نخستین 200 خط.
خانم دیویس؟
باز گیمپل هستم
میتونم بگم چه افتخاریـه ملاقات با شما؟
میبینم که سید برای خودش یه پسربچه دستیار گرفته
موافقم
اوه، من منشی سید نیستم مدیر برنامههای شما هستم
من شخصا به مسائل روزانهـتون رسیدگی میکنم
چند سالـته؟
تقریبا 23 سال
- تقریبا؟ - اوهوم
!جُونـی
- چه دلربا شدی - اوه
گروه رو که میشناسی
- بله - دوست داری یه چیزی بنوشی؟
اوه، نه مرسی دوست دارم سریع به کارها برسیم
لطفا بشینید
مارتی، دوست دارم
دوقلوها رو امسال ببرم یونان و ایتالیا
هر جوونی باید مکانهای باستانی رو تجربه کنه
خب فکر میکنید چه زمانی برای برنامهریزی این سفر مناسب باشه؟
خب، آگوست (مرداد/شهریور) نباشه بهتره
یونان تو آگوست خیلی گرم میشه
درسته بچهها؟
...خب، نه. من
نمیدونم چه جور پیشنهادهایی برای کار بهم شده
پس فکر کردم بهتره بررسیـشون کنیم
و بعد بتونم براساس اونها برنامهریزی کنم
هیـچی؟
در حال حاضر ولی ما اینو تغییر میدیم
فکر نکنم نیازی باشه بگم
که بزودی قراره یه فیلمم اکران بشه
آره
کاری که دوست دارم بکنم اینه که مثلا یه چند تا پیشنهاد رو
قبل از افتتاحیه فیلم رزرو کنیم
یه نقش مهمان تو سریالِ پِری میسون یا میدونی
تئاتر همراه با شام دوباره خیلی مُد شده
هیچ پیشنهادی نشده، جُون
چطور همچین چیزی امکان داره؟
من نقش اصلی
یه فیلم سینماییام که قراره
چند هفته دیگه تو 400سینما در سراسر کشور اکران بشه
و ما خیلی هیجانزدهایم برای این اتفاق، مگه نه رفقا؟
من وظیفه خودمو انجام دادم، مارتی
دوباره خودمو
برگردوندم به بازی
پروژه رو پیدا کردم
اون زن وحشتناک رو برای چندین ماه تحمل کردم
و وقتی من همه این سختیها رو میکشیدم
ویلیام موریس برام چیکار میکرد؟
چشمانداز کاری عوض نشده، جُون
خیلی کار برای زنهای سن بالا وجود نداره
شنیدی که فیلم افتضاحـه
نمیشه توجهت به شایعاتی که
تو این شهر جریان داره، باشه
همیشه منتظر شکستـن
چه حرفایی میزنن؟
...خب
از گوشه کنار شهر شنیده میشه که تو و کراوفرد
بعد از این فیلم دیگه هیچکس بهتون توجه نمیکنه [اصطلاحی که بکار میبره برای بازیگرهای کمتر شناخته شده است که برای مشهور شدن دست به هرکاری میزنن [از جمله دستگیر شدن، که میگه حتی اینکار رو هم نمیتونید بکنید
میگن شما بقیه دوران حرفهایـتون رو با انجام دادن
یه فیلم درجه دو حروم کردین
که اینطور
برای همینه به لیگ جوانان فرستادنم
بهت برنخوره یه وقت
نخورد
دست از تلاش برندارید، خانم دیویس
در بدترین حالت، فیلم شکست میخوره و مردم فراموشش میکنن
شما دوباره برمیگردین
خب، مطمئنم
به محض اینکه فیلم افتتاح بشه پیشنهادها پایانی نداره
و ما اینجائیم تا به خوبی بهشون پاسخ بدیم
گائیدمت، مارتی
اگه مجبور باشم
خودم پروژههامو پیدا کنم و برای تو صبر کنم
تا به پیشنهادها پاسخ بدی بجای اینکه جذبشون کنی
هیچ فایدهای تو داشتنِ مدیربرنامه نمیبینم
یا داشتن یه اتاق پر از مدیربرنامه بدردنخور
!همهـتون اخراجید
هـی، باز
بنظر میاد یه مشتریـتو از دست دادی
- کسی مرده؟ - آدمی نمرده
فقط اعتبارت مرده، صفحه هفت
مادرِ سه فرزند
30سال سابقه در سینما
به دنبال کار ثابت در هالیوود
رزومه در صورت درخواست
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تـرجـمه از محــمد mr67
« دشــمــنــی: بتــی و جُــون »
باید گوش کنی
...من کاری کردم
تمام زندگیـتو حروم کنی
با این فکر که تو منو فلج کردی
کاملا یکپارچه است، مایک
نمیتونم تشخیص بدم کجا تصاویر ساحل تموم میشه و تصاویر استدیو شروع میشه
ممنون، عزیزم
تو چی فکر میکنی، فرمانده؟
آره، فیلم رو ببند، مایک
مطمئن شو که نسخه نمایش فیلم
برای پیشنمایشِ یکشنبه آماده باشه
میدونیم پیشنمایش قراره کجا باشه؟
یا پدرو یا لانگ بیچ
