نخستین 200 خط.
،کارول در سال 2004 محکوم شد
.به جرم قتل 14 زن جوان
.توی ویرجینیا بهت نیاز داریم رایان
.من دیگه مامور نیستم
.تو کارول رو دستگیر کردی .هیچکس مثل تو اونو نمیشناسه
میخوای جلد دوم کتابم در چه موردی باشه جو ؟
.قراره باهم بنویسیمش رایان
.حتی با وجود اینکه با زنم رابطه داشتی
.کلی اتفاقات شگفتانگیز منتظرت هستن
.اون خودش رو مثل" ادگار آلن پو " تصور میکنه
.که همین انگیزه نوشتن رمانش بوده
.چند تا جسد دیگه داریم
.چشمهاش رو درآورده .امضای مخصوص کارول
از اون نگهبان زندان استفاده کرده .تا به اینترنت دسترسی داشته باشه
.تا یه مکتب فکری رو خلق کنه
.مامور پارکر مسئول پرونده است
.مکتبهای فکری، تخصص منه
،اون زن که خودش رو با یخشکن کشت ،همسایههای همجنسباز
،و پرستار بچه توی داستان جدیدت چه نقشی دارن ؟
کجاست ؟ جویی ؟ پسرم کجاست ؟
.کارول میدونه اون بچه کجاست
.ولی هیچوقت به ما نمیگه
.ممکنه به زنش بگه
ای حرومزاده، پسرم کجاست ؟
" منقارت را از قبلم بیرون بیاور "
" از جلوی خانه من گم شو "
" کلاغ گفت : دیگه نه "
" ،و کلاغ هیچجا نرفت. همینطور نشسته بود "
" همینطور نشسته بود "
،از نمایشنامه خوشم نیومد
.به ویراستار زنگ بزن و توبیخش کن
.اول صبحی حالم گرفته شد
.روز خوبی داشته باشی
" دروغها روی زمین شناور بود "
" ! کسی باید آن را برمیداشت ... دیگه نه "
! آهای
PersianTrans - Eilia & Anewage ترجمه از ایلیا و امیر
صبح بخیر کلیر
.صبح بخیر خانم
رایان هاردی اینجاست ؟
.نه خانم .تقریباً یک ساعت پیش رفتن
چطور خوابیدی ؟ .هتلی که برامون گرفته بودن افتضاح بود
.تختخوابش مثل آجر سفت بود
چند تا اثرانگشت داریم ؟
.در مجموع 9 تا ،خیلیهاشون اثرانگشتهای قدیمی بودن
،ولی طبقه بالا، توی اتاق زیرشیروونی
.6تا اثرانگشت مختلف پیدا کردیم
.اینا جدیدترینها هستن
.حدسم اینه که بیشتر همینجا جمع میشدن
.4تاشون متعلقه به اِما، جیکوب، پاول و جوردی
آره این 4 تا. و اون یارویی که .ماسک زده بود و به من حمله کرد
.با اون میشه 5 تا
واقعاً فکر میکنی این مکتب فقط به 6 نفر محدود میشه ؟
.انتظار نداشتن محفل کوچولوشون رو پیدا کنیم
،شرط میبندم یه چیزی اینجا هست
.که بهمون میگه جویی متیوس کجاست
.نه. وجب به وجبش رو بررسی کردم
هیچ سرنخی از اینکه کجاست .یا اینکه چرا دزدیدنش، نیست
.میخوام بفهمم این مکتب در چه موردیه
پیام کارول چیه ؟
.کورش، جونز، منسون .همگی شستوشوی مغزی شده بودن
تا اهداف گروه نسبت به .مشکلات شخصیشون اولویت داشته باشه
،مگه منسون به خاطر تمایلات خودخواهانهش
خانوادهش رو نکشت ؟
آره، ولی این کار رو .با انگیزههای دیگهای هم انجام داده
،اون پیروانش رو آزمایش میکنه
،با کارهایی مثل قتل .تا میزان وفاداریشون رو ثابت کنه
،اون خیلی باهوشه
.هرکسی رو مجبور به هرکاری میکنه
.جو یه معلم بوده
،همیشه صاحب نظر بود
.و کارش رو واقعاً خوب بلد بود
،خودم تدریس رو از نزدیک دیدم
میتونست شاگردهاش رو ،مجذوب و شیفته خودش کنه
.طوری که قبلاً هیچوقت ندیده بودم
.هستر " از تمام دنیا دل کند "
اون ... قوانین اخلاقی .مخصوص به خودش رو وضع کرد
ما نمیتونیم از این دنیا دل بکنیم و هرکاری که میخوایم بکنیم ؟
.تا زمانی که حاضریم هزینهش رو پرداخت کنیم
قوانین اخلاقی تو چیه ؟
،این قوانین رو اختصاصی خودتون بکنید
این کار خون تازهای به نوشتههاتون .تزریق میکنه
.باشه
.ممنون
کجا داری سِیر میکنی ؟
.جوردی بیدار شده
سلام جوردی، حالت چطوره ؟
میخوای چه حالی داشته باشم ؟ .بهم شلیک کردی
! آره. شرمنده
.بهمون بگو جویی متیوس کجاست
اوه، فقط همین ؟
فکر میکنی احمقم ؟
.هیچی نمیگم
.ممکنه به خاطر جرمت اعدامت میکنن
