نخستین 200 خط.
ویراستار : مونلایت
چرا از روزای بارونی بدت میاد؟
باعث میشم حس کنم کاملا تنهام
! مامان- ! مامان-
- ... واسه بچه ها، چتر تو روزای بارونی خداحافظ-
خداحافظ
نماد محافظت از طرف بزرگتراس
بعد از اینکه بزرگ شدم
دیگه انتظارشو نداشتم کسی بهم چتر بده
... اون روز، بابام بهم گفت
اون روز تا وقتی دیگه تو دیدش نبودم، تماشام کرده
باید به جای تماشا کردنم، به سمتم می دوید
همه چی برای بچهها باید واضح باشه تا بتونن درک کنن
میخواستم تا وقتی دیگه تو دیدم نباشه، تماشاش کنم
یعنی برگشته و دوباره نگاهم کرده؟
،اگه برگشته باشه
از اين که من اونجا نبودم، ناامید شده؟
چیزای کوچیکی مثل این، احساساتمو به لرزه درمیارن
میدونم این بخشی از عاشق بودنه
... حتی تا اون موقع
وجود این احساسات رو قبول نکرده بودم
وقتی پای عشق وسط باشه، من فقط یه بچه ۹ ساله ام
سرده- بریم تو-
ولی ماشینت نوئه- عیب نداره-
فعلا اینو بپیچ دور خودت
بذار ببینم دکمه بخاریش کجاشه؟
وای. وایسا ببینم. دکمه ش کو؟
اینه یعنی؟
وای نه
فکر کنم این دفعه درست باشه
همینه
- حالا چه اتفاقی برامون میفته؟ دیدی؟ پیداش کردم-
ما بدجوری این رابطه غیرقطعی و غیر قابل پیش بینی رو میخوایم
،اون روز
ما یه برگه از جوونیمون رو ورق زدیم
قسمت نهم گروه ترجمه دینگو @DingoSub
سلام
به کارگردان سریال «بازگشت پادشاه» زنگ زدی؟
از اون سریاله خوشم نمیاد
"وقتی سر چیزی توافق نداریم، طبق نظر من پیش میریم"
این شرط قراردادم بود
ای بابا. باید بری سراغ یه سریال عاشقانه
برنامه امروزم چیه؟
،ساعت یازده، آرایشگاه
ساعت ۲ عصر Out News مصاحبه با یه فیلمبرداری تبلیغات هم ساعت 5 عصر داری
مین جه
میتونم با جونگ ها قرارداد اختصاصی ببندم؟
یا هنوز اونقدرا مشهور نشدم؟
،اگه «عشق و گناه» رو بازی کنی
خب اونقدرا مشهور هستی
خیلی یه دنده ای
بیام برسونمت؟
خودم میرم. تو آرایشگاه می بینمت
بابابزرگ- عه اومدی-
مونده بودم کجا رفتین ها
اومدم ورزش کنم
منم همه تلاشمو میکنم و کارمو به عنوان یه مدل شروع میکنم
زیاد از خودت کار نکش
نمیخوام بازم از حال بری- نگرانش نباش. دیگه یه کم تجربه دارم-
ازت میخوام بیشتر مشهور بشی و به بابات ثابت کنی اشتباه کرده
اون هیچی از این کار نمی دونه
حالا که یه کم پول درمیاره، رفته ماشین خریده
هعی خدا
یونگ نام- چی شده سر صبحی اومدی؟-
آها. پس این ماشین جدید هه جونه که حرفش بود
عجب ماشین جیگریه
ای بابا
برام سوال شد چی شده صبح زود اومدی
خب معلومه دلیلی داشته که اومدم
چند بار ازت خواستم امضای هه جونو برام بگیری، ولی هیچوقت ازت امضا نگرفتم
این شد که خودم اومدم- فقط برای امضا؟-
آره. فقط برای امضا
جدی میگم
دیگه آبروم پیش رفیقام تو آموزشگاه رقص داره میره
جلو خودش از این حرفا نزنیا. فکر میکنه کسی شده
دیگه داری نگرانم میکنی
باهاش مهربون باش. بعدا پشیمون میشیا
من یکی از هیچی پشیمون نمیشم. نگران من نباش
مهمون داریم؟
! هه جون
وای سکته کردم- منم سکته کردم والا-
سلام پدر جان
هه جون، میشه حرف بزنیم؟
اینجا برای فن میتینگ جای مناسبی نیست
چیه جریان؟
هوش و حواستو جمع کن پسر
هوش و حواس اون مشکلی نداره
خودت هوش و حواستو جمع کن- بابا-
الان با من بودی دعوا کردی؟
بله با جنابعالی بودم
نمیشه که همش تو فقط سرم غر بزنی
مگه نمیدونی هه جونی دیگه ستاره شده؟
این یعنی منم بابابزرگ یه ستاره م
عجب
چی شده؟ منو میترسونی
میشه دعوتت کنم به قرار؟
میشه بزنم تو دهنت؟
ای روزگار. همین دو روز پیش می گفتی سریالش داغونه
ولی هرروز داری نگاش میکنی
خودم که نمیخوام
پس چرا نگاه می کردی؟
همینجوری پخش می شد فقط. همین
- این یعنی نه؟ -آره یعنی نه
بابا- خیلی زود زنگ زدم؟-
آخه نمی خواستم وقتی تو اتوبوسی، حرف بزنیم
نه عیب نداره
این روزا زود بیدار میشم. کلی کار سرم ریخته
داری چه کار میکنی؟
میخوام خونه رو بفروشم، بازارو چک میکنم
خودمم دنبال کلی کارم
آخه چرا بفروشی؟
هنوز کلی از قسطات هم مونده
و کلی چی؟
بابا
باز انگار حالم پریشونه
دارم زندگیمو بازبینی می کنم ببینم کارم خوب بوده یا نه
Hey, you went through that recently.
