ì´ë²ˆ 주, ì•„ë‚´ê°€ ë°”ëžŒì„ í•니다
نخستین 200 خط.
= قسمت 4 =-
کسی میدونه چطوری میتونیم شماره اتاق رزرو شده رو پیدا کنیم؟
خیلی هیجان انگیز شده
اونها رو دید؟ ازش بپرسین با هم بودن
حدس میزنم شما لرد آن باشی
اگه بتونی چک کنی که عالی میشه
در اسرع وقت همه چی رو به ما گزارش بده
میگن تقصیر شوهره بوده که خیانت کرده
اونها اینو میگن - اتفاقا مرده خیلی هم پسر خوبیه -
برای چی زنش بهش خیانت کرده؟
.حتما تا اعماق وجودت آسیب دیده
.میتونم دردی رو که کشیدی حس کنم
من اول میرم
.عزیزم
.بله
چی باعث شده بیای اینجا؟
بخاطر کار
اومدم فضای فیلمبرداری رو چک کنم
هان؟ حرومزاده رو ببین
ما میریم سالن احتماعات شما کجا میری؟
فکر کردین من خرم؟
اگه دارین میرین سالن اجتماعات پس چرا کلید اتاق دستتونه؟
هان؟
آیا شما شوهر جونگ سو یونی؟ - درسته -
از ملاقات با شما خوشبختم من جی سان وو از جی موتور هستم
اول بریم تو اتاق بعد حرف بزنیم
بیا آروم و با شخصیت رفتار کن
به زنت و اون مرد نشون بده که عشق تو بیشتر از اون بوده
درسته هر کی که هست
دلیلی برای باختن بهش ندارم
ازشون مدرک بگیر .هر چی بشه باید اثبات کنی
.لبخند
بریم تو
بیاین اینجا حرف بزنیم .اینجا
بشین
...راستش
امیدوار بودم این اتفاق نیفته
من پیام تو رو خوندم
". بدون اجازه تو یه اتاق توی هتل رزرو کردم دلم برات تنگ شده"
اولش فکر کردم اشتباه شده یا اسپم بوده
البته امیدوار بودم این باشه
...تا امروز که شما با شور و هیحان اومدین اینجا
هر روز سعی کردم...باهاش صحبت کنم
اما فرصتش هر بار از دست میرفت
همه چی کشیده شدتا به الان
همه اش تقصیر ماست - تقصیر ما"؟"
"ما..."
گفتی جی سان وو هستی؟
.بله
متاهلی؟
من زن دارم - زنم داری حرومزاده -
زنت میدونه که داری چیکار میکنی؟
نه نمی دونه
از این کارت چه هدفی داری؟
...وقتی تا اینجا ها اومدی
حتما یه برنامه ای داری
اوه پس نمی خواستی مسئولیتشو به عهده بگیری
پس یعنی فقط برای خوش گذرونی داری با آتش بازی میکنی؟
درسته ؟ هر دوتون دارین با آتیش بازی می کنین
...هی جونگ سو یون ...حلقه ات
نکنه واقعا دوستش نداشتی آره؟
...من - ما داریم با آتش بازی میکنیم -
ما قصد خراب کردن خانواده همو نداریم
این بهترین جمله بود که ما داریم با آتش بازی میکنیم
حتی اگه این یه رابطه ممنوعه باشه
بازم من دوستش دارم
البته من نسبت به شما و خانواده خودم احساس تاسف میکنم
...مطمئنم که سویون هم همین احساس داره - سویون ...سویون -
کی به تو گفته میتونی اسم زن یکی دیگه رو بیاری؟
معذرت میخوام
هی تو چی؟
تو چیزی برای گفتن نداری؟
متاسفم
همه اش تقصیر منه
چی می تونم بهت بگم ؟ - چی گفته من میخوام احساس تو رو بشنوم -
چیزی نداری به من بگی؟
خدای من ...شما ها دیگه کی هستین؟
برای چی اینقدر خونسردو آرومین؟
شماهارو الان در حال خیانت گرفتم
الان باید زانو بزنین و التماس کنین تا ببخشمتون
قرار نیست بگین اشتباه کردیم غلط زیادی کردیم مارو ببخشید ...هان؟
به نظرتون نیازی به این کارا نیست؟
باشه بیا طلاق بگیریم طلاق می گیریم
ما می تونیم طلاق بگیریم
اصلا به فکر برگشتن هم نباش
چقدر باشخصیت ...خیلی باحالی
هر غلطی که دلتون میخواد با هم بکنید
کون بو یونگ یکی رو با مشت زدی
اصلا بهت نمیومد ...برگرد اینطرفی
اینجا رو نگاه کن ...بذار برای یادگاری یه عکس بگیریم
اینجا رو نگاه کن
باشه تا دلت میخواد حال کن دیگه از این فرصتها گیرت نمیاد
مگه چی گفت؟
به همین راحتی بی خیال نمی شه
تو کاملا لهش کردی
از کجا یاد گرفتی اینطوری مشت بزنی؟
!همچین زدی که سرش دو دور چرخید
تمومش کن
شوخی نمی کنم همه دیدن سرش چرخیده
من یهو خشکم زد چشمام داشت میزد بیرون
خدای من
چرا عصبانی میشی
باشه
بیچاره مرده حالش خوبه؟
