نخستین 200 خط.
،بیا، فرزند انسان
به دریا و طبیعت وحشی
با یک پری، دست در دست
برای دنیای پر از اشک
که میتونی بفهمی
همراه من میگی، بن؟
باشه
یادم رفت
وقت خوابه، تمومش کنید
پدر، سلکی رو ببین در افسانه به زنانی میگویند که از) (خوک دریایی به انسان تغییرشکل میدهند
ببین - اوه-
اون داره آوازش میخونه
اون میتونه تمام پری هارو بفرسته به خونه هاشون
و ببین، ببین، اون تبدیل به یه خوک دریایی میشه
سلکی رو دوست داری؟
خوشکله
ولی ما باید قبل اینکه بچه به دنیا بیآد تمومش کنیم
ما کلی وقت داریم، بن
اما حالا وقت خوابه
باشه
کو، پسر خوب
حالت خوبه؟
خوبم، مشکلی نیست
راحتی؟
حالا، آروم باش، چیزی هست که میخوام بدمش به تو
این چیه؟
این یه صدف قدیمیه که مادرم خیلی وقت پیش دادش به من
بذارش روی گوشت و با دقت گوش کن
آواز دریارو خواهی شنید
میتونم صدای دریا رو بشنوم
بازم گوش بده
مامان؟
بله؟
نمیتونم واسه به دنیا اومدن بچه صبر کنم
ما بهترین دوست های هم میشیم، مگه نه؟
معلومه میشید
تو بهترین برادر بزرگتر توی دنیا میشی
برونا؟
مامان؟
خیلی متاسفم
!برونا
مامان؟
مامان؟
مترجم: Hossein Hidden
کو، ببین
مامان عادت داشت بهم داستان بگه
این غول مک لیر و سگاشه
اونا بهترین دوستای همن، مثه ما
،کو، خیلی نزدیک آب نشو خطرناکه
با اینکه هنوز یاد نگرفتی حرف بزنی
صدات خیلی زیاده
اوه، بیخیال، سریشا
چرا نمیری پایین بازی سخره ای
چیزی بازی کنی؟
هی، کو، دارم شاناكي بزرگ رو میکشم
اونم مثه تو کلی مو داره
پدر گفت من مسئولم و
من میگم که توی آب نمیریم
خطرناکه
نمیتونم
کو، نمیتونم
!واو، واو، واو
کو، نه
!واو، واو، واو
!نه
تمومه، دیگه ازتون مراقبت نمیکنم
نزدیک بود من رو بکشی
!بیایید بیرون، دستا بالا
برنگرد، ادامه بده
پدر، اون رفته بود تو آب
!و نزدیک بود من رو بکشه
فقط چون تولدشه فکر میکنه هرکاری بخواد میتونه بکنه
بهتر تنبیش کنی، چون من دفعه دیگه ازش مراقبت نمیکنم
!پدر
چیه؟ دارید دزد و پلیس بازی میکنید؟
میخوای مجازاتش کنی؟
تولد دخملمه
بیا بغل بابا
!پدر
بازداشتت کرده بود، نه؟
پدر؟
شما واسه جشن تولد توی فانوس دریایی اومدید؟
سریشای جوان شیش سالشه، مگه نه؟
خیله خب، جادوگر پیر
مادر بزرگ
بازم میخواد سعی کنه که مجبورمون کنه
بریم توی شهر زندگی کنیم، مگه نه؟
نمیدونم چطور میتونید توی این خونه وحشتناکی زندگی کنید
بچه های تو ازرشمندن
لباس تولدت اینه؟
هنوز یاد نگرفتی حرف بزنی؟
دکترا گفتن به زمان نیاز داره
بچه نمیتونه همچین چیزی رو توی روز تولدش بپوشه
!این خیلی بده
این رو بپوش
یه دختر فقط یبار شیش سالش میشه
و اونا باید لباس مناسب داشته باشن
خب، دوست داشتنی نیست؟
حالا تا بهت نگفتم تکون نخور
!نه، اون ماله منه
!مامان دادش به من، نه تو
!بن
دوباره ازم دزدی کرد
اون چیزی جز یه دزد کثیف نیست
نمیخوام این رو بشنوم
!سریشا
مادربزرگت طبقه پایین کارت داره
خب، سریشا، چای گزنه و کیک های انگورم رو امتحان کن
