نخستین 200 خط.
وقتي توي شهري بزرگي مثل ميامي بزرگ بشي احساس کوچيک بودن ميکني
، بعد از اين آسمان خراش ها ، درخت ها ، محله ماست
، درسته يه چند کيلومتري از ساحل جنوبي فاصله داره . اما يه دنياي ديگس
وقتي که تو اينچنين جايي بزرگ بشي ... فوراً ياد ميگيري که
اگه ميخواي حرفت رو بشنون بايد بلند تر از همه حرف بزني
. چون اين يه حقيقته ، هر آدمي يه صدايي داره
و زماني ميرسه که براي بدست اوردن چيزي که . مال خودته بايد بحنگي و داد بزني
. براي من و دوستانم اين زمان فرا رسيده
داره بهت ميگم ، احتمال 50 - 50 امشبُ تو زندان ميگذرونيم
. شايد
آماده اي؟
شوخي ميکني ، نه ؟
. هي ، بچه ، حال کنيد
. اينم از اين
چطور ميتونه اينکار مريضُ بکنه ؟
. يالا ، ديرمون ميشه
. ما بهتون پول نميديم که هر کار دلتون بخواد بکنيد
. اومديم بابا - . بهتره همينطور باشه -
مدير جديد اون بيرون وايساده و يه جفت دستکش سفيد تميز دستشه
چه خبر ، بچه ها ؟
! بپا
مهمترين خبر امروز جريان تبديل شدن خيابان کناري ساحل
باعث شده در نظر بعضيا يه کار با ارزش و هنري و از نظر ديگران ايجاد مزاحمت اجتماعي تلقي بشه
. يک دقيقه پيش اوضاع طبيعي بود
ولي بعدش اون آدما و ماشين هاشون سر و کلشون پيدا شد
راستش اميدوارم پليس هر چه زودتر پيداشون کنه و ....
. يکي از شگفت انگيزترين چيزايي بود که به عمرم ديدم
! هر کي که هستيد ، بدونيد ، که عاشقتونيم
. منم دوست دارم
اره ، خب اين چه وضعيه ؟ - خدمتکارام کدوم گورين ؟ -
. دو تا از مشتري هامون 10 دقيقس که الافن
اون دوتا ؟ . اره ، مشتريهاي منن
. مشتريا تو رستوران "ديمونت "الافي نميکشن
. شما بايد مدير جديد باشيد من "شان"هستم
! من رئيست هستم ، نه همشيرت
دفعه بعدي اگه مشتري ها رو منتظر بزاريد اخراج ميشيد
. نگران نباش ، پسر . من هنوز همشيرت هستم
. خوبه ولي بازم بايد بخاطر پيراهنش اخراجش کني
اونا چه چيزي ميخوان ؟
چه کارشون رو دوست داشته باشيد چه نه يک سوال در زهن همه وجود داره
اين ازذل کي هستند ؟
! امشب نشونشون ميديم
. بياين از اينجا بزنيم بيرون ... يکم مشروب بزنيم تو رگ ، دختر بلند کنيم
ادي" ، اين تابلو رو ديدي ؟"
چه تابلويي ؟
! هي ، يکم سر و صدا کنيد
! اون کارمندا رو نگا
چه خبر ، مرد گنده ؟
! ببخشيد
! ببخشيد ميشه يه نوشيدني بهم بدين ؟
هي ، ميشه برام يه آبجو بيارين ؟
. حتما . چرا که نه
. تو بايد تازه اومدي باشي اينجا
ببخشيد ، چي ؟
گفتم ، تو بايد تازه اومده باشي اينجا
. آره ، يه جورايي
. خب ، منم اينجا کار ميکنم - جدي ؟ -
. متاسفانه
. بيخيال اونقدرام بد نيست
حقوقش که افتضاحه ، مزايا هم نداره . و مشتري ها هم باهامون مثل آشغال رفتار ميکنن
خب ، بايد يه خوبي داشته باشه ، نه ؟
، خب
. اينجا يه کارکنه داف وجود داره
واقعا ؟
کجاست ؟
ميدوني چيه ؟ . اين رو مهمون من باش
کجا داري ميري ؟
. ميرم برقصم
... صبر کن ببينم
داري چيکار ميکني ؟
. دارم يه خانوم رو تا سکو اسکورت ميکنم
خودتم ميرقصي ؟
من ؟ نه بابا مگه نميدوني چيکار بايد بکني ؟
