نخستین 176 خط.
زمانی که به نظر می رسید بشریت توسط شیاطین در حال نابودیست
یک جادوگر به تنهایی همه رو نجات داد
بهش لقب پادشاه جادوگرا رو دادن و تبدیل شد به یک افسانه
در آزمون ورودی شوالیه های جادوگر
آستا و یونو تونستن از مراحل سخت آزمون عبور کنن
جادوی باد : گردباد برجسته
شماره 164
چی ؟
ناموسا ؟
همه کاپیتان ها ...
... دستاشونو بردن بالا ؟
لطفا اجازه بدین به طلوع طلایی ملحق بشم
شماره 165 ...
هیچ پیشنهادی
خوب ، تعجبی هم نداره
تا وقتی که قدرت جادویی نداشته باشی کسی تو رو نمیخواد
باز یه روز تبدیل به پادشاه جادوگرا میشم
تو ... جالبی !
به جوخه من بیا
آستا و یونو هر دو تونستن وارد شوالیه های جادوگر بشن
و اولین قدمشون برای تبدیل شدن به پادشاه جادوگرا برداشتن
من آستا از روستای هاگ هستم من امروز به جوخه گاو سیاه وحشی ملحق شـ ...
به پایین ترین و داغون ترین جوخه شوالیه ها ، گاو سیاه وحشی خوش اومدی
AnimWorld Presents
Translator : Forlorn Editor : Forlorn
گاو سیاه وحشی
کلمات بی روح نمیتوانند کاری انجام دهند
میدونم ، میدونم
با آرزوی پرواز کردن در آسمان
تمام زندگیم هر شب خواب میدیدم
با وجود این دنیای ظالم ، آهسته و گام به گام قدم بر میدارم
اهمیت نمیدم چقدر شکست بخورم
با غریزم پیش میرم و هیچ وقت تسلیم نمیشم
به سمت آینده دور ، در حال فرار هستم
برو حتی فراتر از ترس های کشف نشده ات
چشم انداز من ، من می توانم خودم باشم
یه روز من صفحه بعدی رو مینویسم ...
که تو امید من هستی
درست مثل صفحه ی اون روز
که من تو رو ملاقات کردم
من بهش میگم یه معجزه
پس تو عضو جدید امسال ما هستی
اسمت چیه ؟
یونو
من کلاس لنتس هستم
تو نه از خانواده سلطنتی هستی نه اشراف زاده
یه دهاتی از روستای پرت و دور افتاده هستی و اون اجازه داد به جوخه ما ملحق بشی
کاپیتان وانجنس پیش خودش چه فکری کرده ؟
فقط بخاطر اینکه همه کاپیتان ها تو آزمون دستاشونو بردن بالا
خیال برت نداره
به این راحتی به عنوان یکی از اعضای طلوع طلایی پذیرفته نمیشی
بزودی خواهیم دید
زبونشو که داری !
من هنوز تسلیم نشدم !
حالا دیگه عصبانیم کردی ! بهتره خودتو آماده کنی !
آماده نیستم ... اما بیا انجامش بدیم
بمیر !
این همه سر و صدا برای چیه ؟
خیلی خوردم ، سرم داره میترکه
امروزم یه فرشته ی ستودنی شدی ، خواهر کوچیکم ماری
خفه خون بگیرین ، احمقا !
دوباره شروع کردن
هی ، خطرناکه !
ترسناکن ...
اما از امروز منم عضو گاو سیاه وحشی هستم
من آستا از روستای هاگ هستم از دیدنتون خوشبختم
من قراره تبدیل به پادشاه جادوگرا بشم !
اون پودینگی که نگه داشته بودی خیلی خوشمزه بود
اون قراره آخرین شام زندگیت باشه
شما دوتا ، تمومش کنید !
اگه این سر و صدا های شما خواهرم رو بیدار کنه ، میکشمتون !!
خفه شو ، عشق خواهر !
تا جایی که یادم میاد با یه پیرمرد مسابقه نوشیدنی راه انداخته بودم
ممنون !
اصلا گوش نمیدن !
این بخاطر پودینگمه
میشه خفه شین ؟ دارین سردردم رو بدتر میکنید !
خفه شو فاحشه ی الکلی !
چی صدام کردی ؟!
مردک باکره !
به کی داری میگی باکره ؟
اگه حواست نباشه ، میکشمت
امتحان کن ببینم !
بهتون گفتم خفه شین !
