نخستین 200 خط.
موفق شدين؟
ديگه جايي نميري؟
اولش به خاطر تو تصميم گرفتم برم
نميخواستم فنگ تنگ به خاطر من دچار مشکل بشه
تو که آدم قدرشناسي نيستي، چرا اينقدر در مورد رابطه ي دوستيمون حساس بودم ؟
ما دو تا برادريم که باهمديگه با مشکلات روبرو ميشيم
گفتم که ! من و ژنگ کي چندين ماهه که باهم نبوديم ولي بازم برگشتيم کنار هم
دوستي چندين ساله اي که بين شماست به سختي پيدا ميشه
فکر کنم اين بار عشق بر کار پيروز شده
راستش من و ژنگ کي دوباره صلح کرديم
با تشکر از شان شان
به خاطر کارايي که برام کردي ممنونم
نيازي به تشکر نيست . تنها کاري که ميتونستم برات انجام بدم همين بود
زيو وي
متشکرم
براي چي؟
ميدونم ... اون روزي که رفتم بيمارستان
بهم خون دادي
با اين که تو گروه خونيت با من يکيه
ولي به خاطر فنگ يو وارد شرکت شدي نبايد فقط به اون خون ميدادي؟
ولي با اين وجود به من خون دادي
ميخواستم بگم واقعا ازت ممنونم
پس واسه اين بود؟
فکر کنم دچار سوتفاهم شدي
من فقط به خاطر فنگ يو وارد شرکت نشدم
به خاطر تو هم بوده
من؟
وقتي که من وارد شرکت شدم ميدونستم بدون هيچ چشمداشتي به فنگ يو خون دادي
براي همين توجه رئيسُ به خودت جلب کردي
ولي وقتي که فنگ يو سقط جنين داشت من بودم که بهش خون دادم
رئيس فقط در قبالش به من يه چک داد
تو مهموني آخر سال وقتي باهاش ميرقصيدم بهم گفت که از اين ماجرا حرفي به کسي نزنم
اون گفت ، اين کارش فقط به خاطر فنگ يو نبوده
به خاطر تو هم بوده که خودشو براي پيدا کردن يه کارمند به سختي انداخته
درسته ، پيچ خوردن پات موقع استعفاي يکي از کارکنان خيلي به نفع من شد
...به خاطر پيچ خوردن پاي من
فنگ تنگ مجبور شده به فکر اين جور چيزا بيوفته
منفي دارن A براي همين رفته دنبال کسايي که گروه خوني
فنگ يو خواهر کوچيک فنگ تنگه
... ولي ... چرا فنگ تنگ به خاطر من اين کارُ کرده
ميخواستم يه چيزي ازت بپرسم
...زيو وي گفت
يکي از دلايلي که باعث ورودش به شرکت شده
من بودم
راست ميگه؟
درسته
چون پات صدمه ديده بود
قلبم دچار اضطراب شده بود
قبلا نميدونستم چرا پدربزرگ منفي ميخواسته A کارمند با گروه خوني
که به شرکت بياره
تو و فنگ يو براي من مهمترين آدماي رو زمينين
با اين که اينجور کارا از نظر من زياده رويه
تنها راهش همين بود
ميتوني يه قولي بهم بدي؟
بگو
ديگه سعي نکن به خاطر من عوض بشي
ميخوام هميشه همينجوري باشي
همون دختري که هميشه روي سقف ناهارشو ميخورد زو شان شان
چون من تو رو اينجوري
دوست دارم
تو از کجا ميدوني؟
قبلا من هميشه اينجا ناهار ميخوردم
ولي يه روز يهو سر و کله ي يه دختر پيدا شد
که رو بالکن من مينشست
من خوردنشو تماشا ميکردم
هر روز ميگذشت
گاهي اون دخترُ ميديدم که ميخنده
بعضي وقتها ميديدم گريه ميکنه
همينطور که تماشاش ميکردم
قلبم به روش باز شد
خيلي بدجنسي
نميدونستي اون بالکن چقدر سرده ؟
معلومه که ميدونستم
ولي حريص بودم
همش با خودم فکر ميکردم بايد چيکار کنم
که وقتي داريم ناهار ميخوريم
مجبور نباشيم با اين شيشه از هم جدا شيم
براي همين کشيدمش به سمت خودم
پس غذا خوردن من اينقدر جالبه؟
نميدونستم
از اين به بعد
اينجا با هم غذا ميخوريم
فنگ تنگ
من ممکنه
هيچوقت نتونم بچه دار شم
ميدوني؟
براي همين بود که تصميم گرفتي
از من جدا شي؟
تو تنها پسر خاندان فنگ هستي
اگه اين حقيقتُ نديده بگيرم خيلي خودخواهيه
به من اعتماد نداري؟
تا وقتي که من به خوبي ازت مراقبت کنم
امکان نداره نتوني بچه دار بشي
پس از اين به بعد ميتونم اينجا غذا بخورم؟
البته
ولي خيلي بد شد که ديگه
نميتونم يواشکي نگات کنم
واقعا هر روز اينجوري نگام ميکردي؟
به سلامتي
به سلامتي
اين مهموني شان شان
ديدن عشاق دوباره کنار هم
به سلامتي
منم منم
تو هم از اين کارا ميکني؟
