نخستین 200 خط.
ترجمه از سینا Thunderstruck
🌟 ارائه شده توسط رسانه تلگرامی مووی امپایر و سینما بست🌟 ⚡️@Movie_Empire ✔️@CinamaBest
،آقای رئیس جمهور، جیم گوردون هستم
معروف به رئیس پلیس گاتهام، معروف به رئیس
.ولی میتونی بهم گوردو صدام کنی
...قربان، شهر گاتهام بالاخره آمادس تا
.لطفاً منتظر رئیس جمهور بمونید
.ببخشید، فکر کردم شما رئیس جمهورید
.نه، من منشیشام - .خب، آره -
،حالا که اینو میگی
با عقل جور میاد که رئیس جمهور .خودش تلفنهاشو جواب نده
فقط به خاطر اینه که زیاد .منشیِ مرد نمیبینم
.رئیس جمهور هستم - ،قربان، من، خودم -
بدون هیچ کمکی از بقیه، قطعاً خودم تنهایی .ترتیب سپاه ناعدالتی رو دادم
شهر گاتهام آمادست تا دوباره .به ایالات متحده بپیونده
...گوردو میتونم اینجوری صدات کنم؟
.اینو ترجیح میدم
گوردو، به گفته جاسوسهای من، هنوز یه .ابرشرور هست که داره حمله میکنه
.هارلی کوئین
.آه... اون چیزی بجز یه زگیل دور سوراخ کونم نیست
.میسوزونه؟ آره
.راحت نیست؟ مطمئناً
برای شریک جنسی وحشتناکه و بیشتر مواقع .قرار رو بهم میزنه؟ قطعاً
ولی هیچ چیزی جز کِرِمی که دکتر تجویز کرده .نمیتونه ترتیبشو بده
...این
.خیلی اطلاعات درباره زگیل مقعدی داری
.داری با یه خبره حرف میزنی
.ببین، گوردو، هارلی کوئین باعث سقوط گاتهام شد
.اون یه تهدیده
.اون به روح جامعه ترس وارد میکنه
.اگه اون هنوز بیرونه، پس گاتهام هنوز امن نیست
.ترتیب هارلی کوئین رو بده، منم گاتهام رو به نقشه برمیگردونم
.دارم میام سراغت، کوئین
.هارلز، اگه میخوایم دربارش حرف بزنیم، بیا فقط حرف بزنیم
.یعنی، اگه تو بخوای، فکر کنم منم بتونم. آره
اون... عجیب بود، نه؟
،خیلی عجیب
...خیلی داشتم فکر میکردم، و فکر میکنم این
.یه سیخونک، یه حرت یهویی بود
میدونی؟ - . آره-
.آدرنالینِ فرار کردن بود، میدونی
.فقط فکر میکنم مغزمون رو تحت تأثیر قرار داد
.صد در صد - .واقعاً درست فکر نمیکردیم -
میدونی؟ - خیلی عجیب و غیر عادیه
.که تمام چیزایی که من میخواستم بگم رو گفتی
فکر کنم باید اینو بزاریم جزو
.لحظههای عجیبی که چیز عجیبی پیش میاد
میدونی چی میگم؟ .یعنی، همش همین
!کاملاً. کاملاً !خیلی شبیه کارای من بود
،هارلی کوئین بود !کسی که همیشه کارای عجیب میکنه
!همیشه کارای یهویی میکنه !هی
!همیشه ملت رو ماچ میکنه
!حالمو بهم زدی .چیزی که میخوام نیستی
...هارلی، مطمئنی مشکلی نداری، یا
...آره. قسم میخورم. مشکلی ندارم. فقط .مشکلی نداریم
.آخخ، عالیه! فقط خوشحالم که هم نظریم
.یعنی، من بزودی با کایتمن ازدواج میکنم
.میدونی، باید روی اون تمرکز کنم - .البته -
.آره، منم خیلی سرم شلوغه
.مثلاً دارم قدم بعدیم رو برنامه ریزی میکنم ...یه عالمه حرکت. همش
.تقریباً یه عالمه حرکت
وای. اینو ببین. راستش .برای یه ملاقات برای برنامه ریزی حرکات دیرم شده
.اوه، این خیلی خوبه
