The Dinner Table Detective

The Dinner Table Detective (謎解きはディナーのあとで)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[AnimWorld]Nazotoki wa Dinner no Ato de-S01-E01[Farah] @Megatools v2bot
ناشر @Megatools_v2bot

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-04-06
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 193 خط.

‫-يکی اونو به قتل رسونده. ‫-اون مرده.

‫-بدجور زل زده... ‫-میزوهو.

‫-فورا عوض کن. ‫-ولی چرا؟

‫تکون نخورین!

‫AnimWorld_FARAH

‫awsub@

‫به مهمانی خونین خوش اومدین (بخش یک)

‫گورو کیریون ‫تولد ۶۰ سالگی

‫نگاش کن.

‫خوشکله، لابد سوپرمدله.

‫نمیشناسیش؟ ‫ایشون وارث خاندان هوشوئه.

‫هوشو؟

‫همون خانواده‌ی معروفی که شرکت جهانی دارن؛ خانواده‌ی هوشو؟

‫ریکو هوشوی معروف.

‫مثل دسته‌ی گل میمونه.

‫تولد ۶۰ سالگی‌تون مبارک، گورو-ساما.

‫خودتی، ریکو-چان؟ ‫به به چه خانم و خوشکل شدی.

‫مرسی از شما.

‫امروز به نیابت از پدرم اینجام.

‫بله، خبرا رو شنیدم.

‫با قایق جایی هست؟ ‫-بله.

‫میبینم که گل جوونی‌ات شکفته.

‫الان مدیر یکی از شعب هوشو گروپ هستی؟

‫راسیتش من_

‫رییس...

‫فورا باید باهاتون حرف بزنم.

‫خواهش میکنم خوش بگذرونید.

‫با اجازه‌.

‫چی شده؟

‫ریکو!

‫داری واسه بابام خودشیرینی میکنی؟

‫عه، سلام.

‫آیاکا.

‫-کائوری. ‫-چه خبرا؟

‫هیناکو!

‫از این ورا، ریکو-سنپای!

‫چقدره خوشحالم می‌بینمتون دخترا!

‫تو چنین جایی با صورت خوردی زمین! ‫چقدر میتونی دست‌وپاچلفتی باشی؟

‫جمع کن خودتو...

‫من نیوفتادم.

‫من فقط داشتم، چیزه...

‫فقط داشتی یه‌چیزی از رو زمین برمیداشتی، آره؟

‫آ...آره، خیال کردم گوشواره‌م افتاده زمین.

‫کی بود؟

‫خوبی؟

‫آره...

‫پات یه ۹۰ درجه‌ای پیچ خورد.

‫وقتی از لباس‌پوشیدنِ من تقلید میکنی همینم گیرت میاد.

‫-امشب همه لباس قرمز پوشیدن. ‫-درسته.

‫رسمه که برای تولد ۶۰ سالگی قرمز بپوشی، آره؟

‫ممنون که صبور بودید.

‫و الان،

‫بیایید نگاهی به زندگی گورو کیریون، تا به امروز بندازیم.

‫یه‌لحظه، اینا...

‫عکسای تیم ورزشی ماست.

‫یادش بخیر.

‫نه خدایی؟ ‫بابایی عکسای اشتباهی براشون فرستاده.

‫کازویا تشیروگی و می.

‫می..‌.

‫ایراد فنی داریم.

‫لطفا به حرفاتون ادامه بدین.

‫عکسای می رو دیدن یجورایی حال آدم میگیره.

‫بـــــه، مشتاق دیدار.

‫-کازویا؟ ‫-تشیروگی-کون؟

‫عکسای قدیمی، آره؟

‫خوب رو داری که اومدی اینجا‌.

‫اونم بعد اینکه می رو بخاطر یه عروسی سنتی ول کردی.

‫شرم‌آوره میذاری خانواده‌ات کنترلت کنن.

‫به عنوان وارث تشیروگی‌ها، ‫من یک روزی این هتل رو به ارث میبرم.

‫من نمیتونم از رو عشق‌وعاشقی ازدواج کنم.

‫و فکر کردم حداقل، آیاکا کیریون و ریکو هوشو درک کنن.

‫ما مثل تو زباله نیستیم.

‫بقیه‌ی مارو هم بیخیال، ماها دهاتی‌ایم‌.

‫مگه نه، هیناکو؟

‫هیچوقت عمرم این‌چیزا حالیم نشده.

‫آه، شرمنده خانم‌ها، بعدا صحبت میکنیم.

‫سلام؟

‫بعدا باهامون حرف نزن.

‫تشیروگی! ای خاکبرسر.

‫تشیروگی-سنپای.

‫چطور تونستی؟

‫هیناکو؟

‫حتما هیناکو شوک شده.

‫ناسلامتی عاشق اون بوده.

‫اصلا توجه نکردی که می، کازویا و هیناکو ‫دوستای جون‌جونی همدیگه‌ان؟

‫-بینشون خیلی چیزا شد! ‫-جدی میگی؟

‫بابا آفرین اصلا توی باغ نیستیا.

‫چشاتو وا کن.

‫الان بهتری، هیناکو؟

‫بجنبین، باید قبل اینکه غذا تموم شه بریم.

‫-بریم! ‫-باشه.

‫مشتاق دیدار، ریکو‌.

‫اوه، میزوهو-سنپای؟

‫حال‌بهم‌زنه.

‫-چه ترکیب زشتی! ‫-آیاکا؟

‫بین شما دوتا چه اتفاقی افتاده؟

‫والا میشه گفت؛ حرف و حدیث خانوادگیه.

‫بین خانواده‌های کیریون و تشیروگی؟

‫مهم‌ترِ اون،

‫یه شایعه‌ی عجیبی راجع‌به می شنیدم.

