نخستین 200 خط.
فهمیدم
چیه فکر کردی نمی تونم؟
گفتم بهش میگم
بهش میگم کجا زندگی میکنم و با کی ام
هی چه کار می کنی؟
من به اوک هی آدرسمو میدم
بس کن زده به سرت؟
آره من دیوونه شدم
آی ، هی اوک
آپارتمان آزالیا تو گاپو دونگ
پس اینجا زندگی میکنی
دختره مسخره
حداقل به پسرش می گه کجا زندگی می کنه
ممنون
راستی از سوری شنیدم
به زودی همو می بینیم
من خیلی عصبانیم
هی
یون آ رو فرستادی رفت؟
آره دیدم سوار تاکسی شد
میرسوندیش خونه
میخواستم برسونمش
دیدم گوشیمو جا گذاشتم
همین دیگه چرا اینقدر سر به هوایی؟
اگه من دیده بودمش برت میاوردم
به نظرت یون آ خیلی صدمه دیده، نه؟
خب معلومه
چیکار میخوای بکنی؟
اون عشقش بهت یه طرفه بود
بیخودی نباید احساس گناه کنی
نگران نباش خودش از پس خودش برمیاد
با اینحال حس میکنم خیلی عوضیم
ای بابا احمق نباش
به هر حال مرسی که گفتی
دوستیم بابا
گرچه قبلا تا حالا نگفتم
مسخره نیست که برا هزار دلار سرمایه گذاری شریک باشه؟
مگه یون آ برای گابگی چیکار کرده؟
بدتر خرابش کرده
اخراج یون آ واقعا کاردرستی بود
خوب کردی
هی هدف ما این نبود
چی؟
سوء تفاهم شده
سوء تفاهم دیگه چه کوفتیه
سوری تو یک عفریته شروری
چی ؟ - ...تو بهم نگفتی که -
یه سرمایه گذار میلیون دلاری پیدا کردی
قبلش گفتی میری
تو خودت قبلش گفتی میری
اینا همش مال قبل از این سرمایه گذاریه بود
باشه من یکم تو این مورد در حقت بی انصافی کردم
قبول دارم
پس برش گردون
- چیو برگردونم؟ - سهاممو برگردون سر جاش
نمیشه
-چرا نمیشه؟ - چون تقصیر من نبوده
اگه تقصیر تو نیست پس نکنه تقصیر هارو اوپاعه؟
شرکت نکست یک میلیون دلار سرمایه گذاری کرده و ده درصد از سهام گرفته
...ولی کانگ یونا فقط هزار دلار سرمایه گذاری کرده
و دقیقا همون ده درصد سهام داره
به نظرت این اصلا معنی میده؟
خوب ... این بخاطر اینه که اون یکی از اعضای موسسه
و خوب یه رابطه دوستانه داریم
اگه اینجوریه با همه دوستات همشو شریک میشی؟
تازه کاری که اون میکنه رو همه میتونن انجام بدن
چه اون تو گابکی باشه چه نباشه
این اشتباهه
ما بدون اون موفق تریم
اون کلا یه آدم به دردنخوره
من میفهمم که به فکر دوستتی
ولی اینجوری کارت به فنا میره
...از شر سهامش خلاص شو
اگه نه که سرمایه گذاریو لغو می کنیم
بخاطر همین اینکارو کردم
متاسفم یونا
فقط باید بهم میگفتی چون ازم متنفری اخراجم کردی
کاری میکنی آدم حس بدی داشته باشه
هارو اوپا رو ازم گرفتی
سهاممو هم ازم گرفتی سوری
تو واقعا خیلی عوضی ای
آره میدونم من عوضیم
تعجب کردم که چرا یهویی سرمایمو پس دادی
و سریع ازم جدا شدی
ای هیولای بدترکیب
باشه لعنتم کن
هر چقدر دلت میخواد لعنتم کن
فکر کردی نمیکنم؟
توله سگ زشت
تا حالا یه همچین چیزی ندیده بودم
یه خَر مزاحم که شبیه یه تپه خرابکاریه
شبیهه یه انگل گوشی
که باعث میشی شده حتی با یه میخ بخوای از تو گوشت درش بیاری
ایشالله تو سرمای سرد زمستون بری ...سیبری
و آدم برفیای منفور بخورنت
بسه دیگه تمومش کن
خودت گفتی هر چقدر دل میخواد بگم
مردم دارن نگاه میکنن خیلی خجالت آوره
بذار ببینن که چی
سهام با ارزشمو از دست دادم کی این چیزا براش مهمه؟
پسش بده
ده درصد سهاممو پس بده
متقلب منفور
همینه دیگه برای همین باید تا وقتی فرصت داشتی کارت خوب میبود
مگه من چه کار بدی کردم؟
واقعا نمیدونی که میپرسی؟
روز شماری میکردی تا گابکی ورشکسته شه
فکر کردی نمیدونم؟
- من کِی اینکارو کردم - خودتو نزن به اون راه
باید همه اون ضررایی که بهم زدیو لیست کنم برات؟
وقتی بهش فکر میکنم،دلم میخواد چشماتو از کاسش دربیارم
و باهاش آبنبات چوبی درست کنم
باید بری تو کوه برفی زندگی کنی تا یخ بزنی
...پس با زبون خوش برو خونه
برو تو رختخواب گرمت بخواب تا بیشتر عصبانی نشدم
you butt wipe.
