Her Private Life

Her Private Life (그녀의 사생활)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Her Private Life Episode 10
Neginell - LILIAM - DoNyA @PersianDreamTeam

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-05-10
تعداد دانلود: 25
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ما واقعا رابطه ی خاصی داریم

شما و من

ببین

ما نقاشی های لی سول رو دوست داریم

27,000.

29,000 30,000

صبر کنید

لطفا نقاشی ای که خریدید رو بهم بفروشید

ما تو یه آپارتمان زندگی می کنیم

شما اینجا کار می کنید؟

می تونم کمکتون کنم؟

آرتیست مورد علاقه ام آشنای شماست

یه جلسه با آرتیست؟

جمع آوره

چا شیان از وایت اوشن

چی؟

کت ، یه کت مشابه داریم که خانم سونگ پوشید

اینو بپوش

با اینکه کت دردسر سازی بود

ولی بازم رابطه ی خاصیه

نه ، سرنوشته

بفرما

ممنون - خواهش می کنم -

متصدی سونگ کو؟

رفت کارگاه

گفتن می خوان چوب بفرستن ولی هیچکی تو کارگاه نبود

خب؟

من ازش نخواستم ، خودش گفت میره

باید تو این جلسه باشه چرا رفت کارگاه؟

حالش خوب نیست؟

خانم سونگ امروز یه کم کلافه بود

جلسه با آقای چا و خانم چوی کِیه؟

دو ظهر

... پس ساعت یک - راستش -

من یه جلسه ی مهم تر قبلش دارم

بعدش میام استودیو

اگر شیان هم نمی خندونتت

یعنی خیلی مریضی

اولین بار بود می دیدم خانم سونگ نمی خنده

هر بار نگاهش می کردم می خندید

خیال می کردم طرفدارمه

لطفا جلسه رو ادامه بدید

رایان - داداش -

داره میره پیش خانم سونگ؟

باید بهم می گفت مریضه

متصدی سونگ؟

متصدی سونگ

مدیر گلد

نمی خواستم ازتون بپرسم

واقعا نمی خواستم بپرسم

... ولی رابطه ی الکی با من

کجاش سخت بود؟

خیلی ازش متنفر بودید؟

آره

چرا خیلی متنفر بودید؟

... هر روز بهت زنگ نمی زدم

یا نمی خواستم بیای دیدنم

فقط یه مدت کوتاهی باید تظاهر می کردی

انقدر سخت و پر استرس بود؟

من خیلی هیجان زده و خوشحال بودم

... انقدر - چون الکی بود -

چون الکی بود ازش متنفر بودم

می خواستم واقعا باهات قرار بذارم

سلام؟

کسی هست؟

ببخشید ، کسی هست؟

سلام؟

هیچکی نیست؟

.:: قلبی که صاحب داره ::.