با نام خواهر فرشتم ، ماری همتون رو میکشم !
با همتونم ...
خونه رو خراب نکنید !
همین الان خودت دیوار رو خراب کردی !
کاپیتان !
بابت تمام کار هایی که انجام میدین ممنونم ، آقای یامی !
کاپیتان ، این خیلی خوشمزست بهت نصفشو میدم ، نصفشو میدم
یه لحظه وقت دارین ، کاپیتان ؟
خوش اومدین ، کاپیتان ! بیایین بشینین با هم یه نوشیدنی بخوریم
جناب یامی ، کسی باهاتون زیادی صمیمی شده بود ؟ اگه اینطوره بگین تا بکشمش !
کاپیتان ! باهام مبارزه کنید !
زودباش ! با تمام زورت !
این جوجه هارو نادیده بگیر و بیا با من نوشیدنی بزن
اینو بخور
خوشمزست ، مگه نه ؟
ببخشید ، اما به حدم رسیدم میشه برم خواهرم رو ببینم ؟
که اینطور ، که اینطور پس اینقدر منو دوست دارین ، ها ؟
اما باید خفه خون بگیرین
ببخشید
من یه عضو جدید با خـ ...
کجا رفت ؟
اونجاست
نجاتم بدین !
چرا اونجا درازکشیدی ؟
اینکارو نکردم
این میگو یکی دیگه از اعضای جدیدمونه
یکی دیگه ؟
اسمت چی بود ؟
بله !
آستا هستم از روستای هاگ
از آشنایی همتون خوشبختم
هاگ ؟ ناموسا ؟
همون که گوشه نقشست
هی ، بقیه اعضا رو بهش معرفی کن
باشه ، خوب . قبلا ملاقاتش کردی ...
این گوردون آگریپپا هست
خوشبختم
خیلی افسردست و هیچ وقت نمیتونی بفهمی به چی فکر میکنه ، اما آدم خوبیه
و اون
ونسا انوتکا هست
وقتی مسته رو صورتت بالا میاره ، اما آدم خوبیه
من هیچ وقت تو صورت کسی بالا نیاوردم
هاگ ... همون روستای دور افتاده نیست ؟
بله !
از همچین جای دوری اومدی و عضو شوالیه های جادوگر شدی ...
حتما خیلی سخت تلاش کردی ، پسر کوچولو
نظرت چیه به عنوان جایزه واست یه کار بخصوص انجام بدم ؟
کاش میتونستم قبولش کنم !
اما یه الهه به اسم خواهر لیلی تو قلبمه
بیا معرفی اعضا رو ادامه بدیم
چی ؟!
من بعدیم !
این لاک ولتیا هست
اون عاشق مبارزست و موقع مبارزه از خود بی خود میشه اما پسر خوبیه
از دیدنت خوشبختم !
جنگیدن رو دوست داری ؟
آره ...
من خیلی دوسش دارم !
باهام مبارزه میکنی ؟ مبارزه میکنی ؟
ها ؟ چی ؟
هی
نگاه
ها ؟
این خواهر کوچیک من ماری هست اون یه فرشتست
درست ...
خوب گوش کن ، اگه یه انگشتت به ماری بخوره ، میکشمت
چی ؟!
این هم گوچه آدولی هست
یکم زیاده خواهرشو دوست داره ، اما آدم خوبیه
این هم چرمی پاپپیتسان هست ، خیلی میخوره اما آدم خوبیه
خوشبختم !
این هم گری هست خوب نمیشناسمش اما آدم خوبیه
سلام ...
و بعدی مگنا سونگ هست خلاف کاره اما آدم خوبیه !
ترسناکه !
من هم فینرال رولاکاسه هستم ، خیلی محبوبم
و آخرین نفر کاپیتان گاو سیاه وحشی
یامی سوکهیرو !
نگفت آدم خوبیه ؟
از آشنایی باهاتون خوشبختم
اعضای دیگه ای هم هستن ، اما بعضیاشون یا تو ماموریتن
یا خوابیدن یا حوصلشون نگرفته بیان
سعی کن با همشون خوب تا کنی
چشم ! تمام تلاشمو میکنم !
یه بار دیگه ! از آشنایی با همتون خوشبختم
سرم بدجور درد میکنه
هیکلت و صدات با هم تناسب ندارن
بله ، قربان !
خفه شو
ببخشید !
به هر حال ، به کار بگیرینش اما زندش بزارین
ها ؟!
No comments yet. Be the first to leave one.