نخستین 200 خط.
بانوظ حالتون خوبه؟
بانو یکم تحمل کنید
به زودی به جائوجو میرسیم
بانو
آدمکش! از بانو محافظت کنید
باو
مراقب باشید بانوی من
همسر باردار شاهزاده یونگ جینگ
در مسیره جائوجو برای دیدن خانواده اش
در نیمه راه همانجا کشته شد
او قبل از مردن پسری به دنیا آورد
و او را جینگ سی نامگذاری کرد
جیشیا
دختر بانو یوان رو دزدیدی؟
پنج سال پیش
اون زن بانوی منو کشت
امروز
من دخترش رو به عنوان خون بهای بانو
می کشم
ارباب جوان؟
دایه ، لطفا نکشیدش
جینگ سی
می دونی اون کیه؟
دایه، اون فقط یه بچه بی گناهه
بذارید من ازش مراقبت کنم
دوست دارید پیش ما بمونه؟
من می تونم اون رو پیش خودم نگهدارم
پس ، لطفا به من بسپریدش
باد زوزه کنان میوزه
و تو تا این موقع شب هنوز داری گریه می کنی
بیا اسم تو رو فنگ میانوان بزاریم
یک پسر و یک دختر که دشمن هم بودن
به جای دشمنی
برای 18 سال
زیر یک سقف زندگی کردن
و اینطوری داستان عشقشون شروع شد
در ذهن ماند
عشق در ذهن میماند مترجم یگانه زیرنویس اختصاصی آسیامووی
قسمت 1
جینگ سی
در مقایسه با ایالات یونگ و جی
جائوجو ضعیفه
در جنگ ماه گذشته بین یونگ و جی
جی پیروز شد
آنها ژنرال لی یوان رو به اینجا می فرستند
امیدمون به اینه از راه ازدواج متحد بشیم
برای همین دارم
دنبال یه عروس می گردم
پدر ،
اگرچه این یک حرکت هوشمندانه است
شما می تونید خودتون تصمیم بگیرید
ادامه بدید
یا حتی کل بازی رو تموم کنید
این به نظر شما بستگی داره
این حرکتی که این مقامات میخوان
من انجام بدم
این حرکت پل های
پشت سرمون خراب می کنه
اعلیحضرت
اعلیحضرت
لطفا زودتر تصمیمی بگیرید
نمیتونم از بازی لذت ببرم؟
جینگ سی
من نمی خوام پل های پشت سرم خراب کنم
اعلیحضرت
شما تازه کار نیستید
چرا دراینباره اشتباه کردید؟
گرچه یونگ گم شده
اما مقر اصلی اونا مثل سابق
حتی توان مبارزه با جی هم ندارن
بعد میخوان جائوجو رو نابود کنن
مگه الکی
ما اول می تونیم پیروز بشیم
فرستاده ای از جی به ژنرال لی یوان میفرستیم
و به تدریج
میتونیم روابط خوبی با آنها برقرار کنیم
فکر می کنید یونگ به شما فرصت میده
که به تدریج روابطی برقرار کنید؟
منظورتون چیه؟
واقعاً فکر می کنید
امپراتور یونگ نمی تونه برنامه های شما رو پیش بینی کنه؟
من قبل از رسیدن فرستاده جی شرط می بندم
فرستاده یونگ
در حال حاضر در راهه
غیرممکن
یونگ ضربه بزرگی متحمل شده
در چنین مدت کوتاهی
چطور اونها می تونن به جائوجو فکر کنند؟
فرمانده لی
چیه؟ چیشده؟
یونگ فرستاده ای به جائوجو فرستاده
توی راه هستن
شیائوفنگ
چطور جرات میکنی به من بخندی؟
فکر می کنی من نمی تونم اون پرنده رو بگیرم؟
میگیرمت ازت خورشت درست می کنم
اینبارو میذارم بری
فنگ میانوان
چیکار می کنی؟
چرا اینقدر سر و صدا می کنی
دایه جیشیا
ارباب جینگ سی گفت
برای شام سوپ پرنده میخواد
او میخواد
یا تو میخوایی؟
فراموش نکن کی هستی
تو فقط خدمتکار او هستی
ارباب جوان
همیشه بیش از حد لیلی به لالات میذاره
متاسفم ، دایه
من اجازه نمیدم که عالیجناب آشپزی کنه
من خودم آشپزی می کنم
بهشون خدمت میکنم
بعد از تموم شدن کار
برای شماهم سوپ میارم
سوپ تو رو
میشه خورد؟
اونو برای خودت نگهدار
چشم
برو
بدو برو
ببخشید ولی اینو برمیدارم
این پرنده بدبخت خودش میخواست
الان می پزمش
دانگشن
یکم ادویه
دیگه چی میخواست؟
ارباب جوان
مگه نگفتم
خودم اینکارا رو می کنم؟
شما این روزا خیلی سرتون شلوغه
پس من می خواستم برای شما سوپ درست کنم
دانگشن
که توش زنجبیل نداره
فکر نمی کنی اشتباه درست می کنی؟
زنجبیل نزدی؟
جای تعجب نیست که فکر کردم چیزی رو فراموش کردم
پس زنجبیل بود
الان یکم میارم
مراقب دستت باش
خیلی سال ازتون کونگفو یاد میگیرم
حتی یه آدمم میتونم تیکه تیکه کنم
زنجبیل که کاری نداره
آدم تیکه کنی؟
وقتی بیرون میری
لطفا به دیگران نگو
که من معلم تو هستم
مایه سرافکندگی
کی بزرگ میشی هی نگرانم نکنی؟
من براتون مهمم
همیشه مراقبم میمونید
چرا این فکر رو میکنی؟
آشپزی بلد نیستی فدا سرت
ولی حداقل بلد باش زنجبیل ببری
عالیجناب
سوپ مرغی که برای شما درست کردم امتحان کنید
اگه خوشت بیاد
شاید دایه جیشیا
بفهمه که
من چقدر ماهم
آشپز امروز نیست؟
من دوست داشتم خودم غذا رو برای شما آماده کنم
ولی
من غذایی را که تو درست کردی رو دوست ندارم
چیکار کنیم؟
من با قلبم اونو درست کردم
شما واقعاً اونو دوست ندارید؟
حتی اگه با قلبت باشه
من واقعاً نمی تونم اینو بخورم
خودت امتحانش کن
اگرچه من کاستی های زیادی دارم
تو همیشه منو تحمل می کنی
بهم محبت می کنی
من می خوام برای همیشه با تو بمونم
و خدمت تو رو کنم
زشنگ
پدر
امروز هوا سرده
تو باید توی اتاقت بمونی
رفتی جینگ سی رو دیدی؟
نه هنوز
پدر ، این روزا خیلی سرگرم
امور دولتی هستید
برای همین گفتم اول شما رو ببینم
اینجوری بهتر نیس؟
تو همیشه خیلی با فکر بودی
من شنیدم که مردم در مورد ازدواج صحبت می کنن
نظر عروس شرط
سرورم باید دقت کنن
پدر ، شما می خواهید من عروس باشم؟
من جینگ سی رو
پسر خودم میدونم
اگه میشد با اون وصلت کنی
دیگه غمی نداشتم
ولی
از همون بچگیش
به این موضوع علاقه ای نداره
خانم میانوان
همانطور که انتظار داشتم آزاد هستید
سرپرست وی چه کاری می تونم برای شما انجام بدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.