Overnight Republic

Overnight Republic (Kolonya Cumhuriyeti)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Overnight Republic (Kolonya Cumhuriyeti)
ناشر Alper55
اولین زیرنویس فارسی برای این فیلم میباشد و تا امروز زیرنویس فارسی دیگری منتشر نشده است امیدوارم از دیدن این فیلم لذت ببرید

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-03-11
تعداد دانلود: 29
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تمامی شخصیت ها و اتفاقات رخ داده در فیلم ساخته ذهن نویسنده بوده و هیچ ارتباطی به اشخاص و اتفاقات حقیقی ندارد

جمهوری کولونیا

کاخ ریاست جمهوری جمهوری کولونیا

دفتر اسناد رسمی جمهوری کولونیا

مرکز بهداشت جمهوری کولونیا

کاخ دادگستری جمهوری کولونیا

مدرسه ابتدایی پِکَر مَنگَن

خب بچه ها درس این زنگ ، تاریخه

بگو ببینم مظفر ، کشور ما چگونه تاسیس شد؟

کشور ما دو سال قبل به همت پِکَر مَنگَن تاسیس شد

پِکَر مَنگَن در آن زمان به عنوان کاندیدای انتخابات شهرداری به کشور ما اومده بود

با من یکی میشی؟

در کارزار انتخاباتی بیشتر از هر کس دیگری توانسته بود مردم ما را درک کند

از اینجا 100 متر جلوتر بری ، از هرکی بپرسی بهت نشون میده ، بیا آدرس ت رو هم ببر

هرکی که از راه رد میشه رو که نذارید بیاد بالا ، خیر سرم دارم سخنرانی میکنم

رئیس ، کسی رو به سکو راه نمیدیم

بله ، ساکنین عزیز جزیره دیکبورون

اگر من در انتخابات پیروز بشم

قول میدم این جزیره زیبا و شیرین مون رو (دیکبورون) از شهرستان به استان تبدیل کنم

کاری میکنم که همه دنیا دیکبورون مارو بشناسه

برای نمونه

من ریانا (خواننده آمریکایی) رو میارم اینجا تا براتون آهنگ بخونه

ریانا میاد ! ریانا

ریانا ! ریانا ! ریانا

اگه بتونی ریانا رو بیاری ، من به تو رای میدم رئیس

من خودم تورو به ریانا معرفی میکنم

من اگه شهردار بشم ، قول میدم نخست وزیر رو به اینجا بیارم

اون نخست وزیر اینجا میاد و با عمو حیدر من تخته نرد بازی میکنه

به خونه خاله آیشه من میره و کسئر (نوعی غذای ترکی) های اونو میخوره و دستور پخت ش رو هم ازش می گیره

اون نخست وزیر با بچه های ما توی کوچه ، گل کوچیک بازی می کنه

حتی توی دروازه هم وامیسته

توی دروازه وامیسته ، توی دروازه

اون نخست وزیر اون نخست وزیر برای این کارها اینجا میاد

رئیس بزرگ ، رئیس بزرگ

پکر منگن مردم خود را در آغوش می کشد

آغوش تون رو باز کنید

نترسید

پکر منگن به یک پسر کوچیک احترام میذاره

با یک مرد مسن نیز به گرمی احوال پرسی میکنه

آفرین

مرده یا زنده براش فرقی نداره ، پکر منگن با مردم ش خیلی صمیمیه

بله ، پکر منگن مردم خودش رو در آغوش گرفت و حالا به ما خواهد پیوست تا به سوالات ما جواب بده

آقای پکر ، آقای پکر

گفتی نخست وزیر رو به اینجا میاری اگه نتونی بیاری چی؟

همین الان بعد از مشاوره گرفتن از مشاورانم میخوام بگم که

هرکی نتونه نخست وزیر رو به اینجا بیاره اسکُول اعظمه

این دقیقا چیزی بود که خودش گفت

اما با گذشت 3 ماه از پیروزی پکر منگن در انتخابات شهرداری هنوز نخست وزیر به شهر ما نیامده

ادعای شوک آور

شهردار پکر منگن اکنون در استودیو همراه ما ست و من الان میخوام درمورد این موضوع ازش سوال بپرسم

آیا شما اسکُول اعظم هستید؟

پکر منگن در پخش زنده

من گفتم ریانا هم میاد اما نمیفهم چرا فقط روی نخست وزیر زوم کردید

این موضوع همش کار رسانه ها و فشار مطبوعاته وگرنه هیچ کس براش اومدن نخست وزیر مهم نیست