چطوری میتونه خوب باشه با چشمای خودش دیده
فیلمبرداری هم داغون شد
من باید رومو بر می گردوندم
اما وقتی اسم بچه رو اونطوری آورد دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم
خیر سرش اون مادره
خیلی هم کار خوبی کردی جیگرم حال اومد
دمت گرم
یون کی
سلام یون کی
تا کی باید اینجا بمونه؟
چیزی نیست به زودی میاد بیرون
رفتم دیدنی شاکی - به زودی میای بیرون -
میتونه بیاد بیرون وقتی که ضامنش بیاد
من دارم میرم دیدن هیون وو
منم سریع میام
گفت باید ضامنت بیاد
به کی زنگ بزنم؟ بگو من بهش زنگ بزنم
ضامن ؟ - میخوای به پدر ومادرت زنگ بزنم؟ -
آه راستی اونها فوت کردن
به کی زنگ بزنم؟
کوان بو یونگ ضامنت اومده؟
بله من ضامن کوان بو یونگ هستم
برای چی تو باید ضامن من باشی
کس دیگه ای نیست - من نمی خوام تو همراه و ضامن من باشی -
میخوای اینجا بمونی؟ - آره همینجا می مونم -
واقعا؟ - میدونم ازم طلبکار می شی -
بخاطر این کارایی که برام کردی
ضامن اینجاست - بله من اینجام -
به هیچ وجه نمی خوام نمی خوام نمی خوام
آیگو ...خسته نباشی
اینو بخور - نمی خوام -
بخورش ...شنیدم اگه اینو بخوری دیگه گذرت به اینجا ها نمی افته
کجا رفت؟
هین وو چطور شد؟
اومد؟ سویون دیدی؟
آره - بالاخره زدیش؟ -
تو که نکشتیش ...درسته؟
اوه .در .بامب
باشه کار خوبی کردی که در زدی خوب میزدیش
باهاشون حرف زدی؟ چی گفتن؟
بهش گفتم بیا طلاق بگیریم
بهشون گفتم هر غلطی میخوان بکنن
اونوقت دوتاشون توی اتاق موندن؟
.بله - بله"؟"
منظورت از بله چیه؟ دیوونه شدی؟ چطوری تونستی این کارو بکنی؟
اگه واقعا به هم دلداری بدن چی مرد؟
فکر کردم اگه بهش بگم بیا طلاق بگیریم اون دنبالم میاد
فکر کردم دنبالم میاد و التماسم میکنه
اما اونجا موند
بذار تنها بمونن
فکر کردی دنبالت میاد بیرون ؟
اصلا نمی دونستم چی باید بگم
در واقع حتی نمی دونم چی گفتم
فقط من تنها کسی بودم که حرف میزد و تنها کسی که ناراحت بود
هیچ کاری جز راه رفتن نمی تونستم بکنم
اون حرومزاده چی؟
خیلی با اعتما به نفس به نظر میومد
گفت فقط برای سرگرمی این کارو کرده - چی؟ -
هر چی رو که می خواسته بگه ...گفته
هم کارش بهتر از من بود
همه درآمدش بهتره و هم خونه اش بهتره
ماشین و اوضاعش از من خیلی بهتره
بیخودی نیست که زنت عاشقش شده - یون کی -
باشه
مدرک چی ؟ تونستی بگیری؟
آره
یه عکس گرفتم
وااااو به نظر خوش تیپ میاد
هم قیافه اش خوبه هم خانواده اش
این میتونه مدرکی باشه برای خیانت؟
می تونیم ازش به عنوان مدرک استفاده کنیم
اگه میخوای بهش نفقه ندی بهتره ازش شکایت کنی
باید اطلاعات واضح تری داشته باشیم - اطلاعات ؟ -
اینکه چه مدته دارن با هم قرار میذارن
چطوری اغلب همو می دیدن؟ در مورد اینها پرسیدی؟
نه نپرسیدم - چی؟ -
ازشون نپرسیدی اولین بارشون بوده یا نه؟
نه - واقعا که -
پس اونجا دقیقا چیکار کردی؟
قبل از اینکه ببینمشون فکر میکردم
اگه اینو بگه من جوابش اینو میدم اگه اونو بگه من جوابش اونو میدم
اگه قرار باشه طلاقش بدم میخوام با جون سو زندگی کنم
تا زمانی که جون سو رو به ثمر برسونم
روزی که جون سو عروس میشه من باید کنارش باشم
در مورد تمام اینها فکر کردم
اینکه اگه اون اینکارو کرده باشه و بخواد من ببخشمش
اینکه چیکار کنم اگه بخواد بذاره بره
در مورد تمام اینها فکرکردم
اما حالا اصلا به هیچی نمی تونم فکر کنم
نمی تونم بهت بگم چیزی نیست یا اتفاقی نیفتاده
حتی بهت نمی تونم بگم نگران نباش درست میشه
فقط باید همینجا تمومش کنی
من موارد مثل این زیاد دیدم
فقط باید همینجا تمومش کنی و از زندگیت لذت ببری
با یکی جوون تر و خوشگل تر از اون ملاقات کن
و از زندگیت لذت ببر
No comments yet. Be the first to leave one.