.هارلی، خیلی خوشحالم که دربارش حرف زدیم
منم هیچوقت چیزی رو نمیخوام که به دوستیمون برینه، میدونی؟
آره. کاملاً. آره، مخصوصاً سر یه ماچ
.که، میدونی، که معنی خاصی هم نداشت
پس، میخوای به کایتمن بگی؟
چطور تونستی این کارو باهام بکنی؟
.عزیزم، خیلی متأسفم
ببین، میخواستم برای رزرو کردن زنگ بزنم .ولی کار پیش اومد
.گفتم که متأسفم
،متأسفم که یه میز توی «شعبه اصلیِ خونههای خشتی سنیور مکزیکو» جور نمیکنه
.که جای مورد علاقه پدر مادرم برای برانچ خوردن توی کُل گاتهام بود
عزیزم، خوبی؟ - ...آره. من... فقط... این -
.الآن خیلی ذهنم مشغوله
.هی. متأسفم که اینقدر فشار روت آوردم
،فقط این اولین باریه که باهات ملاقات میکنن
،و منم میخوام به اندازه خودم ازت خوششون بیاد
،چون، فشاری نیست، اگه اونا دوسِت نداشته باشن
.اجازه عروسی رو نمیدن
!و اونوقت اونا نمیان به عروسی
.عزیزم، کاری میکنم ازم خوششون بیاد
.چون پدر مادرا همیشه منُ دوست دارن
.منظورم، نه پدر و مادر خودم یا هر پدر و مادر دیگهای
!ولی مسئله اینه که پدر و مادر تو؟ آه
.کاری میکنم حسابی تحت تأثیر قرار بگیرن
.خدایا، عاشقتم
،خیلهخب. همونطور که همه میدونیم خیلی سرم شلوغه
عجیب سرم شلوغه، شلوغ .تر از همیشه
سؤال اینجاست، سرم با چی شلوغه؟
بعدش چیه؟
فکر میکردم بعد از اینکه ترتیب لیگ ناعدالتی رو دادیم
.میخوایم لَش کنیم و خوش بگذرونیم
.اوه. آره .خوش میگذرونیم
!بعد از اینکه من ترسناک ترین ابرشرور جهان شدم
.اون که تو نیستی
!بزرگی که توی این نیست
!بزرگی دقیقاً همونجاست
.هارلی، اول میخوام به خاطر این خایمالا عذرخواهی کنم
.من، به شخصه، دعوتت میکنم از حدت فراتر بری
.این چیزیه که خوابش رو میدیدم
،اگه میخوای کارای واقعاً شرورانه بکنی
!پس من اون کسیام که نیاز داری
نظرت درباره کُشتن حیوون خونگی چیه؟
...هارلی، اومدم درباره
وایسا ببینم، تو کی هستی؟ - ...آمم... بتگرل. بگذریم -
.خیلهخب میدونی چیه؟
به عنوان یه اجتماع، باید واقعاً دور هم جمع بشیم
.و اسمهای خلاقانه تری رو دربیاریم
.کسشعره
.میتونم فقط بگم، من عاشق دوختهای روی لباستم، دختر
.میبینمت
.آوو، خدا، ممنون
اینجا چه غلطی میکنی؟
.گوردون داره میاد تا کارتو بسازه
تو چیزی هستی که سر راه .پیوستن دوباره گاتهام به ایالات متحده وایسادی
و منم اومدم تا بهت هشدار بدم
،چون اون فکر میکنه تو یه شروری
.ولی من میدونم که نیستی
.چی؟ من خیلی هم بَدَم
!یه شرور به تمام معنا
!آره، ایول
.این هارلیایه که منتظرش بودم
!مال خودت بکنش، دختر
،تو سپاه نابودی رو از گاتهام بیرون کردی
.جوکر رو کُشتی، از دست لیگ ناعدالتی خلاص شدی
.اینا همه حرکات قهرمانانه بود
.این چیزیه که اگه ما بودیم میگفتیم
.ومیبینی؟ بتگرل درکش میکنه
میخوای مغزش رو ذوب کنم؟
.مغزش رو ذوب میکنم
تمام چیزی که من میگم اینه که، مخفی شو .و اینا هم همش تموم میشه
