نخستین 200 خط.
منو نمیشناسی
مگه اینکه قضیه من و تام سویر رو بدونی
کجاها بودیم
و باهم چیکارا کردیم
!هاکوبری
احترام بابات رو نگه دار پسرجان
به خیالت داری کجا میری؟
تن لشت رو بیار اینجا
تام نزدیک ترین چیز به یه خانواده واقعی بود که داشتم
اون دنیایی رو تصور میکرد که توش ما با یه ماجراجویی
همه مشکلاتمون رو از بین میبریم
وقتی گنجمون رو پیدا کردیم دیگه لازم نیست پیش بابات زندگی کنی
میتونی هرجا دلت خواست زندگی کنی، باشه؟
من به فکرتم
انگار هر ثانیه که میگذشت
اون یه نقشه جدید واسمون میکشید
بزرگترین نقشهش پیدا کردن گنجینه مورل بود
شاید لازم نباشه بهتون بگم
که جان اندروز مورل، یه سارق بدنام بود
افسانهها میگن قبل از این که مورل بمیره
ثروتش رو یه جایی تو شهر پنهان کرد
که سرنخهاش به این مکان میرسه
ولی تا امروز هیچکس پیداش نکرده
تام فکر میکرد خیلی به مورل شباهت داره
پس طبیعتاً اون تنها کسیه که میتونه گنج رو پیدا کنه
یه دزد باید مثل یه دزد دیگه فکر کنه
از نظر تام، بی اجازه وارد شدن و بقیه قوانین
شامل شکارچیهای گنج نمیشد
این رمز مخصوص ما بود
حقیقت اینه که فقط ما دنبال گنج نبودیم
خیلی برام مهم نبود
که ماجراجوییهامون هیچوقت عاقبت خوبی نداشت
!تام
هاک - !تام -
تام همیشه یه چیز بزرگ پیش رو داشت
رویایی که بهش دلخوش باشه
حتی اگه به نظر میرسید فقط بد بیاری های بیشتری تو راهه
این رویایی بود که ارزش دنبال کردن رو داشت
همیشه و همیشه
گمونم به چشم غریبهها، دنیای من و تام از هم جدا شده
ممکنه جایگاهمون فرق کنه
ولی اوضامون اونقدرام فرق نمیکنه
خودت رو پنج سال آینده کجا تصور میکنی آقای...فین؟
...بله، خب قربان، من، آه
گمونم خودم رو تصور میکنم که یه شغل خوب پیدا کردم
کار خودت رو توی نیروی پلیس در یک کلمه چطور توصیف میکنی؟
عالی، در اشتیاق نبرد قهرمان مردمی
عالی در نبرد...جنگ آزموده
یک کلمه، تام - قهرمان -
قهرمان - پلیس -
تو شغلت رو به عنوان یه پلیس توصیف میکنی
آه...نمیدونم
شاید یه خانواده
هیچوقت نداشتم
وقتی زندانی هستی داشتن یه خانواده سخته
به همین خاطر دیگه اینجا برنمیگردم
منو کاراگاه کن - نه -
سید کاراگاهه و یه احمق هم هست
چه قشنگ راجب داداشت حرف میزنی - برادر ناتنی -
ستوان، آه ببخشید شپرسون رو انداختم بیرون
کارت خوب بود، سید - ممنون -
اگه ما رو ببخشی، تام جریمه بنویس، به کارت برس
بعد از یه عالمه سال دنبال کردن داستان جن و پری
اکثر مردم آماده ان که بیخیال بشن
ولی تام سویر، "اکثر مردم" نیست
هی، تام - هاکوبری فین -
چراغا رو واسه تو روشن گذاشتم
به یاد قدیما
اه لعنتی، میدونی، باید مثل آتیش بازی میشد
مثلا....هاک برگشته
تو پلیس شدی
اوه، آره
گفتم اگه سید تفنگ داشته باشه منم باید داشته باشم
هی، ممنون که اونتو راجب من چیزی نگفتی، پسر
خیلی لطف کردی
یه چیزی برات آوردم
گفتم تو که اونتو از این چیزا زیاد گیرت نمیاد
یه خورده از کیک خوردم ولی هنوز نصفش مونده
پیش اون بیوه میمونی؟
آره، فعلا - باشه، ایول، پسر -
ایندفعه دیگه اوضاع فرق میکنه تضمین میکنم
بعدا تو مهمونی خفنت راجبش بیشتر حرف میزنیم واست برنامه یه مهمونی ریختیم
آره، پسر، من و تو
هاکوبری فین و تام سویر، رفیق فقط صبر کن
بیا
نگاش کن - از دیدنت خوشحالم -
منم همینطور، پسر بیا از اینجا بزنیم بیرون، باشه؟
اون جای مزخرف رو فراموشش کن، خب؟
باید عقب بشینی، شرمنده قانونشه
باشه - کله رو بپا -
تو دستگیر شدی
فقط انگار اهمیتی نداره
که میدونی یه دورانی داشتی و باید فراموشش کنی
باید بزرگ شی
بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن
حتی وقتی باید عوض شده باشن
گروه سارقها
قسمت اول
تو مایه شرمندگی من نیستی
خدا جون، لطفا به این بره ی شرمنده
و بیچاره کمک کن
که راهش رو پیدا کنه