خبرنگار ما امید الان در میدان اصلی شهر مستقر شده امید صدای مارو داری؟

آیا همانطور که آقای پکر گفت ، کسی واسه اومدن نخست وزیر تره هم خرد نمیکنه؟

نخست وزیر کجاست؟ ، نخست وزیر کجاست؟

پخش زنده از میدان شهر

ماجده ، الان میدان اصلی شهر مملو از آدمه

به خاطر نیومدن نخست وزیر ، مردم قیام کردند

بله ، دارن ماکت شهردار پکر منگن رو میسوزونن

آقا محترم ، آقای محترم اینجا چه خبره؟

بچه من توی خونه 6 روزه نخوابیده چون منتظره نخست وزیر بیاد

خجالت بکشید ، خجالت بکشید از وضعی که برای من درست کردید

فکر کردیم نخست وزیر میاد رفتیم پول قرض کردیم آخه این درسته؟

یا نخست وزیر میاد یا ما شهردار رو مثل خر میزنیم میزنیم ش بچه ها ، مگه نه؟

میزنیم ش ، میزنیم ش

ماجده به تو در استودیو بر می گردیم

بله ، صدای خشم مردم رو شنیدید چه چیزی برای گفتن دارید آقای پکر؟

جایی واسه نگرانی مردم نیست چون من آخرین نقشه خودم رو برای آوردن نخست وزیر به جزیره رو هنوز رُو نکردم

دقیقا اون نقشه چیه جناب؟

خودم رو آتیش میزنم اگه نخست وزیر به اینجا نیاد من خودم رو آتیس میزنم

خودم رو آتیش میزنم و مسئولیت جان من با نخست وزیره

ببین اینجام رو هم آتیش میزنم

خودمو آتیش میزنم و نخست وزیر هم با این عذاب وجدان می میره

همه بدونن که قاتل من نخست وزیره

اینجامو رو هم آتیش میزنم پاچه شلوارم رو هم آتیش میزنم

خفه شدم بهم آب بده

بگیر آب رو بگیر بگیر

بنزین بنزین گلو م رو سوزوند

یه سیگار بهم بده پسر

من بخاطر تو (نخست وزیر) اینجا چه کارها که نکردم چه وعده هایی که ندادم

آدم حداقل یک زنگی میزنه

حال و روز من رو ببین وضعیتی که توش گرفتار شدم رو ببین

همش تقصیر عشقه همش

تو هنوز توی همون خونه هستی؟ بچه هات به سن مدرسه رفتن رسیدن؟

خیلی داغونم

فکر کنم الان یک تماس تلفنی داریم

الو

سلام ماجده خانم من نخست وزیر هستم

نخست وزیرم ، نخست وزیرم

بگو دارم میام اونجا چی میشه بگو دیگه

با سیگار خودم رو آتیش میزنما بخدا خودم رو آتیش میزنما

باشه داداشم چه اصراری داری تو باشه میام

حدس میزدم نقشه ام بگیره

خاکستر سیگار خاکستر سیگار افتاد روم

پتویی چیزی برام بیار ماجده

ول کن منو

بله بینندگان عزیز نخست وزیر بطور رسمی به جزیره دیکبورون تشریف فرما خواهند شد

دوستان همانطور که میدونید امروز ما در یک یوم الله از خواب بیدار شدیم چون قراره نخست وزیر فردا از این مسیری که میبینید به شبه جزیره ما بیاد

کاری که ما باید بکنیم اینه که برای نخست وزیر چنان

مراسم پیشوازی ترتیب بدیم که هرگز فراموش ش نشه

صالح ، پسرم یا اینو عوض کن یا یه نو ش رو بخر

باشه رئیس اون با من

چنان مراسم پیشوازی باشه که تا عمر داره مارو فراموش نکنه

بله حالا ایده هاتون رو می شنوم

رئیس میخوام با صدای بلند فکر کنم

چطوره یه جو پر جنب و جوش با گروه های رژه، طبل و شیپور و رقصنده ها و آتش بازی داشته باشیم

خودم که با این فکر زیاد حال کردم بنظرم خیلی خوب میشه

به نظر من نمیشه

به نظر من که اصلا نمیشه

بختیار

رئیس من به عنوان مدیر روابط عمومی شهرداری یه همچین ایده ای دارم

تصور کنید شما یک تیشرت سفید چسبان به تن کردید

و با نسیمی که از امواج دریا به سمت شما میاد ، خیس شدید

و نخست وزیر با جت اسکی از میان امواج وارد میشه

پیاده میشه

و شما به سمت همدیگه میدوید و با علاقه شدید همدیگر رو در آغوش می گیرید

این چطوره؟

البته باید قبل ش آقای نخست وزیر رو از پدرش خواستگاری کنیم

اینجوری فوق العاده میشه

فوق العاده و ک.... خر بختیار

با ایده های چرت و پرت ت پیش من نیا

بختیار

اگه یکبار دیگه دهنم رو باز کنم ، نامردم

اون جوراب هاتو هم دربیار

یک جوراب اداری پا ت کن

بله نظر دیگه ای نیست؟

رئیس من میخوام از آدم ها یک برج درست کنم و شما رو هم بالای اون برج سوار کنم

اینم نه

این ایده چی؟

میدان های شهر تزئین شده

همه جا چراغونی شده بچه ها سرود میخونن و بالای تیر برق یک بنر نصب شده و اسم شما و نخست وزیر کنار هم روی اون بنر نوشته شده

