نخستین 200 خط.
: مبل عشق وسيلهي جالبيه . يکي با خودش فکر کرده
خب اگه نميشه کاري کنيم اونها بيان نزديکتر" "به ما بشينن ، چرا مبل رو کوچيک نکنيم ؟
. مارک مبل مورد علاقهي من پسر تنبله
واسه خريداري که آيندهنگر باشه خيلي وسوسه کنندهست ، مگه نه ؟
چرا بهش نگيم: "مبلِ مردکِ بيتحرکِ ...نيمه بيهوشِ بيکارِ صبحتاشب تو خونهي
جلو تلوزيون در حال چيتوز لمبوندن "؟
. چيز ديگه اينکه خيلي هم ميره عقب
. يعني ، برو تو تختخوابت ديگه بابا . کافيه . نابود شدي
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
پس مجبورت کرد عضو کلوپ کتاب بشي ؟
يه حسي بهم ميگه به زوديِ زود . از تو خيلي باهوشتر ميشم
خب ، فکر کنم همين جملهت به تنهايي نشون . ميده که هوشت داره جوونه ميزنه
نظرت در مورد اين چيه ؟ - . نه ، اونو دوست ندارم -
خب ، اولين کتابت چيه ؟ - . صبحونه خونهي تيفاني " . 90 صفحهست" -
يه جورائي قديميه ، نه ؟ - .ميخواستن يکي از کتابهاي "ترومن کپوتي" رو بخونن -
. "آره درسته ، "ترومن کپوتي
. نويسندهي عاليايه - . آره -
تا حالا چيزي ازش خوندي ؟ - نه . تو ؟ -
. نه
اين يکي چي ؟
. نگاه کن . خودشه
. دنبال همين ميگشتم
. آره
هي ، چه خبر شده ؟ - . مبل جديد گرفتم کوچولو -
مبل جديد ؟ واسه چي ؟
من عاشق اين مبلم . ميدوني بهترين ويژگيش چيه ؟ ... تختخوابشو نيست
. واسه همين کسي نميتونه شب بمونه اينجا
. سلام
. سلام
. بذار در رو برات باز کنم
. مراقب باش
. صبر کن تا ببينيش . حرف نداره
. يارو بهم گفت توي اين مدل تکه . ديگه از اينها نميسازن
با مبل قبليت چيکار ميکني ؟
. هيچي . باربرها برش ميدارن چطور ؟ تو ميخوايش ؟
. آره ، من برش ميدارم
. مطمئنم ميتونن بيارن در خونهت تحويل بدن
. آره ، ميتونن
. هي ، مبل داره مياد - . داره مياد -
ايول . آره . ميدوني من بابت . "اين قضيه هيجان زدهم "جري
يه جورائي حس ميکنم انگاري . من دارم يه مبل جديد ميگيرم
. آره ، منَم همينطوريـَم
پاپي" رو يادت مياد ؟"
منظورت همون يارو از رستوران "پاپي"ـه ؟ - . آره آره -
... درهرحال . قراره باهم کاسبي راه بندازيم
... اون طرح چند سال پيشم راجع به يه جايي که
بشه خودت پيتزات رو درست کني یادت هست؟ - يه بار ديگه بگو چي بود قضيه ؟ -
يه پيتزافروشي که بتوني . خودت پيتزات رو درست کني
. ما خمير و سس و پنير رو بهت ميديم
، خودت ميکوبي ، خودت ورز ميدي ... خودت ميندازيش توي هوا
، خودت مخلفات ميذاري روش . و خودت ميذاري توي فر
خوب به نظر مياد ، نه ؟
. ميميرم واسه اينکه يه رفيق پيدا کنم و خودم پيتزا درست کنم
چي شد تصميم گرفتي طرح قديميت رو زنده کني ؟
... خب ، اتفاقي رفته بودم "پاپي" غذا بخورم
که از اين فکر قديميـم براش گفتم : اونهم چشمهاش اينطوري شد
. چشمهاش برق زد
. ميدوني ، ميخواست پشت قضيه رو بگيره - . شنيدم غذاي "پاپي" خوبه . بريم اونجا -
من نميام . مگه سازمان بهداشت بازداشتش نکرد ؟
. "نه ، اون مال قديم بود "جري
وقتي اون اتفاق افتاد ، مجلهي نيويورک ... آشپزخونهش رو به عنوان