!وقت مخفی شدن ندارم
،الآن داشتم به آیوی میگفتم که چقدر آدم پر مشغلهای هستم
.و این چیزیه که هستم
.پس میخوام خیلی هم تو دید بمونم، مرسی
.هارلی، اون تا تو رو نگیره متوقف نمیشه
،شنیدی که چه بلایی سر دو-چهره آورده
.تازه دو-چهره یه لشکر از قالتاق هم داشته
.پس، چیزی که داری میگی اینه که یه لشکر میخوام
...نه، این صد در صد چیزی نیست که من
...برو به رئیس پلیس گورگوه بگو - !عجب تیکهای -
.من بدترین لاشیه توی شهرم
!من هارلی کوئینم !بی پروام
!هر کی گیرم بیاد رو ماچ میکنم
چی شده؟
من یه ابرشرورم، و گوردون بهتره قایم بشه
.و آماده یه جنگ علنی با من و لشکرم بشه
.برای آماده باش ممنونم - ،نه، دوباره -
...اون صد در صد چیزی نبود که
.خیلهخب، گوش کنید. نقشه جدید
.میخوایم گوردون رو شکست بدیم
.به یه لشکر بَد نیاز داریم
کسی میدونه چجوری یه لشکر بَد پیدا کنیم؟
!الآن مث سنگ شقم
.واقعاً زنندهاست
هارلی، چه بلایی سرت اومده؟
از وقتی که تو و آیوی از چاله بین برگشتین، اصلاً .خودت نیستی
.آره، هیچوقت چیزی درباره جنگسالار بودن نگفتی
به علاوه، از کجا میخوایم یه لشکر پیدا کنیم؟
.مخصوصاً از وقتی که قالتاقها اتحادیه زدن
هیچ اتفاقی توی چاله نیوفتاده، و منم .کاملاً خودمم
.و هیچکس هم نمیتونه جلوم رو بگیره
.نه حتی گوردون
میدونی چیه؟ .فکر کنم بدونم کجا بتونیم لشکر پیدا کنیم
.ولی واقعاً از اون کارای شرورانهاست
.باید دستاتو آلوده کنی حاظری این کارو بکنی؟
.لاشی، ولمون کن .خیلی هم هستم
.این دقیقاً کاریه که میخوام بکنم
.من هالی کوئینم !بی پروام
.همینجوری ملت رو ماچ میکنم
.آره، اون مسئله ماچ رو خیلی روشن کردی، هارلی
،هی، چه خبرا. آه به هر حال برام مهم نیست
ولی امکانش هست یه چهارنفره خالی داشته باشید؟
...چهار نفره لفظ رستورانی برای
.یه میز، برای چهار نفر .مرسی
.شکموی خودمی
.آره، باید سه ساعت صبر کنید .متأسفم
!اوه، پسر
آمم، عزیزم، اون مردم اون طرف
که شبیه کلاب کانتریهایی هستن که یه کلاب قایقرانی رو گاییدن .دارن برامون دست تکون میدن
!چالز عزیزم، این طرف
.مادر، پدر، با عشق زندگیم آشنا شید، پاملا
.جا رزرو نکرده بودی
.مادر، من خیلی متأسفم - .اوه، خدا -
باید کارت کارمندی میداشتم و دوساعت برای مدیریت اعمال خشونت آمیز رو میخوندم
.و بازم با این اسکلا اینجا گیر افتادیم
.میز همیشگیمون رو گرفته بودن
اوه. میدونی چیه؟ .بزار من با مدیریت حرف بزنم
.موفق باشی، اینو بهش میگم
.خب، اونجا رو ببینید .یه میز باز شد
.عاشق تیپتم
خب، اجازه هست؟
سنیوریتا، میشه ۴ تا میموسا بگیریم
و یه سفارش برای اووکادوی له شده؟ .ممنون
،و اگه من توی پنج دقیقه از زنجیرم فرار نکنم
!به سمت مرگم شیرجه میزنم
خیلهخب. اون لشکری که قولشو داده بودی کجاست؟
،خب، همونطور که همتون میدونید
No comments yet. Be the first to leave one.