نخستین 200 خط.
یه جورایی شبیه راه رفتنه
... از پشتِ نوازنده ی درام
که به جلو قدم میذاره ... پیچیده ست
آواز پس زمینه یه جورایی یه موقعیتِ بی خبرانه رو یادم آدم میندازه
خب ، مردم بهش جهش میدن
خب ، بچه ها شما توی اون قسمت چیکار میکنید ؟
... تقریباً بیشتر از یه جهشِ ذهنیه
تا یه حرکتِ فیزیکی مثل خوندن
یه جهش مفهومیه
و اگه بتونی راحت باهاش ارتباط برقرار کنی
بعدش به یه نقطه ای خواهی رسید
.. اما من میدونم خواننده های پشتیبانِ فوق العاده
که با این موقعیت راحت نیستن
باید از خود راضی باشی ، باید خویشتن داری کنی
خب ، شروع کنیم ؟
میتونه یه قدم زدنِ طولانی باشه
یک ، دو ، سه
یه قدرتی توی این کاری که انجام میدیم وجود داره
هیچکس تا الان بصورت عمومی بهش اذعان نکرده
اما مردم عاشق اینن که خوننده های پشت پرده رو ببینن
مثلا وقتی شما راجب ... "لوو ریید" خواننده ی شعر"قدم در وادی وحشی" فکر میکنید
اون شعر خاطره انگیز که خیلی از مردم رو ناراحت میکنه
چون از شعر "دختران رنگ شده" میگه . اما داره به چی ... به چی اشاره میکنه ؟
وقتی میگه : دختران رنگ شده ... دوو دوو دوو دوو دوو
حقیقت اینه که یه قدرتی توی این زن ها هست
این زن هایی که روی صحنه وا میستن و با این مردها میخونن
خواننده های پشتیبان موقعیت رو زنده تر میکنن
وقتی صداشون باز میشه ، زندگی جاری میشه
اون موقع ست که ارتباط شخص به شخص شروع میشه
تو صداتو ضرورتاً منحصر به خودت نگه نمیداری
بلکه صدای منحصر به فردت رو
با بقیه ی صداها مخلوط میکنی ... بی نظیره
وقتی با یه نفر مچ میشی
یه اتفاقی برات میفته
... و همه هماهنگی ها پوووف ! یعنی
!اگه ازین خوشت نمیاد دیگه از چی خوشت میاد ؟
میتونم یه آدم متفاوت باشم ، یه آدم دمدمی مزاج
شبیه اینه که همه ش عوض بشی . هیچوقت حوصله ت سر نمیره
من یه بخشی از انجمن خواهری هستم ، من به دستش آوردم
این فقط برام یه رویا نبود
درواقع باید این شعرها رو میخوندم و دقیق هم میخوندم
به عنوان یه خواننده ی پشتیبان ، مردم دوست دارن بیای روی صحنه
همه صداها رو عالی درست کنی ، زیاد اعتبار کسب نکنی
! و زود بری خونه ت
متشکرم عیسی
مرسی پدر
خداوند به ما تواناییِ خلاقیت داده ، نداده ؟
- بله داده - خیلی خب
امروز قراره این خلاقیت رو به موسیقی تبدیل کنیم
دیدم بچه ها این اسلاید رو درست میکنن ، بهش گفتم : اوه ، بچه جون
فکر میکنه اونو از "جیمز برون" گرفته
منم گفتم : از طرف یکی از کشیش هام میاد
پدر من یه کشیش بود
من دختر یه کشیش هستم
- کلیشه ای نیست - اینجوری بود که واقعاً
- به موسیقی معرفی شدم - من از14 سالگی شروع کردم
همش از طریق دستور زبان مدرسه
یهویی یاد میگیری که واقعاً کدوم قسمت از صدات مناسبه
هیچکس به شما نمیگه که خواننده ها چجری صدای پس زمینه رو پوشش میدن
متشکرم ، خداوند
متشکرم ، خداوند
خدا این استعداد رو بهم داد و من قصد دارم ازش استفاده کنم
و تمام زندگی من توی همین خلاصه میشه
تلاش برای کسب موفقیت از طریق هدیه ای که بهم داده شده
دارلین لاو" دلیل همه اینچیزا بوده"
دارلین لاو و فنیدا جیمز ، این دو شکوفه
اونا اولین خواننده های پس زمینه ی سیاه پوست بودن
که توی استودیو کار میکردن
وقتی اولین بار همچین چیزایی رو ضبط میکردیم ، همه سفید پوست بودن
