نخستین 200 خط.
* ترجمه شنيداري *
هنوز نخوابيده؟ - .چرا. ميرم بذارمش روي تخت -
.آر. کِلي" هميشه جواب ميده"
.فکر کنم "اِوان" داره جوش ميزنه
ميدوني وقتي داري براش ... پُماد ميزني
نه فقط روي کُپُلهاي کونش... .روي تمام سولاخش هم بايد بماليش
.روي تمام سولاخيش .فهميدم
من ميرم يه دوش بگيرم، خب؟ - .باشه عزيزم. به کارِت برس -
.اينبار گير نميافتم
... يالا يالا
... خيليخب
سايتهاي کاريِ خستهکننده
جندههاي دانشگاهيِ توپ
اووه، آره، کثيفشو دوست داري، نه؟
.آره، کثيف دوست دارم، شرمنده .تو اين مورد گناهکارم
... اوه، چقدر بزرگه، دردم ميگيره - .ميدونم، اما نميتونم کاريش کنم -
!!اووه، آره
...بدش بهم بابايي!بدش بهم بابايي!بدش بهم - بابايي؟ -
!اِوان"، يا پنج تن"
... ديگه درا رو هم بلدي باز کني؟ چطوري
.يه هيولا ديدم - چي ديدي؟ -
.انگشتتو بکُن تو سولاخم
!اوه، آره، بزن! بزن توش
.ميخوام بريزيش روي کونم
!اوه خدا جون
!اِوان" به اون دست نزن"
!نه
.بابايي اوف شده - ... چي -
... اوه خدايا، خيليخب .تکون نخور
،همينجا بمون .بابايي بايد چسبزخم بزنه
!ميشل"؟"
مامان، بابا حالتون خوبه؟
تجديد ديدارِ آمريکايي
ترجمه از Drama حـمـزه دکـسـتر & آريـــن
آيا زندگي زناشوييِ شهوتياي داريد؟
.جيم لونستين" هستم" - هنوز يه دستيار برات استخدام نکردن، ها؟ -
،کِو"، شرمنده" ... ميخواستم بهت زنگ بزنم، فقط
سرت شلوغ بود؟ .ميفهمم
ببين، حرفامو سريع ميزنم، خب؟ تجديد ديدارِ دبيرستان... تو هم مياي؟
صبر کن، جدي قراره برگذار بشه؟ - .آره پسر -
.فيسبوکت رو چِک کن
ميدونم يه 10-12سالي گذشته .اما انگار واقعاً همه ميخوان برن
.سلام، عزيزم - .سلام -
!مــمم، چه بوي خوبي مياد
."سلام، "الي - ."سلام، "جيم -
"الان قسمت آخرِ "دختران مجرد .پخش ميشه
و يادت نره که بايد سريال .همسران خانهدار" رو شروع کنيم"
چطور ممکنه يادم بره؟
هي، "کو"، ميدوني همسر خانهدارِ مورد علاقهم کيه؟
.تو
!بامزه
ببين، من عاشق زنم هستم .اما واقعاً لازمه يه هفته رو با رفقا بگذرونم
.بيخيال، يهچند روز زودتر ميريم .اين دفعه هم خبري از "استيفلر" نيست
... "فقط من، تو، "آز"، "فينچ - .اوه، خب به همين خيال باش -
شنيدم "فينچ" حتي مامانش هم .خبر نداره کجاست
و "آز" چي؟ يعني فکر ميکني با اين همه بندوبساطي که راه انداخته، مياد؟
و برميگرديم به اخبار ورزشي ."به همراهِ مهمان ويژهي من، "چَد او.چو. سينکو
... چد"، امسال کدوم تيمِ فوتبالِ دانشگاهي"
ميتونه بيشترين بازيکنهاي خارجي رو... به عضويت تيمش دربياره؟
،خب، بايد اسم دانشگاه خودم رو بيارم .يعني دانشگاه اُرِگون
!بيخيال پسر ترياک زدي، "او.چو"؟
فکر ميکني خودم نميدونم چي دارم ميگم؟ .يه لطفي بهم بکن. يه نگاهي به بازيهاشون بنداز
!سلام عزيزم، من اومدم
و اين پايانِ صحبتهامون .با مهمانِ ويژهي من، "چد او.چو. سينکو" بود
من "کريس اُستريکر" هستم و بهتون يادآوري !ميکنم که هيچوقت فوتبال رو فراموش نکنيد
هي، "ميا"؟
!اوه خداي من، خيلي باحاله
!اوه سلام، عزيزم
.همين يه دقيقه پيش داشتم برنامهت رو ميديدم - اوه جدي؟ -
همهچيز مرتبه؟ - .تو بهم بگو -
.با يه مَردِ ديگه رفتي توي استخر - تو بخاطرِ "ديشان" ناراحتي؟ -
!اوه، خيلي بامزهس
،ديشان" طراح چيدمانِ وسايلِ خونگيه" .بهت که گفته بودم
!سلام، "کريستوفر" جوني !لخت شو، بيا پيشمون
."ايشالا دفعه بعد، "ديشان
من هنوز نميفهمم چرا به يه .طراح دکوراسيون احتياج داريم
چون ظاهرِ اينجا بايد براي .عکسبرداري "اينستايل" مناسب باشه
.عزيزم، بهم اعتماد کن
يادته اون اول نميخواستي به مسابقهي رقص شخصيتهاي معروف بري؟
.فکرش رو بکن چه طرفدارهايي پيدا ميکني
.اوه، داشت يادم ميرفت .ماريو لوپز" ميخواد يه مهمونيِ خداحافظي بگيره"
.بهش گفتم ما هم ميايم
... راستش