خیلی واسه صدا خوبن
ممکنه شفات بدن
حالا، همه آمادهاند که سریشا شمع هارو فوت کنه؟
میخوام احساسات امروز رو ثبت کنم
یه خانواده بزرگ خوشحال
با شماره سه لبخند بزنید
آماده؟
یک
دو
!سه
!بچه شیطون
!بن
باور کن، زندگی کردن به عنوان یه سگ بهتره، کو
سریشا احمق، تولد احمقانه
تو همیشه بهترین دوستم میمونی
بچه ها تو تختن، دارم با دن میرم به شهر
میدونی، بهتره در مورد اون شب فکر نکنی
سالگرد اون فقط یه بار تو ساله، مامان
چی میخوای؟
میخوای واست داستان بگم؟
خیلی خب، بهت داستان میگم
تاحالا چیزی در مورد ماکا، جغد جادوگر شنیدی؟
خب، اون شیطانه
اون جزیره توی دریا رو میشناسی؟
بهش میگن مک لیر
این اسم رو روش گذاشتن چون یه جزیره نیست، یه غول بزرگه
جغد های ماکا تمام احساسات غول رو گرفتن، و اون رو به سنگ تبدیل کردن
میدونی بدتر از اون چیه؟
!اون مادرش بود
اون اولین قربانیش بود و هنوز داره به کارش ادامه میده
تا امروز، همه پری ها میترسن که شب هالووین بیرون بیآن
،چون اگه بیرون بیآن جغد های ماکا پیداشون میکنن
احساساتشون رو میگرین و اونارو به سنگ تبدیل میکنن
فردا هالووینه
جغد های ماکا حتی ممکنه اینجا هم بیآن
و احساسات پدر رو بگیرن و !به سنگ تبدیلش کنن
و بعدش هیچکس تورو دوست نداره
و ماکا این شکلیه
سریشا، این فقط یکی از داستان های مامانه
واقعی نیست
!سریشا
!سریشا
!وای بچه
...خدای من، اوه، خدای من
این دیگه آخریشه
دیگه نمیذارم این روش ادامه پیدا بکنه !دیگه نه
ببین، سرما خوردی
میدونستی اون بیدار شده؟
...چـ - چی شده؟ -
نصف شب اون رو خیس
لب ساحل پیدا کردم
اون دیگه جاش تو این خونه وحشتناک امن نیست
من میدونم چه کاری درسته - یه لحظه صبر کن، مامان -
نه، تو صبر کن، تو کجا بودی؟
توی بار بودی با اون احمق
اینجا جای بچه ها نیست، کونور
اینجا جای یه خانواده نیست
دیگه تموم شد
باید داروهام رو بخورم
اوه، سریشا
پدر، اون این رو از کجا آورده؟
اونو بده
منم نمیتونم اون رو هم از دست بدم، برونا
پسره ی یه دنده
من نمیآم، و توام نمیتونی مجبورم کنی
من میدونم چی واسه تو بهتره
پس، بهتره واسه یبار هم شده این بی منطق
بودن رو کنار بذاری و کاری که گفتم رو بکنی
این عادلانه نیست، خواهش میکنم حداقل بذارید کو رو ببرم
!من نمیخوام برم - ساکت باش، بن -
بشین تو ماشین و این قضیه رو تموم کن
پدر! پدر، بهش بگو من نمیرم
خواهش میکنم، پدر؟ من پیش تو میمونم
پدر
نه، پدر، نه! تقصیر سریشا بود، نه من
!چرا من باید برم؟ مجبورم نکن که برم
!بذار بیآم بیرون - بس کن، بن! میشه؟ -
پدر؟
!پدر
!کو
نزدیک آب نشو، میوفتی
برمیگردم پیشت، قول میدم
چت شده بن؟
مادر بزرگ نذاشت کو هم باهامون بیآد
جادوگر پیر
اون رو دیدی؟
ببین، بن، خوک های آبی
خوک های آبی سال ها بود اینطرف ها نبودن
بن، تو خونه و ماشین من اشک نمیریزی
صدارم رو میشنوی، بن؟
شهر جای سگی به اندازه کو نیست
اون فقط ناله میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.