نمایشگاه دو ماه دیگه برگزار می شه خیلی وقتمون تنگه

تو هم توش شرکت می کنی؟

ایناها

مدیر گلد هم این نقاشی رو دوست داره

در کل 9 تا نقاشیه

می خوام همشونو جمع کنم و به نمایش بذارم

یه لحظه ببخشید - حتما -

هیچکی تو کارگاه نیست من میرم

حتما گرسنه ای - من نبودم -

تو این شرایطم گرسنه ای؟

گفتم من نبودم

چون یه کم پیش قهوه خوردم غذام داره هضم می شه

بریم یه چی بخوریم؟ - آره -

وایسا

چیه؟

چراغ قوه ، چراغ قوه ست

چراغ قوه؟ - آره -

قشنگه - واقعا؟ -

خانم نام

به جای شرکت انتشارانی باید کتاب فروشی می زدی

مجله ی مومنت اینجاست

می خواستم بدونم چرا یهو فروشش رفته بالا

پس به لطف مدیر گلد بوده

واقعا لیاقت دوک می رو داره

پس من چی ، مامان؟

تو چی؟

من لیاقت دوک می رو ندارم؟

... چه شوخی بی مزه

نام اون گی

... من تنها مردی هستم که

دوک می رو بهتر از خودش می شناسه

رفته بودم چوب ها رو تحویل بگیرم

حالا شرمنده ی خانم چوی می شم

شاید بهتره برگردیم سر جلسه تو استودیو

.. شیان - از چی من خوشت اومد؟ -

جان؟

کی قلبت لرزید؟

منظورتونو متوجه نمی شم

یه کم پیش گفتی ها

موندم کِی شروع شده

وقتی واسه رابطه الکیمون عکس گرفتیم؟

یا تو کابینِ ان هو سوک بود؟

... یا وقتی چشم هامو

تو خونه ات بستی؟ - مدیر گلد -

کیم باپ می خوای؟

من دلم کیم باپ می خواد دفعه ی پیش زیاد نخوردم

چطوره کیم باپ بخوریم؟

کیم باپ؟ - کیم باپ -

کیم باپ تند؟ - آره -

بفرما

راستی ، تنده ها

هنوز خونه اتو تمیز نکردی؟

سردته؟ - نه خوبم -

پس این منظره ی شب سئوله

منظره ی شب خونه ی شما بهتر نیست؟

اینطوره؟

راستش ، منم چون منظره رو دوست داشتم این خونه رو خریدم

پنت هاوسه

پنت هاوس؟

دفعه ی بعد که اثاث کشی کردی یه خونه آسانسور دار بگیر

یکی می خوای؟

چرا نه؟ یکی امتحان کن

ببخشید

عیب نداره

همینجوریش چند تا از لباس هامو خراب کردی

مگه فقط دو تا نبود؟

تو مثلا کره ای هستی چرا بلد نیستی چاپ استیک بگیری؟

چی؟ ، خیلی هم خوب بلدم

بایدم فکر کنی خوب بلدی

شما خوب بلدی؟ - خوب بلدم -

به این می گید خوب؟ - البته -

تو خارج هم بلد بودید؟

به سلامت ، خانم نام - اون گی -

متاسفم

یهویی؟

واسه چی؟

نمی دونستم

باورم نمی شه چیزی درباره احساسات پسرم نمی دونستم

به هر حال ، من که بزرگت نکردم

اگر می دونستم دوک می رو ... دوست داری حتما

مامان

خودمم نمی دونستم

همین تازگی فهمیدم

مثل یه احمق

پس به جا عذاب وجدان واسم آرزوی موفقیت کن

خب

خدافظ

فردا با خانم چوی و شیان حرف می زنم و بهشون توضیح می دم

باشه ، مدیر گلد

متصدی سونگ - بله ، مدیر گلد؟ -

دوک می

بله ، مدیر گلد؟

حالا دیگه قرار می ذاریم؟

دیگه تظاهر که نمی کنیم؟

تو کره اگه کسی رو ببوسی و باهاش قرار نذاری میفتی هلفدونی

معلومه که قرار می ذاریم

آخه الان خیلی رسمی حرف زدی

چطوره با اسم همو صدا بزنیم؟

رایان؟

هی رایان

... وایسا ، این یه کم

اسم مستعار دوستانه ای هست باهاش صدام کنی؟

اسم مستعار دوستانه ... می تونم

شیرِ عوضی

از حالا به بعد غیر رسمی صدات می زنم

فردا می بینمت - باشه -

چون الکی بود ازش متنفر بودم

می خواستم واقعا باهات قرار بذارم

کاش می تونستم خاطره ام رو ضبط کنم

می خوام همش پخشش کنم

می خوام ازش اسکرین بگیرم

اسکرین بگیرم ، فوتوشاپش کنم و گیف بسازم

لاته ، کسی که عاشقشی ممکنه قلبت رو به بازی نگرفته باشه

... شاید فقط یه کم فاصله گرفته

چون نمی دونسته چه حسی داره و نمی خواسته آسیب ببینه

راستش منم همین کار رو کردم

پس یه بار دیگه دل و جرئت به خرج بده موفق باشی

ممنونم ، شیان زندگیمه

سونجو - دوک می ، اینو ببین -

سونگ مین واسم خریده

واقعا؟ چه نازه

گذاشته بودش تو کمد تا غافلگیرم کنه

واقعا؟ چه قدر باهوشه

اگه نبود که زنش نمی شدم

... شوهرم - دارم با آقا شیره قرار می ذارم -

چی؟ - ... گفتم که -

ازم خوشش میاد

یالا با جزئیات تعریف کن

اصلا یه وضعی

می بینم که بزرگ شدی

دوک می - بله؟ -

More Farsi Persian subtitles for Her Private Life

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left