Father Figures

Father Figures

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Father Figures 2017 BDRip x264-GECKOS
Father Figures 2017 720p BluRay x264-GECKOS
Father Figures 2017 1080p BluRay x264-GECKOS
Father Figures 2017 BRRip XviD AC3-EVO
Father Figures 2017 720p/1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Father Figures 2017 720p BRRip x264-MkvCage
Father Figures 2017 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Father Figures 2017 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
ناشر GodBless
ترجمه شده توسط مرتضی | @Subvill - ID: @MJGodbless

برچسب‌ها

bdrip
bdr
x264
BDR
تاریخ انتشار: 2018-03-25
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫خب یه خبر خوب.

‫کلیدای ماشینتو پیدا کردم.

‫پس اونجا بودن.

‫آه میدونی تو پروستات یه دختر 18 ساله رو داری.

‫چه خوب! ترجیح میدادم دولش مال من بود، ‫ولی خب خلایق هرچه لایق.

‫دفعه بعد اول یه شام برام بخر.

‫خوب بود.

‫اون جکو دوست دارم کلا.

‫قبلا نشنیده بودم.

‫در جستجوی پدر

‫بیخیال، چرا من باید برم؟

‫چونکه...

‫این آخر هفته اونه و تو هم ‫قرار نیست به عروسی مادربزرگت نری.

‫اونجا خوش نمیگذره.

‫دفعه قبل مجبورم کرد یه مسابقه ‫از 1979 رو کامل ببینم.

‫کی مسابقه فوتبال از سی سال پیشو میبینه؟

‫اون همیشه عصبانی و شاکی و...

‫در مورد پدرت اینطوری حرف نزن.

‫تقصیر من چیه که اون یه عوضیه.

‫ما بحث نمیکنیم، برو کیفتو بردار.

‫ما میایم دنبالت.

‫در شهر نیویورک...

‫بازرسان متعهد و وفادار که

‫اشرار عضو یک جوخه آموزش دیده

‫به نام واحد قربانیان ویژه ‫رو بازجویی کنند.

‫این داستان اونهاست.

‫سلام.

‫آه اومدی.

‫سلام.

‫- هی «پیتر» ‫- عزیزم.

‫مامان چه درخشان شدی.

‫- متشکرم. ‫- سلام «شیلا».

‫اینا برای پینه پای مامان هست...

‫اگه میخوای تا دوساعت دیگه ‫بلند شه مطمئن شو اینارو بپوشه.

‫ممنون عزیزم، خیلی مهربونی.

‫میدونی «پیتر»

‫اگه بازم درمورد جنسیتت برات سوال پیش اومد،

‫خیلی دوست دارم تورو با ‫پسرم «جیسون» آشنا کنم.

‫- اون یه کون کوچیک تنگی داره ‫- اووه

‫اگه کارم داشتی من طبقه پایینم.

‫ممنون «شیلا»

‫خوب شد گفتی

‫خوشبحال «جیسون».

‫«ایثان» کجاست؟

‫اون همینجاهاست. ‫آروم و سربه زیر.

‫اه اینقدر سرکوفتش نزن.

‫تو پدر بینظیری هستی.

‫فقط عاشقش باش

‫و هرجا که نیازت داشت کنارش باش.

‫و شاید اطرافش یکم راحت باش.

‫من راحتم.

‫ینی...

‫من راحتم، بیخی.

‫تو برادرتو دیدی؟

‫همم؟ اوه، تو دعوتش کردی؟

‫زندگی واقعا عجیبه مرد.

‫یه لحظه داری تو شهر مائو چرت میزنی وبیکاری و

‫درس نداری و دو ريال هم تو جیبت نیست...

‫چشم بهم میزنی و یه یارویی بیدارت میکنه

‫و میپرسه میتونه ازت عکس بگیره ‫و بذاره رو قوطی سس کچاپ یا نه

‫و بعدش...

‫بابت هر قوطی که میفروشن سه سنت بهت پول میدن.

‫و یه دقه بعد میبینی سی میلیون از ‫این قوطی شانسیا فروختند.

‫و یه دقه بعدش...

‫تو یه کت چرمی سفید رنگ

‫و جلیقه سفید رنگ وارد عروسی مامانت میشی.

‫پیت!

‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم.

‫من دوساله این یارورو ندیدم.

‫چهارسال راستش.

‫ینی اینقدر طول کشیده؟

‫ببند در گاله رو ‫گرفتی مارو؟

‫خیلی دوست داره سربه سرم بذاره.

‫- داری سربه سرم میذاری؟ ‫- نخیر

‫خدای من، باید یه سر بیای هاوایی، ‫کی میای اونجا؟

‫- آره ‫- هی «کیلانی» بیا اینجا!

‫میخوام یه نفر بخصوصو باهات آشنا کنم.

‫کسی که تو شش ماه گذشته باهاش رابطه داشتم.

‫وای! تمام شش ماه؟

‫همینو دارم میگم.

‫واقعا آدم خاصیه.

‫آلوها «پیتر»

‫سلام

‫اوه، باشه

‫میتونم برادرتو درونت احساس کنم.

‫من درونتم.

‫جدی؟

‫آره

‫ما دوقلو هستیم.

