نخستین 191 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(درخشش برای یک چیز)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
معلوم شد که
مرگ تو، دلیلی برای تموم شدن همه چیز نیست
تا وقتی که بگیم همو دوست داریم
فضا و زمان تموم میشه
اونا
ما هیچ وقت قرار نیست با هم باشیم
جانگ ون سن
دوست دارم
خیلی خیلی دوست دارم
میشنوی چی میگم؟
::::::::: آيــــ(قسمت بیستم: سازمون خیلی قشنگه، چرا باید نوای خاحافظی سر داد؟)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
این آخرین شانسمه
تا نجاتش بدم؟
هی
الان داری چی کار میکنی؟
چجوری می تونی با این قیافه ی غمگین
به مردم سرویس بدی؟
کار و بار نداری
چرا اومدی اینجا؟
گرچه من از بیرون میخندم
ولی بعد اینکه برنامه تموم میشه
همیشه احساس خالی بودن میکنم
و کسی نیست که باهاش حرف بزنم
از وقتی که بچه بودم همیشه خودمو سرگرم می کردم
دوستام فکر میکنن من عجیبم
اما دفعه ی آخری تو بهم گفتی
که من بهترین دوستت بودم
واقعا خوشحال شدم
خداروشکر
می تونی چیزی که بهت گفتم باور کنی
پس داستانت درباره ی یانگ چائو یانگو
بهم بگو
اون چه جور آدمیه؟
معروفه؟
...دوستای دیگه ای هم
به غیر از تو داره؟
همه چیز تموم شده
دیگه نمی خوام حرف بزنم
در مورد اون یارویی که راجع بهش حرف می زدی چی؟
دیگه نمی خوای نجاتش بدی؟
می خوام نجاتش بدم
ولی
نمیدونم
اگر بتونم، نجاتش بدم
پس داری میگی هنوزم یه شانسی هست
حتی اگر شانسی هم باشه
آخرین شانسه
چرا انقدر بهش اهمیت میدی؟
حالا تلاشتو بکن
اما نمیدونم
باید بعد از اینکه نجاتش دادم
چیکار بکنم
بعد از اینکه نجاتش دادی
می تونی به سفرت ادامه بدی
و زندگی ای که دوست داری رو شروع کنی
اما من زندگی ای رو نمیخوام
که حتی توش نمی تونم بهش بگم دوسش دارم
تو فکر میکنی
کدوم مهمه؟
عشقت بهش یا زندگی اون؟
ممکنه قانون بازی همین الانشم تغییر کرده باشه
بهتره یه تلاشی داشته باشی
تا اینکه حس بدی داشته باشی
نترس
چیکار می تونم برات کنم؟
میتونی بهم بگی
درسته
هرچیه، به بهترین رفیقت توی سه سال دبیرستان بگو
دست بردار از انقدر عجول بودن
مثل خودت که گفتی دست بردار از فکر کردن به اینکه یه دفعه ای تو حرفهت استاد بشی
و فقط از زندگی لذت ببر
باشه
پس من برم دیگه، موفق باشی
خداحافظ
فردا هر جوری که بود
آینده هر جوری که شد
ما به زودی جواب رو پیدا میکنیم
،پس
از هیچ چیزی نترس
ارشد
من الان دانش آموز سال اول دبیرستانم
پیام از سال سوم دبیرستانه
چرا برگشتم به سال اول پس؟
حق با یانگ چائو یانگ بود
قانون بازی تغییر کرده
پس
من دو سال فرصت دارم
دو سال
هی
چی کار میکنی؟
داری میری سر تمرین؟
تمرین؟
آره
اجرای جشنواره ی هنری
یادت رفته بود؟
پسرا و دخترا
در واقع، این نوع ساز
یاد گرفتنش خیلی سخت نیست
تا زمانی که با هم دیگه کار کنیم
من مطمئنم
میتونیم یه اجرای خیلی زیبا بسازیم
درسته؟
خب
حالا بیاین تمرین کنیم
خانم جانگ
افراد زیادی توی این اجرا حضور دارن
هماهنگ کردنشون سخته
همین الان، لین بی شینگ رو دیدم
به کلاس بعدی میرفت تا درخت بزرگ بازی کنه
کی گفته من رفتم؟
لین بی شینگ
خانم جانگ، سوتفاهم پیش اومده
من جایی نمیرفتم
با همکلاسی هام خوب تمرین میکنم
شنیدی؟ یانگ چائو یانگ؟
الان تو توی کلاس تنها کسی هستی که نمی خواست تمرین کنه
فکر نکن بقیه نمی دونن چی تو فکرت می گذره
چی؟
دلت نمی خواد که تنهایی بری روی استیج و گفتگو رو انجام بدی؟
نمیتونی
اجازه بده کل کلاس رویاهاتو برآورده کنه
هر چه زودتر
با تصوراتت
رویا پردازی رو تموم کن
اگر نمی خوای تمرین کنی
می تونی بری بیرون
درسته
کسایی مثل تو که به خودشون
به عنوان عضوی از یه کلاس فکر نمی کنن
میتونن کلاسشون رو عوض کنن
برو
درسته برو
میرم
یانگ چائو یانگ
چجوری میتونید همچین چیزی رو راجع به هم کلاسیتون بگید؟
تو از کجا اینجا رو میشناسی؟
چیه؟
از چی میترسی؟
می ترسی جاتو بگیرم؟
میدونم اینجا جای مخفی توئه
نه تنها جاتو نمی دزدم
بلکه شنوندتم میشم
چرا انقدر پر ادعا به نظر میای؟
من مثل تو نیستم
نمیخوای تمرین کنی ازم به عنوان یه تکیهگاه استفاده میکنی؟
چطور میتونی با دوستت اینطوری رفتار کنی؟
دوستت کیه؟
بیشتر از یه ماه از وقتی که مدرسه شروع شده گذشته
ما فقط دو کلمه حرف زدیم
من فقط گفتم "لین بی شینگ
"مشقاتو بهم قرض بده
"تو گفتی " ها؟
مگه مشق داشتیم؟
فکر کنم زیاد فکر میکنی
اگه میخوای اون سازو کار کنی خودت تنهایی تمرینش کن
آره
من خیلی زیاد فکر میکنم
واسه همین نمیتونم دوستامو ببینم
نمیتونم آینده رو ببینم
نمیتونم کسایی که همه کار برام کردن رو ببینم
اما الان پسش میگیرم
خوشبختانه
من یه شانس دیگه هم دارم
و وقت بیشتری که همه چیزو عوض کنم
خوش شانسم نه؟
آره آره آره
اینجوری سعی نکن جبران کنی
من باور نمیکنم
به هرحال من لین بی شینگم و عادت دارم
توام دیگه باید بزرگ شی یکم
هی به این فکر نکن
یدفعه استاد بشی تو حرفه ای که میخوای
باید یاد بگیری که تو مدرسه هم از زندگی لذت ببری
باور نمیکنی که میخوام تو گفتگو متقابل استاد باشم؟
هیچکس باور نمیکنه ولی من باورت میکنم
مطمئنا موفق میشی
چون آیندهات
مثل اینجا مخفیه
هیچکس به خوبی من نمیدونه
شک نکن
بیا بریم
بیا بریم
خیلی متاسفم
وقت همه رو تلف کردیم
منم خیلی متاسفم
و
لین بی شینگ گفت
به اشتباهش پی برده
دیگه هیچوقت نمیره سر یه کلاس دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.