نخستین 200 خط.
.ولي من "کنوت" رو نميبينم اون کجاست؟
.من کشتمش
.اون سعي کرد به زنم تجاوز کنه
.دستگيرش کنيد
,"سرور من, براي همسرتون "سيگي
شما هم همين کار رو نميکردين؟
.راگنار لاثبروک" نميتونه چيزي بهت بده"
از طرف ديگه من ميتونم بهت يه معامله خوب پيشنهاد .کنم
,"اين دخترمه, "تايري
,به همين زودي ها وقت ازدواجش ميشه
و من بايد در مورد شوهر ايندش
.به خوبي فکر کنم
.راگنار لاثبروک" برادر منو کشت"
.چيزي که "راگنار لاثبروک" بهش قسم خورده حقيقت داره
.پس متاسفانه شما نميتونيد اونو مجازات کنيد
."راگنار لاثبروک"
.من مسلح نيستم
اون دلش ميخواد که ارل(رييس قبيله) بشه؟
.اون به دنبال مرگ توئه
.با خدايان مشورت کن
.من ميدونم اون داره چيکار ميکنه
.اون داره خودش رو آماده ميکنه
# بيشتر, بهم بيشتر بده #
# بهم بيشتر بده #
# من اگر قلبي داشتم ميتونستم دوسِت داشته باشم #
# اگر صدايي داشتم آواز ميخوندم #
# بعد از امشب که بيدار بشم #
# ميبينم که فردا چه به ارمغان مي آورد #
...من...من...من #
# اگر صداي داشتم آواز ميخوندم #
.تا شايد خدايان ازت مراقبت کنند .هميشه
.ممنون, سرورم
.اميدوارم که پسرت برات منفعت بياره
.اين آخريشه, سرورم
.ممنون
ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟
من هنوزم برده ي توام؟
مهمه؟
مهمه چون که من متوجه شدم که در دنياي ,تو
با برده ها معمولا بدتر از سگ ها رفتار .ميشه
من باهات مثل يه سگ رفتار ميکنم؟
.منظورم اين نيست
,قانونا تو ميتوني تا حد مرگ منو بزني
.و هيچ کيفري هم برات وجود نخواهد داشت
ولي هر کسي ديگه اي تو دنياي تو قانون شاملش .ميشه
يه مرد ميتونه به يه زن برده تجاوز کنه ولي .نميتونه به يه زن آزاد تجاوز کنه
اين درسته که ما بين کسايي که توي جنگ
اسير شدن و مردان و زنان آزادمون
.تبعيض قاول ميشيم
در هر شرايطي, چرا ميگي "دنياي تو"؟
.تو هم الان اينجا زندگي ميکني
اين دنياي توئه
.و من هيچوقت نديدم که سعي کني فرار کني
.من الان خيلي کمتر دوست دارم که فرار کنم
.حتي اگر ميتونستم فرار کنم
.ولي من دوست دارم که يه مرد ازاد باشم
.اگر برات خيلي مهمه باشه
.مهمه
داري براي چي اماده ميشي؟
منظورت چيه؟
.من داشتم نگات ميکردم
.تو ميخواي که يه کاري بکني
.تو خودت رو خيلي قوي کردي
.شايد نه به اندازه کافي قوي
خدايان چي ميگن؟
تو درباره ي خدايان ما چي ميدوني, کشيش؟
.ماهي رو بکش
.بي سر و صدا
!آآآه
!!آآآه
,بذار اون مردي که فکر ميکنه از طرف خودايان اومده
.بعد از اين همه بفهمه که اونم يه انسانه
.به ما حمله شده
."گيدا". "بژورن"
.بژورن" رو بيار"
.اينو بگير .عقب بمون
..."آتلستون"
.اينو بگير
ما بايد چي کار کنيم؟
بايد فرار کنيم؟
.نه, ميمونيم
.پدرت برميگرده
.ولي اونا خيلي زيادن
.قوي بمون .آماده باش
!آآآه
!آآآه
!آآآه! آه
!آآآه