.من هیچوقت به صندلی الکتریکی نمیرسم
.من یه افسر نگهبان بودم
.یک هفته هم توی زندان دووم نمیارم
میتونم یه راز کوچولو رو بهتون بگم ؟
.ارزشش رو داشت
،که اون دخترها رو بکشم
،و درحالی که دارن جون میدن .تو آغوشم بگیرمشون
.آخرین نفسهاشون رو حس کنم
میدونی که با جو صحبت کردم. آره ؟
.و از اینکه هنوز زندهای خیلی عصبانی شد
.دوست داره بمیری. تو ناامیدش کردی
.قرار بود کلیر متیوس رو بکشی
مگه دستورت این نبود ؟
.میدونم داری چیکار میکنی
.ولی موفق نمیشی
.یالا، جوردی
جویی کجاست ؟
" لا لا لا "
.صداتو نمیشنوم
"ببین چی شده "
... زودباش، بهمون بگو کجاست
" باورم نمیشه این اتفاق برام افتاده باشه "
" یه دفعه به عرش دنیا رسیدم "
! جوردی ! جوردی
" باید یکی دیگه شده باشم "
!آخ
ببخشید، عمدی نبود - ! نباید این کارو میکردی -
! نباید این کارو میکردی
! هی ! هی ! نه نه نه
.تصویر لرزش زیادی داره
یه شاهد با موبایلش فیلم گرفته - داریم به چی نگاه میکنیم ؟ -
،یه تئاتر خیابانی .توسط مردی که مثل پو لباس پوشیده
.امروز صبح زود
اون ماسک رو میشناسین ؟
این کار رو توی خیابون انجام میده؟
.خیلی عادیه .اونجا یه ناحیه تاریخیه
.و اصل ماجرا اینجاست
هی صبر کن، قربانی کیه ؟
.استن فلوز " منتقد کتاب "
.آره، انتشار ریچموند. میشناسمش
.برای کتابم باهاش ملاقات داشتم
به نقد افتضاح در مورد
.کتاب " دریای خروشان " کارول نوشته بود
.بدترین نقدی بود که تاحالا خونده بودم
مظنون روی جمعیت .از این کاغذهای رنگی ریخته
.که روشون یه چیزایی نوشته
" منتقد بخشنده، آتش اشعار را شعلهور ساخت "
و به جهانیان دلیل داد " " تا شاعر را تحسین کنند
شعری از پو
پس کارول از پیروانش میخواد
از منتقدهاش انتقام بگیرن ؟
.آره میشه اینطور گفت
" تازهترین مورد از قتلهای زنجیرهای "
" ،که بعد از فرار جو کارول آغاز شده "
" .انواع مختلف قتل را در برمیگرد "
" آیا این کار نتیجه یک مکتب فکری است ؟ "
هی، رسانهها در مورد ما ،رسماً از کلمه مکتب استفاده میکنن
،ولی اف.بی.آی قبولش نداره
پس مجبورن خیلی چیزا رو .از رسانهها مخفی کنن
.به خاطر کمعقل بودنشونه
با اِما حرف زدی ؟
نه. چرا ؟
.اوضاع بینتون شکرآبه
،و اگه بخوام منصف باشم .زیاد باهاش خوشرفتار نیستی
اوه، اون ریکـه ؟ ! کارش عالی بود
.ببین، از سوختن یارو هم فیلم گرفتن
،پس ... مرد سوزنده خیلی طرفدار پیدا کرده، آره ؟
.میدونستم میترکونه
از خون متنفری. ولی آتیش چی ؟
.خیلی میترکونه
.من از خون متنفر نیستم
پس درآوردن چشمها چی میشه ؟
اگه آتیش بگیره .دیگه نمیتونی چشمهاش رو در بیاری
.خیلی خوب هم میتونه، خنگول
جوردی منظورش امضای مخصوص جوئه
آتیش با از حدقه درآوردن چشم .جور در نمیاد
.لازم نیست اینقدر وسواسی باشی
درضمن، ما باید هرکدوم .روش خودمون رو ابداع کنیم
.نه اینکه فقط از داستان جو تقلید کنیم ! خنگول به توان 2
.من که داستان جو رو دوست دارم
.پس بچسب به همون جوردی
تو روش خودت رو داری و .منم روش خودم رو
برو با اِما حرف بزن. باشه ؟
متوجه نیستی. مگه نه ؟
.اون دختر، صاف و صادق نیست
.من مثل تو به اِما نگاه نمیکنم
مگه اِما چه مشکلی داره پاول ؟
... ما ... فقط داشتیم در مورد
.نمیخواد طرفداریشو بکنی
... شاید میخواد یه چیزی بگه
.فراموشش کن
.هی بچهها، پیداش کردیم
دوربین یه مرکز تجاری مرکز شهر .فیلمش رو گرفته
.دو خیابون دور تر از محل قتل
میتونی مشخصات پلاک ماشین رو دربیاری ؟
.بفرمایید
... ماشین به اسم
.ریک کستر " ثبت شده " .29سالشه
.پلاک 120 خیابون چرچیل
.امنه
.امنه
هی
.تو رو خدا بهم آسیبی نرسون
.آسیبی بهت نمیزنیم
تو کی هستی ؟
" مگی کستر " .اینجا زندگی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.