That Winter, the Wind Blows

That Winter, the Wind Blows (그 겨울, 바람이 분다)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

That Winter The Wind Blows E05 KoreanDream ir-KOR &Baros
ناشر m@hsa
ترجمه و زیرنویس:مهسا

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2013-03-01
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

! "يونگ"

! "يونگ"

مگه مامان بهت نگفت فقط سنگ پرت کني و تو آب نري؟

. بذار صورت ِ برادرم ُ لمس کنم

! بيني ات سربالا ست

. بريم

شما کي هستين؟

پرسيدم کي هستي؟

. اسم من"لي ميونگ هو" ئه

"از گروه"پي ال

......."شرکت خانواده ي "او سوو

حالا که درموردش فکر مي کنم .عکس شما رو تو روزنامه ها ديدم

. شما نامزد ِتنها دختر رئيس شرکت"پي ال" هستين

درسته؟

او سوو" کجاست؟" ......او سوو" ي پسر رئيس گروه"پل اي" رو نميگم،

اوني که اينجا زندگي مي کرد

......."اوه؛اون يکي "او سوو

ولي چرا دنبالش مي گردين؟

. اون يه عياش و قمار باز ِسابقه داره

. حتما خودش ُ آويزون يکي کرده و داره باهاش زندگي مي کنه

چرا مي خواين درباره اش بدونين؟

....... داري ديوونه ام ميکني

. لباس هات هم که هنوز خشک نشده

حالت خوبه؟

. خوبم چطور ممکنه خوب باشي؟

. حالت اصلا به نظر خوب نمياد

. چند لحظه صبر کن

. خوبه که لباس هات اينجاست

.........واقعا آفرين

بهت چي گفتم؟ آخه تو به کي رفتي که اصلا حرف گوش نميدي؟

چرا رفتي توي رودخونه؟ اونم تويي که حتي نمي توني ببيني

بازم مي خواستي مثل اون روز؛توي ايستگاه قطار خودت ُ بکشي؟

........ واقعا نمي دونستم به کي رفتي

. ولي حالا که دقت ميکنم؛دقيقا مثل ِمامان غر ميزني

....... چه بامزه

فکر مي کني بامزه است؟

مي خواي امشب نريم خونه؟

ديوونه شدي؟

لباس هات ُ عوض کن . ميرم يه چيز گرم بگيرم ،بخوري

اگه با اون لباس هاي خيس بشيني . مريض ميشي

! نرو

چرا من بايد به حرفت گوش کنم وقتي تو به حرف هام اهميتي نميدي؟

. پنج دقيقه ديگه برميگردم

. همينجا بمون

! "سوو" ! "سوو"

! "سوو"

! "سوو" ! "سوو"

او سوو؛به من بدهکاره؛واسه همين هم من اين خونه رو ازش گرفتم"

........ خيلي پسر ِ مسخره ايه

مي دوني واسه چي اسمش ُ"او سوو" گذاشتن؟

مادرش اون ُزير ِيه درخت ول کرده سوو " رو از رو اسم درخت برداشتن"

. و "او"فاميلي مدير ِيتيم خونه بوده

. واسه همين هم اسمش؛"او سوو" شده

. اين دوست دخترشه

......"او سوو"

........نمي دونم دختر ها چه جذابيتي تو اين پسر مي بينن؟

........که بهش بدنشون ؛قلبشون رو ميدن

. شنيدم با همديگه بهم زدن . ولي؛شايد هم با همديگه آشتي کرده باشن

ولي ؛تو واسه چي دنبالش مي گردي؟ . آقاي"او سوو" مي خواد ببينش

گفتن که با همديگه خيلي صميمي بودن . ولي ارتباطشون با هم قطع شده

. من که فکر نمي کنم دلشون بخواد همديگه رو ببينن

منظورتون چيه؟

. شنيدم که با همديگه مثل برادر بودن

داري يواشکي ؛بدون اين که"او سوو" بدونه دنبالش ميگردي؟

. فکر کنم از اين که اسم هردوشون"او سوو" ئه؛يکم گيج شدي

واسه همين هم مي خواي با چشم هاي خودت ببيني که ....... کدومشون "او سوو"ي واقعيه

..........عکس ِ جالبيه

. همين الان ديدمش

ايناهاش؛اوني که کنار ِپسر بامزه هست اون يکي "او سوو" ئه

الو؟

. لي ميونگ هو" همين الان اومده بود ديدنم"