ميرم يه شيشه ديگه بيارم
باشه برو برو - کجاست؟ -
امروز شان شان بدجوري داره نوشيدني ميخوره
ميخواي به الکل خوردن ادامه بدي؟
من که تو خونه م براي چي نخورم؟
راست ميگه ! وقتي تو خونه ي خودتي براي چي هر چي خواستي نخوري؟
چيه ، ميخواين اسب سياه محافظش باشيد؟
رئيس فنگ بايد رانندگي کنه ، نميتونه اينو بخوره
من به جاش ميخورم
يه هوا سر بکشم؟
تو ميتوني
واقعا که عجب زذلي
بفرماييد پيتزا
هنوز داغه ، بخوريد
بخوريد بخوريد
طرحم کو؟
الان وقتش نيست ، ميخواي چيکار؟
من هر کاري ميکنم به خاطر توئه
رئيس فنگ
اين طرحيه که من نوشتم لطفا يه نگاهي بهش بکنيد
باشه نگاه ميکنم
پول رايج امروز همون پول رايج قبل نيست
ميتونه براي خريد قهوه يا ساير موارد تو مغازه ها بايد خورد بشه
يا براي خريد آنلاين استفاده بشه
يه چيزي بگو ، درست نميگم ليو ليو؟
در مقايسه با تغييرات بازار حال حاضر
توجهات بيشتري به سمت تغيير پول رايج کشيده شده
درسته
ميدونم ميخواين چي بگين
بهش فکر ميکنم
يکي از شرکت هاي بيجينگ هم ميخواد بررسيش کنه
اگه بگم نميخوام بدم بهشون
مثل اينه که به مهارت و قدرت فنگ تنگ تکيه کردم ميدونم که به خوبي از پسش برميايد
رئيس فنگ، به سلامتي همکاريمون
نه شما نبايد بخوريد من به جاتون ميخورم
به سلامتي
منم همراهيت ميکنم
چيو همراهي ميکني؟ چه دخلي به تو داره؟
غذاتو بخور
باشه پس من آبميوه ميخورم
شوانگ يي
فنگ تنگ ، تلفنو ميدي بهم؟
اينجوري رفتار نکن ، من بودم که به ليو ليو گفتم بياردش
ميميري اگه کمتر حرف بزني؟
تو چي ميفهمي؟
عقلت از کار افتاده ؟
چي؟ مگه چه حرف اشتباهي زدم؟
خودتو نگاه کن.اصلا ميدوني مردا چطور در مورد تجارت باهم حرف ميزنن؟
معمولا موقع غذا خوردن به توافق ميرسن
يو چنگ هاو ، ميشه کمتر حرف بزني؟
شوانگ يي
تموم شد بخور
هي بابا
بايد فکر کنم ببينم کار اشتباهي تو اين بالکن انجام ندادم؟
يا حرفي نزدم که نبايد ميزدم؟
اگه کسي تو بالکن حرف بزنه ميتوني از اينجا بشنوي؟
نه
ولي ليندا بهم کمک کرد يه مربي لب خواني پيدا کنم
مخصوصا ميخواستم ببينم چي ميگي
يعني الان ميتوني لب خواني کني؟
بله که ميتونم
ولي من فقط دو تا درسشو گذروندم
بعدش
بدستت آوردم
بازم زير نظر گرفتن ديگران خيلي جسورانه است
فقط از يه رئيس بزرگ همچين کاري برمياد
رئيس بزرگ ، عذر ميخوام که وقت ناهار مزاحمتون ميشم
رئيس ژنگ و مدير يان خبرهاي خوبي براتون آوردن
بگو بيان داخل
بله
اومدم خبر خوبي بهت بدم
بالاخره تونستيم نظر شرکت بينا رو به خودمون جلب کنيم
گروه وکلامون تونستن نماينده ي شرکت بينا رو پيدا کنن
اين آدم 6 سال قبل
براي فروختن کامپيوتر دست دوم با يه نفر به اسم ليو در سياتل همکاري ميکرده
اين کامپيوتر دست دوم توسط فاميل ژنگ کي بهش داده شده
ليو پسر عموي کوچيکمه که تو سياتل زندگي ميکنه
بعد از گرفتن کامپيوتر ، برنامه ي انرژی زندگي رو به صورت کامل بازيابي کرده
عجيب نيست که کار ژنگ کي رو به اين خوبي ميشناسه
مگه اون موقع بلد نبودي چطور اطلاعات روي کامپيوترو از بين ببري؟
مگه ميشه بلد نباشم؟
اصلا فکرشم نميکردم که پسر عموي کوچيکم کامپيوتر منو بفروشته
ولي فروخته اونم به يه حرفه اي تو بازيابي اطلاعات
در حال حاضر گروه وکلاتون درخواست ملاقات با شرکت بينا رو دادن
تا بتونن شواهد موجود براي رقابت ناعادلانه شونو تکميل کنن
يعني اين دزدا به بقيه ميگن دزد؟
و حتي اين شرکتهاي دزد برچسب دزدي به ديگران ميزنن؟
يان کينگ
اين بار من هيچ مذاکره يا غرامتي رو قبول نميکنم
ميخوام اين سري از راه قانوني باهاشون مقابله کنم
تا نسل اين آدماي کثيف از بازار تجارت منقرض بشه
باشه
تبريک ميگم کي شواي
بالاخره بيگناهيتو اثبات کردي و حقيقت معلوم شد
متشکرم
No comments yet. Be the first to leave one.