نخستین 200 خط.
متحرک
مترجم یگان. میرا. سیلور. افرا
ادیتور میجان
لی میهیون، از استراتژی اطلاعات هستم
آقای مین میخواد باهاتون صحبت کنه
ممنون، متوجه شدم- هی-
اعصابش خرابه
آره، به اون یکی نگاه کن- باشه، آره-
خیلی خب، بهش رسیدگی میکنم- باشه پس-
متنفرم از اینکه همیشه باید
به خاطر اون زن محتاط عمل کنیم
بله؟
دولت بر اساس توافقنامه بین کره ای برای صلح فشار می آورد
شما بهم صدام زدین جناب؟- بله. بیا یه قهوه بخوریم-
خانم کیم یکم آب بیار
اوه قهوه، بله، میرم درستش کنم- فقط یکم آب بیار-
!فقط ولش کن و اون کاری که بهت گفته شده رو انجام بده
اوه متاسفم آقا
چجوری اون دختر از یه ماشین فروش خودکار به درد نخور تره؟
همه ی احمقای به دردنخور رو باید آتیش زد
اونا دارن بخشای زیادیو با هم ادغام میکنن
و من باید چیزای زیادیو کاهش بدم
این دولت آشغالی
اونا نمیدونن که خدمات ناوبری هوایی چقدر مهمه
چجوری میتونن با هر رهبر جدید انقد سیاستا رو تغییر بدن؟
این مسخرست که اونا میخوان به خاطر این یارو جدیده
از صفر شروع کنن
تو هیچی نمیخوری الان؟
نه من خوبم
من خیلی قهوه دوست ندارم
خوبه
اوضاع چطوره؟ خوش میگذره؟
میدونی که، مین تحمل هیچ شکست دیگه ای رو نداره
واسه همینه که این به یه اقدام انضباطی ساده ختم نمیشه
...اون از اون آدماس که وقتی از نظرش به درد نخور باشی
به سرعت دورت میندازه
اگه شکست نخورده باشی چی؟
چی؟
...نمیتونی
با این اوضاع ادامه بدی؟
ولی چرا؟
داری میگی به خاطر من اینکارو کنیم؟
میخوام که ادامه بدی
...اونطوری، میتونم
به دیدنت ادامه بدم
بله
اوضاع داره عالی پیش میره
این فرصت خوبی برای جبران کردن اشتباهت
توی عملیات مرغ دریاییه
اگه این خوب پیش بره
بهت ترفیع میدم
ممنون
اگه اینطور نشه باید عواقبشو بدونی
پس بر اساس چیزی که دیدی
کیم دوشیک چجور آدمیه؟
میدونی، نقش اصلیا همیشه توی برنامه های تلویزیونی روی بهترین صندلیا میشینن
پس یه عالمه برنامه تلویزیونی نگاه کردی؟
به نظر کارشون داره خوب پیش میره
حالا دیگه تا دیروقت هم باز میمونن
امم، خیلی خوب میشه اگه بریم دونگاتسو بفروشیم
بفروشیم؟
وقتی تمام وقت کار میکنم، تنها جایی که غذا تحویل میده یه رستوران چینیه
و اگه فقط یه چیز بخوای سفارشت رو قبول نمیکنن
من فکر میکنم که همه ی غذاهای دنیا حتی اگه یه چیزم باشه
به هر جایی تحویل داده میشه
آره؟- احتمالا-
نه بابا
شام نوش جونتون
یه روز اینطوری میشه
آستینم
گندش بزنن
فکر کنم این یه مزیتیم داره
چه مزیتی؟
اینطوری مشخص نیست چیزی روی کت و شلوارت ریخته
توی اداره ما همه مشکی میپوشن انگار قول دادن که هیچ رنگ دیگه ای نپوشن
همه ی ساختمون خاکستریه، و مردم همشون سیاه میپوشن
و منم مشکیم
میهیون چه رنگی دوس داری؟
هر رنگی به شرطی که مشکی نباشه
آه، ماشین من سفیده، میدونی که
عمدا اون رنگی گرفتم
وقتی دارم کار میکنم، از پنجره به ماشینم تو بیرون نگاه میکنم
...مثل اینه که
یه تیکه برنج سفید روی جلبک دریایی قبل از اینکه رول کردن تموم بشه بیفته
آه، پس سفیدو دوس داری
یه روزی دوس دارم نشونت بدم که وقتی داری پرواز میکنی
از بالا نگاه کردن به یه روز برفی چجوریه
نه من واقعا بنفشو خیلی دوس دارم. بنفش