‫به این میگن "هونی".

‫همین الان یه احوالپرسی خاص مردم هاوایی

‫برات انجام داد.

‫آره

‫که اینطور؟

‫خب،

‫چقدر برای پیدا کردن ‫عشق واقعی مامان هیجان زده ای؟

‫فوق العاده ست.

‫خدایا، فقط آرزو میکردم ای کاش ‫بابا میتونست اینجا باشه و ببینه.

‫آره

‫هی عمو «کایل»!

‫بله؟

‫باید اینو ببینی.

‫اسم پسرت چیه؟

‫اسمش «ایثانه»

‫باید «اثانُ» ببینی، ‫اون پسر خیلی خوبیه، زودباش!

‫آیا این مرد را به عنوان ‫شوهر قانونی خود میپذیرید؟

‫آیا این خانم را به عنوان همسر ‫قانونی خود میپذیرید؟

‫من شمارا شوهر و همسر اعلام میکنم.

‫- زیباست! ‫- میتونین عروسو ببوسید.

‫خیلی خوبه که امروز اینجا جمع شدیم.

‫مردم هاوایی یه مثل دارن که میگن

‫یه جورایی اینطوری میگن...

‫ترجمه‌ش میشه...

‫بار دیگر زندگی درون من زنده شد

‫بوسیله عشق من به تو.

‫و «جین»

‫عشق مادرم با وجود تو درونش،

‫به شدت زنده است.

‫- هی بیخیال... ‫- پس میخوام یه پیک بزنیم.

‫به سلامتی «جین»...

‫و بهترین مادر دنیا.

‫به سلامتی! هی عافیت باشه همگی!

‫متشکرم عزیزم.

‫به سلامتی.

‫خوب بود

‫چی؟

‫چی؟

‫آره

‫- عمرا! ‫- جدی میگم.

‫صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین. ‫یه چیز دیگه هم هست.

‫صبر کنین همگی یه لحظه،

‫اون تلوزیون 70 اینچی که بهتون دادم فراموش کنید،

‫چون یه کادوی تولد دیگه براتون داریم.

‫قراره بالاخره مادربزرگ بشی!

‫- اوه! ‫-آره

‫بله

‫ینی، دوباره مادربزرگ میشی!

‫ببخشید «پیت»

‫زندگی من خیلی عالیه.

‫یه جوخه حرفه ای به اسم ‫واحد قربانیان ویژه...

‫این داستان آنهاست.

‫من بهتون گفتم کاراگاه، میتونم شکایت کنم.

‫به تمام احترامی که برات قائلم...

‫شش، بیا تعارفو بذاریم کنار «نایجل»

‫میتونم «نایجل» صدات کنم؟

‫میدونی چیه «نایجل»...

‫میدونم اون مرد نیازهایی داره.

‫اما وقتی یه همسر نمیتونه اون نیازهارو ‫برطرف کنه مرد میره سراغ یکی دیگه.

‫آره

‫ینی چی!

‫- من باید با هردوتون حرف بزنم ‫- چی؟

‫باشه

‫مامان باید باهات صحبت کنم.

‫اوه، باشه ‫متشکرم.

‫بووم! ‫چه خوشکله

‫پسر چقدر بازیگر خوبیه

‫جذاب

‫نه نه اون نه

‫بووم

‫حالا!

‫فتیش پا

‫عاشق این مردم

‫نه نه اون نه

‫این شباهتو نمیبینین؟

‫شباهت به کی؟

‫پدرمون!

‫اون زنده ست!

‫شباهت به بابا؟

‫نکنه اسید قورت دادی «پیت»؟

‫نه «کایل» این علامتو ببین

‫آره دارم میبینم

‫مامان، میتونی بهش بگی ‫این پدرمون نیست؟

‫اون پدرمون نیست

‫مامان، من از وقتی چهار ‫سالم بود به این عکس نگاه میکردم.

‫این علامت دقیقا همونه

‫عزیزم، همه چیز مرتبه؟

‫خب «پیت» یکم...

‫از واقعیت فاصله گرفته.

‫اون مردی که عکسشو بهت دادم

‫درواقع پدرت نبود.

‫باشه، چی؟

‫چی؟

‫اون یکی از دوستای من توی ‫کالج بود

‫اون دانش آموز ارزشیابی انگلیسی بود.

‫بعد از فارق التحصیلی رفت.

‫فکر کردم دیگه هیچوقت نمیبینیش.

‫اون بابای من نیست؟

‫اون میخواست بره متخصص ‫کون شناسی بشه و پزشو بده.

‫اون یه یتیمه.

‫و بعدش اون سرطان روده بزرگ گرفت.

‫نه

‫من تمام داستانها درمورد ‫پدرتو از خودم درآوردم.

‫اینکه اون یه یتیم بوده، ‫که از انگلستان اومده.

‫که از سرطان روده بزرگ مرده.

‫وای ‫- حقیقت اینه که...

‫که احتمالا باید خیلی وقت ‫پیش بهت میگفتم...

‫فکر کنم باید میگفتی.

‫مطمئن نبودم پدرت کی بوده.

‫خب این ینی چی؟

‫آره ینی چی؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left