اون رو در راه خودت قرار بده و اشتباهاتش رو ببخش
آمین
احساس میکنم جواب داد ممنون
خب، تا وقتی که خلاف نکنی میتونی اینجا بخوابی
اگه میخوای کار پیدا کنی باید آدم حسابی به نظر برسی
باشه
~ MoieN ~
پوست مار
بدشانسی
برگشتی، کار پیدا کردن چطور بود؟
خیلی خوب بود
جورج، میخوام فردا برگردی
و شاخههای اون درخت افرا پشت خونه رو هرس کنی
باشه، اول باید اینو تموم کنم
بعد میرم سراغ اونجا و بعدش بوتههای گل رُز
دارم میگم پیاده رو پشت خونه مسدود شده و نمیشه همینجوری بمونه
شاخههای حیاط پشتی رو
فردا هرس کن
اوه آره، حیاط پشتی
فردا قیچی هرس رو میارم و ردیفش میکنم
ممنون
چطور انگلیسی بلد نیستن
!میو !میو ! میو
میو - !میو -
امیدوارم واسه مهمونی آماده باشی، رفیق
،آه میدونی چیه؟ یادم رفت این یه...این یه مهمونی غافلگیریه
...پس
باشه - ایول -
یجور رفتار کن انگار غافلگیر شدی، باشه؟
بچهها اینطوری خیلی خوشحال میشن - گرفتم -
باشه، عالیه
مزخرف، خودش باز شد
اوه، سلام، ایمی
سلام، چه تیشرت خوشگلی
بارنز پایین تنهاس؟
خوبه، میریم ببینیم
ببخشید
اوه، نه
وای خدا، خیلی تاریکه، شرط میبندم اصلا کسی این پایین نیست
! سورپرایز
شوخی بود، غافلگیرش کردیم
...غافلگیرش کردیم
رادیو رو روشن کن
رادیو این پایین کار نمیکنه - میشه باهات حرف بزنم؟ -
الان داری لباس میشوری؟ - لباس زیرات همه کثیفن -
زندان چطوره؟ بد، مگه نه؟
یه پنجره باز کن - پنجره نداره، تام، اینجا زیرزمینه -
بنظر خیلی عجیب میاد - خب،حالاهرچی، بیاید شروع کنیم -
خب، میخوایم واسه این هاکوبری فین یه مهمونی به مناسبت برگشتن بگیریم
با شمارش من ...سه، دو، یک
بعدش بهم زدن
اوه هاک، داشت یادم میرفت
یه هدیه کوچولو به مناسبت برگشتن برات آوردم
هنوز از این چیزا آنلاین میفروشن
و کارو کاسبی هم خیلی خوب پیش میره
این جدید ترین مدل منه و فکر کردم ازش خوشت بیاد
"اونیکی ماشینم مسیحی ـه"
"اونیکی ماشینم مسیحی ـه"
باید یکی دیگه درست کنی که میگه " اونیکی ماشینم ماهی میگیره"
ماهی گرفتن، خیلی عامیانه تره
قرار نبود کادو بیاریم ...منم قبلا بهش کیک دادم، پس
خیلی خوشحالیم که هاک برگشته، درسته؟ بخاطر همین اینجاییم
تا باورش کنیم، و براش جشن بگیریم
این یه مهمونیه، خب؟ خوش برگشتی، هاک، درسته؟
این واسه توئه پسر
و این یه جلسه هم هست پس بیاید جلسه رو شروع کنیم
میدونم شما بچهها چی فکر میکنید
هاک تو زندان بوده، نمیخوام به اون چیز ربطی داشته باشم، حتی منم نمیخوام
ولی فکر نمیکنم هاک همه چی رو اشتباه انجام داده باشه
و این حرف یه پلیسه
میدونید پلیسای دیگه چیکار میکنن؟ میشینن و مادربزرگهای شما رو جریمه میکنن
میذارن جنایتکارای واقعی با هرکاری که کردن قسر در برن
آدمای ناجور رو میکنن کاراگاه
میدونید...نکته اینجاس که اونا هیچ چشم اندازی ندارن
هیچ تصوری ندارن
و این چیزیه که وضع الان ما رو به وجود آورده
یه فرصت پیش اومده
که جنایتکارهای واقعی تقاص پس بدن
تا وقتی که ما، آدمای خوب هستیم
واسه خودمون به حسابشون میرسیم
پس اگه با من هستید
اونطور که میبینم
این میشه اولین جلسهی
گروه سارقها
گفتی سارق، تام؟
اینطوری بهش فکر کن
رابین هود و دارودسته اش
از ثروتمند میدزدن، میدن به فقیر یه مقدار پول هم نگه میدارن
پول رو نگه میدارن، فهمیدی؟ من یه سوگند نوشتم که تو جیبمه
ما آدم بدا هستیم؟ - نه، ما قهرمانیم -
بنظر که آدم بدا هستیم
وقتی از جنایتکارا دزدی میکنی
باعث میشه دزدی بیشتر یه کار خوب باشه تا یه کار بد
...صبر کنین تا من - ولی بازم غیر قانونیه، مگه نه؟ -
بن، تو میخوای همه عمرت رو توی تعمیرگاه ماشین واسه بارنز کار کنی؟
مجبور شی از برادر ناتنیت پول قرض بگیری؟
من برادر ناتنی ندارم
این یه مثال بود، ببین
No comments yet. Be the first to leave one.