Leave One Day

Leave One Day (Partir un jour)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Partir un jour 2025 FRENCH 1080p WEB DL H264 Slay3R FA@FrancoFilms
ناشر Francofilms
ترجمه از گروه تلگرامی: @FrancoFilms ✔ مترجم: علی کلان ✔ مناسب برای نسخه: 01:36:50 ✔

برچسب‌ها

webdl
professional_translation
تاریخ انتشار: 2025-09-16
تعداد دانلود: 61
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 24

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫دو تا خط رنگی ظاهر میشه.

‫یکی باید تو قسمت کنترل باشه،

‫اون یکی تو قسمت تست.

‫اینکه یکیشون کم‌رنگ‌تره، تأثیری تو نتیجه نداره.

‫«این یعنی شما به احتمال زیاد حامله‌اید.»

‫لعنت بهش!

‫لعنتی...

‫ترجمه و زیرنویس: ‫علی کلان

‫- گندش بزنن. ‫سِس؟

‫- هان؟

‫- کجایی؟

‫- همین‌جام. الان میام.

‫- چی کار میکنی؟ ‫- هیچی.

‫داشتم رازیانه‌ها رو برمی‌داشتم.

‫- خرچنگ رو تو چی سرو کنیم؟

‫- اممم...

‫بیا.

‫اینو بگیر.

‫ مریم‌گلی یا میوه اُرس؟ ‫

‫باشه، بذار ببینم.

‫- سرآشپز؟ ‫- بله.

‫سس؟

‫خب...

‫این به اندازه کافی غلیظ نشده.

‫یه قابلمه کوچیک‌تر بردار و با کره غلیظش کن.

‫- سرآشپز؟

‫صفیا، جدی میگم، اینا خیلی درشتن.

‫بهت گفتم نگینی خرد کن.

‫تو دوره فنی‌حرفه‌ای مگه بهت یاد ندادن،

‫نگاه کن.

‫اینجوری. باشه؟

‫- سرآشپز. ‫- یالا، بجنب.

‫بله مامان، چی شده؟

‫هان؟

‫چی شده؟

‫چی؟ الان کجاست؟

‫اه، لعنتی!

‫لیمو...

‫قارچ مورال...

‫-خوبی؟

‫- ما هیچ‌وقت آماده نمیشیم. ‫هنوز غذای مخصوص رستوران رو هم نداریم.

‫چند تا چیز خوب داریم، ولی اون چیزی که...

‫...مردم تو اینستاگرام شیر کنن ‫و یادشون بمونه رو نداریم.

‫- من راجع به بابات پرسیدم.

‫- آهان.

‫خب، نه، خوب نیست.

‫ولی خب.

‫شاید اینجوری بالاخره دست از کار بکشه.

‫- آره.

‫خب حالا کی میری پیشش؟

‫- خب، نمیرم.

‫- یعنی چی؟ ‫- من جایی نمیرم.

‫دو هفته دیگه افتتاحیه است.

‫- جدی میگی؟ بابات بیمارستانه.

‫- ولی ما آماده نیستیم. ‫- به درک که نیستیم!

‫تو باید بری!

‫- خب نه. ‫-این چه حرفیه میزنی؟

‫از کی تا حالا نرفتی ببینیش؟

‫- اممم، کریسمس.

‫- داشتیم کار می‌کردیم. ‫- خب کریسمس قبلش.

‫سُفیان، من الان نمیتونم برم.

‫نمیتونیم برای چهل نفر سرویس بدیم. ‫- بس کن.

‫- نه، بس نمیکنم!

‫باید به تمرین ادامه بدیم. ‫- بس کن!

‫سرآشپز استرسی، تیم استرسی. ‫- من استرس ندارم.

‫- باشه. ‫- همه چی خوبه.

‫چیه؟

‫- استرس نداری؟

‫می‌دونی چیه؟ بیا یه بازی کنیم. هوم؟

‫تا ببینیم واقعاً نداری یا نه.

‫هر کی میگه درس، میگه...

‫- کار.

‫- امم، هر کی میگه پول، میگه...

‫- خرج.

‫هر کی میگه...

‫وام، میگه...

‫- بدهی.

‫یالا!

‫- آه، «تاپ شف».

‫یه قسمتش رو هم از دست ندادیم، ‫چسبیده بودیم به تلویزیون.

‫من که عاشقشم. تو خونه من آشپزی میکنم.

‫غذای مخصوص من «کَسوله» است.

‫البته چیز دیگه‌ای هم بلد نیستم.

‫ولی خوب درستش میکنم.

‫همه‌چیز رو از شب قبل آماده میکنم. ‫گرم‌کرده‌اش خوشمزه‌تره.

‫و از همه مهمتر،

‫با گوشت غاز درستش میکنم.

‫از گوشت اردک لطیف‌تره. ‫- هوم.

‫- غذای مخصوص شما چیه؟

‫- هوم، راستش غذای مخصوصی ندارم.

‫- واقعاً؟

‫ولی اون چیزی که برای فینال «تاپ شف» درست کردید،

‫یه جور کیک شور...

‫- سوفله با سس خرچنگ؟ ‫- آره، خودشه!

‫خیلی خوشمزه به نظر می‌رسید!

‫- خب، ممنون. دستور پختش رو بهتون میدم،

‫اگه بخواید. ‫- با کمال میل، حتماً میخوام!