من اين نوشيدني رو تو دستم نگه ميدارم و تو مياي دور من ميچرخي . تا جذاب نشون داده بشم
. باشه فهميدم
. بريم کاري کنيم جذاب بشي
هنوز جذاب نشون داده نشدي ؟
افتضاحه . فقط همين کار رو بلدي بکني ؟ - نه -
. بسيار خب . نوبت توئه
. قول ميدم نخندم . حداقل نه زياد
! برو ! برو ! برو
هي ! کجا داري ميري ؟
. درست مثل سيندرلا ، غيبش زد
هي ! چه خبر ، رفيق ؟
حالت چطوره ، "ريکي" ؟
. مثل هميشه خوبم . بفرما
. هي ، هي ، بيخيالش شو
من کي ازت پول نوشيدني رو گرفتم ، هان ؟
فقط قول بده ، که يه بار با ما مادرم برقصي
! جيسون" ترسوندش"
! اينُ حال کن
! نيگاش کن ، يا امام دوازدهم
! خيلي جذاب شدي
خيلي توپ شده ، بدش من خواهشا - . بزار ببينم -
. 20هزارتا بازديد ، اونم کمتر از 5 ساعت
. ايول ! واقعا فوق العادس - فکر ميکني اين فوق العادس ؟ -
مرکوري" از الان داره براي" . برنامه بعدي "اراذل" برنامه ريزي ميکنه
من هنوز در عجبم وقتي که اون اصن حرف نميزنه . شما چطوري حرفاشو ميفهميد
. اخه ارتباط جدي هاست خب - . راست ميگه -
ما به طور بسيار عميق با هم ارتباط برقرار ميکنيم
! از يک ذهن به ذهن ديگه ! چشم تو چشم
شان "، ديگه واقعا بايد فکر رقص بعديمون رو بکنيم"
. موافقم
بايد بيشتر تمرين کنيم و کاري کنيم که بازديدش بالا بره
! اي تو روح تو و اون مسابقت
وقتي که همسن و سال تو بودم اصلا نميدونستم "چوتوب"چي هست
اول از همه ، اسمش "يوتيوب"ـه باشه ؟
. حالا هر چي - . "اينو ببين "ريکي -
اولين صفحه اي که 10 ميليون بازديد داشته باشه ! 100هزار دلار جايزه ميبره
حتي اگه اون جايزه رو هم ببريد . يه روزه خرج ميشه
. "قضيه درباره مشهور شدنمونه ، "ريکي
وقتي مشهور شدي اسمت رو همه ميدونن
. اونوقت پولا خودشون پر ميزنن ميان پيشت
! دقيقا - اول پول رو ميگيرم ، درسته ؟ - ! صحيح -
! بعد قدرت رو به دست ميگيريم - ! صحيح -
ميدوني بعدش چه اتفاقي ميوفته ، "پن "؟
رقص بعديتون کي هست ؟
. به زودي ولي دلتون رو به امشب خوش نکنيد
! چون امشب ما جشن بگيريم
! اره ! به سلامتي اراذل ! به سلامتي اراذل
ما موهامونو ميديم جلو و عقب
من موهامو ميدم جلو و عقب
. بسيار خوب ، باشه - . بجنب ، شان ، اينکارو بکن -
10دقيقه ديگه ، باشه ، هلوي عزيزم ؟
من موهامو ميدم جلو و عقب
. باشه فقط همين يه بار
من موهامو ميدم جلو و عقب
من موهامو ميدم جلو و عقب - من موهامو ميدم جلو و عقب -
من موهامو ميدم جلو و عقب - من موهامو ميدم جلو و عقب -
فقط تکونش بده
... اين چيزي بود که ازش ميترسيدم
. وقتي که تو جو ريتم آهنگ برم ، نميتونم جلوي خودمو بگيرم
حالا ميخوام يه کار جديد بکنم ، باشه ؟
. اسمش "موج اقيانوس"ـه . اول اقيانوس ، اينم از موج اقيانوس
حالا نوبت توئه ، باشه ؟ اول اقيانوس ! بعدش موج
. بيا با هم ديگه انجامش بديم
... اقيانوس ... موج
... موج اقيانوس
! دارمت
بيل اندرسون بزرگترين سرمايه دار ... در خصوص ملک ميخواهد تا
. ساخت يک پروژه ميلياردي را در يک جايي از ميامي شروع کند ...
