A Heart in Winter

A Heart in Winter (Un cœur en hiver)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Un Coeur Enver (1992) DVDRip 23976 FPS
ناشر mt2569
reza shex تنظیم مجدد، ترجمه از Torrent link in comments

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2014-05-02
تعداد دانلود: 70
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

قلبی در زمستان

ماکسیم و من مدت زمان درازی بود که همدیگه رو می شناختیم

ما با هم کار می کنیم ولی اون رییسه

در این بیزینس

رسم و رسوم رو می شناسه

ماکسیم اونا رو می شناسه،دعوتشون می کنه به ناهار

او بهشون گوش میده و نگرانیشون رو از بین می بره

نه،تو اینو با فیلارمونیک وین نواختی

اونا به ما اعتماد دارن،در مورد مهمترین داراییشون، یعنی ویالن

متوجه میشی که صداش تنظیم نیست؟

آره،روی نت سل

ماکسیم بیشتر مثل یک بیمار به اونا نگاه میکنه تا مشتری

در بحث های تخصصی ماکسیم کنار می کشه

این فقط چسبش باز شده یا جدیتره؟

اول باید صداشو بشنوم

ماکسیم موسیقیدان ها رو ترجیح میداد

توی کنسرت او در احساساتشون شریک میشد

و بی ریا برای آنها دست میزد

ماکسیم نیاز داره یکم به خودش برسه

او خیلی دوست داره ببره

و باختن من از او مایه ی خوشحالیش میشه

او تردیدی نداره و زندگی رو سخت نمی گیره

اگه ناچار به دروغ گفتن بشه بدون هیچ کوششی انجامش میده

و من به هر بهانه ای خودم رو کنار می کشم

دیگه به حرفهایی که پشت تلفن می زنه اهمیتی نمیدم ولی او فرداش همه چیو برام تعریف میکنه

وقتی کارمون تموم شد هرکسی میره دنبال زندگی خودش

وقتی با هم نیستیم،ماکسیم هرگز از من نمیپرسه کجا میرم یا با کی هستم

و من اینجوری راحت ترم

میز شما تا دو دقیقه دیگه حاضره

بعد از خوردن قهوه میبینمت باشه؟

-فهمیدی داشتم با کی حرف می زدم؟ - Régine Oblet

نه،اون یکی،،میشناسیش؟

اسمشو شنیدی،کمیلی کسلر

اون ساز تکنوازی مربوط به "دیباسی"،که گفتی یکم خشکه

نه،خوب بود که

اون فردا به عنوان یه مشتری میاد

یه ساز هست که باید توی ژنو فروخته بشه

عالیه، ولی بیشترش داغون شده

یه فرصت داری

- نمی خوای بری؟ - من؟نه بابا

- یک بارم شده برو یه جایی - نه

یه اتفاقی برام افتاده

یه اتفاق مهم

ولی اگه تو اینجوری میخوای بخندی

نه ببخشید بگو

من با یکی آشنا شدم

الانم روبروته

کی اتفاق افتاد؟

دو ماه پیش

و تو به من نگفتی؟

تقصیر اون بود

اون می ترسید،نمی خواستم هولش کنم

چطوری اتفاق افتاد؟

رفتم کنسرتش

بعد از یکی از کنسرت هاش که ناراضی بود رفتم که ببینمش

و با کلی احساس اشاره کردم به یه تکه از اجراش

و فکر کنم زدم توی خال و برای شام قرار گذاشتیم

و اونو توی خونش رفتی دیدی؟

این دختر اونجوری نیست

تازه،اون با رجین زندگی میکنه و به همین راحتی نمیشه

و تو بین اونا گیر کردی؟

اینجوریا هم نیست،اون تنها مدیر کاراش نیست

بلکه بهترین دوست مادرش هم هست

و شغلش براش مهمتره

یه شب،قرارمون اینجا بود،و اون دیر کرد

حالم داشت بد میشد و داشتم میرفتم که او مضطرب از راه رسید

و با دیدن این دختر

به عاشق شدن ایمان آوردم

پس زنت چی؟

لحظه ی سختی بود

ولی خوب رابطه ی ما از خیلی پیش تموم شده بود

تصمیم گرفتم دیگه زندگیمو با دوستم شریک نکنم

برای خودشم بهتره

تو دیگه براش راهی نگذاشتی

بالاخره همیشه یکی ضربه می خوره

خوب الان چی؟

قراره با هم زندگی کنیم،یه استدیو اجاره کردم

فکر کنم منتظر تو هستن

بعدا میبینمت

باورت میشه؟اون یارو می خواد یه کتابخونه برای بوتیکش بخره

لرمونت،شبیه خودته،خشک

داشت بهم پیشنهاد می داد،حواست هست؟

دارم نگاه میکنم به اون مرد خوش شانس

ماکسیم؟اون زنه...

