Becoming a Billionaire

Becoming a Billionaire (부자의 탄생)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Birth Of The Rich 2010 E19-E20
ناشر Rahpooyan
By MyKorea

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-11-26
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

پس اين مرد

الان جلوي چشماته

اين مرد ها جون ته ست

وقتي جوون بودين، واقعا خوش قيافه بودين

از پدرم شرمندم اينو ميگم ولي

راستش شما از پدر من خوش قيافه تر بودين

نه ممنون. من يکي ازش دارم

از رييس اي جونگ هون گرفتم

پدرم ازم خواست اينو بدم بهتون

گفت اين حقُ نداره که نگهش داره

بابا چرا اينجوري ميکني؟

تو چرا اينجوري ميکني؟

فکر کن نامزديت با وون سوک هرگز اتفاق نيفتاده

ادغامي هم در کار نيست

وون سوک رو هم بيرون کردم

همين

ولي اين به عقل جور در مياد؟

ادغام که بچه بازي نيست

و وون سوک اوپا

به دزدي مثل وون سوک ديگه فکرم نکن

خودم برات يه مرد بهتر و صادق تر پيدا ميکنم

بابا اگه به اينکارت ادامه بدي

بجاش ميرم طرف سوک بونگ گستاخ

به اين ميگي تهديد؟

تو نميتوني بري پيش سوک بونگ گستاخ

حتي اگرم ميرفتي اتفاقي بين تون نميفتاد

هرگز باهم جور نميشين

پس فکراي بيخودي نکن و

حرف پدرتو گوش کن

خودم يه مرد خوب بهت معرفي ميکنم

پس براي ازدواج آماده باش

نميخوام

مردايي که کُشته مُرده منن

دورم ريختن

منم که بايد از طرف خوشم بياد

اگه نه، نميتونيم باهم باشيم

تو سر وون سوک بلوا بپا کردي

تازشم فکر ميکني خوب بود اينقدر پُر شور و حرارت بودي؟

مامانتم سر من قيامت کرد

ولي عاقب راهي قبرستون شد

بزودي هم نوبت تو ميشه

پس حرف منو گوش کن

اگه حرف منو گوش بدي از آسمون مائده ي آسموني نازل ميشه

من مائده ي آسموني نميخوام

پس واقعا از آقاي چو وون سوک دستوري دريافت نکردين؟

صدبار که بهتون گفتم

درسته. مدير هيچي در اين مورد نميدونستن

من و اين دوستم تنهايي نقشه ي همه چيزُ کشيديم

فکر ميکني اين به عقل جور در مياد؟

بدون اينکه کسي بهتون بگه اينکارو کردين؟

همش فکر خودمون بود

تا بتونيم مدير چو رو تحت تاثير قرار بديم

مگه نه؟

بله درسته

همش فکر خودمون بود

از من چي ميخواين؟ من آدم پُر مشغله اي هستم

من مسئول گناهي ام که زيردست هام مرتکب شدن؟

بعلاوه شما دو نفرم نبايد ديگه همچين کارايي بکنين

لازم نيست منو تحت تاثير قرار بدين خودم هميشه زير نظر دارم تون

بقيه شو به شما ميسپرم

پدر بهم گفت برش گردونم

نميتونم برش دارم

نگهش دار

قيافه شو نديدي؟ واقعا دلش ميخواست بدش به تو

ولي بازم.. پدرم گفت حق نگه داشتن شو نداره

گمونم بخشيدش

آجاشي اشتباه رييسُ بخشيده

وقتي به عکش خيره شده بود چشماش اينجوري بنظر ميومد

حالا دکتري شدي که ميتونه چشمها رو بخونه؟

چيه؟

حسوديت ميشه؟

بايد چشماي سو مي رو هم بخونم؟

خودت چي، چوي سوک بونگ؟

تو پدرمو بخشيدي؟

بخشش؟

فکرنکنم وظيفه ي من باشه دربارش فکر کردم

اگه پدر من بود

چطوري اين قضيه رو حل ميکرد؟

ترسيدم که شايد من اشتباه ميکردم

اگه تو رو از دست ميدادم

بزرگترين اشتباه زندگي مو ميکردم

آقاي ناکامورا ممنون از تماس تون دوباره همو مي بينيم

بله

اين واقعا ژاپني بود؟

نکنه اداي فهميدنُ در مياري و همه شو از خودت در مياري؟

اگه چيني بود، من شايد يکم ميفهميدم

پس فردا

با آر ام جي ژاپن

قرارداد نهايي رو امضا ميکنيم

چي؟ قرارداد نهايي؟

کله فرفري

فکر ميکردم به هيچ دردي نميخوري

