My Golden Life

My Golden Life (황금빛 내 인생)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

My Golden Life E41 KOreanDream
ناشر shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2018-01-28
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

از این طرفا آقای کیم ....منتظرتون نبودم

پس اینجا بودین.... دوتایی تون

= قسمت 41 =-

تنقلاتم دارین؟

میشه یه چند لجظه مارو تنها بذارین؟

صاحبخونه کیه؟

ببخشید ...فکر کنم باید بریم طبقه بالا

باشه حتما

شماهام بیرون باشین

پدربزرگ

تو دهنتو ببند

پدربزرگ سوءتفاهم شده

بین من و جی آن هیچی وجود نداره

اینجا پانسوینه

سلام عرض شد

میخوام با صاحبخونه حرف بزنم

پدر بزرگ می تونین با من صحبت کنید

بگیر بشین

شماهام بشینید

مامان چیزی بهتون نگفته؟

درسته

داستان باحالی براش تعریف کردین

بهش گفتی میخوای یه چیزایی یاد بگیری

...تو هم بهش گفتی که از هسونگ گروپ خوشت نمیاد

اما این دو کیونگِ که افتاده دنبالت

دروغ نبود ، حقیقت داره اما همه چی تموم شده

من تصمیم گرفتم تمومش کنم

چی؟ - حقیقت داره-

من آخر این ماه بر میگردم خونه مون

چرا این کارو میکنی؟ همینجا بمون

بله؟ - من این خونه رو میخرم -

پیشنهاد ایشون سه برابر ارزش این خونه است

چطوری نوه من میتونه این مدلی زندگی کنه؟

وقتی با یه سری آدم تو خونه به این کوچکی زندگی میکنی

چطوری روابطت میخواد رشد کنه؟

مگه نمی خواستین دوتایی با هم زندگی کنین ؟

پدر بزرگ

حتما خیلی ناراحتی که بدون یه پاپاسی از خونه اومده بیرون

اینجارو به من بفروش

تمایلی برای فروش این خونه ندارم

این 5 برابر قیمت فعلی بازاره

من اینجارو میخرم ، همه رو بیرون کن

فقط با جی آن زندگی کن

چی دارین می گین؟ لطفا تمومش کنید

اجازه بدید خودم رو رسما معرفی کنم

...من لی یونگ گووک

نوه لی چول مین رئیس شرکت دییریون هستم

تو نوه رئیس لی هستی؟

بله آقا

وقتی بچه بودم شمارو دیدم

اولین روزهای تاسیس ان گائون

درسته شنیده بودم اونجارو ول کردی

صاحبخونه تویی؟

بله من این پانسیون اداره میکنم

اینجارو نمی فروشم برام خیلی ارزش داره

رئیس فروشگاه مامدرو هم تویی ؟

بله من مسئول اونجام

...پس من نمی تونم

به فروشگاه و کارگاه نجاری کاری داشته باشم

پدر و پدر بزرگم به من اجازه شو دادن

پس باید یه برنامه ریزی دیگه کنم

خیلی هفت خطی

لطفا تمومش کنید

پس برگرد خونه

شما به روش خودت منو از خونه بیرون انداختی

و من به روش خودم بر میگردم خونه

قربان دوکیونگ هرچی گفت حقیقت داشت

هیچی بین اون دوتا وجود نداره

جی آن قبلا بهم گفته بود داره میره

تو واسه چی اینطوری خودتو علاف کردی؟

...وقتی شنیدم سرمایه گذاری تویی

فکر میکردم خیلی باید آدم بدبخت بیچاره ای باشه

طرز فکرآدمها با هم فرق داره

من از کاری که دارم لذت میبرم

سلام منو به پدر و پدر بزرگت برسون

چشم

متاسفم

تو چرا متاسفی؟

تو که منو تحقیر نکردی

بیخودی ناراحت نباش ، نمیخواد متاسف باشی

من از قبل خودمو آماده کرده بودم

ولی انتظار نداشتم همچین چیزایی بگه

موضوع چیه؟

چرا عصبانی نیستی؟ ناراحت نشدی؟

ناراحتم خیلی ناراحت

اما نمیخوام سر تو خالی کنم

چرا نمیخوای؟

میدونستم قراره باهام تند برخورد کنه

از قبل می شناختم شون

من نمیخوام از دستش ناراحت بشم ارزش نداشت

فعلا باید برای تو سخت تر باشه

واقعا دلم برات می سوزه چوی دو کیونگ