همه شون دختر های سفید پوست بودن و همه شون با سلیقه بودن
... اونا میتونستن حرکات دست رو بخوبی انجام بدن و می تونستن
جلوی میکروفون عقب و جلو برن
و یهو از میکروفون بر عقب ، همه ش همین بود
چون اونا خواننده های سفید پوست بودن . ما بهشون میگیم "کتاب خوان" ها
اونا اگه متن موسیقی جلوی چشم شون نباشه نمیتونن اجرا کنن
مردم وارد شدنِ ما به صحنه رو نگاه میکنن
اونا از کارمون شگفت زده میشن و بعدش برگه موسیقی رو به ما میدن
و ما هم با روی گشاده ازشون میگیریم
! یه جوری که انگار واقعاً میخوایم بخونیمش
بعدش وقتی بیشتر با موسیقی درگیر میشی
... مردم میخوان خواننده های پس زمینه ای که اومدن و بدون دست مزد دارن اجرا میکنن
با احساس کافی آواز بخونن
نمیگم این خواننده های پشتیبان
... هیچ احساسی ندارن ، اما اونا
کاملا وابسته به اون یه تیکه کاغذی هستن که جلو روشونه
اون صدای که از طرف اونا میومد بسیار رسا بود
خیلی ... خیلی رسا و واقعی
که خیلی سخت میشد اِنکارش کرد
حالا این سوپرایزه
به این میگن تاریخ
تقریبا 30 یا 40 سال بود که هیچکدوم مون با هم آواز نخونده بودیم
اولین بار که باهاشون آشنا شدم 15 سالم بود
- اشتباه نمیکنی ؟ 15 سالت بود ؟ - خنده دار نیست
خنده دار نیست
ام قبل ازینکه تو وارد بشی ما خیلی سفید بودیما
- بعدش که تو اومدی - آره ، صدای شیرینی داشت
... اون با خودش شهامت آورد
و همین ویژگی مقدسش بود که اونو عالی کرد
اونا اون محل اجرا رو فقط واسه خودشون ساخته بودن
شکوفه ها واسه خودشون ساخته بودنش
و وقتی وار میشدن ... هر تولید کننده ای در کالیفرنیا
و هر جای دیگه ای این شکوفه ها رو میخواستن
فقط باید بهشون میگفتی که در کدوم جهت قرار بگیرن
و بعد می بردنت اونجا
- میبینی چجوری مثل سفید پوستا میخونم ؟ - آره
ویژگی منحصر به فرد شکوفه ها این بود که ما میتونستیم صدا رو عوض کنیم
ما با آدم هایی مثل "باک اونز" و "جیمز براون" کار میکردیم
عالی بود ، بدون هیچ تمرینی
چیز فوق العاده ای که راجبِ " دارلن" و "فاتینا" و "ژین" وجود داشت
این بود که هیچ ترسی نداشتن که خواننده های دیگه چه کارایی کردن
و اگه اون تولید کننده از شخص خاصی بپرسه که میتونه کاری انجام بده
"دارنل سریع میگه : " چیزی نیست که من از پسش بر بیام ، اما میدونم یه دختر میتونه انجامش بده
و اینجوری بود که اون و "مری" وارد شدن
میشه رادیو رو خاموش کنی ؟
بفرما
میگم چجوری میشه توی ماشین "مری کلیتون" موسیقی پخش نشه ؟
اصلاً برام منطقی نیست
ببین ، بهتره بعداً به موسیقی گوش بدیم
... میدونم ، ولی فقط میگم ... مورگان ؟ تو چجوری
واسه تو منطقیه که یه خواننده ی اپرا موزیک گوش نده ؟
من که نمیفهمم
مری کلیت" همیشه رهبر خواننده های پس زمینه بود"
اما همیشه یکمی از بقیه ی گروه جدا بود
اولش که با مری میرفتم مدرسه ی آواز
: و توی خیابون شروع میکرد به آواز خوندن . پیش خودم میگفتم
"این دختر بی نظیره"
رِی چارلز ، تنها هنرمندی بود که پدرم بهمون اجازه میداد تا بریم کاراشو ببینیم
و من انتهای صحنه ی نمایش دست به چونه وا میستادم و
میگفتم : منم میتونم اینکارو بکنم . یه روزی مثل "ریلت" میشم
خواسته ی من بود که "ریلت" بشم
حالا گروه "ریلت" اینجا هستن که در این بخش به ما کمک کنن
خب ، یه روزی خونه نشسته بودم