ايول داره رييس اُه

بهتون افتخار ميکنم رييس اُه

عاشقتم رييس اُه

دختر خانم شما اينجا چيکار ميکني؟

نميتوني بگي؟ سون مي

دست دوست پسرشو گرفته

پس واقعا اين دختر خانم و کرم کوچولو

رسما باهمن؟

رسما باهمن...رسما باهمن

مبارکه مبارکه.. خيلي مبارکه

نگران بودم نتونين شوهر کنين

چه اتفاقي ميفتاد وقتي مجبور شين با لباس قرمز به خورشيد قرمز خوشامد بگين؟

خيلي نگران بودم، خواب به چشمم نميومد

ولي کرم کوچولو و سون مي

شما برازنده ترين زوج در طول تاريخين

کرم کوچولو و سون مي زوج سون مي و کرم کوچولو

پيشخدمت کيم شما اينجا چيکار ميکنين؟

من تو خونه تون، پيشخدمت کيمم

اما اينجا يه شرمايه گذار محترم گو بونگ سانگ سا هستم

تو يه چشم بهم زدن مرد يون مال جا ميشم

رسما باهمن

بايد بري خونه

رسما باهمن

دختر جون، منم راه شما رو ميرم

...راه سون مي

رسما باهمن

داري نوشيدني ميخوري؟

آره يکم

بنظر يکم نمياد

وون سوک اوپا

ميدونم الان خيلي نااميدي

...اما تموم تلاش مو ميکنم تا پدرمو راضي کنم با نازمزدي مون

نه نامزدي رو ولش کن بيا عروسي کنيم

ته هي

من با تو ازدواج نميکنم

چرا؟ بخاطر سوک بونگ گستاخ؟

نگران اون نباش

تو سَر من

اون بعنوان يه عوضي طبقه بندي شده

اين تموم دليلش نيست

پس چيه؟

نکنه ديگه منو دوست نداري؟

از من بدت مياد؟

حقيقت نداره که هان؟

نه درسته من ديگه دوستت ندارم

پس ديگه بايد بري

اوپا

نفهميدي چي گفتم؟

ميخوام بري

اطلاعات گرداوري شده ي فلز نادر

وضعيت صنعت فلز نادر

واسه همين از اُه سانگ استعفا دادي؟

اره

اولش بخاطر گردنبند بود، مدير وو، پدرم

و صرفا از روي کنجکاوي

ولي هرچي بيشتر درگير شدم بشتر جذب شدم

حالا ميفهمم چرا پدرم اونموقع وارد صنعت فلز نادر شد

ولي بهتره دوباره بهش فکر کني

چرا برنميگردي شرکت؟

فکر ميکردم خيلي باهوشي ولي انگار اشتباه کردم

اگه شانسي براي تجديدنظر کردن وجود داشت

تو رو مياوردم اينجا؟

خب اين اولين نقطه ي براه انداختن کار و تجارت منه

چطوري بهم روحيه بدي؟

يعني چي؟ من دارم ميرم

باشه برو

سه

دو

يک

هي، چوي سوک بونگ

!!کُت مو جا گذاشتم

ببخشيد! من هيچي نديدم

به کارتون برسين

ببخشيد پدر

فکر ميکردم آدم با کفايتي ام

هيچوقت فکرشم نميکردمانتظارات تونو برآورده نکنم

بشين

بخور

معذرت ميخوام پدر

اسم خودتو ميذاري مَرد؟

کافيه

بااينکه وضعيت بدتر شده ولي

آسمون که به زمين نيومده

وايسا و ببين

ما به اين راحتي از پا در نميايم

اينو نگاه کن

اين

مال جون ته ست

...همونطور که انتظار داشتم

اونموقع بعداز تصادف چول مين

بخاطر اين تنهايي رفت قرقيزستان

خوشبختانه يه کپي از اسناد حق حقوق منو تو اتاق بيمارستانش جا گذاشت

ترتيبي دادم به دست من برسه

براي حل کردن مشکلات مالي مون ازش استفاده کن

ولي اگه کسي بفهمه اين جعليه

تاوقتي ها جون ته دهن باز نکنه

همچين اتفاقي نميفته

بعد تصادفش در قرقيزستان

بشکل الانش در اومد

پس اين موضوع رو که حق و حقوق معدن مال جون ته ست

کسي نميدونه

جون ته الان عقلش سر جاش نيست

اين مرحمت خداونده

ترتيبي دادم مدير کانگ و سرپرست يو

بزودي آزاد بشن

برگرد سر کار وقتي باقي نمونده

بله

يعني جون ته خودش اين انگشتر رو دستت کرد؟

Becoming a Billionaire subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Becoming a Billionaire

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left