. خيلي درباره ي تو کنجکاو بود

. فکر کنم به زودي ؛قراره به دست ِمن کشُته شي

بهش چي گفتي؟

چي بايد مي گفتم؟ . يکي از عکس هاتون ُدادم ؛واسه خودش ببره

عکس ِ"او سوو" ي واقعي بود

. مطمئنم که کار ِدرست ُانجام دادي

. هفت ميليون و هشتصد هزارتا؛پول ِ کمي نيست

. و رئيس "کيم" هم اون پول ُ از تو مي خواد

تو راستش ُ بهش نگفتي؛درسته؟

. "دروغ هم نگفتم,"او سوو

نمي تونم اين رازي ُکه تو داري وانمود ميکني پسر ِ رئيس گروه"پي ال" اي . رو نگه دارم

ديگه نمي خوام هيچي بشنوم . من راه ِخودم ُ ميرم

. تو هم راه ِخودت ُبرو

......پس .........کم کم؛ده روز؛يه ماه؛دو ماه هم ميگذره

.و به زودي روز تصويه حساب مون؛ميرسه

درست نميگم؟

"بهتره عجله کني؛"او سوو . زمان خيلي سريع ميگذره

.:.: ( m@hsa) ترجمه و زيرنويس:مهســــا :.:.

! "مو چئول"

. من بچه ي "او سوو" رو حامله ام

. رفتم بيمارستان و مطمئن شدم

او سوو" ديگه واقعا مال ِمن شده"

. بيا باهمديگه جشن بگيريم

! مراقب خودت باش

. گرمه

رفتي اين ُبخري؟

....... "يونگ"