و "بیلی پرستون" باهام تماس گرفت
بیل ؟ چیکار میکنی ؟
یه سری لباس آماده میکنم
باید بپوشی و بیای واسه "رِی" بخونی
صد البته که از هر لحاظ کامل بودم
همه ی چیزایی که یه خواننده باید انجام بده رو بلد بودم
اما هیچی راجبِ
یه آدمِ سرگرم کننده نمیدونستم
اون گفت : آره ، تو سرپرست خواننده ها هستی
اما الان داری با سه تا خانوم دیگه میخونی ، خواهر مِری
پس ما بهت یاد میدیم چجوری آواز بخونی وقتی سه نفر باهاتن
اون یه کشیشه . گروه "ریلت" گروه کُر هستن
اون سبک موسیقی کلیسا رو برای اجرای
آهنگ های محبوب انجام میده
هنوز راجب "سکس" شعر میخونه
میتونید تصور کنید چی میتونستم بگم ؟ از قبل گفتم
بدون اینکه جوابی بهش بدم ؟
"اون یه آهنگ خوند به اسم : "دوباره باهم
وای خداجون ، نمیتونستم بخش دومش رو پیدا کنم
نمیتونستم بشنومش
من نت رو اجرا نکردم ، اون با انگشتش
نتِ منو برداشت و جانانه با پیانو اجراش کرد
و 5000 نفر اونجا بودن
پنج نمایش بزرگ در باغ میدان مدیسون
بنگ بنگ بنگ بنگ نت رو جانانه اجرا کرد
بعد از اون ، دیگه همه چی یادم میومد
قرار نبود شبیه یه احمق باشم
خیلی از خواننده های پس زمینه فقط خواننده های پس زمینه ی معمولی هستن
نمیخوان همه ی اون کارهای درام رو اجرا کنن تا یه هنرمند انفرادی بشن
در واقع خیلی جالبه ، وقتی درباره ی خواننده های پس زمینه حرف میزنی
چون "لیزا" کارای ضبط شده ی انفرادی انجام داده
و اون یه سرگرم کننده ی عالیه . خیلی بامزه ست
کونشو توی خوندن پاره کرد . میتونست تمام روز آواز بخونه
اما مخصوصاً نمیخواد اینکارو بکنه
الو
نمیخوام برم مدرسه
یادمه موقعی که مامانم منو میبرد مهدکودک
" به معلمم گفتم : " من یه شعر نوشتم
میخوام واسه کلاس بخونمش گفت : آره حتماً بخون منم نمیخواستم تمومش کنم
! مجبور بود جلومو بگیره . بعدش گفت : جالب بود
با "لیزا" بودن بهم الهام میده
واسه اینکه اون غولِ موسیقیه . اما زیاد راجبش حرف نمیزنه
یعنی همیشه بهترین ظرفیتش رو به نمایش میزاره
:-D انگار میگه : برو بابا
همه میدونستن " لیزا فیشر" کی بود
آوازه ش اون زمان توی کل شهر پیچیده بود
دیدنِ اون برام عجیب بود
واستادن در کنار دوتا خواننده ی دیگه
برام عجیب بود
اون یه هنرمند فوق العاده ست که جلوی اتاق وا میسته
جلوی همه وامیسته و توجه همه رو به خودش جلب میکنه . واقعا برازنده ست
من عاشق آهنگ ها هستم
... من عاشق .... عاشق
... لرزش صدا و
و تاثیرش روی آدم های دیگه
خیلی آشناست ، اما خیلی هم منحصر به فرده . خوشحالی وقتی میخوای بری اونجا
و تا جای که میتونی تلاش داری اونجا بمونی
اون ملکه ی دنیای موسیقیه
میدونید ... شاید خودش اینجوری نشون نده
اما خیلی طول میکشه که تصمیم بگیری میخوای توی همچین موقعیتی قرار بگیری
چون یه عالمه خواننده های پش زمینه اون بیرون هستن
و اون مدت هاست که خودشو واسه همچین شرایطی آماده کرده
واسه من ، خوندن یه جورایی قسمت کردنه
هیچوقت رقابت نیست ، اما بعضی وقتها انرژی های دیگه ای وجود داره
که میبینم داره حرکت کنه و منو دیوونه میکنه
هی ، به کی میتونم زنگ بزنم که منو به خوبی معرفی کنه
نمیدونم ، بعضی وقتا احساس مور مور رفتن بهم دست میده ، نمیدونم چرا
واسه من هیچ وسیله ای آسمانی تر از صدا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.