فوق العادست

خانم،بیا و این شگفتی رو ببین

من یه چنگ و یه ویالن سلش رو داشتم فقط اینو نداشتم

بی نظیره،کار تو بوده؟

نه،کار ماکسیمه.توی هانگری پیداش کرد

اون تعمیرش کرده.تکه ای هم گم شده بود؟

دو تاش،ساختنشون برام بامزه بود

برای شام میمونی؟

میترسم به کارام نرسم

خیلی کار می کنی؟

هیچوقت خسته نمیشی؟

خوش به حالت

وینسنت خواهرزاده ی خانم "امت" هست؟چند سالشه؟

فکر کنم پنج سالشه

کمیلی کسلر شاگرد شما بوده؟

سالها پیش.اجراشو تابستون گذشته توی "ایکس" شنیدم

-قراره فردا ببینیمش -ماکسیم بهم گفت

یادم میاد یه دختر کوچولوی خشک و آراسته رو ، که از تو کناره گیری میکرد

ولی تو بهش یه احساسی داشتی

نه،بیا اینجا

وینسنت اینجاست؟

نت "سی" رو میشنوی؟خیلی صداش بده

-چند وقته اینو دارید؟ - سه ساله

اینو "والیوم" ساخته.قبلنا صداش معرکه بود

یه ضبط در پیش داریم

توی اجرا باید صداش رسا باشه

پل این یکم منحرف شده

میتونید سریع درستش کنید؟

چند روزی طول میکشه

- ولی ما یه تمرین در پیش داریم - اینو گفتی

میتونم یکی دیگه بهتون قرض بدم

یه زاپاس دارم

قراره چه قطعه ای رو بزنید؟

دو تا "راول" و یه دونه تریو

سعیمو برا پس-فردا میکنم

ما دیگه روتون حساب میکنیم

همین الانم برای اجرای "لمبرتیس" دیرمون شده

تو دیگه میتونی بری

ببخشید "کریستف"،دوباره

اصلا تمرکز ندارم

من که فکر میکنم خوبه،ادامه بدیم

از منه،تقصیر تو نیست

قبول ندارم

امروز اصلا حواسم نیست

از ویالنه؟

آب لطفا،رجین

شاید یکم باید روش کار کنی؟

نه،اون درسته.از منه

من باید برم

میشه کمکم کنی اینا رو بدی؟

فکر کنم داره کم کم از من بدش میاد

-که حتما باعث خوشحالیته، درسته؟ یه پیشرفته جالبه

سه-چهارم این کتابا در مورد عشقه

رمان خط هوایی،کتاب آشپزی

همشون واژه های یکسان دارن

-به نظرت زشتن؟ -نه،قشنگ نوشته شدن

آره ماکسیم،ما آماده ایم ،پایین باش

داری چکار میکنی؟

-خوب نیست مگه نه؟ -خوبه بابا،عجله کن ماکسیم منتظره

بگذار منتظر بمونه

من آماده نیستم،یک ساعت و نیم دنبال اون حساب می گشتم

من که ازت نخواستم

ولی گذاشتی خوب بگردم،بعدم گفتی "کریستف" بردتش

بس کن...باید بریم

خوب من نمیام

این مسخره ست

تو با ماکسیم هستی به من احتیاج نداری

از مراقبت کردن دیگه حالم به هم میخوره

باشه،نیا

اصلا میفهمی تو داری با من چکار میکنی؟

من دارم خودمو وقف تو میکنم تا تو بهتر بتونی به کارت برسی

ولی تو هیچ ارزشی قایل نیستی

ببخشید

نه،"وینسنت" چاقو رو طرف راست بگذار نه چپ

تو امشب اینجا میخوابی؟

قبیح...واقعا؟

واژه ها رو دقیق یادمه

"Your bow scratches like a pummice- stone rubbed on a parquet floor"

اگه اینو گفتم حتما چیزی بوده که فکر کردم

-یعنی تو اینهمه ظالم بودی؟ - خجالت نمی کشی؟

گفتن این حرف به یه شاگرد متوسط شاید ظالمانه باشه

ولی من هرگز به ماکسیم تنبل اینو نگفتم

درسته،یکم تنبلی می کردم ولی پشیمون نیستم

پشیمونی همیشه یه حیله ست

استفان چطور؟

استفان...اون قضیه ش فرق داره

بدون احساس،که عجیبه.و سختکوشی او که منو تحت تاثیر قرار میده

-میفهمم،کتابتو خوندم -پس حداقل یکی کتابتو خونده، دانیل

چیزی که ناراحتم می کنه،اونجور که خوندم اینه که در پیشگفتار همش مضمونش فرهنگیه

یکم در مورد فیلمه،یکم در مورد اجرای "پیر دلا فرنچسکا"،یا

یه "راول سوناتا"و آخرشم از کیک خانم "امت" گفتی

میوه ی تازه بدم بهتون؟

نه،کلا نوشته ی تو درهم و بر همه

مردم هنوز می تونن انتخاب کنن

ولی اگه منصفانه به همه چیز نگاه کنیم

نظر جمعی در مورد این کتاب خیلی وحشتناکه

من به بیداری ذهن برخی افراد اعتقاد دارم.این قشنگه؟

نه،ما داریم به صدای سنت گوش میدیم

-سخته - ولی شجاعانه ست

سنت!پس من یه مرتجع هستم دیگه

نه،تو به عنوان یه نخبه ی نگران ،برای یک جهانی که در حد افراط دموکرتیک هست حرف میزنی

من تمام زندگیم با نخبه سالاری مبارزه کردم.خیلی دارین امروز چرت و پرت میگین

منم قبول دارم یکم سردرگمی وجود داره

اگه فرهنگ یک امتیاز محسوب میشه

نباید به افراد خیلی محدودی اختصاص پیدا کنه

این بدتره.اینهمه افراد دهاتی توی موزه ها

ولی اگه زندگی یه دهاتی با یه اثر هنری عوض بشه،این مهم نیست؟

همیشه این اتفاق میافته

من قبول ندارم

تو تقریبا قبول داری

برای تو هم یک سری نقطه های حساس منحصر به فرد وجود داره

من اینو نگفتم

نه،تو گفتی طبیعتا یه سری مردم سرنوشتشون مشخصه

نه اصلا

تو چیزی گفتی که بقیه نگفتن

این چیزیه که تو گفتی

More Farsi Persian subtitles for A Heart in Winter

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left