‫- پاستیل میخوای؟

‫آره، داشتم فکر می‌کردم، برای ماهی لوت، ‫میتونیم یه کم شیسو اضافه کنیم؟

‫خودت ببین چی کار میکنی. بوس.

‫بوکوز!

‫آخ پسر من!

‫- سلام. ‫- سلام.

‫ - لطفاً.

‫ - تو بشین، من خودم انجامش میدم.

‫ دست به اون نزن!

‫ برو بشین!

‫ - تو بلد نیستی. ‫- نه بابا؟

‫اوه!

‫عشق من!

‫- سلام مامان. ‫- اوه، دخترم.

‫- این اینجا چی‌کار میکنه؟

‫تو بهش زنگ زدی؟

‫- سلام.

‫سؤال اصلی اینه که " تو " اینجا چیکار میکنی.

‫چرا تو بیمارستان نیستی؟

‫- آقا رضایت‌نامه امضا کرده، ‫چون از دکترا بیشتر می‌فهمه.

‫- دیوونه‌ای!

‫- من گفتم سیب‌زمینی سرخ‌کرده، نه لوبیا.

‫- این یه بار رو، لوبیا می‌خوری.

‫برات بد نمیشه.

‫- بعداً بهت میدم.

‫- مرسی. ‫- من حالم خیلی خوبه!

‫هیچ دلیلی نداشت ‫که تو بیمارستان بمونم.

‫- آره خب،

‫این تازه سومین سکته‌ توئه.

‫میخوای رکورد بزنی؟

‫- میشه این‌قدر با این موضوع رو مخم نری؟

‫- حق با توئه.

‫وقتی تو بمیری، منم بازنشسته میشم.

‫این کوفتی چطور کار میکنه؟

‫- خب، باشه.

‫- صبر کن، بهت نشون میدم.

‫- بشین سر جات.

‫- تکلیفتو روشن کن!

‫- بدون اینکه تکون بخوری نشونم بده.

‫- منم بدون حرف زدن برات توضیح بدم؟

‫-داره میسوزه!

‫نمی‌تونستین طلاق بگیرین، ‫مثل بقیه مردم؟

‫- چرا باید طلاق بگیریم؟

‫ما عاشق همیم.

‫- دیدی، همه چی خوبه.

‫پس میتونی برگردی.

‫- شروع نکن. دخترت اینجاست. ‫بشین سر جات و بذار کارشو بکنه.

‫- صبر کن، برو کنار. ‫- برو کنار.

‫من... من اول گوشت رو میذارم. آها، ببخشید.

‫- با انبر، فان‌فان!

‫- اَه، ولمون کن دیگه!

‫- خیلی خوبه. ‫- میذارمش اینجا.

‫- یه کم پیازچه و حله.

‫یالا، هپ. ‫- پیازچه...

‫- بیا. ‫- بده من اونو.

‫فوت کوزه‌گری. ‫- فوت کوزه‌گری.

‫- خب... ‫- دو تا استیک، عزیزای من!

‫دو تا استیک کوچولو!

‫- خب...

‫دکترا چی میگن؟

‫- مهم‌تر از همه، استرس ممنوع.

‫نباید عصبانی بشم.

‫و همین عصبانیم میکنه.

‫اونجوری دست به سینه واینستا. ‫- باشه.

‫- باید دوباره سالاد الویه درست کنیم.

‫- باشه. دستمالا کجان؟

‫- تو کابینت پشتی، سمت چپ، پایین.

‫- خب.

‫سالاد الویه.

‫- خب آره.

‫میشه بدونیم چی انقدر خنده‌داره؟

‫نه، ولی...

‫فقط همین‌جاست که هنوز از اینا درست می‌کنن.

‫- آره خب.

‫راست میگی، یادم رفته بود.

‫- چی؟

‫- صبر کن پیداش کنم...

‫آهاش. «سالاد الویه برای آشپزی سطح بالا،

‫«همون چیزیه که دمپایی لاانگشتی برای فشن سطح بالاست.»

‫سسیل بِگَن، تاپ شف، قسمت 7.

‫- حرفایی که زدم و بهت برخورده رو یادداشت کردی؟

‫- چیه؟ از ادای احترام خوشت نمیاد؟

‫- چرا، ولی بستگی داره چه جوریش باشه.

‫اوه، لعنتی...

‫- چی شده؟

‫- هیچی.

‫- دو تا سوسیس شکم‌پر و یه استیک.

‫- میزان پخت استیک، عزیزم.

‫- آبدار.

‫ -شما دو پیام دارید.

‫امروز، ساعت 15:36.

‫-منم. حق با تو بود.

‫-ماهی لوت با شیسو، ترکوند! خیلی خوب جواب داد.

‫-تو فوق‌العاده‌ای. بوس.

‫امروز، ساعت 15:41.

‫-سلام، خانم بِگَن، دکتر درولز هستم.

‫-پیامتون رو دریافت کردم.

‫یه وقت ملاقات برای جمعه ‫ساعت پنج و نیم براتون پیشنهاد میکنم.

‫-یه سونوگرافی برای تعیین ‫سن جنین انجام میدیم و بهتون میگم

‫-چه گزینه‌هایی برای سقط جنین وجود داره.

‫-حتماً با من تماس بگیرید. ممنون، فعلاً.

Leave One Day subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Leave One Day

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left