هماهنگ با نسخه‌های زیر

Black Clover TV 11 - 1080p x264
Black Clover TV 11 - 480p x264
Black Clover TV 11 - 720p x264
ناشر talismannight

برچسب‌ها

x264
1080
480p
480
720p
720
تاریخ انتشار: 2017-12-13
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 199 خط.

،زمانی که به نظر می رسید بشریت توسط شیاطین در حال نابودیست

یک جادوگر به تنهایی همه رو نجات داد‏.‏

بهش لقب پادشاه جادوگرا رو دادن و تبدیل شد به یک افسانه‏.‏

خوشت آمد؟ یک آدم معمولی حالت رو گرفت‏.‏

خوشت آمد‏،‏ لــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــــی‏!‏

آستا‏!‏

اصلا نمیتونه جلوی خودش رو بگیره‏.‏

بالاخره بیدار شدی، لعنتی؟

پس جادوم مهر شده‏.‏

شما قراره همه چی رو به شوالیه های جادوگر بگید‏،‏

اینکه کی هستین و قصدتون از این کارا چی بوده‏!‏

قبول نمیکنم‏.‏

به نظر میرسه پایان کارمونه‏.‏

جادوی یخ‏:‏ تدفین در یخ‏.‏

منظورش چی بود‏.‏

احمق‏!‏

فکر کردی‏.‏‏.‏‏.‏

فکر کردی زندگی چیه؟‏!‏

اون روز چه اتفاقی در شهر درون قلعه افتاد

Empire eyes

کلمات بی روح نمیتوانند کاری انجام دهند

میدونم ، میدونم

با آرزوی پرواز کردن در آسمان

تمام زندگیم هر شب خواب میدیدم

با وجود این دنیای ظالم ، آهسته و گام به گام قدم بر میدارم

اهمیت نمیدم چقدر شکست بخورم

با غریزم پیش میرم و هیچ وقت تسلیم نمیشم

به سمت آینده دور ، در حال فرار هستم

برو حتی فراتر از ترس های کشف نشده ات

چشم انداز من ، من می توانم خودم باشم

یه روز من صفحه بعدی رو مینویسم ‏.‏‏.‏‏.‏

که تو امید من هستی

درست مثل صفحه ی اون روز

که من تو رو ملاقات کردم

من بهش میگم یه معجزه

به نظر میاد مثل خر کار کردین‏!‏

حالا تو چرا خوشحالی؟

نزدیک بود بمیریم‏.‏

کاپیتان‏،‏ فکر نمیکنم این موضوع خنده دار باشه‏.‏

با ناراحت بودن ما اون پیرمرد اهل سی هه زنده نمیشه، درسته؟

بله‏!‏ هر چی شما میگین درسته‏،‏ قربان‏.‏

اون پیرمرد دوست داشت همه رو شاد و پرانرژی ببینه‏.‏

زودباشین‏،‏ شما هم بخندین‏.‏

زودباشین‏.‏

بلندتر‏!‏

نویل‏،‏ زودباش‏!‏

بایدم همینجوری باشه‏.‏

اتفاقی که برای اون پیرمرد آمد واقعا ناراحت کننده است‏،‏

اما شما تونستین از روستا محافظت کنین‏.‏

باید افتخار کنین‏.‏

خیلی خب‏.‏ کارتون عالی بود‏،‏ احمقا‏.‏

مرسی‏،‏ قربان‏!‏

ممنون‏.‏

چیکار میکنی؟

مگه احمقی‏!‏ تو حتی شیوه احترام گذاشتین شوالیه های جادوگر رو نمیدونی؟‏!‏

خوب نگاه کن‏!‏

این انگشتا نماد شبدر هستن‏.‏

زودباش‏،‏ امتحان کن‏!‏

چشم‏،‏ قربان‏!‏

آ باریکلا‏!‏

خوش آمدیم‏.‏

حتما خیلی خسته شدین‏.‏

ونسا خانم‏!‏ فینرال‏!‏

