نخستین 200 خط.
!بفرمایید
خوش اومدید
عه اون دختره رو ، چه خوشگله
...آیری
هان؟ هاروتوچی میشناسیش؟
!باورم نمیشه چقدر خوشگله
! درحد مگورین
چرا نمیشینید؟
!بالاخره پیدات کردم
ما به بینواهایی که نمیتونن شهریه شونو بدن نیازی نداریم
!از اینجا برو بیرون
...آیری
دقیقا برای چی اومدی اینجا؟
!ببخشید
... من واقعا
... کارای وحشتناکی کردم
من بودم که سعی کردم از مدرسه بیرونت کنم
چند نفرو فرستادم دنبالت کنن و عکسای خصوصیتو بین بچه ها پخش کردم
!ترسناکه! این دختر خوشگله ترسناکه
... ولی بعد اینکه هاروتو بهم گفت تمومش کن- همه ی حرفات همین بود؟-
پس دیگه برو پی کارت
مهمون ناخونده ما نشو @mixnonaz2
... هی
خیلی بدجنس رفتار نمیکنی ، هاروتوچی؟
همیشه همینجوریه
فکر میکنه اگه تهش گریه کنه همه چیز درست میشه
! خیلی رکی
اوبوچان تو اصلا به دختر خوشگلا اجازه عرض اندام نمیدی نه؟
ببخشید
ادوگاوا چه کار میکنی(نظرت چیه)؟
هان؟
تصمیم با توئه که ببخشیش یا نه
هان؟
هان؟
هان؟
چی؟...من باید تصمیم بگیرم؟...تو همچین موقعیتی؟
... اوم
... چه ببخشمت چه نبخشمت
تقصیر منم بود که همه چیزو درمورد خانوادم مخفی کردم
برای همین عیبی نداره
!ممنونم
! اوتو سان خیلی مهربونی
! پرونده بسته شد
اوتو سان بگو ببینم- چیو؟-
دوست آیری میشی؟
ااا...دوس...دوست؟
... وایسا
اوتوچی ... چرا باهاش دوست نمیشی؟
اگه من همچین دوستی داشتم کلی پزشو میدادم و مدام باهاش عکس میگرفتم میذاشتم اینستا
!همون دقیقه اول صدتا لایک میخورد
شرط می بندم همینجوری بود - ... نه-
عیبی نداره
معلومه که یهویی نمیتونیم باهم دوست شیم @mixnonaz2
... آره
... از حالا به بعد
همه تلاشمو میکنم که دوستت بشم
پس به آیری یه فرصت بده
باشه؟
... اگه اینجوریه
باشه...
شنیدی؟ اشکالی نداره هاروتو؟
به من چه
به هرحال تو تا حالا دوستی نداشتی مگه نه؟
تو نباید این حرفو بزنی
اون اکیپ شما رو داره مگه نه؟
گروه سی فایو دوست نیستن شریکن
درسته
! برای همینم تو اولین دوست منی اوتو
آه ببخشید
یهو خیلی صمیمی شدم
Donyass501 : مترجم ♥ ♥ بازبینـی : نازنیـن میکسر
اینستاگرام ما رو دنبال کنید ♥ dreams_hearts_ ♥
هی اوتو
این شیء استوانه ای چیه؟
... اوه، این
...بهش میگن فلاسک
... داخلش آب میریزن
! قبلا شنیده بودم
! ولی تاحالا ندیده بودم
چرا آیری سان با اوتو میگرده؟
اه ، اگه میدونستم قراره با آیری سان بگرده دوستیمو باهاش بهم نمیزدم
آره
میتونم بفهمم چرا همه حسودیشون شده
بیا اینجا بشینیم
بوی ملایم عصاره وانیل
حتی از این فاصله نزدیکم پوستش هیچ منافذی نداره و مژه هاش خیلی بلنده
لباشم خیلی پره
تعریف واقعی از یه دختر خوشگل باید همچین چیزی باشه
چیشده؟
چرا زل زدی به من؟
چرا همچین دختر خفنی میخواد دوست من باشه؟ @mixnonaz2
چیزی به صورتم چسبیده؟
مشکوکه
!واقعا مشکوکه
خیلی به جلو خم نشو میوفتی
توئم اینجور فکر میکنی ، مگه نه؟
وقتی آیری انقدر خونگرم میشه هیچوقت هدف خوبی نداره
میتونستی جلوی اینکه
صمیمی بشن رو بگیری
چون ادوگاوا گفت مشکلی نداره منم چیزی نگفتم
پس ولشون کن
... اما هنوزم
زیاد از حد بهش فکر نمیکنی؟
شاید فقط یه دوست میخواد.
