- چه خبر از پیتر؟

‫- منظم می‌بینیش؟ ‫- راستشو بخوای‫...

اخیرن خیلی عجیب غریب شده‫. انگاری همش از من دوری می‌کنه‫.

البته شایدم وهم و خیالِ منه‫. حتمن باهم‌دیگه بهتر و بهترتر هم می‌شیم‫.

دیگه باس عجله کنم ‌تا سرِ موقع برسم به تمرین‫.

نابود‌شدنِ زندگی‌ یا نابود‌کردنِ زندگی کسی دیگر‫!

چه ‫ شاداب و زیبایی‫...

‫- نیاز نیست عجله کنی‫. وقت دارم‫. ‫- بله قربان‫!

امروز تعطیلم‫. کلاس بی کلاس‫.

به نمایشِ‌ اولِ تئاتر میاید؟

موندم که واقعن ازدواج کرده بودن یا نه‫.

دختره خیلی یهویی مرد‫.

‫- مواظب باش دیگه‫. ‫- تروخدا ببخشید‫.

‫- عذرمی‌خوام‫. ‫- هیچ‌کی این‌جا امنیت نداره‫.

یعنی همون‫....

اگه می‌تونی منو بگیر‫. نمی‌تونی از دستم در بری‫.

واقعن عجیبه‫. مگه نه؟

‫- میای دیگه؛ آره؟ ‫- میام. البته اگه درست رفتار کنی‫.

اگه می‌خواید جا ‌گیرتون بیاد سریع باشید‫.

پیتر‫!

پیتر! پیتر‫!

نمی‌خواستی این‌جا بشینی؟

یه تیغ، یه عروسک‫.... خیلی عجیب بودن‫.

‫- خب؟ ‫- خب چی؟

ها... هیچی‫ خب‫! از این‌جا هم می‌تونم بوت رو بشنوم‫.

قبل از این که بیام ناهار یه نوشیدنی خوردم‫. دیگه مست نمی‌کنم‫.

این‌جوری نخند‫.

این طور خندیدنت آزار‌دهنده است؛ بی‌نزاکتیه‫.

هر چی دوس داری بخند؛ اما نه انقدر بلند‫.

‫- چقدر بی‌نزاکت‫. ‫- شرط می‌بندم که مست ازین‌جا می‌ری بیرون‫.

‫- حتی تو جهنم هم برنده نمی‌شی‫. ‫- اما تو مست می‌شی ‫ ‫. ‫- عمرن‫.

‫- خیلی بلند هورت می‌کشی‫. همه می‌شنون‫. ‫- خب بذا بشنون‫.

چقدر بدعنق و بی‌حوصله‌ای‫.

بسه دیگه‫. همشو یه جا بخور‫ دیگه‫.

منو انقدر دس ننداز‫....

تو همیشه‌ همه‌ی شرابِ منو می‌خوری‫.

‫- خیلی لذت‌بخش‌تره اگه آروم‌ آروم بخوریش‫. ‫- واقعن؟

لطفن‫. آروم آروم بنوشش‫.

دیشب خیلی آدمِ بدی بودم‫.

اگه اون سوفلوره واقعیت رو گفته باشه‫، اون وقت توباید همه چیو بدونی‫. ‌‫

پسره حسابی عاشق و شیداست‫.

حتی همیشه می‌دونه که من چه لباس زیری تنمه‫.

پسره نمی‌تونه از توی جعبه‌ی سوفلور لباس‌زیرای تو رو ببینه‫.

می‌تونستن یه کم چاقو‌هاشونو تیزتر کنن‫.

‫- یا گوشتشون رو نرم‌تر بپزن‫. ‫- انقدر همیشه‌ی خدا شاکی نباش‫.

وقتی اینا رو گفت به تته پته افتادم‫. دوباره کج‌خلق شدی‌ها‫. آخرشم مست می‌شی‫.

‫- بعدش دوباره دعوتم می‌کنی ‫ ‫- نگران نباش. نمی‌کنم‫.

این‌جوری نباش دیگه‫.

واقعن حالم بد بود و شایدم مریضم‫. آره حتمن مریضم‫.

‫- راستشو بخوای رنگ‌پریده و بی‌جون به نظر می‌رسی‫. ‫- چیزی نیست‫.

رنگ‌پریدگیم به خاطرِ موهامه‫. همه‌ی موسرخ‌ها رنگ‌پریده به نظر می‌رسن‫.

بیا یه نوشیدنی دیگه بخوریم‫. حالتو بهتر می‌کنه‫.

‫- می‌تونیم یه کم شراب سفارش بدیم‫. ‫- آخرش مست از این‌جا می‌ری بیرون‫.

می‌خوای بریم یه جایی؟ می‌تونیم از شهر بزنیم بیرون‫.

کجا؟ بیرون‌شهر می‌خوای چی کار کنی؟

تو هیچ‌وقت پایه‌ی رفتن به هیچ‌جا نیستی‫.

امروز بعد از ظهر‫. ‫ می‌خوام بخوابم‫. اگه اصرار داری عصر بریم‫.

‫- یا فردا و ... یا پس‌فردا‫. ‫- پس امشب بریم‫.

البته خب منم می‌خوام شب بخوابم‫. کاشکی انقدر جای دوری زندگی نمی‌کردم‫.

وحشتناک خسته‌ام‫.

من زنِ تو هستمو ‫ و با این حال نمی‌تونم تو آپارتمانت بخوابم‫.

‫- چرا نمی‌تونم بیام اون‌جا آخه؟ ‫- نمی‌تونی بیای اون‌جا‫.

‫- آخه چرا نه؟ چون اتاقت سگ‌دونیه؟ ‫- آره. چون سگ‌دونیه‫.