. يکي از تميزترين آشپزخونههاي شهر معرفي کرد
، يه اردکي توي غذاهاشون دارن . که فکر ميکني مردي و رفتي بهشت
. من عاشق اردکم . يالّا ، يالّا
. از دو روز قبل بايد سفارشش بدي
.زنگ ميزنم بهشون ، اردک رو براتون سفارش ميدم
... کريمر" ، من"
. درست همونجا دوستان . عاليه
نظرت چيه "ليني" ؟
. خب نميدونم . بايد بشينم روش
. نه ، نميخوام کسي روش بشينه
. اينجا رو امضا کنين
... ببخشيد . توي اين فکر بودم که امکانش هست
که شما مبل قديمي رو بيارين خونهي من تحويل بدين ؟
. خيلي دور نيست - . حتماً -
باشه . توي کاميون واسه من جا دارين ؟
.فکر کنم بشه یه جوری جاتون کنیم
... خوبه . ممنون . خب
. شما گندهبکها رو بعداً ميبينم
به باربرها نوشيدني تعارف کردي ؟
نه . بايد ميکردم ؟
تو ديگه چطور آدمي هستي ؟ - . نميدونم -
. "خب ، "صبحونه خونهي تيفاني
... خلاصه مبل رو گذاشت زمين
، و درست همون موقع که ميخواست بره "گفت : "شما با باربرها رفيق ميشين ؟
ميخواي بدوني من چي گفتم ؟- . بيصبرانه منتظرم -
. "الآن ديگه ميشم"
. زيرکانه بود - چيز جالبي نيست ؟ -
چيز جالبي نيست ؟ - . چرا ، يه چيزي ميشي -
... راستي ، وقتي اونها خونهي من بودن
. من بهشون نوشيدني تعارف نکردم
. "خب ، اونها آدمهاي واقعيـَن "جري . اونها هم عرق ميکنن
پس هر آدم عرقکردهاي بیاد خونهت بايد بهش نوشيدني تعارف کني ؟
. آره
ميشه از طرف من عذرخواهي کني ؟
. سلام . "جري" خيلي خوبه که دوباره ميبينمت
... سلام
. "پاپي"
. اين "الين"ـه - . "از ديدنت خوشحالم "پاپي -
. بذارين ميزتون رو بهتون نشون بدم - . باشه -
الآن که داريم حرف ميزنيم . اردکتون داره پخته ميشه
. خيلي آبداره ، خيلي آبدار
راستي "کريمر" همه چي رو راجع به . شراکت کاريتون باهم برامون گفت
. من و دوست شما قراره کلي پول دربياريم
. البته ، من الآنش هم کلي پول دارم
. پاپي" کارش رو خيلي خوب انجام ميده"
. خيلي خوب
. خب ، حتماً مادرتون بهتون خيلي افتخار ميکنه
... مادر من رو کمونيستها نصف شب
... از توي خونهمون دزديدن
. اون هم وقتي من ده سالم بود
... فرستادنش به يه اردوگاه بيگاري
. جايي که دوازده سال ازش بيگاري کشيدن
... آخر سر ، آزادش کردن
و اون هم داشت ميومد آمريکا . تا دوباره به ما ملحق بشه
، ولي يه ماهي خراب بهش دادن . و اون هم توي آبهاي آزاد مرد
خب امشب چيتون خوشمزهست ؟
پسر ، من واقعاً واسه اين .اردکه لحظهشماري ميکنم
. تا حالا از قبل غذا سفارش نداده بودم
من که ميتونستم بمونم خونه و . از "پوکينو" پيتزا سفارش بدم
پوکينو" ؟ نه . هيچ وقت نبايد از" . پوکينو" پيتزا سفارش بدي"
چرا ندم ؟ - ... واسه اينکه صاحبش کلي پول واسه -
. گروههاي مذهبيِ مخالف سقط جنين خرج ميکنه
پس پيتزاش رو نميخوري ؟ - . راه نداره -
جدّي ؟ - . آره -
... خب ، اگه
پاپي" هم همينطوري فکر ميکرد چي ؟"
. خب ، فکر کنم اينجا هم چيزي نميخوردم
جدّي ؟
. آره ، دقيقاً
. خب ، شايد بدنباشه بپرسيم
پاپي" ؟ "پاپي" ؟"