هرچی به ذهنت میرسه نگو ! داریم درباره آیری حرف میزنیما
! لعنتی
با چی میخواد ادوگاوا رو شستشوی مغزی بده؟
... اگه میخوای بدونی
خب خودت برو ببین چی میگن
واقعا پاشد رفت
برای غذا ممنونم / برای غذا ممنونم
من چرا باید همچین کاری بکنم آخه؟ @mixnonaz2
عه ، آیری-سان؟
چیه؟
این نهار توئه؟
آره ، برای حفظ سلامتیم
میتونم قسم بخورم برای سلامتیت ضرر داره
این آیری کوچولوئه
یکم توپُر بودی
چاق در واقع ، نه؟
.... نههه
راستش آیری وقتی به دنیا اومد که پدر و مادرش از بچه دار شدن ناامید شده بودن
... برای همین حسابی لوس بارم آوردن
فکر میکردم کل دنیا مال آیری ئه
چرا همینجوری اونجا خشکت زده؟ بجنب برام شیرینی بیار
نمیتونی خودت برشون داری؟
چی؟ چطور ممکنه من اینکارو بکنم؟
آیری یه شاهزاده اس
... و ما هم فقط مهمونای توییم
مهم نیست . بیاین بریم
آیری کلی شیرینی خوشمزه و اسباب بازی داشت
عیبی نداشت اگه اون دوستای خنگُ نداشت
بعلاوه ، پرنسس های قصه هام همیشه تنها بودن
زندگیم توی سال چهارم ابتدایی مدرسه عوض شد
ما باید سی دقیقه پیاده روی کنیم تا به پارک برسیم
باشه - چرا باید راه بریم؟ -
میتونستیم با هلیکوپتر بریم
میخوای بهت عصا بدم چاقالو ؟
اسنک زیادی خورده بودم به طوریکه راه رفتنم برام سخت بود
هرچی میرفتم مقصد دورتر به نظر میرسید
"نباید به اردو میومدم"
"دیگه هیچوقت مدرسه نمیرم"
... ولی بعدش
هوی طاقت بیار @mixnonaz2
!زودباش! بیا
یه نی قلیون مثل تو چه کاری میتونه بکنه؟
برو وقتی یکم تمرین کردی(ورزش کردی)بیا
پس برای همیشه اینجا دراز بکش چاقالو
به من میگی چاقالو؟
آره چاقالو
! لهت میکنم
این اولین باری بود که با هاروتو حرف زدم
بیخیال شو دیگه
...خفه
گفتم اینکارو میکنم پس اینکارو میکنم @mixnonaz2
یکم بعد معلم فهمید که آیری و هاروتو اونجا نیستن
... و اومد دنبالمون ! برو کنار-
میتونی بیخیال شی
این مشکل منه
هاروتو گیر داده بود که منو برسونه پارک
... و همونطور که قول داده بود
تموم راه تا پارک منو کول کرد
دو ساعت کامل طول کشید @mixnonaz2
دو ساعت؟
از اون روز به بعد دیگه اسنک نخوردم
هاروتو ناجی من بود
برای همین مهم نیست چی بشه من میخوام از سی 5 محافظت کنم
که اینطور
... اوه
این به این معنی نیست که برای کاری که کردم ازت توقع بخشش داشته باشم
!هوی
چی؟ از کی اینجایی؟
من فکر میکردم اتفاقای اردو راز بود
گفته بودی گذشته تاریکته
و نباید درباره اش حرفی بزنم
.... ولی اگه رازامو نگم
اوتو قلبشو به روم باز نمیکنه مگه نه؟
بیا ازین به بعد یه عالمه با هم حرف بزنیم و کلی چیز میز از هم بفهمیم باشه؟
اوهوم
ادوگاوا
اگه رفت روی مخت بزنش همونطور که همیشه اینکارو میکنی
من نمیخوام با مشت بزنمش . بعدم نگو همیشه
جلوش کوتاه نیا
من بهت اجازه اش میدم
اون مثل خواهر کوچولوی منه
توام میتونی هاروتوُ بزنی
آیری بهت اجازه ش ُ میده
! هوی بس کن- چرا؟-
چی چرا؟ بس کن دیگه - چرا؟-
فردا وقتتو خالی کن
قراره فردا بعد اینکه اوتو از سرکار برگرده ، بریم بگردیم
توام میتونی بیای هاروتو
هان؟ عیبی نداره؟
بعنوان خواهر کوچولوت میخوام دست اوتو رو بذارم تو دستت
چی میگی؟
چی تو سرت میگذره ؟
دارم همه تلاشمو می کنم که هاروتو بیشتر از اینی که هست ازم بدش نیاد
... داری میگی همه تلاشت
آیری به شیوه خودش پشیمونه
وقتی با اتو حرف زدم، واقعا واقعا دختر خوبی بود
No comments yet. Be the first to leave one.