از کار دفتریت استعفا بده
نه
اونم یه بخشی از برنامه دقیق چشم انداز ده ساله م بود
ای بابا. این حرفا رو نمیشه پشت تلفن بگیم
ولی بازم ممنونم
منظورت چیه؟
که منم از حال پریشونت خبر کردی
دوست دارم تو یه بخشی از زندگیت باشم
بابا. شمام دیگه اینقدر حس نکن بهم مدیونی
کلمه درستش مدیون بودن نیست. عشقه
سئول اومدم، می بینمت
الان سر فیلمبرداری ام
برای کنفرانس خبری فردا اینو می پوشم
آخ خدا چقدر این بشر خود شاخ پنداره
چرا خواسته منم سر فیلمبرداری باشم؟
فقط چون تبلیغاتش از دستش رفته، چیزی بهش نمیگم
هنوز بهش نگفتی؟
نه. داریم سر یه تبلیغات دیگه مذاکره می کنیم
اگه اون درست بشه، به کمپانی میگم به خاطر کمبود وقت، اون یکیو گذاشتیم کنار
استودیوی فیلم میخوان کنفرانس خبری برگزار کنن گقتن براشون وقت بذاریم کنار
باید باهاشون همکاری کنیم جون برنامه هه جون حسابی پره
اصلا اون چرا باید بیاد؟ نقشش کمه که
این روزا خیلی محبوب شده
سرمایه گذارا اصرار کردن باشه
برنامه دوها رو عوض نکنیا- چشم-
چه پذیرایی شاهانه ای. از طرف کیه؟
از طرف هه هیوئه
جانگ گون، جدی جدی باور کردی کار هه هیوئه؟
نشنیدی مامان بابای هه هیو پولدارن و هواشو دارن؟
نه اینو نشنیده بودم، ولی مادرشو دیدم
اون موقع که اومد دیدنتون. اون موقع دیدمش
در نظرم بود جلسه جای دیگه ای باشه
حضور دوها تو سریال «بگیرش» قطعی شده
هه هیو هم فیلمنامه رو گرفته درسته؟
میخوای تحول موفقیت آمیزتو به رخم بکشی؟
فیلمنامه رو خوندم
اینم شنیدم که یه نویشنده مشهور سر کارشه
و یه نویسنده تازه کار هم کیفیتو آورده پایین
میخوام هه هیو نقش فرعی سریال باشه
اگه شما کمک کنین، امکان داره؟
بله اما به یه شرط
میخوام ازم معذرت خواهی کنین
بابت اون توهینایی که اون روز بهم کردین، عذر بخواین
یادم نمیاد متاسفانه
چی گفتم دقیقا؟
پس جوابتونو نه در نظر می گیرم
این فرصت خوبی برای هه هیوئه
توی فیلم سوپراستار دوها، نقش دوم میشه
بعد از این فیلم، بهش نقشای اصلی پیشنهاد میدن
از قبل نمیتونم عذرخواهی کنم
ولی وقتی قطعی شد که نقشو گرفته، عذرخواهی میکنم
اوضاع خوب پیش میره
امروز از همیشه درخشنده ترین. سریال هه هیو خوب پیش میره درسته؟
فقط دو تا قسمت پخش شده، هنوز واسه جشن گرفتن زوده
ولی شنیدم 13 درصد میزان مخاطب برای قسمت اول، خیلی خوبه
قسمت دومش هم 1.3 درصد افزایش مخاطب داشته
دوها انگشت کوچیک هه هیو هم نمیشه
من مشتری ثابتتم میدونم تعریف خشک و خالی از کسی نمی کنی
پس میدونین تعریف خشک و خالی نمیکنم
نقش اصلی نیستش؟
میشه گفت نقش اصلیه. مهم ترین تقش فرعیه به هرحال
هیچوقت ازطرف مادر همکارم قهوه نگرفته بودم
مامانم شورشو درمیاره دیگه
هيچوقت هم به حرف من گوش نمیده
میدونی چرا تو رو به کارگردان پیشنهاد دادم؟
چرا؟ اتفاقا واقعا کنجکاو بودم
میخوام با هم دوست بشیم- ما؟ چرا؟-
تو بچه مایه داری
آدم راحت طلب و باکلاسی هستی
بچه مایه دار، بچه بی مایه مگه مجبوری از این اسم ها استفاده کنی؟
تازگیا مد شده مگه چشه؟
تا حالا همچین احساسی داشتی؟
به عنوان یه بچه نگران پول باشی
نگران این باشی که بابات شاید دیگه خونه نیاد
نگران اینکه ممکنه مامانت گریه کنه
با ترحم بهم نگاه نکن جایی که الان هستم مهمه
من یه ستاره ام
اما هیچ دوستی ندارم
من از هه جون، چون مثل خودم فقیر به دنیا اومده خوشم نمیاد
قشنگ معلومه چقدر سر سخت و پر از طمع و حرصه
یکم قاط میزنی ها
توی محیط های سخت، انگیزه داشتن خیلی سخته
اینکه هنوز باانگیزه است، قابل ستایشه
No comments yet. Be the first to leave one.