ميشه يه چيزي بگم ؟ - . بله "جري" . الآن اردکتون رو چک کردم -
. از چيزي که اميد داشتم هم آبدارتر شده
پاپي" ، فقط کنجکاو شدم بدونم" نظرت در مورد سقط جنين چيه ؟
... وقتي کمونيستها مادرم رو دزديدن
. يه بچه تو شکمش بود - . واي پسر -
. ولي کونيستها به زندگيش خاتمه دادن
، پس روي اين موضوع ...هيچ بحثي براي کردن نيست
. و هيچ آدم باهوشي نميتونه طور ديگه فکر کنه
... "خب ... "پاپي . من طور ديگه فکر ميکنم
بعد چي اين حق رو به تو ميده که همچين کاري بکني ؟
ديوان عالي اين حق رو ميده .که اين کار بکنم
. بيا بريم "جري" . بجنب
. "شنيدم چي گفت . بيا بريم "هنري
. ما تازه رسيديم - . "من باهاتم "پاپي -
. بيا بريم - . من ديگه هم پام رو اينجا نميذارم -
! کسي دعوتتون نميکنه
خب ، جدّاً خوشحالم که . بحثش رو پيش کشيدم
. خب ، بايد ميديدي . يه فيلمي بود اونجا
. ناراحتم که از دستش دادم - . واقعاً يه چيزي رو از دست دادي -
... تازه بايد بگم
. تقريباً کل ماجرا تقصير من بود
راستي اوضاع کتابه چطوره ؟
گفتم اوضاع کتاب چطوره ؟ - . خيلي خوبه -
خب موضوعش چيه ؟
. خب ، دربارهي "هالي گولايتلي"ـه - . "هالي گولايتلي" -
. آره ، يه شخصيتيه واسه خودش - آره . يه صفحه هم نخوندي ، خوندي ؟ -
. نه - . خيلي غافلگير شدم -
، نتونستم . اگر قضيه ورزشي نباشه . خيلي سخته برام که تمرکز کنم
خيلي باهوش نيستي ، هستي ؟
. نه ، نيستم
. دوست داشتم باشم ، ولي نيستم
بايد چيکار کنم ؟ چند روز ديگه . جلسهي کلوپ کتاب برگزار ميشه
خب چرا فيلمش رو کرايه نمیکني ؟
چرا فيلمش رو کرايه نمیکنم ؟
. ميبيني ؟ اينجور موقعهاست که ازت خوشم مياد
. حالا خيالم راحت شد
... خب
شام ديشب چطور بود ؟
... خب
از اردک اونجا لذت بردين ؟
الين" همين الآن داشتم ميپرسيدم" . شام ديشب چطور بود
... خب - خيلي خب ، با "پاپي" چيکار کردين ؟ -
. هيچي - . خب ، طرف توي بيمارستان بستريه -
بعد آشپزها هم ميگن شما . باعث اين قضيه شدين
مشکلش چيه ؟ - . نميدونم -
. قراره بعداً برم يه سر بهش بزنم
. خوب ميشه اگه يه چيزي براش بگيرين
. بايد يه چيزي براش بگيريم
. آره ، راست ميگي
ميدونستي يه ساله دارم از يه بطري شامپو استفاده ميکنم ؟
. تازه هر روز هم شامپو ميزنم
خب از حرفهام خوشت اومد ؟
. نه خيلي
... دعوتت ميکردم بياي بالا
. ولي من هيچي مبل ندارم
هيچي مبل نداري ؟ - . نه ، از مبل متنفرم . نميتونم تحملش کنم -
. ميتونم درک کنم
قرار خيلي خوبي بود ، نه ؟ - . آره ، چيز سنگين جابهجا نکردم -
خلاصه ، "جري" و "الين" از اتفاقي که ... برات افتاده احساس گناه ميکردن
. و خواستن که اينو داشته باشي
اين چيه ؟
. يه بطري شراب و يه فلفل آتيشي
دارن سعي ميکنن "پاپي" رو بکشن ؟
واسه چي ؟ - ... اونها نميدونن که من -
مشکل معده دارم ؟
. اگه کوچکترين ذرهاي از اين بخورم ميميرم
. بعدش ديگه "پاپي" به درد هيچکس نميخوره
. شوخيِ خيلي خيلي مريضي با "پاپي" کردن
No comments yet. Be the first to leave one.