نخستین 200 خط.
آنچه در دیفاینس گذشت
یه چیزی درون منه تامی
یه چیز وحشتناک و خطرناک و گذاشتم بیاد بیرون
چند نفرو مجبورم بکشم ؟
دِینم چقدر بزرگه ؟
تو نمیفهمی
اونا رو نمیکشی
نجاتشون میدی
کجا بودی ؟
یه لحظه توی بازار بودم
و بعدش یهو توی جنگل بیدار شدم
اینقدر عیبجویی نکن
میدونی بعضیوقتا
مثل آدما رفتار کن
هنوز با من مثل یه غریبه رفتار میکنن
باید توی جلد اونا زندگی کنی
چطور باید توی جلد اونا زندگی کنم؟
یه رازه
تو دوست داری خودنمایی کنی پاتینجر
تا حالا یه خودنما رو ندیده بودم که
فکر کنه خیلی باهوش و زرنگه
چرا کاری میکنین که عصبانیش کنین ؟
مرکادو فقط به آدمایی احترام میذاره که ازشون متنفره
خوابیدم ها
میخوام بیدار شی
امروز یه روز خاصه
مگه چه روزیه ؟
چشماتو باز کن و ببین
میدونی ممکنه این فیلما بیفته دست یه نفر
و باهاش چیکار کنه ؟
.دیگه اینترنت که نیست بذار خوش بگذرونیم
رئیست ممکنه ببینه
پاتینجر فقط با خودش تحریک میشه
علاقهای به کون لخت من نداره
ولی میدونم که تو داری
آره
فرماندار مرکادو خبر نداشتم میاین اینجا
قرار نبود خبر بدم
مستقیم از نیویوک اومدین ؟
داشتم از بخشهایی از ایالت بازدید میکردم که یه خبرایی شنیدم
هدیهای از بهشت داره میافته تو بغل ما
شی مداری 29-ای-ال
قراره همین نزدیکی سقوط کنه
میخوام تو مسئول عملیات بازیابی باشی
البته
میفرستم دنبال تیم بازیابی سفینه توی پورت آدامز
وقت نداریم
راهزنها از همه طرف بهش هجوم میارن
نمیتونیم بذاریم غریبهها دستشون به اون سیلندرها برسه
ما توانایی انجام این کارو نداریم
یه شکارچی خبره سفینه رو همینجا توی شهر دارین
به هیچ وجه
حق انتخاب نداری
کلانتر رو ببر
جمهوری زمین بهش احتیاج داره
منظورتون اینه که خودتون احتیاج دارین
چیزی به انتخابات نمونده
نماینده لایل، قرارداد قطار سریعالسیر رو داره
سفیر مولر قراره معاهده آتشبس رو با وینیپگ امضا کنه
شما چی دارین ؟
من بهترین آدمم رو سر کار دارم
اگه من ببرم تو بردی
پس منتظر چی هستی ؟
ترجمه از ایلیا و میثاق EILIA & Misaghcj
باید سود خوبی برات داشته باشه
! که خطر شکستن ناخوناتو به جون خریدی
چیه ؟
یه تراسپیر ئه ( دستگاههایی که سطح زمین رو ( برای وتانها قابل سکونت میکنن
کرایوتک ؟ ( ( نوعی لباس مخصوص جنگی
هسته سرلیوم ( عنصری کمیاب که از آن ( به عنوان سوخت وتانها استفاده میشد
این سفینه قبلاً یه ایستگاه سوختگیری بوده
برای کل ناوگان وتانها
سرلیوم یه سوخت پاکه که هیچوقت تموم نمیشه
برای همین فرماندههای ما 17 ساله که
دنبالشن
یه منبع پایان ناپذیر انرژیه نولان
میتونیم دنیا رو عوض کنیم
دنیا 17 سال پیش عوض شد
ولی اوضاع زیاد خوب پیش نرفت
من علاقهای به شنیدن عقاید تو ندارم
خب بهتره داشته باشی چون تنها راهی که
من حاضرم باهات به این سفر تفریحی بیام
اینه که من تصمیمگیرنده باشم
این عملیات منه
خوبه
پس برات آرزوی موفقیت میکنم
بعداً تعریف کن که چی شده
خیلیخب
باشه
به حضورت به شدت نیازمندیم
خدمت در کنار شما باعث افتخاره قربان
این خانوم خانوما اینجا چیکار میکنه ؟
دارم 12 راهی رو تصویر میکنم که میتونم کون دهاتیت رو جر بدم
! خوش باش ایریسا کجاست ؟
فکر کنم همینجا بمونه