وگرنه با دست خالی تیکه تیکت میکنم
هارو اوپاهم میدونه؟
که این همه مبتذلی؟
معلومه
...ولی اون بازم
- دوستت داره؟ - آره خوب
اتفاقا فکر مینه مبتذل بودنم خیلی دوست داشتنیه
خوب شد؟
احمق
چیه یه همچین جادوگریو دوست داره؟
همینو بگو
...اون احمقو بدش به من
برو یکی که عالیه رو برا خودت پیدا کن
سوری تو واقعا خیلی عوضی ای
...تو این دنیا
تو منفور ترین آدمی
هی
آره من عوضیَم
پس از هارو دور شو
اگه بازم بیای سراغش
اون موقع واقعا بیخیالت نمیشم
خوب؟چیشد؟
پس نمیده
بازم باید اصرار میکردی
با اون ده درصد دیگه مجبور نیستی بری سر کار
اون جادوگر منفور هیچوقت اینکارو نمیکنه
ولی بازم
من واقعا از هارو اوپا نا امید شدم
...چطوری میتونه به جای من
اون جادوگر بدجنس،سوریو دوست داشته باشه؟
یعنی مازوخیسته؟
نمیدونم من ازکجا بدونم اون چیه؟
حالا هرچی،باید خیلی مست باشی برگرد خونه خداحافظ
قرار بود من بگیرم
نمیخواد بابا تو پولت کجا بود
شغل پیدا کردم
واقعا؟ پس چرا الآن داری بهم مبگی؟
- کجا؟ - دونگ بانگ
- دونگ بانگ؟ -آره
کانگ نام آچوشی منو به کادر منشیا برد
- کانگ نام آجوشی؟ - آره
تازه فهمیدم که خیلی به فکرمه
البته که دربرابر اونقدری که به تو اهمیت میده خیلی نیست
... این حرفاچیه اتفاقا
از وقتی بچه بودیم اون تو رو بیشتر دوست داشت
به هر حال خیلی خوبه مبارکه
از اونجایی که تو همیشه منو بردی بیرون
اینبار که حقوق بگیرم من میبرمت
-باشه پس منتظرم -باشه
آها راستی با مامانت در ارتباطی؟
چرا یهویی اینو میپرسی؟
همینجوری فقط درمورد اینکه مامانت این روزا چطوره کنجکاو بودم
حتما حالش خوبه
آره خوب منم مطمئنم خوبه
حتما دیوونه شده بودم
نباید تا اینجا دنبالت میومدم
مگه چیکار کردم؟
...شاید کتک میخوردم
ولی تو نیویورک زندگیم خوب بود
توهم خونمونو دیدی مگه نه؟
معلومه دیدم خیلیَم مجلل بود
- ولی این برا ده سال پیشه - هر چی باشه
یه استخر و ده تا اتاق داشتیم
اونقدری بزرگ بود که ممکن بود توش گم بشی
هر روز صبح یه صبحانه ارگانیک که خدمتکارم درست میکرد میخوردم
رختکنم پر از لباسای شیک از طراحای مشهور بود
باشگاه میرفتم،خرید میکردم
برای خوردن صبحانه دوستامو میدیدمو باهم حرف میزدیم
اون موقع فکر میکردم همه چی خسته کننده و حوصله سر بره
ولی حالا که به اون موقع فکر میکنم خیلی دلم تنگ شده
دلت برا چیش تنگ شده؟
هر روز کتک میخوردیو و زیر چشمت سیاه بود
دقیقا ولی بعد از کتک زدنم کیف میخرید
جمع کردن کیف چه فایده ای داره؟
اگه به جاش بلوط جمع میکردی میتونستی باهاش ژله بلوط درست کنی
اون عوضی اونقدرام بد نبود
وقتی متوجه وجود هارو شد
نه اونقدراهم نفرت انگیز نبود
حتی تا وقتی که کسب و کارش ورشکست شد
حداقل اون آدم تا آخرش سعی کرد کنارم بمونه
بر خلاف تو
اصلا ولش کن چرا خودمو اذیت کنم
من کی گفتم میخوام رابطمو باهات تموم کنم؟
چرا انقدر بدبینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.