من ردت کردم و خانوادتم اذیتت می کنن

...از روی تو

شرمنده ام

ای بابا

رئیس رفتن

هنوزم عجب قدرتی داره

من میرم بیرون یه کم هوا بخورم

به چه جراتی واسه من رئیس بازی در میاری؟

بخاطر همین از خانوادت متنفرم

حتی اگه زانو هم بزنی نمی بخشمت

اگه خانواده دو کیونگ نبود

بی برو برگرد میرفتم به مطبوعات گزارش میدادم

چرا؟ چرا؟ چرا؟

چرا ..اینکارو... میکنی ...پدربزرگ؟

من نمی تونم ضد خانوادم باشم

بیشتر از چی که فکر میکردم هستی

بخاطر همین جی آن منو دوست نداره

چیکار میکنی؟

خیلی چسبید

اغلب با جی سو اینو بازی میکردیم

...چیزی رو که گفتی

داره به واقعیت تبدیل میشه

ناراحت و شرمنده ام

دنبال من اومدی؟

داشتم میرفتم یکی رو ببینم

پس دیگه میتونی بری

...اما

واقعا داری بر میگردی خونه تون؟

کی؟

پس فردا ، فردارو یه سری کار دارم

پس نباید برای یه گودبای پارتی بگیریم؟

کسی برای رفتن از پانسیون پارتی نمیگیره

معمولا جشن خوش آمد گویی میگیرن

شنیدم داری کلاس طراحی میری

خوشم میاد

الان دیگه واقعا جایگاه خودتو پیدا کردی

آره خداروشکر

میدونی کی روی تجارت من سرمایه گذاری کرده؟

راستی ، کی سرمایه گذاری کرده؟

کی بهت سرمایه داده؟

منشی یو

ایوای

جا خوردی؟

حتما خیلی رئیس خوبی براش بودی

دارم میرم اونو ببینم

با هم جلسه داریم

امیدوارم خوب پیش بره

بعد از دیدن پدر بزرگم

میخوای ازم حمایت کنی؟

...دلم میخواد چیزی رو که میخوای

نشونشون بدی

...ممنون

بخاطر این حرفت

وقتی جمع و جور کردم میرم کارگاه

باشه ...موفق باشی

تو هم همینطور ، موفق باشی

پدر - چطور تونستی -

قبول کنی دو کیونگ و جی آن با هم زندگی کنن؟

دو کیونگ داره با سو جی آن زندگی میکنه؟

...نمی تونستم بهتون در موردشون بگم

...بخاطر اینکه نگران خودتون بودم

مبادا از دو کیونگ نا امید بشین

من فوری از هم جداشون می کنم

نمی تونی

...صاحب اون خونه

نوه رئیس لی ـه

...رئیس شرکت دییریون

لی یونگ گوک

من اون بچه رو می شناسم

اون کسی نیست که بشه بهش دست درازی کرد

اون مثل یه مار چنبره زده می مونه

چطوری موضوع به اینجا کشید؟

شرکت دییریون

حالا باید چیکار کنیم؟

...باید وقتی می فهمیدی طرف سو جی آن

باید همون موقع از شرش خلاص میشدی

چرا ولشون کردی به حال خودشون؟

چرا نتونستی هیچ غلطی بکنی؟

چرا جی سو هنوز نرفته؟

...مجبور بودم اول یه مدرسه مناسب براش پیدا کنم

بعد بفرستمش

تو همیشه یه قدم عقبی...آخه چرا؟

برای چی دنبال مدرسه میگشتی؟

اول میفرستادیش بعد دنبال مدرسه میگشتی؟

...سو جی سو

از مراسم فرار کرد

اون روح سرکشی داره

...بخاطر همین تو باید حسابی از پس اون بر بیای

...طوری که جرات نداشته باشه سرپیچی کنه

یا علیه ما شورش کنه

حتی شده بترسونیش

جی سو قراره پس فردا بره

پس فردا؟

میرم خارج درس بخونم

لطفا هرچه زودتر منو بفرستین برم

پس فردا

دوشنبه یا چهارشنبه؟

کی میخوای بری؟

پس فردا بهتره

لازم نیست بخاطر جی سو نگران باشید

حداقل یه خبر خوب شنیدم

دوباره میرم دیدن سو جی آن

قبلا به صاحبخونه اش گفته پس فردا بر میگرده خونه شون

میخوای بری چی بهش بگی؟

قبلا که رفته بودی دیدنش

وقتی بی دلیل دست به کار می شی

کارارو خراب تر میکنی

اینطوری فقط باعث تحریک دو کیونگ میشی

More Farsi Persian subtitles for My Golden Life

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left