اون و برلین راحت با هم کنار نمیان
فکر کردم بهتره برای خودمون دردسر نتراشیم
ایریسا ارزش زیادی داره
دوستدخترت نداره
من میام تا عملیات شکار سفینه رو ثبت کنم
خوبه که ازش فیلمبرداری بشه
تا ازش به عنوان تبلیع استفاده کنین ؟
تامی تو همینجا میمونی
دوباره ؟
تامی، یه بار دیگه
ثابت کردی که نمیتونم بهت اعتماد کنم
میتونی همینجا بمونی و کمد تفنگا رو پولیش بزنی
از این عصبانی هستی که به پاتینجر گفتم
مدارک جرم رو نابود کردی
نه عصبانی نیست
فقط برای وفاداری ارزش زیادی قائلم
اوه
خب پس استعفا میدم
ببخشید ؟
صدای ماشینا نذاشت بشنوم
گفتم استعفا میدم
همینو میخوای ؟
آره
باشه
تفنگ و نشانت رو بذار توی گاو صندوق
و لطفاً وقتی از کلانتری رفتی بیرون درو قفل کن
هی
بهت افتخار میکنم
تو لیاقتت از این کار بیشتره
و از اون هم بهتری
ببین جمهوری زمین داره یه نیروی امنیتی رو لب مرز سازماندهی میکنه
میتونیم بریم اونجا و یه شروع تازه داشته باشیم
واقعاً میخوای عضو اون نیرو بشی ؟
نیرو محافظ مرز ؟ البته
اصل موضوع همونجاست
برای من خوب میشه برای ما خوبه میشه
نظرت چیه ؟
گور بابای این شهر
جوابم مثبته
گناه اینجاست
شرم بر سر کسانی که وارد اینجا میشن سایه میندازه
اینجا غذا رو از دهن بچهها میدزده
با به بازی گرفتن ضعف مردان خوب
چه خبر شده ؟
اون بلوتوک کر ئه یه روحانی
گواهی بر عاملان این کفرورزی
خونه میبینمت
با اومدنتون ما رو مفتخر کردین جناب کر
فکر کنم اینها حاصل سوءتفاهم باشه
میشه خصوصی با هم صحبت کنیم ؟
معذرت میخوام جناب کر
نمیدونستم با این بازی شانسی
این چنین به شما بر میخوره
من اهمیتی به قمار نمیدم
اون زنی برام مهمه که به زور از شوهرش غصبش کردن
الان دیگه پسرم کسب و کار خانوادگی رو مدیریت میکنه
پسر شما مثل گلبرگ لطیفه
همه میدونن شما همهکاره هستین
خبر دارم افراد شوهرتون
چطور به شما تسلیم شدن
من رئیس خاندانم
خودشون میخوان ازم محافظت کنن
میدونی فرهنگ ما چطور این همه مدت دووم آورده ؟
ما مصالحه نمیکنیم
با این وجود هر دو داریم انگلیسی حرف میزنیم
این اقدامات شما خیلی خطرناکه
بلندترین کوهها هم ممکنه با طوفانی کوچک فرو بریزن
ترکیب فرهنگی یه چیز طبیعیه
نه
یه ویروسه
وقتی یه زن سنتها رو به چالش میکشه
بقیه هم یاد میگیرن و به زودی ازش تبعیت میکنن
احتمالش هست که زنهایی شبیه همسر من جایگاهشون رو فراموش کنن
متوجهم که یه زن قدرتمند
چقدر ممکنه برای شما تهدید به حساب بیاد
مخصوصاً زنی که
توسط دهها خلافکار حرفهای حمایت میشه
تهدید کردن من کمکی بهت نمیکنه
ما خونهمونو از دست دادیم
مگه بمیرم که بذارم فرهنگم هم نابود بشه
پس خواهید مرد
شاید، ولی نه قبل از اینکه
تو رو سنگسار کنم
بیا بریم زن
جای خوشگلی داری
حمومت کجاست ؟
دوش اون بیرونه
چیزی که میخواستی نشونم بدی کجاست ؟
وای
همونیه که فکر میکنم ؟
مواظب باش
،یه حرکت اشتباه بکنی
تیکه بزرگهت گوشته
اوه
مزاحم شدم ؟
نه اصلاً
ریف اومده بود
از وضعیت بارداری کریستی برام بگه
هی استاما
داشتم فکر میکردم شاید بتونیم دیتک رو
یکشنبه برای شام دعوت کنیم
باشه شاید برای بعد از شام
میخوام با شوهرم خصوصی صحبت کنم لطفاً
پس من میرم بیرون
بگو
No comments yet. Be the first to leave one.