یامی سان‏‏‏،‏‏‏ ما به وزارت تحقیقات جادویی رفتیم‏.‏

خب. چیزی هم پیدا کردین؟

کی پشت این قضیه است؟‏!‏

بهم بگو تا خودم برم پدرش رو در بیارم‏!‏

سر راهم ـَم با اون کسی که فرار کرده بود یک تصفیه حسابی میکنم‏!‏

خب‏،‏ راستش‏،‏

آنها سر نخی که از خودشون به جا گذاشتن رو برسی کردن‏،‏

اما هنوز چیزی پیدا نکردن‏.‏

آنها نمیتونن یک کار ساده هم انجام بدن؟

با شمام‏!‏

خونه رو خراب نکنین‏!‏

غلط کردم‏!‏

خودمونیم اما اون ساعت جیبی واقعا حرف نداشت‏!‏

آره، تازه شما در مورد رفتار‏،‏

و قدرت فوق العادشون گفتین‏.‏

پس باید سلطنتی یا نجیب زاده باشن‏.‏

وای نگا‏،‏ این آقا کوچیکه کیه؟ بوخولمش‏.‏

آخه کجاش خوشگله؟‏!‏

خ‏-‏ خیلیم خوشگله‏.‏

آخ‏،‏ آخ‏،‏ آخ‏،‏ آخ‏،‏ آخ‏!‏

هوی‏،‏ لعنتی‏!‏

بیا اینجا‏.‏

پرنده بد ترکیب‏!‏ میخوام ازش جوجه کباب درست کنم‏!‏

اول باید از رو جنازه من رد بشی‏!‏

آماده باش‏!‏

جراتش رو نداری‏!‏

لعنتیا مگه بهتون نگفتم خونه رو خراب نکنین؟‏!‏

غلط کردیم‏!‏

خودت که بیش تر ما خونه خراب میکنی‏.‏

خب‏،‏ گوش کنین‏.‏

من اهمیت نمیدم کسی که پشت این قضایاست سلطنتی باشه یا نجیب زاده‏.‏

اجازه میدیم که وزارت تحقیقات جادویی کارش رو ادامه بده‏،‏

تا موقعی که گزارش بدن‏.‏

از این مهم تر‏،‏ خبرای خوبی دارم‏.‏

خبرای خوب؟

دوست دارین بدونین؟

معلومه که‏!‏

قراره شما شخصا توسط پادشاه جادوگرا به خاطر اقداماتتون تشویق بشین‏!‏

پادشاه جادوگرا؟‏!‏

قراره ستاره بگیرین‏!‏

چـــــــــــــی، مرگ من؟

ایول‏!‏

!ایــــــــــــــــــــــــــول

چی‏.‏

!ایــــــــــــــــــــــــــول-

‏-‏تبریک میگم‏.‏

خب، حالا این ستاره چیه؟

حالا چرا انقدر خوشحال شدی وقتی نمیدونی چی هست‏!‏

ستاره ها توسط پادشاه جادوگرا به خاطر عمل کردشون داده میشه‏.‏

حالا به چه دردی میخورن؟

راستش‏.‏‏.‏‏.‏ فک کنم افتخار داره‏.‏

افتخار؟‏!‏

درسته‏،‏ آستا‏!‏ افتخار‏!‏

این یک افتخار برای مرداست‏!‏

برای خانما هم هست‏.‏

فقط نشان افتخار برای زنا و مرداست‏!‏

من که نمیفهمم‏.‏

بیش تر جوخه ها برای بدست آوردن بیش ترین تعداد ستاره با هم رقابت میکنن‏.‏

تعداد ستاره ها نشون میده که یک جوخه چه مقدار کار رو به پایان رساندن‏.‏

که اینطور‏!‏

در حال حاضر‏،‏ طلوع طلایی با 70 تا بیشترین تعداد ستاره ها رو در اختیار داره‏.‏

70تا؟‏!‏

ما چی؟ گاو سیاه وحشی چندتا داره؟

نباید از طلوع طلایی ببازیم‏!‏

ما‏.‏‏.‏‏.‏

بالاخره رسیدیم به 30‏‏-‏‏‏ ‏.‏

منفی؟‏!‏

چی؟

با این انگار 100 تا با طلوع طلایی فاصله داریم‏.‏

100تا؟‏!‏

به نظر میرسه برای همیشه ازش عقب میمونم و نمیتونم شکستش بدم‏!‏ خدا لعنت ـِت کنه یونو‏!‏