من داشتم فکر ميکردم که آخرِ هفته رو... .به جشنِ تجديدِ ديدارِ دبيرستانم برم
.خب، اگه تو ميري، منم باهات ميام
واقعاً؟
.آره - ... خب -
.ميا"، عزيزم، "رومر" باهات کار داره" - .اوه لعنتي، بده باهاش حرف بزنم -
چرا از سبکِ مُدِ من تقليد ميکني، جنده؟
چيزي ميخواي برات بيارم، "کريستوفر" جوني؟
... آآآآآآآ
!سلام بر همکارانِ تخميِ خودم
!رجي"، قربون عنت" - ."خوشتيپ شدي، "استيفلر -
.خانما... شنيدم سخت تلاش کرديد .شما رو بخاطر قيافهتون استخدام کردن
.مخصوصاً تو رو
.تو رو نه
باب"؟ اينجا چيکار ميکني؟" مگه خبر نداري با اوردنگي انداختنت بيرون؟
چي؟ - .اُسکلت کردم -
.شايدم نکردم
قهوه واسه يه خانم خوشکل؟
.البته، ممنون
.اگه خامه هم روش خواستي، به خودم بگو
!سلام به تو خوشکله چطوري تو؟
.اوه من خوبم، ارباب استيف" ".ميدوني چرا؟ چون تو بهتريني
.اوه آره، هستم - ".آره، هستي" -
ميدوني انقدر دوسِت دارم که ميخوام" ".برم اون پايين يه حالي بهت بدم
"... اوه، آره، آره"
چه غلطي داري ميکني؟ - !يا خـدا -
."لعنتي، ببخشيد آقاي "دورسفورمي - ها؟ -
... فقط .بفرماييد، کاملاً تميز شد
من بهت گفتم گزارشات رو پرينت کن ... و بذارشون روي ميزم و
تو اينجا رو با خونهت اشتباه گرفتي؟...
... نه، من فقط فکر کردم - "!من فقط فکر کردم" -
من واسه فکر کردن بهت پول نميدم .تو يه کارمند موقتي
... آره، در مورد اين موضوع
احساس ميکنم بتونم بيشتر از اينا .اينجا مفيد باشم
اوه، جدي؟
.ممنون که احساساتت رو بهم ميگي ميخواي بهت بگم من چه احساسي دارم؟
احساس ميکنم هرچي زودتر ... تو بفهمي که اينجا يه جنده هستي
... نه رئيس...
.برات خيلي بهتره...
!سگصورت - چي گفتي؟ -
!هيچي ."هيچي، آقاي "گروسفورمي
!سگصورت
... ميدوني ما هنوز در مورد
.اون حادثهي توي حموم صحبت نکرديم...
ها، اوه، اونو ميگي؟
.اصلاً نگرانش نباش
... خب، يعني
مسلماً ترجيح ميدم ،من اينجوري بهت حال بدم
... اما
.ميدونم چه احساسي داري
هرموقع که ميخوام خريدِ اينترنتي بکنم ... و ميخوام اسم سايت "آمازون" رو بنويسم
.سايتِ "جندههاي دانشگاهيِ توپ" مياد بالا
چه دانشگاهي؟
... خيليخب، ببين، مسلماً
.ما بايد بيشتر باهم...خوش بگذرونيم...
... بهت قول ميدم
"اين آخرِ هفته کُلي وقتِ "جيم" و "ميشل... باهم ميگذرونيم، خب؟
!ســلام
.سلام، عزيزم
.اوه! خيلي از ديدنت خوشحالم
.سلام بابا - .سلام پسرم، بيا اينجا -
!سـلام - !ببين کي اينجاس -
!پسر گندهي ما رو ببين
!اوه خداي من - .بزرگ شده -
!نگاش کن
.يکي توي پوشکش پيپي کرده
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جــــــون سـيـنـههـا روووو
جيم"؟"
!باورم نميشه خودتي
منو يادت نمياد، مگه نه؟
رقصِ "تالتابيِ" سهشنبهها رو يادته؟
کارا"؟" - ... نه... اوه خداي -
... چي؟ تو ديگه
.بچه نيستي...
.خيلي وقته ديگه به پرستار احتياج ندارم
... باورم نميشه انقدر
.بزرگ شدي...
.ممنون .راستش فردا تولدِ 18سالگيمه
!18سالگي
.بايد حتماً به جشنتولدم بياي
... اوه! آه ...ممنون، نه، من... ممکنه يکم مشکل باشه
.خواهش ميکنم، خيلي دوست دارم بياي
!هي، "کارا"، بايد بريم - !خب بابا! آروم باش -
.اون "اِي. جِي"ـه .چيزي در موردش نپرس
پس حتماً فردا ميبينمت؟
چيه؟ - اون ديگه چه خري بود؟ -
.هي، عزيزم - !هي -
با کي حرف ميزدي؟ - .اون... اون... بچههمسايه بود -
.سلام، دوستاي قديميِ خودم
... فکرش رو کردم بندازمشون دور، اما
.اونا ارزشهاي عاطفيِ زيادي دارن...
... آره
... آه، جيم، جيم، جيم
،ميدوني، يادمه وقتي يه بچه کوچولو بودي .و حالا واسه خودت يه کوچولو داري
.ميدونم
،و تا چشم رو هم بذاري ... اون يه نوجوون ميشه
... و بايد يادش بدي چطور کفدستي بزنه و...
و ميدوني که، چه کارهايي بايد و نبايد... .با شومبولش انجام بده
.خيليخب
No comments yet. Be the first to leave one.