‫راست میگن؟

‫طبق حرف می، بخاطر اینکه نمیتونست بخوابه، میخوردشون.

‫کازویا میدونه؟

‫بهش نگفتیم.

‫کار خوبی کردین‌.

‫اگر میدونست که اینجا آفتابی نمیشد.

‫ببخشید، باید برم ولی خوشحال شدم صحبت کردیم، ‫فعلا خداحافظ.

‫چرا آیاکا اینقدر تنش واسه دعوا با میزوهو میخاره؟

‫ممنون.

‫واقعا کاشکی یک خدمتکار به خوش ذوقیِ تو داشتم.

‫لطف دارین، ممنون.

‫پس دوست‌دختر جدید کازویا اینه؟

‫کازویا هرکاری عشقش کشید میتونه بکنه، ‫ولی دخترا هم دخترن دیگه، نه؟

‫حتی اگه می اونو ببخشه، من ازش نمیگذرم.

‫چیزی شده، میزوهو؟

‫حس میکنم یکی داره چپ‌چپ نگام میکنه.

‫زودی برمیگردم.

‫باشه.

‫حالت خوبه؟

‫بنظرت خوبم؟

‫زودی یکی رو صدا کن اینجارو تمیز کنه.

‫یکم دستم بند_

‫برو! گفتم زود!

‫چشم.

‫بعد از ۳۰ سال زندگی توی کونیتاچی،

‫واقعا از همتون برای رسوندنم به این نقطه، ممنونم.

‫بازرس کازاماتسوری

‫هوشو هستم.

‫هوشو_کون.

‫یه مشکل بزرگ توی هتل تشیروگی داریم.

‫دارم میرم اونجا، آب دستته بذار زمین خودت برسون.

‫همین الان یک جرم توی هتل اتفاق افتاده.

‫وایسا، ریکو.

‫-چیه؟ ‫-با این سروضع میخوای گزارش بدی؟

‫خاااااک!

‫خوب نیست، خوب نیست، خوب نیست.

‫نمیتونم جلوی بازرس کازاماتسوری هویت‌مو لو بدم.

‫کد قرمز! ‫ریکو هوشو تو بد دردسریه.

‫عه؛ ریکو هویتش از همکارانش مخفی میکرده؟

‫آره، نمیخواست بخاطر وارث گروه هوشو بودن، ‫باهاش جور دیگه‌ای رفتار کنن.

‫فقط مقامات بالا میدونن واقعا کیه.

‫فقط لباس عوض کن.

‫هیچی لباس همرام نیوردم!

‫بفرما‌یید.

‫جونمی!!!

‫اما لباسای کارم چطور اینجان؟

‫فورا باید عوض کنید.

‫آها، باشه!

‫از این لحظه به بعد، ‫من کارآگاه ریکو هوشو هستم.

‫این بخش، ورود ممنوعه.

‫من مامورم.

‫ببخشید، از این طرف.

‫پزشک تو راهه؟

‫بله، تماس گرفتیم‌.

‫این میزوهوئه!

‫میزوهو مرده!؟

‫وااای، واقعا خودشه...میزوهوئه!

‫شوخی میکنی..‌‌.اون میزوهوئه!

‫یکی اونو کشته.

‫-میزوهو! ‫-جلو نیا.

‫تا وقتی تیم تحقیقاتی برسه، اینجا رو کامل میبندیم.

‫لطفا تکونش ندین.

‫خیلی‌خب.

‫کی اینکارو باهاش کرده؟

‫-یه خانم جوونی بود... ‫-میزوهو!

‫یه خانم جوونی منو زد...

‫گمونم قبلا یه جایی دیده باشمش،

‫ولی نمیدونم کیه.

‫یه لباس قرمز پوشیده بود.

‫و یه جواهر سبز رو گردنش.

‫میزوهو!

‫جماعت، خیالتون تخت. ‫چونکه می‌بینید...من آمده‌ام.

‫من بازرس کازاماتسوری از اداره پلیس کونیتاچی‌ام‌.

‫من این پرونده رو دست میگیرم، ‫افتاد؟

‫بسه چقدر خارجکی بلغور میکنی!

‫زرق و برقش کورمون کرد.

‫عینک لازم شدم!

‫عه، هوشو-کون. ‫زود رسیدی اینجا.

‫احیانا نیومده بودی جشن تولد گورو کیورین؟

‫معلومه که نه، بنده‌ی حقیر فقط کارآگاهم و اصلا هم دختر پولدار نیستم.

‫میدونم، داشتم شوخی میکردم.

‫ولی یه مهمونی واسه گورو کیریون، ‫آدم بانفوذ دنیای اقتصاد؟

‫و من دعوت نبودم! ‫واقعا سردرنمیارم چرا؟

‫آها راستی دوستان! ‫خانواده‌ی من صاحب کازاماتسوری موتورز هستن.

‫پس تو هم در خانواده‌ای پولدار به‌دنیا اومدی؟

‫بله! اتفاقا همون کیوچیرو کازاماتسوری هستم.

‫مگه نه اون ماشینا مصرف سوخت افتضاحی دارن؟

‫همشون مواد خوبی ندارن.

‫کازاماتسوری موتورز دیگه؟ ‫رانندگی باهاشون آشغاله.

‫باشه دیگه همه برگردن عقب، ‫الان میخوایم بازجویی کنیم.

‫قربانی میزوهو تشیروگیه.

‫ایشون از خانواده‌ی تشیروگی هستن. ‫اونا صاحب این هتلن.

‫قربانی گفت که توسط خانم جوونی،

The Dinner Table Detective subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left