بعدش هم شما دقیقا بالای اون تیر برق می شینید

پسرم چرا تو اینهمه اصرار داری منو روی چیزی بشونی؟

صالح تو دقیقا جلوی لوله توپ جنگی واستادی

توپ جنگی

توپ ، توپ ، توپ ، توپ

یافتم

رئیس پیدا کردم ایندفعه دیگه پیدا کردم

اون توپ های جنگی که از زمان جنگ برامون مونده هستن اا میگم که وقتی نخست وزیر اومد با اون توپ ها به سمت دریا توپ بترکونیم

یافتم

به سمت دریا توپ بترکونیم

همه چیز رو که من پیدا میکنم پس تو به چه دردی میخوری آقای هیلمی؟

رئیس ، ما امروز زیاد روی فرم نبودیم

بلند شید ، حاضر بشید ، باید بریم

یک روز بعد

خوب شد که اومدی آقای نخست وزیر

به ما هم سر بزن آقای نخست وزیر

با من یکی میشی

خوش آمدید آقای نخست وزیر

سه تا سلفی گرفتم کافیه بازم به من رای بده

صالح 3 ساعته جلوی آینه ایستادم تا ببینم کدوم کت و شلوار رو باید تن م کنم خیلی هیجان دارم ، میخوام همه چیز عالی باشه

تا خود صبح توی تختخواب هی این ور و اون ور غلتیدم ، خوابم نبرد از استرس دیدن نخست وزیر

کجاست پس اونی که قرار توپ رو بترکونه

دقیقا جلوتون واستاده آقای شهردار

دایی پایدار که قراره توپ هارو بترکونه گوش به فرمان شماست

این آقا

سلام عموجان

عالیه ، کی ایشون رو پیدا کرد؟

من پیداش کردم رئیس

من اگه کار رو به اینا می سپردم میرفتن یک آدم مَشنگ می آوردن

آفرین هیلمی آفرین

عمو جان چشم ت به من باشه تا من اشاره دادم توپ رو میترکونی،باشه؟

بسیار خب ، اگه مقدمات کار تمومه ما بریم سخرانی رو شروع کنیم

هنگامی که میخواستم قدرت رو تصاحب کنم از شما چه سوالی پرسیدم؟ پرسیدم با من یکی میشی؟

گفتم آقای نخست وزیر خواهد آمد

و الان داره میاد

نخست وزیر داره میاد

ریانا رو هم گفتیم

نخست وزیر داره میاد ، نخست وزیر داره میاد

جناب نخست وزیر خوش آمدید

عمو پایدار ، بترکون

اون کشتی آمریکایی که داره غرق میشه؟

بله آقای شهردار

کشتی جنگی آمریکایی بود که در نتیجه شلیک توپ های ما و ایجاد سوراخ در بدنه میانی و نفوذ آب به درون کشتی ، در حال غرق شدنه

آقای مدیر الان چکار کنیم؟

جناب معاون الان چکار کنیم؟

الان چکار کنیم آقای شهردار؟

الان چکار کنیم آقای نخست وزیر؟

آقای نخست وزیر یک ثانیه به من مهلت بدید تا توضیح بدم یک اشتباهی شده

لطفا شیشه رو باز کنید

آقای نخست وزیر برای شام جوجه پختیم کجا تشریف میبرید لطفا بمونید

تورو خدا بمونید نمیتونم حرف بزنم

قرار بود مرغ بخوریم مرغ

مرغ الان توی فر داره میپزه

مرغ سرخ شده

مرغ

چیز مهمی نیست ، اصلا نترسید

تنها کاری که میتونیم بکنیم

اینه که به کسی چیزی نگیم

اگه به کسی چیزی نگیم کسی هم نمیفهمه ، باشه

تو کجا داری فرار میکنی مَشنگ؟

مثل بازی کامپیوتری نبرد کشتی ها ، کشتی رو غرق کردی مَردک

نخست وزیر رُو ش رو از من برگردوند ، رو ش رو

تو یکی به تنهایی ریدی به اعلامیه چهارده ماده‌ای ویلسون که 100 سال قدمت داشت

اما

به خودتون ترس راه ندید

اکه به کسی نگیم کسی هم نمیفهمه

ضرب مثل : دست میشکنه اما آستین پیراهن روش میمونه

Overnight Republic subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left