. صبح بخير - . الان يه نيمرو برات ميپزم -
. لازم نيست ، بايد زود برم ، امروز جلسه داريم
ديديش ؟
! بيخيال ! واقعا عاليه عالي بود
مامان ، "شان "داره درباره چي حرف ميزنه ؟
! داييت ديروز کنار ساحل قوقا کرده
. سارا ، برو مسواکتُ بزن . تا 5 دقيقه ديگه ميريم
. باشه
ميشه خواهشا تمومش کني ؟
نميخوام فکر کنه کاراي تو خوب هستن
مگه چي ميشه ؟
! ديروز دوباره تو اخبار بودي
وقتي بازداشتت کنن چي ميشه ؟
. قرار نيست منو بگيرن - چرا اينطوري رفتار ميکني ؟ -
! چون برنده شدن ، تو اون مسابقه رو بايد تو خواب ببيني . اونم وقتي که تو بهترين حالتت باشي
چرا نميري مدرسه تا يه چيزي ياد بگيري ؟
تا حالا اصن خواستي که يه کار متفاوت بکني ؟
داداش کوچيکه من ! بهترين رقاص خيابونيه
. هي
. با دوستم "جسيکا"حرف زدم
. يه نگاه بهش بنداز
، اون تو يه شرکت کشتيراني کار ميکنه
. و اونا يه سري کلاس آموزشي واسه مديريت دارن
، تو بايد کارتو از صفر شروع کني
اما اگه کارت بگيره حتي پول مدرسه شبانه روزي رو هم ميدن
! خواهش ميکنم بهش فکر کن
. لازم نکرده دربارش فکر کنم
. ما برنده اين مسابقه ميشيم
. وقتي که ببريم ، مردم توجهشون بهمون جلب ميشه . بايد بشه
! سارا "، يالا"
. خب ، بيا اميدوار باشيم همينطور بشه
چون الان يه گربه آواز خون ميخواد بدجوري لهت کنه
! ميدونستم ديديش
. من به يک دليل به ميامي اومدم
تا رستوران "ديمونت" رو به بهترين و پر طرفدارترين رستوران ساحل جنوبي تبديل کنم
و اين تازه اولشه ، در چند ماه آينده
ميخوام يک هتل جديد و چند موسسه مسکوني درست کنم
و بعد از اون ساخت بزرگترين هتل ميامي رو شروع ميکنم
، اگه برام سخت کار کنيد . من هم به شما وفادار خواهم بود
براي مثال ، آقاي "رايان" از وقتي که دانشگاه ميرفت . همراه من بود و باهام همکاري ميکرد
. و الان ايشون مدير کل "ديمونت "هستن
! باز شو ،لعنتي
. مرد جوان
از تمامي کارکنان خواسته شده بود که 20 دقيقه پيش اينجا باشن
. شرمنده ساعتم قاط زده بود
عذرت قابل قبوله ولي ديگه نميتوني اينجا کار کني
صبر کن ... چي ؟
! ديگه اصلا نميتوني اينجا کار کني در حرفه ما ، دقيق بودن يه انتخاب نيست
! ولي من بيش از يک ساله که دارم اينجا کار ميکنم
بايد براي بيرون کردنت حراست رو خبر کنم ؟
! اين اون روي وفاداريم بود
اگه شما وظايف خودتون رو به خوبي انجام نديد منم هيچ ديني نسبت به شما ندارم
مشتريان شرکت اندرسون انتظار بهترين ها رو دارن منم از شما همچين انتظاري دارم
. ممنونم
. "ممنونيم ، آقاي" اندرسون
. بسيار خوب ، بريد سر کارتون
چطور ميتوني اين حرفو بزني ؟
چون همه چيز داره برخلاف اون چيزي که من به عنوان يه پدر انتظار دارم پيش ميره
من نميفهمم ، چرا آخه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.