و این که آدما میان و می‌رن‫. دقیقن از وسطِ اتاقِ من رد می‌شن‫.

خب یعنی این آدما هیچ وقت یه زنی که خوابیده رو ندیدن؟

بیین من واقعن متاسفم در این مورد‫. چقدر خسته و داغون به نظر میای‫.

تعجبی هم نداره‫. یه عالمه کار می‌کنم و یه عالمه استراحت‌های ناکافی می‌کنم‫.

هی تو زندگیم دارم عقب‌گرد می‌کنم‫.

بی‌خیال دیگه پیتر‫. بیا بریم خونه‌ات‫.

نه. اصن امکان نداره‫.

‫- اصن ترکت می‌کنم‫. اصن جدا می‌شم ازت‫. ‫- خب اون وقت می‌تونی بری با اون سولفور باشی‫.

‫- معلومه که می‌رم‫. تا چشمِ تو یکی در بیاد‫. ‫- بفرمایید‫. من هم می‌رم بخوابم‫.

حسابی خسته‌ام کردن این قضایا‫.

‫- پس من چی؟ ‫- خدافز‫.

‫- پس امشب می‌بینمت دیگه؟ ‫- آره. حتمن‫.

‫- سلام رفیق‫. کجا می‌ری؟ ‫- خونه‫.

ذهنِ یکی رو با دروغ پر کردن؟

آره‫. اما برای متعهد موندن به یک تصمیمِ ‫ ‫.

ما همش داریم در موردِ اون ‫ صحبت می‌کنیم‫. ‫ دوست نداره‫.

‫- دیروقته‫. ‫- یه کم بیش‌تر بمون‫.

‫- نمی‌تونم. دیگه برم‫. ‫- می‌شه باهات هم‌قدم بشم؟ ‫- آره‫.

‫- اوه چه زود غروب شد‫. ‫- خب که چی؟

‫- غروبه‫. بیا بدوییم‫. ‫- چرا خب؟

ممکنه که غذای رستوران تموم بشه‫. بیا بدوییم‫.

ماروشا‫! صب کن‫!

‫- ماروشا‫! ‫- بیا بدوییم‫.

ماروشا‫!

موسرخ‫!

موسرخ‫!

موسرخ‫!

گفتش که میاد‫. شاید الان توی اون باره است‫.

‫- بیا بریم همون باره‫. این‌جا خیلی شلوغ پلوغه‫. ‫- اگه تو دوس داری بریم‫.

‫- کتم رو بیار‫. ‫- همین الان‫.

‫- خانم رفته؟ ‫- کدوم خانم؟

ممنون‫.

اومدی که دستمو بشکونی؟ دیوونه شدی؟

‫- ‫‫ نه. مستی‫. ‫- باس باهات صحبت کنم‫.

در موردِ چی؟ من یکی که می‌دونم وقتی مستی چقدر چرت می‌گی‫.

‫ - باید حرف بزنم‫. ‫- خب من می‌رم دیگه‫. شب خوش‫. کلی کار دارم که باید انجام بدم‫.

‫- صب کن. معذب نباش جلوش‫. ‫- نه. باید برم‫. ‫- بذار بره به کاراش برسه‫.

آره‫. فردا توی تئاتر می‌بینمت‫.

‫- خب. چی می‌خوای ازم؟ ‫- هیچی‫! آخه من چی باید ازت بخوام؟

می‌تونیم کلِ عصر رو با هم بگذرونیم‫.

نمی‌تونم تنها باشم‫.

روز به زودی تموم می‌شه و فردا می‌تونی دوباره ترکم کنی‫.

‫- این تویی که منو همیشه ترک می‌کنی‫! عوضی‫! ‫- نخیر.

بیا در موردِ این قضیه حرف نزنیم‫. بیا یه گفت و گوی آروم داشته باشیم باهم‫.

‫- نمی‌زنی؟ ‫- چرا‫.

‫- نظرت چیه بریم؟ ‫- آره‫.

عجله کنیم که جا بهمون برسه‫.

می‌دونی من کی‌ام؟ جرات داری که بگی نیستم؟

دلت می‌خواد دندوناتو بریزم تودهنت؟

‫« آن پیاده‌رویی که پیش‌تر این‌جا بود کجاست؟‫»

‫«اکنون بیشه‌ای جایش را گرفته است‫...»

‫«... و علف‌های هرزِ سبزِ بی‌خاصیت‫»

‫«اکنون بیشه‌ای جایش را گرفته است‫...»

‫«... و علف‌های هرزِ سبزِ بی‌خاصیت‫»

کی می‌گه من کارای بزرگی نکردم تو زندگیم؟

آخ اگه بدونی که چقدر دوست دارم‫! همه چیم رو به پات می‌ریزم‫.

فقط پیشِ منه که جای تو واقعن امن خواهد بود‫.

واقعن نمی‌فهمی؟ همه بهت خیانت می‌کنن‫. ‌همه تو رو تحقیر می‌کنن‫.

فقط منم که ‫...

فقط منم که در شانِ تو عاشقتم‫.

نخواب دیگه‫. لم نده به من‫

فندکِ لعنتی‫. همه چیز هی داره بدتر می‌شه‫.

همش تقصیرِ اون کبریت‌های بی‌خاصیت بود ‫ آها این‌جاست‫.

معطل چی هستی پس؟ بذار در باز باشه‫.

بیا. بجمب‫.

چقدر مشمئز‌کننده و پیره‫.

خوابه‫. خداروشکر‫.

الان می‌رم تو بستر بهش ملحق می‌شم‫.

Dancing in the Rain (Ples v dezju) subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left