بنفش؟
شاید به خاطر اینه که من توی محاصره رنگای تیره زندگی میکنم
ولی رنگای زنده رو دوست داشتم و آخرش بنفش رنگ مورد علاقم شد
همه ی پرده های توی خونه ی من بنفشن
هی، تو میدونستی؟
...میگن معنی رنگ بنفش
هرزه ی دیوونه ست
اوه، پس تو دیوونه ای؟
وقتی باهات وقت میگذرونم احساس آرامش میکنم
چه خوب اگه اینطوریه
معمولا اینطوری ای که خیلی معمولی میگی یه چیزیو دوس داری؟
همیشه اینطوری ای؟
نه، من اینجوری نیستم
پس چجوری هستی؟
من سرد و حسابگرم
من ساکتم
الان پس چرا اینجوری هستی؟
جون تو اینجایی
همش داری شوخی میکنی
واسه همین نمیتونم تشخیص بدم که جدی میگی یا نه
من جدیم
جدا دارم از این لذت میبرم
ازت پرسیدم کیم دوشیک چجور آدمیه
اون... اون کاملا آدم جدی ایه
پس چیز خاصی واسه گزارش کردن نداری؟
مطمئن نیستم منظورتون چیه
نمیدونی؟
نه؟
تو راز اونو نفهمیدی
رازش؟
این یعنی اون هنوز قلبشو به روت باز نکرده
چه جور رازی؟
خودت بفهم که اون چیه
بله
میتونی بری
...من به تو
واسه هر چه نزدیک تر شدن به اون نیاز دارم
تمام تلاشمو میکنم
این یه عملیات قانونیه
یادت نره
بله متوجه شدم
قهوهاش رو با خامه و سه قاشق شکر درست کن
هاه؟- به نظر میاد شیرین دوست داشته باشه-
پس کمکم هم بزن تا شکرش حل بشه
ممکنه یکم طول بکشه
چشم- لباسهای یکنواخت بپوش-
مشکی بهترین انتخابه
کفش پاشنه کوتاه هم بپوش
مطمئنم تنها بودن سخته
قوی بمون
منم اینجا تنهام
خیلی ممنونم خانوم لی
گریه کردن تبدیل به عادت میشه یه عادت هم تبدیل به نقطه ضعف
...فقط وقتی گریه کن
که واقعا ناراحت بودی، باشه؟
خانوم لی
بیا اینجا
و کجا بودی؟
من داشتم با آقای مین صحبت میکردم
وقتی برگشتی باید بهم گزارش میدادی
این یه ملاقات شخصی بود
آها آها، وظیفهی فوق سری؟
...واسه همینه مثل یه موش میلرزی
درو میبندم
چی؟ چرا درو میبندی؟
دیوار موش داره موشم گوش داره
برای چی؟
اونا همشون داخلی ان
پس این مزخرفات راجب گوش و موش چیه؟
یا نکنه عادتای مامورای سابق دیر تغییر میکنه؟
و حتی اگه مامور سابق هم باشی نباید وقتی
میزت رو ترک میکنی به سرپرستت گزارش بدی؟
من دستور دارم که مستقیما به آقای مین گزارش بدم
مستقیما؟
آره، مستقیما
خانوم لی عزیز ما اجازه داره به محض ورود
یک راست با آقای مین صحبت کنه، هوم؟
تو بخش ما یه دونه کارمند نیست که
بتونه یه کلمه با آقای مین صحبت کنه
ما فقط سخت کار میکنیم مثل زنبورهای پرکار کوچولو
سعی میکنیم کمکم حقوقامون زیاد کنیم
و اینکارو هر روز انجام میدیم
خب باشه خانوم لی بیا اینجا
وضعیت کار شما چیه؟
سازماندهی اطلاعات سه ماه اول
امروز کاملش میکنی و فردا مستقیما به من گزارش میکنی
تا امضاش کنم
چته؟ چرا جوابی نداری؟
من یه تحلیلگر و مدیر پایهی ششمم
خانم لی مینهیون هستم اینم نباشه میتونید مدیر زیردست لی صدام کنین
برو سر کارت
خانوم لی
بله
دوشیک؟
طبقهی پنجمه؟
!هی
آقای کیم؟
...چی
این چیه؟
آه
اگه ترسوندمت متاسفم
فقط میخواستم سوپرایز کردنت رو امتحان کنم
...اوه
...پس تو میتونی
پس تو میتونی پرواز کنی؟
آره
تحویل هوایی
دونگاتسو
تو بینظیری
اوه و اوم. میسو هم تو ظرفه برای همین داغه
مراقب باش
آقای کیم
No comments yet. Be the first to leave one.