. بيا امروز نريم خونه

. بريم ساحل

. بيا تو ساحل موتورسيکلت سواري کنيم

........ وقتي بچه بوديم بهم قول دادي

. که وقتي بزرگ شديم؛به جاي دوچرخه,سوار ِموتورم ميکني

. باشه چرا که نه؟

....... عوضي

.از اون دختر کشُ هاست

. باهاش در ارتباطم

. يه حساب هايي با همديگه داريم؛که بايد تسويه کنيم

اگه درباره ي چيزي کنجکاو بودين . هرموقع خواستين باهام تماس بگيرين

. واستون گيرش ميارم

رئيس؛چرا اين کار ُميکنين؟

! بهت گفته بودم

! بهت گفته بودم اين عوضي ها رو دنبال ِخودت راه ننداز

! بهت هزار و سيصد دفعه گفته بودم

......مي دونين

. واسش متاسف شدم

. مادرش مريضه . پول لازم داره

مادرت بهت گفته پول لازم داره و تو بايد اين کار ُبکني؟

.......نه

فکر کردي اين حرف ها بهونه ي خوبيه؟

اگه يه بار ديگه چشمم بهت بيفته . ميکشُمت

! بيا بريم

! بيا اينجا

! بيا بريم

تو ديگه کي هستي؟

. منم

خبُ که چي؟ چي مي خواي؟

چرا سر ِراه ِ مشتري ُ بستي؟

! بيا بريم

....... چرا تو

نمي تونم مست کردن هاي بابا رو تحمل کنم حالا هم نوبت ِتوئه؟

.چون خوشمزه است ميخورم

جين سونگ"؛چرا به جايي اين که واسه"او سوو" کار کني نمياي اينجا پيش ِخودم؟

! گندت بزنن

. بيا روي کولم

! عوضي

چرا؟ . بانمکه

خواهر ِ"جين سانگ" مشتري دائمي اينجاست؟

.کارش از مشتري بودن گذشته؛ تقريبا ميشه گفت اينجا زندگي مي کنه

! "جين مي" ! صبر کن با هم بريم

. اينم هميشه باهاش مياد

واقعا؟

از الان به بعد؛به "جين مي" سرويس مشتري هاي ويژه رو بدين . بهش پول توجيبي هم بدين

. بله؛قربان

. باشه"او سوو"؛بيا هرکدوم راه خودمون ُ بريم

تو راه خودت ُ برو . منم راه ِخودم ُ ميرم

."گوشي رو بده به"يونگ

داره دوش مي گيره . الان نمي تونه صحبت کنه

عقلت ُاز دست دادي؟

حتي اگه خواهر و برادر هم باشين . الان ديگه هردوتون بزرگ شدين

چطور مي تونين تو يه اتاق بمونين؟

......قبلا هم بهت گفته بودم

. تو مادرمون نيستي

زنگ نزدم که ازت اجازه بگيرم . خبر دادم که نگران نشين

.:.: ( m@hsa) ترجمه و زيرنويس:مهســــا :.:.

هي جو" عاشقتم" . منم همينطور

سوو" گوشيش ُجواب نميده؟" چرا به "يونگ" زنگ نمي زني؟

. اونم جواب نميده

چي شده؟ يادش رفته امروز سالگرد ِ"هي جوو" ئه؟

چطور مي تونه امروز ُفراموش کنه؟ . ممکنه فراموش کرده باشه

مردم حتي تولد ِآدم هاي زنده هم يادشون نمي مونه . اين فقط يه مراسم ِيادبوده

الو؟

او سوو" ئه؟"

. باشه

.پدرمه

. بدش به من

. زود باش بدش بهم

! هي

با "هي سان" تو اتاق تنهايي؟

منظور؟

.......خودت خوب مي دوني

چي کار ميکني؟ . اينقدر انکارش نکن

........ وقتي که با مادرت رفته بوديم روستا و اونجا با همديگه تنها بوديم

..... ما هم همين کارها رو کرديم

لازم نيست اينقدر نگران ِمن باشي . برو مراقب "جين مي" باش

. داره روز به روز بدتر ميشه

چرا با پول ِشهريه ي دانشگاه"جين مي"؛گاو خريدي؟

. اينقدر گاو و الکل ُدوست داري که زندگي ما واست ارزشش از گاو هم کمتره

.......پدربزرگت قبل از مرگش بهم گفت،گاو بخرم

وقتي که زنده بود؛همش نحوه ي زندگيش ُمسخره ميکردي حالا واسه چي خودت دقيقا داري همونطوري زندگي مي کني؟

ممکنه مردم فکر کنن که تو و مامان دارين مثل برده ها واسه ما کار مي کنين و .... ما بچه هاي خيلي بدي هستيم

پولي رو که با زحمت و کار خودم؛واسه دانشگاه رفتن ؛کنار گذاشته بودم . برداشتي و باهاش گاو خريدي

. با پول دانشگاه "جين مي" هم همين کارو کردي

. هر موقع پول ميبيني؛ديوونه ي گاو خريدن ميشي

هرچقدر هم داد ُبيداد کني . مي دونم که دوستم داري

يادت مياد؟

........وقتي اون پسرها؛به من گفتن؛چلاق

تو اينطوري زديشون؛يادت هست؟

! هي

. مراسم ِياد بود "هي جو" رو به خوبي برگزار کنين

......."و امشب با "هي سان

خودت مي دوني ديگه؛نه؟

تو فقط حواست به "جين مي" باشه . لطفا بفرستش دانشگاه

. کاري نکن که عاقبتش مثل من بشه

. باشه

کجا مي خواي بري؟ . همه جا رو بگردم؛تا "سوو" رو پيدا کنم

چشم هات فقط "سوو" رو مي بينه؟ منو نمي بيني؟

. مطمئنم الان "سوو" سر ِ قبر ِ"هي جوو" ئه

احتمالا داره پاي اون درختي که "هي جو" رو زيرش دفن کرديم گريه ميکنه

تنهاش بذار . نميشه دو تايي مراسم يادبود ُ برگزار کنيم

More Farsi Persian subtitles for That Winter, the Wind Blows

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left