نمیتونی شکستم بدی‏.‏

یعنی واقعا باید تو این جوخه باشم؟

تازه یک چیز دیگه‏.‏

اینم حقوق این ماهتون‏.‏

چی؟

این پوله‏‏!‏‏ به نظر میرسه 200,000 یولسی باشه‏!‏

خدا خیرتون بده‏!‏

کاپیتان ممنونم‏!‏ الان میتونم کلی غذاهای خوشمزه بخورم‏!‏

نوش جون ـِت‏.‏

میگم کاپیتان! چند میگیری باهام مبارزه کنی؟

بگو؟ بگو؟

نمیخوام‏.‏

چی‏،‏ بیخیال‏.‏

دارم فکر میکنم لباس های جدیدی برای خواهر مثل فرشته ام ماری بخرم‏.‏

فکر میکنی چی بهش میاد؟

چمیدونم‏.‏

نظری ندارم‏.‏

فردا جمعه است‏.‏ برا همین روزتون رو هدر ندین‏.‏

فردا کلی قرار با دخترای خوشگل مشگل دارم‏!‏

هر کاری میخوای کن‏.‏

خدا خیرتون بده‏!‏

به خاطر همه چی از شما ممنونیم کاپیتان‏.‏

بهتره همه با هم بریم بیرون و خوش بگذرونیم، مگه نه بچه ها؟

اینو جلو گدا بندازی هم بر نمیداره‏.‏

به گدا توهین نکن‏!‏

با این پول میتونی به اندازه 10 سال نومویمو بخری‏!‏

نومویمو دیگه چه کوفتیه؟

سیب زمینی های روستای هاگ که یک مزه شیرین و عجیبی داره‏.‏

به نظر بد مزه میاد‏.‏

اصلانم نیست‏!‏ خواهر لیلی خیلی خوشمزه درستشون میکنه‏!‏

ایشون کی باشن؟

کسی که یک روز میخوام باهاش ازدواج کنم‏.‏

چی؟

خواهر‏،‏ منظورت همون راهبه نیست؟ اونا نمیتونن ازدواج کنن‏.‏

م‏-‏ مهم نیست‏!‏ بالاخره یک راهی پیدا میکنم‏!‏

مگه خری؟

اولین حقوقتون رو بهتون تبریک میگم‏!‏

حالا چه برنامه ای براش دارین؟

هنوز تصمیم نگرفتیم‏.‏

تو چی، پسر جون؟

م‏-‏ من میخوام مقداریش رو برای کلیسای روستامون بفرستم‏.‏

فکر خیلی خوبیه‏،‏ آستا‏!‏ مثل مردا شدی‏!‏

درسته؟‏!‏ سنپای شما هم میخواین پول بفرستین؟‏!‏

معلومه‏!‏ اما‏.‏‏.‏‏.‏

اما؟

بعد از این که صدبرابرش کردم‏!‏

بچه خودتی‏.‏

یک مرد باید ریسکش رو کنه‏!‏

بهتره بگیم احمق تا مرد‏.‏

پول فرستادن خوبه‏،‏ اما همش رو نفرست‏.‏

یک مقدارش رو برای خودت بزار‏.‏

ب‏-‏ باشه‏!‏

اما باهاش چیکار کنم؟

پس بیا فردا برای خرید، یک سری به شهر درون قلعه بندازیم‏.‏

تو هم بیا‏.‏

خرید؟

دوتاتون رو میبرم‏.‏

خواهر لیلی، حالت خوبه؟

من که عالیم‏.‏

همه اعضای جوخه هوای من رو دارن‏.‏

آستا‏،‏ درست همینجا بایست‏.‏

برا چی؟

تکون نخوریا‏.‏

جادوی آتش‏:‏

توپ‏.‏‏.‏‏.‏

More Farsi Persian subtitles for Black Clover (ブラッククローバー)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left