مطمئنی به اندازه کافی دوره؟
خب، با خودم گفتم هر دو بندر هستن
همیشه میتونم سوارِ یه کشتی باری بشم و فرار کنم
فیلم هنوز قراره پخش بشه؟
چون شما دو تا که مثل پیرزنهای غُر غُرو میمونید
چرا همه یه جوری برخورد میکنن انگار یه شکستـه
با وجود اینکه هنوز اکران نشده؟
این صدای سوت رو میشنوی؟
صدای سقوطِ بمبـه
قراره همزمان تو 400سینما فرود بیاد [بمباران کردن در اصطلاح [به معنای شکست مفتضحانه است
من موافق نیستم
میدونی این روزها کیا میرن سینما؟
بچهها و نوجوونها
منظورم اینه که هیچکس تو سن زیر 35سال
حتی نمیدونه این زنها کی هستن
اشتباه میکنی، باب
اینجاست که تلویزیون در واقع به ما کمک میکنه
بچههای امروز... با تماشایِ
فیلمهای قدیمی کراوفرد و دیویس که یکشنبهها بعدازظهر پخش میشه، بزرگ میشن
میدونن اینا کی هستن
و یادت نره، همین حرف رو
10سال پیش درباره گلوریا سوانسون میزدن
سانست بلوارد، بیل هُلدن رو داشت
اصلا مثل این فیلم نیست
چی تو دستته؟
- یه فیلمنامهـست - اوه، عزیزم
الان حتی نمیتونم به پروژه بعدی فکر کنم
نه، نه، نه، البته که نه
لعنتی، من حتی مطمئن نیستم که پروژه بعدیای تو کار باشه
پس، یکشنبه میای اعدام در ملا عام؟
اوه، هیچ جوره از دستش نمیدم
به اندازه کافی اینو نمیگم، پاولین
بدون تو نمیتونستم اینکارو بکنم
هر دوتاش درست بود
بفرما برو مست کن
هریت، شاید مجبور شیم خونه رو بفروشیم
چـی، نگران فیلمی؟
فکر کنم اون لحظه اشتباه قضاوت کردم
میدونی، میخواستم به سرانجام برسه
میخواستم تا حدی کنترل ...دستم باشه، ولی حالا ما
تا تخمِ چشامون تو وثیقهایم
اگه "بیبی جین" غرق بشه، ما هم کنارشیم
خوب نیست؟
روراست بگم، دیگه نمیتونم تشخیص بدم
خب، از اول میدونستیم که قماره
اگه مجبور بشیم خونه رو بفروشیم، میفروشیم
آره، پس بچهها چی میشن؟
اونا رو هم میفروشیم
ولی فکر کنم برای خونه بیشتر گیرمون میاد
تو مجبور نیستی با این کشتی غرق بشی، میدونی که
اگه قبل از یکشنبه ازم طلاق بگیری
شاید هنوز یه چیزی گیرت بیاد
اوه، احمق نیستم
تا فیلم پرفروش بعدیت صبر میکنم بعد طلاقت میدم
که اینطور
پس تو مشکلات هستی
ولی اگه اوضاع خوب بشه
سریع زنگ میزنی وکیل؟
سعی کن زیاد نگران نباشی
میدونی که همیشه قبل از پیشنمایش اینجوری میشی
ماماسیتا
خانم کراوفرد بیرون هستن
خوبه، میشه بیام تو؟
"اسمش هست "کفش راحتی سیاه
مخصوصا برای جُون نوشته شده
نقش یه مربی رقص رو بازی میکنه که ناروا بهش تهمت زده شده
که یه رقاص مطرح رو از یه راه باریک هُل داده پایین
به اتهام قتل زندانی میشه
چند تا سابقهدار بیرحم میافتن به جونش
بعد بیگناهیش ثابت میشه و بلافاصله از سلولش
میره که بجای دخترِ مرده روی صحنه برقصه
داستانی درباره روح رامنشدنیِ انسانـه
میخوای فیلمنامه رو برای خانم کراوفرد بذاری؟
تو زن دستِ راست جُونی
میدونم این چه مزیتیـه چون خودمم یه زن دستِ راستم
تو بهتر از هرکسی میدونی چطور جُون رو راضی کنی
میخوام
نصیحتم بکنی که چطور اینکارو انجام بدم
که اینطور
آقای آلدریچ کارگردانی میکنن؟
نه
کی تو این کار دست داره؟
من. خودم نوشتمش
و میخوام کارگردانی کنم
ببین، میدونم
که دقیقا پیشینه قویای
از زنهای کارگردان وجود نداره که من ادامه دهنده راهشون باشم
فقط یه مشت زن بودن که تونستن استدیوها رو راضی کنن
تا بهشون اعتماد کنن که میتونن از پس یه فیلم بربیان
فکر میکنی دیوونهام؟
فکر میکنم این یه ایده حیرتآوره
واقعا؟
اینجا آمریکاست
هیچکس نمیتونه بهت بگه دیوونهای
در وردُل، وقتی به دنیا میای میدونی چطور باید زندگی کنی
اگه بچه یه کفاش به دنیا بیای باید کفش درست کنی
اگه دختر به دنیا بیایی باید مادر بشی
اینجا، خودت تصمیم میگیری
No comments yet. Be the first to leave one.