!آآآه
!آآآه
!آآآه
!آآآه
!آآآه! آآآه
!آآآه
!آآآه
!آآآه
!اون توي خونست, سرورم
!پدر
.تو صدمه ديدي
.بايد الان بريم
چه اتفاقي داره ميوفته؟
پدر لطفا بهم بگو؟
.ما بايد خودمو رو برسونيم به قايق
تو هم مياي؟ - .برو -
!"سريع, "گيدا .زودباش, پسر
.پدر, من بدون تو نميرم
.پسر, با من بحث نکن
.پدر, من نميخوام بدون تو برم
!"راگنار لاثبروک"
.من درست پشتتونم .برو
.برو, سريع .برو, پسر, برو
!"راگنار لاثبروک" !خودتو نشون بده
.خودتو نشون بده
!هي-يا !هي-يا
!آآآه
.زودباش, زودباش
!کمک! کمک
تو قبول داري که يه مجرمي؟
,و اين که فقط به درد شکست ميخوري
.تنه به درد مرگ ميخوري
.من سرنوشتم رو قبئل ميکنم
.بهم اجازه بده با خدام صحبت کنم
!بخوابيد زمين
!زودباش
."اودين"
,پادشاه پادشاهان
.پدر, کمکم کن
.بريد دنبالش
!خونه رو بسوزونيد
.اونو زنده برش گردونيد
.بله, سرورم
!هي-يا !هي-يا
!اونجا
.اوناهاش
کجاست؟
ميتوني ببينيش؟
پدر کجاست؟
.اون يه جايي همون جاهاست
اونا کجان؟
!پدر
اون مُرده؟
اون مُرده, مگه نه؟
!اون مُرده
اون مُرده؟
.من نميدونم, سرورم
.قايقش رو تصاحب کنيد
.بله, سرورم
.اون يه مجرمه
.اون صاحب هيچ اموالي نيست
.بيارشون اينجا تا بتونيم باهاشون صحبت کنيم
."بله, لرد "هارالدسون
.تو گذاشتي اون فرار کنه
.من اينو فراموش نميکنم
!"فولکي"
!"فولکي"
!"فولکي"
تو کي هستي؟
.من بايد با "فولکي" صحبت کنم اون اينجاست؟
بژورن"؟"
.پدرم داره ميميره
هلگا" اون پوست درخت پر از خاکستر" .رو بيار
.و همينطور سير رو و طبيب
.طبيب رو بيار
.ما يه خمير درست ميکنيم که بذاريم روي زخم ها
.ولي اول بايد تميزشون کنيم
.و تنها راه تميز کردنشون استفاده از آتيشه
.بژورن", برام هيزم بيشتري از اونجا بيار"
...يه چاقو
.ما بايد به مهمونمون خوشآمادگويي کنيم
!مهمون؟ تو بهم نگفتي که منتظر يه مهمون باشيم
.ايشون "ارل بيژورني" هستن
.اون سوئديه
.اين همسرم "سيگي" هست
."و دخترم "تايري
.خوش آمديد, سرورم
.ممنونم. بايد بگم واقعا سفر سختي بود
.شما درست ميگيد
."ايشون("تايري") خيلي زيبا هستن, جناب لرد "هارالدسون
.بيا, با ما جشن بگير
.بشين اينجا
تا اين که شما دوتا همديگه رو يه کم بهتر
.بشناسيد
,منو ببخشيد
ولي چرا بايد همديگه رو بشناسن؟
.چون اونا دارن ازدواج ميکنن
--ولي اون - .ترتيبش داده شده -
اجازه هست؟
.پشيمون نخواهي شد, بچه ي عزيزم
من شوهر خوبي برات ميشم و مطمئنم که تو برام کلي پسر
.به دنيا مياري
,عروسي امسال خواهد بود
.که من با کلي پيشکش باز خواهم گشت
,در همين زمان
لطفا اين رو به عنوان نشاني از محبتم قبول .کن
.بيا, بهم اجازه بده دستت کنم
چي ميگي, "تايري"؟
.ممنونم, سرورم
.شما خيلي...مهربانيد
.اونو بده به من
.من اين خنجر رو به الهه اهدا ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.